۱۴۰۵ فروردین ۱, شنبه

ایرانیان نوروز را با بیم و امید درخارج برگزار میکنند


ایرانیان نوروز را با بیم و امید درخارج برگزار می‌کنند


میلیون‌ها ایرانی هر سال نوروز را جشن می‌گیرند. اما نوروز به دلیل جنگ فضایی کاملاً متفاوت است به طوری که این جشن باستانی به صحنه هایی از احساسات متضاد تبدیل شده است از شادی تا ابهام در آینده



میلیون‌ها ایرانی هر سال نوروز را جشن می‌گیرند. اما نوروز به دلیل جنگ فضایی کاملاً متفاوت است به طوری که این جشن باستانی با احساسات متضاد، از شادی تا ابهام در مورد آینده همراه است. 

جنگ جاری در میان ایران، اسرائیل و آمریکا در چند روز متفاوت و بیشتر منطقه و حتی بازارهای جهانی را تحت تأثیر قرار داد.مختل زندگی روزمره عادی را نیز کرده است. مناطق مناطق نزدیک مناطق مسکونی رخ می‌دهند و خرابی و وحشتناک به بار می‌آورند. گزارش‌های زیادی در ارتباط با قربانی‌شدن شهروندان عادی نیز منتشر شد. از کودکان مدرسە میناب گرفته تا شهروندانی کە در شهرهای مختلف ایران جان خود را از دست داده اند. همزمان بیخبری از وضعیت عزیزان به دلیل قطعی کامل ارتباطات، فضایی از ابهام و وحشت ایجاد کرده است.

در این جو پرتنش، ایرانیان خارج از کشور با احساسات دوگانه به استقبال نوروز رفته‌اند. جشنی که امسال بیشتر از همیشه نماد مقاومت و امید به آزادی شده، اما سایه جنگ و بیخبری از عزیزان بر آن سنگینی می‌کند.

دوگانگی احساسی ایرانیان خارج از کشور

«از طرفی از مرگ خامنه‌ای و سران رژیم جمهوری اسلامی خوشحالم و از طرفی هم وضعیت حاضر من را ناراحت می‌کند».

اینها گفتەهای رامین است، یک دانشجوی ایرانی ساکن ایالات متحده آمریکا. او از وجود یک دوگانگی می‌گوید. از یک سو از مرگ پایە بلند جمهوری اسلامی و احتمالاً خوشحال است و از اینکه وضعیت ایجاد شده بیم دارد.

رامین می‌گوید که نزدیک به پنج روز در تهران با خانواده‌اش در تماس است. خانه‌ای که رامین در آن بزرگ‌شده است، در نزدیکی یک پایگاه قرار می‌گیرد که در روزهای آخر هدف حمله موشکی قرار گرفته بود. مادرش در آخرین مکالمه تلفنی به او گفته بود: «حال ما خوب است. اگر دوباره با هم صحبت کنیم، مواظب خودت باش و نوروز پیروز».

او می‌گوید که بر اثر انفجار و حمله به پایگاه بسیج مجاور، به خانه آنها آسیب جدی وارد می‌شود و درها و پنجره‌ها شکسته‌اند و شیشها هم می‌خوردند. او به این نتیجه رسید که دقیقاً از واقعیت خبر ندارد و نگران خانواده‌اش برای آرامش خاطر اوست، حقیقت را پنهان کرده است.

سفره هفت سین Creative Touch Imaging Ltd./NurPhoto/picture alliance

تاثیر جنگ بر کسب وکارهای ایرانی‌ها در آلمان

در آلمان نیز جو مشابهی حاکم است. صاحب یک رستوران ایرانی در کلن که به دلیل اهمیت دادن به برخی از کسب‌وکارهای ایرانیان در این کشور خواستار هویتش فاش نشده است، گفت که رستوران نوروز امسال به مراتب خلوت‌تر از همیشه بوده است.

