فهرست کشته گان رده بالای نظامی
در حمله روزهای گذشته دشمن آمریکایی و اسرائیلی
فهرست کشته گان رده بالای نظامی
در حمله روزهای گذشته دشمن آمریکایی و اسرائیلی
خشونت دولتی همیشه با گلوله آغاز نمی شود؛ گاه با حذف نام شروع میشود. پیش از بدنی بر زمین بیفتد، هویت از آن گرفته می شود. پیش از آن که جاری شود، انسان به عدد، پرونده یا «مورد» تقلیل مییابد. دولتها وقتی میکشند، همزمان فراموشی را نیز سازماندهی میکنند.
بدن بینام، بدن رها شده در حاشیه تاریخ است. بدنی که میشود اما روایت نمیشود. دفن میشود اما سوگواری ندارد. حذف میشود اما به رسمیت شناخته نمیشود. این بدنها نهتنها قربانی قربانیاند، بلکه قربانی سکوت و انکار نیز هستند.
خشونت دولتی یک کنش لحظهای نیست؛ سازوکاری است که از قانون، رسانه، زندان و خیابان عبور میکند. این خشونت با شروع میشود، با سرکوب ادامه مییابد و با پاککردن آنها کامل میشود. بدنهایی که نام ندارند، دقیقاً محصول همین سازوکارند هستند.
وقتی مرگ به «حادثه»، «درگیری» یا «خودکشی» تقلیل داده میشود، شکست از سطح سطح زبانی منتقل میشود. زبان، به ابزار دوم قتل بدل میشود؛ قتلی که حافظه را هدف میگیرد.
دولتها از بدن نمیترسند؛ از نام میترسند. نام، امکان روایت است و روایت، امکان اعتراض. بدن بینام، بدن بیخطر است؛ زیرا نمیتواند به خاطرهٔ جمعی بدل شود. به همین دلیل است که نامها حذف میشوند، تصاویر سانسور میگردند و سوگواری جرمانگاری میشود.
نامبردن، اولین شکل مقاومت است. گفتن نامها، نوشتن داستانها و ثبت حافظه، کنشی سیاسی و اخلاقی است. هر بار که بدنی بینام دوباره به نام خوانده میشود، بخشی از پروژه خشونت فرو میریزد.
بدنهای بینام، تا زمانی که روایت نمیشوند، همچنان قربانی خواهند بود. اما حافظه، دشمن سازمانیافته است. جایی که نام زنده میماند، قدرت مطلق فرو میپاشد
بیش از شصت نویسنده و هنرمند برجسته ادبیات کودک و نوجوان، با انتشار بیانیهای، صدای اعتراض خود را علیه کودکان بلند کردند. این بیانیه یک موضعگیری سیاسی، بلکه فریادی انسانی در برابر خشونتی است که مستقیماً آینده جهان را هدف گرفته است.
در متن این بیانیه آمده است: «زندگی یک کودک، آینده سراسر جهان است». جملهای که نشان میدهد قتل کودکان تنها حذف یک انسان نیست، بلکه از بین میرود.
ادبیات کودک همیشه قلمرو رؤیا، تخیل و امید بوده است. نویسندهای که برای کودک مینویسد، پاسدار جهانی انسانی است. اکنون که همین نویسندگان زبان به اعتراض گشودهاند، معنایش روشن است: رؤیاها در خطرند و سکوت دیگر ممکن نیست.
دعوت نویسندگان به بازگویی داستانها، تلاشی برای زنده نگهداشتن حافظه جمعی است. قدرتهای سرکوبگر بیش از هر چیز از روایت میترسند؛ از نامهایی که فراموش نمیکنند و داستانهایی که خاموش نمیشوند.
در پایان، این بیانیه از وجدانهای آزاد جهان میخواهد که در کنار کودکان ایران بایستند و فراموشی را نمیپذیرند. فراموشی در این معنا، نه حافظه، بلکه کمتر اخلاقی است.
تا زمانی که نام کودکان قربانی زنده بماند و داستانهای ناتمامشان روایت شود، انسانیت هنوز نخورده است. ادبیات کودک، اینبار نه برای خواب، که برای بیداری نوشته میشود
در حالی که مقامات رسمی در ایران تلاش میکنند تا تلفات واقعی را بسازند، روایتهای درز از درون بیمارستانها و مراکز درمانی، پرده از فاجعههای انسانی برمیدارد که در سکوت و پشت درهای بسته در حال حاضر هستند.
