جنجال فرزندان مقامات
از واشنگتن تا تهران/
بعد از دختر لاریجانی نوبت دیگران میرسد؟

جنجال فرزندان مقامات
از واشنگتن تا تهران/
بعد از دختر لاریجانی نوبت دیگران میرسد؟

به گزارش سازمان حقوق بشری، در روز نهم بهمن ۱۴۰۴ مصادف با ۲۹ ژانویه ۲۰۲۶، اتحادیه اروپا، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران را در فهرست سازمانهای تروریستی قرار داده است.
نقش زنان در صلحسازی؛ از حاشیهنشینی تا کنشگری مؤثر
نقش زنان در فرآیندهای صلحسازی در دهههای اخیر بهعنوان یکی از عوامل کلیدی برای دستیابی به صلح پایدار و عادلانه مورد توجه جامعهی بینالمللی قرار گرفته است. تجربهی درگیریهای مسلحانه در نقاط مختلف جهان نشان داده است که صلحی که بدون مشارکت معنادار زنان شکل میگیرد، اغلب شکننده، ناپایدار و ناعادلانه است. زنان نهتنها از قربانیان اصلی جنگ و خشونت هستند، بلکه بهعنوان کنشگران اجتماعی، میانجیگران محلی و رهبران مدنی، نقشی حیاتی در بازسازی جوامع پس از بحران ایفا میکنند.
زنان در دوران جنگ و منازعه، مسئولیتهای چندگانهای بر عهده میگیرند؛ از مراقبت از خانواده و کودکان گرفته تا تأمین معیشت و حفظ شبکههای اجتماعی در شرایط فروپاشی ساختارهای رسمی. این تجربهی زیسته، به آنها درک عمیقتری از نیازهای واقعی جوامع آسیبدیده میدهد. به همین دلیل، مشارکت زنان در مذاکرات صلح میتواند به طرح اولویتهایی منجر شود که اغلب در مذاکرات مردمحور نادیده گرفته میشوند، از جمله آموزش، سلامت، عدالت انتقالی، حمایت از قربانیان و بازسازی اجتماعی.
مطالعات متعدد سازمان ملل و نهادهای پژوهشی نشان دادهاند که حضور زنان در مذاکرات صلح با افزایش احتمال دستیابی به توافق و دوام بلندمدت آن ارتباط مستقیم دارد. زنان اغلب رویکردهای فراگیرتر و مبتنی بر گفتوگو را ترویج میکنند و تلاش دارند گروههای حاشیهنشین، اقلیتها و قربانیان را نیز در فرآیند تصمیمگیری وارد کنند. این رویکرد فراگیر، به افزایش مشروعیت توافقات صلح در میان مردم کمک میکند و مانع بازتولید چرخههای خشونت میشود.
با وجود این شواهد، زنان همچنان در بسیاری از فرآیندهای رسمی صلحسازی به حاشیه رانده میشوند. ساختارهای مردسالارانه، تبعیضهای جنسیتی، تهدیدهای امنیتی و محدودیتهای فرهنگی از جمله موانعی هستند که مشارکت فعال زنان را محدود میکنند. در برخی کشورها، زنان فعال در صلحسازی با تهدید، تخریب شخصیت و حتی خشونت فیزیکی مواجه میشوند، امری که هزینهی کنشگری را برای آنها بهشدت افزایش میدهد.
چارچوبهای بینالمللی، بهویژه قطعنامهی ۱۳۲۵ شورای امنیت سازمان ملل دربارهی «زنان، صلح و امنیت»، بر ضرورت مشارکت کامل، برابر و معنادار زنان در تمامی مراحل پیشگیری از منازعه، مدیریت بحران و بازسازی پس از جنگ تأکید دارد. با این حال، شکاف میان تعهدات رسمی و اجرای عملی این سیاستها همچنان قابل توجه است. بسیاری از دولتها این تعهدات را بهصورت نمادین پذیرفتهاند، اما در عمل منابع، حمایت سیاسی و سازوکارهای لازم برای تحقق آن را فراهم نکردهاند.