او میگوید: «هر ساله در ماه نوروز مشتریان زیادی داشته اند. اما این روزها خبری از جشن ها و دورهمی های همیشگی نیست» او گفت. «بیشتر مشتریانم با ترس و نگرانی وضعیت ایران را دنبال می‌کنند و در عین حال امید دارند که این آخرین نوروز در این شرایط باشد.»

امید بە تغییر بزرگ زیر سایە جنگ

شبنم، دانشجوی ایرانی مقیم آلمان، از تغییر رفتار خود سخن می‌گوید. او که سالهای گذشته همیشه سفره هفت‌سینی پهن می‌کرد، از این کار خودداری کرده است.

شبنم در ادامە می‌گوید: «بخشی از وجودم را خوشحالی از مرگ دیکتاتور و قاتلان مردم ایران فرا گرفته و بخشی را هم ترس». او افزود که به دلیل قطع کامل اینترنت در ایران با خانواده‌اش ارتباط برقرار می‌کند و این بیخبری را به شدت مضطرب کرده است.
شبنم ادامه می‌کند که "مرگ می‌شود غیر فعال‌کننده‌های نظامی به شدت من را آزردە می‌کند. وضعیت جاری غیرقابل تحمل است و هیچ وقت آن را نمی‌خواهم. 

کردهای ایرانی، که نوروز در فرهنگشان با مقاومت و مبارزه با آمیخته است، امسال نیز مراسم بزرگی برگزار می شود. دست‌کم دو جشن نوروز در شهرهای بن و فرانکفورت آلمان برای روز ۲۱ مارس برنامه‌ریزی شده‌اند که منتظران میزبان ده‌ها هزار ساکن اروپا هستند.   

اسرین، اهل کرمانشاه و ساکن دوسلدورف، که در یکی از این مراسم‌ها حضور خواهند داشت، به دویچه وله فارسی گفت: «وضعیت عجیبی است. امید و ابهام. اما نوروز برای من یعنی مقاومت. امسال کە جنگ است حتما در مراسم نوروز شرکت می‌کنم و برای آزادی پایکوبی می‌کنیم»با وجود همه این نگرانی‌ها، بسیاری از ایرانیان خارج از کشور هنوز به سنت‌های دیرینه خود پایبندند. شاید با رزق و برق‌سال‌های گذشتە نه، اما بسیاری از آن‌ها می‌گویند کە کماکان نوروز را جشن می‌گیرند. به امید "پایان عمر حکومتی که دهه‌ها سایه بر زندگی افکنده" و ایرانی نگاهها در مورد آیندەای کە در راه است

رهبر جدید ایران در کما بوده و ایا حالا مرده


ارتش دفاعی اسراییل نوشته 

مجتبی خامنه ای در کما بوده و ایا  حالا مرده


 ‏یکی از دوستان ریزشی که در سپاه ولی امر بود به من گفت که تا هفته پیش در بیمارستان لقمان ،سینا و مروستی سه تیم مجزا مستقر شده بودند برای اینکه محل بستری مجتبی خامنه‌ای مشخص نشه،او اما در بیمارستان سینا بوده،دو پایش قطع شده بود و دست و سرش ضربات جدی دیده بودند.

اما حالا هر سه تیم پایان ماموریت خوردند .
مجتبی هفته گذشته در کما فوت کرده است، جمهوری اسلامی احتمالا هرگز مرگ او را تا سرنگونی‌اش اعلام نخواهد کرد چرا که هیچ جانشینی برای او ندارد و مجلس خبرگان محال است برای انتخاب فرددیگری به اجماع برسد و سپاه پاسداران با همین رهبر مرده تا سرنگونی به پیش خواهد رفت
مدافع کانون دفاع از حقوق بشر در ایران 

خاورمیانه پس از جنگ

  خاورمیانه پس از جنگ

میدان جدیدی از  رقابت برای اعراب

 چه آینده ای در انتظار خاورمیانه بعد از جنگ است؟




▫️در صورت آتش بس احتمالی ایران با اسرائیل و امریکا، اگرچه خاورمیانه با آتش‌بسی شکننده اما با پرسش‌های راهبردی روبه‌رو شده است. آنچه اکنون اهمیت دارد، نه فقط توقف موقت حملات، که فهم معمای جدید پیش روی کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس است.

