۱۴۰۵ فروردین ۲۷, پنجشنبه

اصلاح طلبان ناصالح (اکبر هاشمی رفسنجانی

 

اصلاح طلبان ناصالح (اکبر هاشمی رفسنجانی)


ایران عزیز‌. ۴۵ سال است که این رژیم با دو دست چپ و راست مردم را فریب می‌دهد. یک دستش اصولگرای تندرو و سرکوبگر دست دیگرش اصلاح طلب ناصالح و ریاکار.

این‌ها نه اصلاح طلب‌اند نه ناجی. بلکه نگهبانان همان سیستم فاسد غارتگر و ضدایرانی‌اند که کشور را به خاک و خون کشیده. شعار اصلاح از درون فقط یک دروغ بزرگ بوده برای مشروعیت‌بخشی به ولایت فقیه. ادامه سرکوب و حفظ سفره‌های رانت و فساد. و اگر بخواهیم ریشه این فساد سازمان‌یافته و مافیای اقتصادی را پیدا کنیم باید مستقیم برویم سراغ پدرخوانده اصلاح طلبان. اکبر هاشمی رفسنجانی. مردی که با عنوان سردار سازندگی وارد تاریخ شد اما در عمل سردار غارتگری و معمار مافیای خانوادگی بود. بیایید مفصل و بی پروا  هر آنچه از کارنامه سیاه او و خاندانش می‌دانیم رو کنیم. چون این آدم و خانواده‌اش نماد واقعی فساد ریشه‌دار در این نظام‌اند.

هاشمی رفسنجانی متولد ۱۳۱۳ و درگذشته ۱۳۹۵. از همان روزهای اول انقلاب یکی از ستون‌های اصلی و غیرقابل جایگزین نظام بود. رئیس مجلس اول. رئیس جمهور دو دوره از ۱۳۶۸ تا ۱۳۷۶. رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام. رئیس مجلس خبرگان رهبری و ده‌ها سمت کلیدی دیگر. اما پشت همه این عناوین مقدس یک امپراتوری اقتصادی عظیم و تاریک ساخته شد که هنوز هم سایه سنگینش بر کل اقتصاد ایران افتاده. او و خانواده‌اش همیشه ادعا می‌کردند ثروتمون بعد از انقلاب کمتر شده. هاشمی خودش بارها تکرار می‌کرد که قبل از انقلاب ۲۰۰ تا ۳۰۰ قطعه زمین در قم داشته و حالا فقط ۲۰ قطعه مانده. اما مردم و رسانه‌های مستقل و گزارش‌های بین‌المللی این حرف‌ها را مسخره می‌دانستند. مجله فوربز در سال ۲۰۰۳ ثروت شخصی او را بیش از یک میلیارد دلار تخمین زد. رقمی نجومی برای آن دوران در ایران. شایعات اما خیلی بالاتر می‌رفتند. برخی منابع و گزارش‌های افشاگرانه می‌گفتند ثروت واقعی خانواده رفسنجانی به میلیاردها دلار رسیده. آن‌ها صاحب املاک لوکس در برج خلیفه دبی. هتل‌های گران‌قیمت. شرکت‌های صوری متعدد. بنیادهای عظیم و نفوذ کامل در بخش نفت. پتروشیمی. انبوه‌سازی و حتی دانشگاه آزاد اسلامی بودند که ارزشش را بین ۲۰ تا ۲۵ میلیارد دلار تخمین زده‌اند و عملاً به یک ماشین پولشویی خانوادگی تبدیل شده بود. 