کادر درمان که خود در خط مقدم مواجهه با این بحران قرار دارند، با پذیرش خطرات امنیتی بزرگ، گزارشهایی از وضعیت فاجعهبار سردخانهها و اورژانسها ارائه دادهاند که توصیفکننده سطوح بیسابقه از سیستمهای نظامی است. طبق گزارشهای اختصاصی منتشر شده در بیبیسی فارسی ، فشار بر بیمارستانهای پرسنل برای سکوت و پنهان کاری به حدی رسیده است که بسیاری از پزشکان و پرستاران، شاهدان عینی صحنههایی بودهاند که تنها در مناطق جنگی قابل تصور هستند. از جمله انباشت اجساد در نمازخانهها و سردخانههای موقت به دلیل تکمیل ظرفیت مراکز رسمی.
بر اساس این روایتهای تکانها که با مستندات عفو بین الملل و دیدبان حقوق بشر همخوانی دارد، نیروهای امنیتی به طور مستقیم در مدیریت فضای درمانی مداخله کرده و حتی ورودی مجروحان را کنترل میکنند. کادر درمان گزارش کرد که به دلیل کثرت کشتهشدگان در برخی شهرها، سردخانهها بیمارستانها دیگر گنجایشها و مقامات ناچار شدهاند پیکر جانباختگان را در مکانهایی مانند نمازخانه بیمارستان یا کانتینرهای یخچالدار نگهداری کنند. گزارشهای بیبیسی فارسی همچنین به یورش مأموران لباسشخصی به بخشهای آیسییو برای رسیدگی به معترضان مجروح اشاره دارد. اقدامی که نه تنها اخلاق پزشکی است، بلکه همه پروتکلهای حقوق بشری بینالمللی را میکند و باعث میشود که بیش از آنها از مراجعه به ترس، علیرغم احکام شدید، از بیمارستان خودداری کنند.
علاوه بر این، پزشکان و پرستاران از الگوهای جراحات خاص سخن میگویند که نشاندهنده شلیک از فاصله نزدیک و هدف قرار دادن نقاط حساس بدن مانند سر و قلب است. این مشاهدات میدانی، ادعای مقامات مبنی بر خویشتنداری نیروهای امنیتی را به طور کامل رد میکند. بر اساس گزارشهای ایران اینترنشنال ، در برخی موارد، باید کنترل شود و تحت نظارت مقامات، گواهیهای فوتهایی با ایجاد انواع «ایست قلبی» یا «بیماری زمینههای» صادر شوند تا از ثبت قتلهای رسمی ناشی از تیراندازی جلوگیری شود. تهدید به ابطال پروانه پزشکی و بازداشتهای خودسرانه پزشکانی که به معترضان کمک کردهاند، فضایی از رعب و وحشت را در محیطهای درمانی حاکم کرده است، اما با این وجود، انتقال مخفیانه دارو و تجهیزات به خانههای مجروحان توسط پرستاران، فصلی جدید از مقاومت مدنی را رقم زده است.
در همین راستا، گزارشهای جدید از هدفمندی کادر درمان در شهرهای ملتهب خبر میدهند. نیروهای امنیتی با پزشکانی که در شبکههای اجتماعی یا در محافل خصوصی نسبت به وضعیت غیرانسانی بیمارستانها اعتراض کردهاند، اقدام به جلوگیری از آنها به «نشر اکاذیب» و «همکاری با معاندان» کردهاند. نشان میدهد که اسامی متخصصان از جراحان و بیهوشی در ایلام، کرمانشاه و تهران در فهرستیهای بعدی قرار دارند. این پزشکان تنها از حق مداوا محروم شدهاند، بلکه در بازداشتگاهها تحت فشار روانی شدید هستند تا شهادتهای عینی خود را در مورد انباشت اجساد در نمازخانهها تکذیب کنند. این برخورد قهری با نخبگان پزشکی، خطر جدی را برای فروپاشی اخلاق حرفهای و امنیت شغلی در نظام سلامت ایران به صدا درآورده است.