▫️قطر و عمان که در طول جنگ نیز نقش میانجی را حفظ کرده بودند، اکنون آشکارا از لزوم «بازسازی اعتماد» با تهران سخن می‌گویند. در پایتخت‌های دوحه و مسقط، دیپلمات‌ها مشغول رایزنی‌های پشت‌پرده‌ای هستند تا شاید بتوانند ایران را برای آتش بس متقاعد کنند

▫️عربستان سعودی و امارات متحده عربی موضعی محتاطانه‌تر و به ظاهر سخت‌گیرانه‌تر اتخاذ کرده‌اند. مقامات ارشد این دو کشور در نشست‌های اخیر خود بر «حفظ بازدارندگی» در برابر ایران تأکید کرده‌اند.


پایان دیکتاتور؛ آغاز زندگی

 پایان دیکتاتور؛ آغاز زندگی

آغاز

هیچ دیکتاتوری ابدی نیست و لحظه فروپاشی آن همان لحظه تولد دوباره یک ملت است

قدرتی که بر ترس بنا شد

سال‌ها سرکوب زندان اعدام و حذف صداهای مخالف تنها برای حفظ یک ساختار فرسوده به کار گرفته شد قدرتی که نه از رأی مردم بلکه از فضای امنیتی و حذف آزادی‌ها تغذیه می‌کرد حکومتی که بقای خود را در خاموش کردن زندگی جستجو می‌کرد


ملت علیه سایه سنگین استبداد

اما تاریخ نشان داده است که هیچ ملتی برای همیشه در تاریکی نمی‌ماند خیابان‌هایی که بارها با خون رنگین شدند امروز به حافظه‌ای زنده تبدیل شده‌اند حافظه‌ای که نام قربانیان را فریاد می‌زند و پایان دیکتاتوری را مطالبه می‌کند


فروپاشی ترس

مهم‌ترین اتفاق نه سقوط یک فرد بلکه فرو ریختن دیوار ترس است مردمی که دیگر نمی‌ترسند بزرگ‌ترین کابوس هر دیکتاتور هستند این همان نقطه‌ای است که قدرت پوشالی فرو می‌ریزد


ایران پس از دیکتاتور

ایران بدون سرکوب یعنی دانشگاهی که در آن اندیشه زندانی نمی‌شود رسانه‌ای که حقیقت را پنهان نمی‌کند اقتصادی که برای مردم است نه برای نهادهای قدرت خیابانی که در آن دختران و پسران بدون ترس قدم می‌زنند و آینده‌ای که دیگر از آنِ یک نسل سوخته نیست


زندگی زیباتر است وقتی آزادی نفس می‌کشد

زندگی پس از دیکتاتوری فقط یک تغییر سیاسی نیست بازگشت کرامت انسانی است بازگشت لبخند به مادرانی است که سال‌ها در انتظار بودند بازگشت امید به جوانانی است که رؤیاهایشان مصادره شده بود


پایان یک عصر آغاز یک تاریخ

پایان دیکتاتور پایان یک فرد نیست پایان یک دوره تاریک است و آغاز فصلی که در آن انسان بودن جرم نیست اعتراض حق است و آینده را مردم می‌نویسند


این پایان قطعی است

هیچ قدرتی نمی‌تواند در برابر اراده آگاه یک ملت دوام بیاورد آنچه باقی می‌ماند نه کاخ‌های قدرت بلکه نام کسانی است که برای آزادی ایستادند و روزی که خورشید بدون سانسور بر این سرزمین طلوع خواهد کرد


نقض حریم خصوصی، در پوشش حفظ امنیت عمومی

 نقض حریم خصوصی، در پوشش  حفظ امنیت عمومی




گزارش‌هایی که طی هفته‌های گذشته در فضای مجازی منتشر شده، ماموران امنیتی، با تعرض ‌به حریم خصوصی مردم در ایستگاه‌های مترو و در ادامه‌‌ی خشونت علیه زنان در موضوع حجاب اجباری، شکل ‌دیگری از خشونت عریان خود را به‌نمایش گذاشته‌اند.