نقش سازمانهای محلی زنان در صلحسازی نیز اهمیت ویژهای دارد. این سازمانها اغلب در خط مقدم کمکرسانی، میانجیگری محلی و حمایت از قربانیان خشونت قرار دارند و از اعتماد اجتماعی بالایی برخوردارند. تجربه نشان داده است که صلح از پایین، یعنی از سطح جوامع محلی، زمانی پایدارتر خواهد بود که زنان بهعنوان بازیگران اصلی در آن نقش داشته باشند.
در نهایت، صلح بدون برابری جنسیتی، صلحی ناقص است. توانمندسازی زنان، تضمین امنیت آنها، حذف موانع قانونی و فرهنگی و ایجاد فضا برای رهبری زنان در فرآیندهای صلح، نهتنها یک مطالبهی حقوق بشری، بلکه یک ضرورت عملی برای دستیابی به صلح پایدار است. آیندهی صلح جهانی به میزان جدی گرفتن نقش زنان در تصمیمگیریها و به رسمیت شناختن آنها ب
برای مردمی که آزادی را با خونشان هجی کردند
ایران
نامت دیگر فقط نام یک سرزمین نیست؛
زخمیست باز،
بر تن تاریخ.
کوچههایت شاهدند
که چگونه زندگی
زیر چکمهٔ ترس
به زانو درنیامد،
بلکه ایستاد
و تا آخرین نفس
نه گفت.
مردم تو
قهرمانان افسانهای نبودند؛
دخترانی بودند با موهای باز و آیندههای نیمهتمام،
پسرانی با دستهای خالی
و قلبهایی پر از حق.
آدمهای معمولی
که فقط نخواستند تحقیر را عادی بپذیرند.
خون ریخته شد
نه از سر هیجان
بلکه از اجبار؛
وقتی انتخابی نمانده بود
جز ایستادن
یا محو شدن.
هیچ چیز در این رنج زیبا نیست.
مرگ، حتی وقتی برای آزادی باشد،
افتخار نیست؛
فاجعه است.
و حقیقت همینقدر تلخ است.
اما چیزی در این تاریکی هست
که نمیشود کشت:
یاد.
نامها.
صدایی که یکبار بلند شده
دیگر به سکوت قبلی برنمیگردد.
ایران
تو هنوز آزادی نداری،
اما دیگر همانی نیستی
که بودی.
خون، تاریخ را عقب نمیبرد؛
جهتش را عوض میکند.
و ما
چه بخواهیم چه نخواهیم
وارث این خونیم:
نه برای اسطورهسازی،
بلکه برای فراموش نکردن
و برای اینکه دروغ را
به اسم واقعیت نپذیریم.
آزادی هنوز نیامده،
اما دیگر
غریبه هم نیست!!!
بهار که میآید،
دنیا انگار دوباره جرأتِ شروع پیدا میکند.
شاخههایی که تا دیروز ساکت بودند،
یواشیواش حرف میزنند
و زمین نفس عمیق میکشد،
انگار از یک خوابِ طولانی بیدار شده باشد.
بهار فصلِ «میشود» است؛
میشود دوباره خندید،
میشود دل را از غبارِ دیروز تکاند،
میشود به آیندهای فکر کرد
که هنوز درد نگرفته است.
هوا بوی امید میدهد
و آدم دلش میخواهد
با هر شکوفه،
یک ترسِ قدیمی را جا بگذارد.
در بهار یاد میگیری
بعد از هر زمستانی
راهی هست برای سبز شدن.
حتی دلهایی که ترک برداشتهاند
بلدند دوباره جوانه بزنند.