هاشمی با شعار سازندگی بعد از جنگ تحمیلی آمد. خصوصی‌سازی‌های صوری. گرفتن وام‌های خارجی کلان. افزایش بی‌رویه نرخ ارز و سدسازی‌های عظیم و بی‌حساب. اما نتیجه واقعی‌اش چه بود. تورم نجومی که هنوز هم مردم از آن رنج می‌برند. شکاف طبقاتی وحشتناک و ایجاد شبکه‌های مافیایی طایفه‌ای که تا امروز ادامه دارد. منتقدان و گزارش‌های اقتصادی داخلی و خارجی می‌گویند سیاست‌های او دقیقاً بذر همان فساد ساختاری را کاشت که امروز همه جای اقتصاد ایران را گرفته. طبق محاسبات شفافیت بین‌الملل و برخی گزارش‌های داخلی. فساد اقتصادی در دولت او روزانه حدود ۲۳۹ هزار دلار بوده. رقمی که پایه بسیاری از غارت‌های بعدی شد و هنوز هم ادامه دارد. سدسازی‌های بی‌رویه‌اش هم فاجعه زیست‌محیطی عظیمی به بار آورد. دریاچه ارومیه خشک شد. رودخانه‌ها مردند. اما برای هاشمی مهم نبود. مهم فقط حفظ قدرت و پر کردن جیب خودش و اطرافیان بود. شایعات می‌گفتند حتی اعلام اولیه‌اش درباره ۱۰ میلیارد دلار ذخیره ارزی بعد از انقلاب هم بخشی از یک بازی بزرگ بوده تا مردم فکر کنند رژیم ثروتمند است. در حالی که بعداً گزارش‌ها نشان داد ذخایر واقعی خیلی بیشتر بوده و بخش عظیمی از آن ناپدید شده و به جیب مافیای خانوادگی و بنیادها رفته.

مافیای خانوادگی. فرزندان و غارت اموال عمومی.  

اینجا داستان واقعاً کثیف و شرم‌آور می‌شود. خانواده هاشمی به مافیای اقتصادی و حتی اختاپوس معروف شد. لقبی که برخی اصولگرایان مثل حمید رسایی به آن‌ها دادند و خانواده هم شکایت کردند اما هیچ‌وقت نتوانستند تکذیب کنند.  

مهدی هاشمی رفسنجانی. پسر سوم. معروف‌ترین و بدنام‌ترین پرونده فسادش مربوط به دریافت رشوه‌های کلان از شرکت‌های نفتی اروپایی برای قراردادهای پارس جنوبی است. شرکت نروژی Statoil بیش از ۱۵ میلیون دلار رشوه از طریق شرکت صوری Horton Investments که مستقیماً کنترل‌شده توسط مهدی بود پرداخت کرد. دادگاه‌های نروژ و فرانسه این پرونده را کامل بررسی کردند. شرکت فرانسوی Total هم درگیر بود و در سال ۲۰۱۸ دادگاه پاریس Total را به خاطر فساد مقام عمومی خارجی محکوم کرد. در ایران خود مهدی به ۱۰ یا ۱۵ سال زندان برای اختلاس. ارتشا و جرایم امنیتی محکوم شد. هرچند بعداً با حکم مشروط آزاد شد. شایعات اما خیلی بدتر و گسترده‌تر بودند. می‌گفتند او شریک مستقیم هتل‌های لوکس دبی مثل هتل ۲۰۰ و ویلاهای ساحل جمیره بوده. ثروتش افسانه‌ای است و حلقه اصلی همه رانت‌های نفتی و پتروشیمی در دهه‌های ۷۰ و ۸۰ بوده.  

محسن هاشمی رفسنجانی. پسر ارشد. که رئیس شورای شهر تهران شد و مترو ساخت. اما شایعات و گزارش‌ها از کنترل شرکت‌ها و بنیادهای عظیم داخل و خارج کشور حرف می‌زنند. املاک و سرمایه‌گذاری‌های میلیاردی او در دبی و ایران. حتی گفته می‌شد هلدینگ‌ها و بنیادهای مرتبط با خانواده صدها میلیون تا میلیاردها دلار سرمایه دارند و عملاً اقتصاد را به جیب خودشان می‌ریزند.  

یاسر هاشمی رفسنجانی. پسر کوچک. املاک لوکس در دبی و معاملات ملکی عظیم در تهران. شایعات ثروت او را صدها میلیون دلار تخمین می‌زدند و برخی منابع ادعا می‌کردند او هم در شبکه رانت‌های خارجی دست داشته.  

فائزه هاشمی. دخترش که گاهی با ظاهر منتقد جلوه می‌کرد. اما خانواده‌اش از همه رانت‌های سیاسی و اقتصادی بهره می‌برد. شایعات حتی به ثروت افسانه‌ای همسر هاشمی. عفت مرعشی. هم کشیده می‌شد. برخی ویدیوها و گزارش‌های افشاگرانه ادعا می‌کردند املاک و دارایی‌های عظیمی در اختیار خانواده است که از بیت‌المال و رانت‌های دولتی تأمین شده.