 طبق این ‌گزارش‌ها، مسافران، هنگام تردد در ایستگاه‌های مترو، با مامورانی مواجه‌می‌شوند که بدون رضایت آن‌ها، تلفن همراه‌شان را با بهانه‌ی تایید اصالت مالکیت، ضبط و وارسی می‌کنند. مسئولان شرکت متروی تهران مدعی شده‌اند که موضوع کشف تلفن‌های سرقتی است و این ‌بازرسی‌ها ربطی به ریجستری گوشی‌های آیفون ۱۴و ۱۵ ندارد.

طی سال‌های گذشته، جمهوری اسلامی برای استفاده از گوشی‌های نسل جدید آیفون، تصمیماتی اتخاذ و محدودیت‌هایی ایجاد کرد که شهروندان یا شرکت‌های واردکننده، نقشی در تعیین آن‌ سیاست‌ها نداشتند. این‌که مردم به‌دلیل خرید و استفاده از یک گوشی خاص که در بازار موجود است، مورد پیگرد قرار گیرند، امری کاملاً غیرمنطقی است. به‌نظر می‌رسد که موضوع ربطی به ریجستری تلفن‌های همراه ندارد و اهداف پنهانی دیگری پشت این ‌طرح وجود دارد که باید مورد بررسی و نقد جدی قرارگیرد.

واقعیت این‌است که برای مردم مشخص نیست که ‌طرح بازرسی و بررسی گوشی‌های مسافران مترو، برای چه و به‌چه منظوری اجرا می‌شود؛ آن‌چه مشخص است، عملکرد پلیس در ایستگاه‌های مترو است. ماموران از مردم می‌خواهند با واردکردن یک کد، در گوشی موبایل، موسوم به «IMEI» (این‌کد، شماره‌ای ۱۵ رقمی است که به‌عنوان شناسه‌ی هر گوشی محسوب می‌شود و یکی از مناسب‌ترین ابزارها جهت دستیابی به‌اطلاعات و ردیابی گوشی موبایل محسوب می‌شود) مالکیت تلفن همراه خود را به ماموران اثبات نمایند. با آغاز طرح ریجستری تلفن‌های همراه، سامانه‌ی سراسری ثبت گوشی‌های همراه، با نام اختصاری «همتا» نیز راه‌اندازی شد. این‌سامانه، امکاناتی فراهم می‌کند که با واردکردن شناسه‌ی هر موبایل، مشخص شود که آن گوشی توسط چه‌شخصی فعال شده‌ است. براساس قوانین ایران همه‌ی گوشی‌های تلفن همراه، بلافاصله بعد از خرید، باید در سامانه‌ی همتا، ثبت شوند. جعل شناسه‌ی گوشی غیرقانونی است و برای آن مجازات تعیین شده ‌است. یکی از مزایای رجیستری گوشی‌ها با شناسه‌ی خاص، برای فرد، این ‌است که در مواقع ضروری، سرقتی بودن یا نبودن آن مشخص ‌می‌شود.

به ‌نظر می‌رسد که پلیس، در اجرای این‌ طرح، به‌جای حمایت از حقوق و حریم شخصی شهروندان، بر نظارت و کنترل گسترده‌ی آن‌ها تمرکز کرده‌ است. این ‌نگرانی زمانی بیش‌تر می‌شود که پلیس با نگرش اتهام‌آمیز، حریم خصوصی شهروندان را نقض و اقدام به تفتیش وسایل شخصی آنان می‌کند. این در حالی است که مطابق اصل ۲۵ قانون اساسی: «بازرسی و… استراق سمع و هرگونه تجسس ممنوع است، مگر به‌حکم قانون». در اصل ۳۷ نیز به‌صراحت آمده است: «اصل‏، برائت است و هیچ‌کس از نظر قانون مجرم شناخته نمی‌شود، مگر این‌که جرم او در دادگاه صالح ثابت گردد». علاوه بر این، قانون کیفری ایران نیز تاکید دارد که تفتیش اموال و اجناس مردم بدون این‌که اتهامی متوجه آن‌ها باشد، نوعی تعرض به حقوق ملت به‌شمار می‌رود و از دیدگاه قانون اساسی جمهوری اسلامی ممنوع است، پلیس در صورتی مجاز به تفتیش و بازرسی شهروندان است که جرم مشهودی رخ‌داده یا حکم قضایی برای این‌کار صادر شده باشد. با این‌حال، در عمل، این‌اصول قانونی نادیده گرفته می‌شوند و پلیس با اعمال قدرت فراقانونی، حقوق و آزادی‌های اساسی شهروندان را نقض و تحدید می‌کند.