بهار آرام در گوشِ زندگی میگوید:
«ادامه بده…
هنوز وقتِ شکفتن است.» 🌱
یکی از حقوق بنیادین و مسلم هر انسانی، حق حیات است. اگر محیطی که انسان در آن زندگی میکند آسیب ببیند، حق حیات و کرامت او نیز، که وابسته به محیط پیرامونش است، دچار مخاطره می شود. بنابراین، حق حیات و کرامت انسانی، مبنای حق بر داشتن محیط زیست سالم است. حق بر محیط زیست سالم به عنوان یکی از حقوق بنیادین، همپایه ی حقوقی چون آزادی و برابری مطرح می شود. به طوری که در اصل اول اعلامیه ی استکهلم آمده است که: “انسان از حقوقی بنیادین برای داشتن آزادی، برابری و شرایط مناسب زندگی در محیط زیستی که به او اجازه ی زندگی با حیثیت و سعادتمندانه را بدهد، برخوردار است. وی رسماً مسئولیت حفاظت و بهبود محیط زیست را برای نسل های حاضر و آینده برعهده دارد.”
حق بر داشتن محیط زیست سالم، بر اساس دسته بندی کارل واساک، در نسل سوم حقوق بشر جای می گیرد. نسل سوم حقوق بشر در ادامه ی نسل های اول به عنوان حقوق مدنی و سیاسی و دوم به عنوان حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی به عنوان حقوق همبستگی شناخته می شوند. به لحاظ بررسی ویژگی های متفاوت این نسل های سه گانه می توان گفت که، نسل اول حقوق بشر عمدتاً از جنس حقوق سلبی هستند که نیازمند عدم مداخله و رفع مزاحمت یا عمل منفی دولت است؛ مثلاً برای آزادی بیان، وظیفه ی دولت آن است که زحمتش را کم کند و مردم را به خاطر بیان آزادانه یا اندیشه هایشان، محدود نسازد. اما ویژگی نسل دوم حقوق بشر بر عکس است و تحقق آن نیازمند اقدام و عمل مثبت از طرف دولت است؛ مثلاً برای حق اشتغال، دولت باید برای تحقق آن برنامه های خاصی را به اجرا در بیاورد. ویژگی نسل سوم حقوق بشر آن است که این حقوق، به قول کارل واساک، هم می تواند علیه دولت ها باشد و هم می تواند مورد حمایت دولت ها قرار بگیرد. یعنی تحقق این حقوق نیازمند همکاری و اقدام دسته جمعی همه، اعم از دولت ها، افراد و اشخاص حقوقی است و اجرای آن بدون این تلاش همگانی میسر نخواهد بود.
حق بر داشتن محیط زیست سالم در عرصهی بین المللی عمدتاً پس از جنگ جهانی دوم توسط کارشناسان و سیاستمداران مطرح شد؛ ولی با این حال در اعلامیه ی جهانی حقوق بشر و میثاقین (میثاق حقوق مدنی و سیاسی و میثاق حقوق اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی) از آن سخنی به میان نیامد. در عرصه ی بین المللی اسنادی در خصوص حق بر محیط زیست سالم به تصویب رسیده است که مهم ترین آن ها عبارتند از: اعلامیه ی استکهلم، منشور جهانی طبیعت، اعلامیه ی لاهه، اعلامیه ی ریو، اعلامیه ی وین و اعلامیه ی هزاره ی سوم سازمان ملل متحد. اما در این زمینه هیچ کنوانسیون جهانی یا عام وجود ندارد تا دولت ها را ملزم و متعهد به رعایت مفاد آن نماید. این نقص را کنوانسیون های منطقه ای تا حدی جبران نموده اند. در زمینه ی حق بر محیط زیست اسناد حقوق بشری منطقه ای زیادی وجود دارد که دارای قواعد الزام آوری هستند و مهم ترین آن ها عبارتند از: منشور آفریقایی حقوق بشر مصوب 1981 و پروتکل الحاقی به کنوانسیون امریکایی حقوق بشر مصوب 1998؛ هم چنین علی رغم این که کنوانسیون اروپایی حقوق بشر به حق بر محیط زیست اشاره ننموده است ولی دادگاه اروپایی حقوق بشر درباره ی دعاوی مربوط به خسارات زیست محیطی با استناد به مواد 6 و 8 این کنوانسیون، حق بر محیط زیست سالم را مورد تایید قرار داده است.