در نهایت، میتوانم چنین نتیجهای را بگیرم که بیمارستانهای ایران به جای پناهگاهی امن برای آسیبدیدگان باشند، بخشی از ماشین سرکوب و پنهانکاری حاکمیت تبدیل شدهاند. روایتهای کادر درمان، سندی انکارناپذیر از جنایاتی است که با هدف مرعوب کردن جامعه انجام میشود، اما افشای این جزئیات را نشان میدهد شکستِ استراتژی «تاریکی اطلاعاتی» دولت است. انباشت اجساد در نمازخانهها و سردخانههای غیررسمی، گویای واقعی است که با هیچ بیانیه رسمی قابل کتمان نیست. جامعه جهانی و نهادهای حقوق بشری باید با این شهادتهای عینی، فشارها را برای توقف فوری خشونتها و اجازه ورود ناظران مستقل به مراکز درمانی تشدید کنند. آنچه امروز در راهروهای بیمارستانهای ایران میگذرد، نه تنها یک بحران درمانی، بلکه سیاهی بر وجودان بشری است که نیازمند واکنشی قاطع و فوری برای نجات جان انسانهای بیدفاع است.
استفاده از سلاحهای بین اراذل در اطلاعات سپاه پاسداران تا شلیک تیر خلاص به زخمیها، استفاده از ماشینهای یخچالدار شرکت میهن برای حمل اجساد و کندن گوشواره و گردنبند دختربچههای جانباخته.
کاظم (نام مستعار)، ۴۰ ساله و ساکن تهران که شغل آزاد دارد، یکی از کسانی است که در دو شب پنجشنبه ۱۸ و جمعه ۱۹ دی ماه به عنوان بخشی از ماشین سرکوب در خیابانهای تهران حضور دارند.
او که بهدلیل وابستگیهای خانودگی پیش میرود از این که با برخی نهادهای حکومتی در ارتباط بوده است، میگوید در جریان یک اتفاق و به خاطر آنچه یک اشتباه بد میخواند، مدتی نسبتا طولانی در بازداشت اطلاعات سپاهداران بوده و با قول همکاری آزاد شده است.
این روایت میکند که در یکی از خیابانهای جنوب تهران، بالای سر معترضی رفته که مجروح شده و خون زیادی از او رفته است: «التماس کرد که بچههای کوچک دارم، نزن».
کاظم میگوید به او گفته خودش را به مردن بزند تا به او تیر خلاص نزند، اما دقایقی شاهد بود که: «یک موتورسیکلت کنار این مرد مجروح شد. مامور با پا لگدی به او زد و وقتی از زنده بودنش مطمئن شد، از فاصله نزدیک به سرش شلیک کرد.»
اما هولناکترین روایت این مامور سرکوب، مربوط به کودکان است.
کاظم با توجه به اینکه تعداد کودکانی که در دو شب سرکوب در صادقیه و منطقهای در جنوب تهران کشته شدهاند، تخمین میزند دستکم ۲۰۰ کودک در آن دو شب در تهران کشته شدهاند.
او میگوید: «مثل اعتراضات ۱۴۰۱، اینجا هم از ماشینهای یخچالدار بستنی میهن استفاده میشود. از آنها برای درمان و جابهجایی اجساد معترضان استفاده میشود. من خودم به بار کردن پیکرها کمک کردم.»
اما مسئله فقط کشتن مردم نبوده و ماموران کشتار، حق غنیمت گرفتن هم برای خود قائل بوده اند.
کاظم میگوید: «داشتیم در یکی از مناطق تهران کشتهها را در یک ماشین میبینم، میبینم که یک دختربچه را قبل از این که یک دختربچه ۹ یا ۱۰ ساله را در کامیون بیندازد، گردنبند و گوشوارهاش را کند و بگذارد، کشته شده است».
سازمان حقوق بشر ایران هم در گزارشی که ۱۴ بهمن منتشر کرد، با استناد به یکی از بیمارستانها در استان لرستان، نیروهای امنیتی را تایید کرد.
فرانس ۲۴ و عفو بین الملل-دفتر سوئیس، در گزارش های خود از خودروهای حمل مواد غذایی و کانتینرها برای جابهجایی پیکر جان باخته ها را تایید کرده اند.
سکوتِ تکراری روسیه در مقابل جنگ علیه ایران
فهرست کشته گان رده بالای نظامی در حمله روزهای گذشته دشمن آمریکایی و اسرائیلی بنیاد آثار حفظ و نشر ارزشهای دفاع مقدس و مقاومت اعلام کرد...