عدم توجه به‌قوانین، در نظام‌های توتالیتر و حاکمیت‌های مطلقه، امری غیرعادی محسوب نمی‌شود، معمولاً در باور چنین حکمرانانی، آن‌جا که بحث «حقوق ملت» مطرح است، عمل‌نکردن و بی‌توجهی نسبت به‎‎‌آن، جزو «حقوق حاکمیتی» محسوب می‌شود. امکانات فراوانی که تلفن‌های همراه در ایجاد ارتباط نسبتاً امن برای کاربران، به‌ویژه منتقدان و مخالفان، ایجاد می‌کند، برای این‌ رژیم‌ها، از دو جهت حائز اهمیت است: از یک‌طرف، تلفن‌های همراه و امکانات فضای مجازی، این ‌امکان را ایجاد می‌کند که مخالفان بتوانند هم‌دیگر را پیدا کنند، بر روی مواضع مشترک توافق نمایند و نهایتاً برای انجام کنش‌های عملی هماهنگ شوند، از این‌جهت تهدیدی بالقوه محسوب می‌شود، چرا که می‌تواند پایه‌های قدرت را سست کند. از طرف دیگر همین‌ابزار می‌تواند به‌حفظ قدرت و سرکوب مخالفان کمک کند، دولت‌ها با نظارت بر تماس‌ها، پیام‌ها، سرچ‌های اینترنتی و بررسی فعالیت‌های آن‌ها در فضای مجازی می‌توانند مخالفان را ردیابی، کنترل و حتی دستگیر کنند. به این‌شکل مخالفان را پیشگیرانه هدف قرار می‌دهند و با ایجاد فضای ترس، تبعیت آن‌ها را حفظ می‌کنند و یا با دسترسی به تولید محتوای آن‌ها در فضای مجازی و گفتگوهای خصوصی، مستندات لازم جهت تشکیل پرونده‌ی قضایی و محکومیت آن‌ها در دادگاه را فراهم می‌آورند.

فناوری پیشرفته، این‌دولت‌ها را قادر می‌سازد با نصب نرم‌افزارهای جاسوسی، هک‌کردن دستگاه‌ها و جمع‌آوری انبوه داده‌ها، بدون رضایت یا اطلاع افراد، فعالیت‌های آنان را رصد و کنترل کنند. موضوع حائز اهمیت این ‌است که در چنین ‌سیستم‌هایی، مرز بین اجرای قانون و سرکوب سیاسی مبهم است. پلیس به‌جای حمایت از شهروندان، به‌عنوان مجری اراده‌ی رژیم عمل می‌کند و از اطلاعات جمع‌آوری‌شده از تلفن‌های همراه، برای سرکوب مخالفان، استفاده می‌نماید. چارچوب‌های قانونی در این‌ کشورها معمولاً به‌دولت اختیارات گسترده و کنترل نشده‌ای برای انجام چنین نظارتی، تحت پوشش امنیت ملی یا نظم عمومی، ارائه می‌دهد که شهروندان را در برابر نظارت‌های تهاجمی حکومت، بی‌دفاع می‌کند. ناگفته‌ نماند که نظارت و کنترل تلفن‌های همراه شهروندان، در نظام‌های‌مدرن نیز انجام می‌شود، در این‌نظام‌ها، نظارت و کنترل تلفن‌های همراه توسط پلیس و مقامات دولتی، فراگیر و سیستماتیک‌‌ و با اهدافی متفاوت‌ اجرا می‌گردد.