در پی تحولات بین المللی در زمینه ی حقوق محیط زیست، حقوق داخلی ایران نیز تا حدی توانسته این حقوق را مورد شناسایی قرار دهد و برای پاسداری از آن مقرراتی وضع نماید. اصل 50 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران مقرر میدارد: “در جمهوری اسلامی، حفاظت محیط زیست که نسل امروز و نسل های بعد باید در آن حیات اجتماعی رو به رشدی داشته باشند، وظیفه ی عمومی تلقی می گردد. از این رو فعالیت های اقتصادی و غیر آن که با آلودگی محیط زیست یا تخریب غیر قابل جبران آن ملازمه پیدا کند، ممنوع است.”
علاوه بر اشاره ی قانون اساسی، قوانین عادی و مقررات متعددی درباره ی حفاظت از محیط زیست چه پیش از انقلاب عمدتاً و چه پس از انقلاب کم و بیش تصویب شده است که عبارتند از: قانون حفظ و گسترش فضای سبز جلوگیری از قطع بی رویه ی درخت مصوب 1352، قانون حفاظت و بهسازی محیط زیست مصوب 1353، قانون شکار و صید مصوب 1346، قانون نحوه ی جلوگیری از آلودگی هوا مصوب 1374، قانون حفاظت و بهره برداری از جنگل ها و مراتع مصوب 1346، قانون شهرداری مصوب 1334 و اصلاحات بعدی، قانون آب و نحوه ی ملی شدن آن مصوب 1347، قانون مناطق دریایی ایران در خلیج فارس و دریای عمان مصوب 1372 و غیره.
ایران به بسیاری از کنوانسیون ها و پروتکل های بین المللی و منطقه ای در زمینه ی حفاظت از محیط زیست و مسائل مربوط به آن پیوسته است از جمله: کنوانسیون مربوط به مداخله در دریاهای آزاد در صورت بروز سوانح آلودگی نفتی 1969، کنوانسیون مربوط به تالاب های مهم بین المللی رامسر 1971، کنوانسیون تجارت بین المللی گونه های جانوران و گیاهان وحشی در معرض خطر انقراض و نابودی 1973، کنوانسیون وین جهت حفاظت از لایه ی اوزون 1987، پروتکل ایمنی زیستی 2000.
سازمان های داخلی متعددی نیز ماموریت حفاظت از محیط زیست را برعهده دارند که عمدتاً عبارتند از: سازمان حفاظت از محیط زیست که ریاست آن بر عهده ی یکی از معاونان رئیس جمهور می باشد (خانم معصومه ابتکار در حال حاضر این مقام برعهده دارد)، سازمان جنگل ها و مراتع کشور، وزارت بهداشت، شرکت سهامی شیلات ایران، شوراهای اسلامی شهر و روستا، شهرداری ها، سازمان انرژی اتمی ایران و غیره.
در قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 نیز ضمانت اجراهای کیفری در زمینهی حفاظت از محیط زیست پیش بینی شده است که عمده ی مواد مربوط به آن در ذیل فصل بیست و پنجم کتاب تعزیرات جای می گیرند از جمله مواد 901 تا 915.
در پایان شایان ذکر است که در ایران، حقوق محیط زیست به طور کلی و احترام به حق بر داشتن محیط زیست سالم به طور خاص به رغم پیشرفت های صورت گرفته، هم به لحاظ نظام حقوقی از سازمان و جامعیت کافی برخوردار نیست و هم به لحاظ اجرای آن حقوق از طریق عملکرد دولت و جامعهی مدنی با چالش های زیادی روبه رو است. امید است که این خطه از کره ی زمین که امانتی است متعلق به نسل های آینده، از گزند بحران های زیست محیطی دنیای معاصر در پرتو احترام به حق شهروندان بر داشتن محیط زیست سالم در امان بماند.
جنجال فرزندان مقامات از واشنگتن تا تهران/ بعد از دختر لاریجانی نوبت دیگران میرسد؟ وزارت خارجه آمریکا رسما از اخراج فرزندان مقامات ایر...