حال که پلیس، هدف خود از اجرای این‌طرح را، کشف گوشی‌های سرقتی اعلام می‌کند، روال قانونی و منطقی این ‌است که برای دستگیری سارقان تلفن‌های همراه، از روش‌های قانونی و تخصصی استفاده نماید، بدین‌گونه که با اجرای طرح‌های نظارتی و پیشگیرانه و نیز نصب دوربین‌های هوشمند در سیستم حمل و نقل، سارقان را شناسایی و عوامل خطرآفرین را مدیریت نماید. این‌که پلیس به‌بهانه‌ی مبارزه با سرقت، حریم خصوصی مردم را نقض ‌کند و بازرسی‌های غیرقانونی انجام دهد، امری غیرقانونی و غیراخلاقی است. آیا منطقی است که در شهری که سرقت‌های بسیاری از منازل رخ ‌می‌دهد، پلیس به‌تمام شهروندان به‌عنوان مظنون نگاه کند و خانه‌های همه را تفتیش‌کند؟ پاسخ روشن است.

به‌نظر می‌رسد، سپردن نقش‌هایی مانند برخورد با حجاب اجباری یا تفتیش و تفحص سلیقه‌ای به پلیس، نوعی نقش نظارتی سرکوب‌گرانه‌ی حکومتی است که با خواست و اراده‌ی جناح‌های خاصی صورت می‌گیرد. در قوانین موجود در خصوص وظایف نیروی انتظامی، هدف تشکیل این‌نهاد، استقرار نظم و آسایش عمومی و فردی مردم ایران درنظر گرفته‌شده و هیچ اشاره‌ای به رفتار سلیقه‌‌ای فردی یا جناحی در قانون نیروی انتظامی نشده‌است. پلیس ایران، زیر نظر قوه‌ی مجریه تشکیل‌شده و موظف به رعایت قوانین است.

متاسفانه در سال‌های اخیر، پلیس درگیر اجرای طرح‌هایی شده که بیش از آن‌که به امنیت عمومی مرتبط باشند، اهداف سیاسی و ایدئولوژیک را دنبال می‌کنند. جالب این‌جاست که برای توجیه رفتارهای غیرقانونی، رسیدگی به این ‌موضوع را خواست بخشی از جامعه عنوان می‌کنند تا از پاسخگویی در برابر افکار عمومی شانه خالی کنند. این ‌مسئله، نشان‌دهنده‌ی این‌ است که این ‌طرح‌ها، نه‌تنها از حمایت گسترده‌ای برخوردار نیستند، بلکه به‌عنوان ابزار سرکوب موقت و تحت فشارهای سیاسی خاص به‌کار می‌روند. مسلم است که پلیس نمی‌تواند به‌عنوان بازوی اجرایی جناح‌های خاص، در دل مردم رعب و وحشت ایجاد کند و زمینه‌های نوعی از کنترل و نظارت اجتماعی توهمی را در جامعه گسترش دهد تا به شهروندان القا نماید که در کنترل و نظارت پلیس هستند. همان‌طور که پیش‌تر در طرح موسوم به عفاف و حجاب، با نشان‌دادن فیلم‌های دوربین‌های هوشمند، قصد داشتند این ‌حس را در مردم ایجاد کنند که مرکز پلیس، به‌اطلاعات شخصی افراد دسترسی دارد و می‌تواند با شناسایی فرد از روی چهره، او را دستگیر و مورد پیگرد قانونی قرار ‌دهد.

مدافع کانون دفاع از حقوق بشر در ایران 

۱۴۰۴ اسفند ۲۹, جمعه

سال جدید مبارک یا تسلیت

 سال نو مبارک یا تسلیت 


سال جنگ

 سال کشتار مردم بیگناه 

سال قحطی و گرانی 

امید به سال جدید و حکومت جدید و ایرانی جدید 

مدافع کانون دفاع از حقوق بشر در ایران 

واقعیت جنگ و فرسایش تصورات اولیه در افکار عمومی

 

واقعیت جنگ و فرسایش

 تصورات اولیه در افکار عمومی



با گذشت بیش از ۳ هفته پس از حمله نظامی به ایران، بخشی از افکار عمومی که در آغاز این حملات را فرصتی برای تضعیف جمهوری اسلامی می‌دید، حالا با دیدن گسترش ویرانی، ناامنی روزمره و تداوم ساختار سرکوب، با تردید مواجه شده است.بر اساس گفت‌وگوهای دویچه‌وله با شماری از شهروندان و ارزیابی فضای عمومی، بیش از ۳ هفته پس از آغاز حملات نظامی آمریکا و ارتش اسرائیل به ایران، نشانه‌هایی از تغییر تدریجی در نگاه بخشی از افکار عمومی دیده می‌شود. در روزهای نخست، این تصور در میان بخشی از جامعه وجود داشت که حملات با هدف تضعیف ساختار سرکوب و ایجاد فضای لازم برای حضور مردم در خیابان و سقوط جمهوری اسلامی انجام می‌شود، به‌ویژه پس از کشتار گسترده معترضان در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی. اما گسترش دامنه حملات به زیرساخت‌ها و تداوم حضور نهادهای سرکوب، اکنون این انتظار اولیه را با واقعیتی متفاوت روبه‌رو کرده است.

از امید به تضعیف

تا تردید درباره نتیجه جنگ

در آغاز حملات، برای بخشی از افکار عمومی، منطق این جنگ با این گزاره همراه بود که فشار نظامی خارجی می‌تواند ساختار قدرت را متزلزل کند و فرصتی برای جامعه معترض فراهم آورد تا در خیابان حضور پیدا کند. این نگاه، به‌ویژه پس از سرکوب خونین اعتراضات دی‌ماه و کشته شدن هزاران نفر، برای شماری از مردم معنا و وزن بیشتری پیدا کرده بود.

اما با گذشت زمان، و پس از انتشار تصاویر حمله به نقاطی مانند میناب و همچنین ویدیوهای مربوط به آتش‌سوزی در خیابان‌های تهران، این تصور اولیه در حال فرسایش است. تصاویر منتشرشده از حملات به مخازن سوخت تهران، جاری شدن سوخت در خیابان‌ها، شعله‌ور شدن آتش و تیره شدن آسمان پایتخت، برای بسیاری از شهروندان این پرسش را ایجاد کرده که دامنه واقعی این جنگ تا کجا پیش خواهد رفت و هزینه آن را چه کسی خواهد پرداخت.

این تغییر نگاه، پس از حمله به فرودگاه‌ها، ورزشگاه‌ها، بیمارستان‌ها و دیگر اماکنی که گفته می‌شد محل استقرار نیروهای حکومتی هستند، شدت بیشتری گرفته است. حمله به پارس جنوبی نیز برای بخشی از افکار عمومی، استدلال‌های اولیه درباره هدف‌گیری محدود و سیاسی را زیر سؤال برده و این نگرانی را تقویت کرده که جنگ، بیش از آنکه به فروپاشی سریع قدرت منجر شود، در حال افزودن لایه‌ای تازه از ویرانی به بحران‌های موجود است.

زندگی در سایه ناامنی و اجبار

یکی از شهروندان ساکن تهران که نخواسته نامش فاش شود، به دویچه‌وله گفته است حکومت همچنان اصرار دارد کارمندان در محل کار حاضر شوند، در حالی که از نگاه بسیاری از مردم، همه‌جا ناامن است و کسی تمایلی به رفتن به محل کار ندارد. به گفته او، حاضر نشدن در محل کار می‌تواند به‌عنوان اعتصاب تلقی شود و همین مسئله فشار مضاعفی بر مردم وارد کرده است.

این شهروند همچنین گفته است بخش‌های مختلفی از زندگی روزمره تخریب شده و اگر جمهوری اسلامی سرنگون نشود، وضعیت از این هم بدتر خواهد شد. روایت مشابهی را شهروند دیگری در تهران مطرح کرده و به دویچه‌وله گفته است با وجود این همه خسارت، حکومت هنوز پابرجاست و همین مسئله باعث شده تصور اولیه درباره نتیجه جنگ، جای خود را به سرخوردگی و نگرانی بدهد.

این ارزیابی‌ها نشان می‌دهد مسئله فقط خود حملات نیست، بلکه فاصله میان انتظار از جنگ و واقعیت امروز است که بر ذهنیت عمومی اثر گذاشته است. برای بخشی از جامعه، قرار بود این جنگ به تغییر سریع موازنه قدرت منجر شود، اما اکنون آنچه دیده می‌شود، هم‌زمانی ویرانی، ناامنی و بقای ماشین سرکوب حکومتی است.

ترس از آینده، تداوم تحریم‌ها و بازگشت سرکوب

یکی از نگرانی‌های اصلی که در این روایت‌ها تکرار می‌شود، این است که اگر جمهوری اسلامی از این مرحله نیز عبور کند و در قدرت بماند، ایران با ترکیبی از بحران‌های قدیم و جدید روبه‌رو خواهد شد. این ایده با توجه به اظهارات مکرر ترامپ درباره الگوی ونزوئلا بیش از پیش تشدید شده است. در این سناریو، تحریم‌ها همچنان پابرجا می‌مانند، زیرساخت‌های آسیب‌دیده به مشکلات اقتصادی پیشین اضافه می‌شوند و حکومت نیز ممکن است برای جبران ضعف و بازسازی اقتدار خود، به سرکوبی شدیدتر روی آورد.

ترس از کشتار دی‌ماه هنوز در حافظه جامعه زنده است. حضور نیروهای سرکوب در خیابان‌ها و ادامه کنترل امنیتی نیز به بسیاری از مردم این پیام را می‌دهد که ماشین سرکوب نه از کار افتاده و نه حتی به‌طور جدی متوقف شده است. همین مسئله، شکاف میان امید اولیه و واقعیت فعلی را عمیق‌تر کرده است.

ابهام درباره پایان جنگ و فرسودگی روانی جامعه

افزون بر این، بخشی از فرسودگی روانی جامعه از آن‌جا ناشی می‌شود که مردم هنوز هیچ تصویر روشنی از نقطه پایان این جنگ ندارند. بسیاری نمی‌دانند آیا دونالد ترامپ در نهایت با بخشی از نیروهای درون ساختار جمهوری اسلامی به توافق خواهد رسید، یا حملات تا زمان تغییر حکومت ادامه پیدا می‌کند. هم‌زمان این پرسش نیز مطرح است که اگر ساختار قدرت فروبپاشد، آیا اپوزیسیون توان و آمادگی در دست گرفتن اداره کشور را دارد یا نه.

در کنار این ابهام‌ها، نگرانی درباره احتمال فروپاشی انسجام ملی، گسترش بی‌ثباتی یا حتی سناریوهای تجزیه نیز در ذهن بخشی از جامعه وجود دارد. مجموعه این پرسش‌های بی‌پاسخ، احساس نااطمینانی نسبت به آینده را تشدید کرده و به خستگی روانی، اضطراب و تغییر تدریجی نگاه افکار عمومی دامن زده است.

در چنین شرایطی، ابهام درباره آینده، نبود چشم‌اندازی روشن از سرنوشت جنگ و افزایش حس ناامیدی و وحشت، افکار عمومی را با پرسش‌های دشوارتری روبه‌رو کرده است. تغییر موضعی که اکنون در بخشی از جامعه دیده می‌شود، ناگهانی و یک‌باره نیست، اما به‌نظر می‌رسد روندی واقعی و رو به گسترش باشد؛ روندی که از دل تجربه مستقیم ناامنی، تخریب و تداوم قدرت حکومت بیرون آمده است

ایرانیان نوروز را با بیم و امید درخارج برگزار میکنند

ایرانیان نوروز را با بیم و امید درخارج برگزار می‌کنند   میلیون‌ها ایرانی هر سال نوروز را جشن می‌گیرند. اما نوروز به دلیل جنگ فضایی کاملاً مت...