هاشمی با نفوذ عمیق در بنیادها مثل بنیاد مستضعفان. شرکت‌های صوری متعدد و شبکه‌های فامیلی گسترده. اقتصاد کشور را به جیب خودش و اطرافیانش سرازیر کرد. حتی بعد از مرگش در ۱۳۹۵. اصلاح طلبان از او به عنوان عقل معاش و پدر اصلاحات یاد می‌کردند و خاتمی و روحانی بر سر قبرش اشک تمساح می‌ریختند. در حالی که مردم عادی از تورم وحشتناک. فقر گسترده و غارت بی‌رحمانه ناله می‌کردند. شایعات مرگ او هم بسیار زیاد بود. برخی می‌گفتند مرگ طبیعی نبوده و حتی به روحانی یا رقبای داخلی نسبت می‌دادند. اما هیچ‌وقت هیچ‌کدام ثابت نشد و فقط به عنوان یک شایعه تاریک در تاریخ این رژیم ماند.

نقش سیاسی تاریک. از ادامه جنگ تا قتل‌های زنجیره‌ای.  

هاشمی نه تنها اقتصاد را غارت کرد. بلکه در سیاست هم دستش به خون و دروغ آلوده بود. در دهه ۶۰. در تصمیمات کلیدی جنگ تحمیلی نقش مستقیم داشت. حتی بعد از فتح خرمشهر. ادامه جنگ را ترویج می‌داد و هزاران جوان ایرانی را به کام مرگ فرستاد. در دوران ریاست جمهوری‌اش. قتل‌های زنجیره‌ای روشنفکران و مخالفان مثل داریوش فروهر. پروانه اسکندر. مجید شریف و ده‌ها نفر دیگر رخ داد. هرچند مستقیماً متهم نشد. اما جو امنیتی سنگین و عدم برخورد جدی با قاتلان دقیقاً در زمان او حاکم بود. شایعات می‌گفتند وزارت اطلاعات تحت نفوذ مستقیم او یا اطرافیانش بوده و قتل‌ها برای ساکت کردن هر صدای انتقادی انجام شده. بعداً هم در ماجرای میکونوس. ترور مخالفان در آلمان. نام هاشمی به عنوان یکی از متهمان اصلی مطرح شد و دادگاه آلمان حکم غیابی صادر کرد.  

اوشاید خودش را  مستقیما اصلاح طلب نمی نامید اما همیشه خودش را عمل‌گرا و میانه‌رو نشان می‌داد. اما در عمل. نظام ولایت فقیه را با تمام قدرت حفظ کرد. سرکوب را مدیریت کرد و فقط وقتی منافع خودش و خانواده‌اش به خطر افتاد. کمی اصلاح طلب شد. مثل حمایت از جنبش سبز ۸۸. شایعات زیادی هم درباره نقش پنهان او در قدرت‌گیری خامنه‌ای یا اختلافات عمیق اما پوشیده با او وجود داشت. از افشاگری‌های پنهان درباره ثروت فرزندان خامنه‌ای گرفته تا فشارهای متقابل و بازی‌های پشت‌پرده قدرت.

هاشمی رفسنجانی نشان داد اصلاح از درون یعنی غارت از درون. مافیای خانوادگی‌اش. تورم سازندگی‌اش. رشوه‌های نفتی فرزندانش. ثروت افسانه‌ای‌شان. املاک دبی. هتل‌ها. بنیادها. دانشگاه آزاد و حتی شایعات بی‌پایان درباره قتل‌ها. مرگ مشکوک و شبکه‌های رانت بین‌المللی. همه سند زنده و محکم است بر این ادعا که شما هیچ‌وقت برای مردم نیامدید. فقط برای حفظ قدرت. پر کردن جیب‌هایتان و ادامه استبداد ولایت فقیه

هنربند های خائن

 

هنربند های خائن


در روزهای حمله مستقیم آمریکا و اسرائیل به ایران، وقتی بمب‌ها روی زیرساخت‌ها ریخت، مردم عادی زیر آوار ماندند، اقتصاد بیشتر فروپاشید و سران رژیم به سوراخ موش پناه بردند، عده‌ای از چهره‌های هنری که سال‌ها از امکانات نظام ارتزاق کرده‌اند، علناً سینه چاک دادند برای ولایت فقیه،

سپاه و مدافعان. این افراد نه هنرمند واقعی، بلکه هنربندهای خائنی هستند که با ژست وطن‌پرستی، ذلت و ناتوانی رژیم را پوشاندند.

مریلا زارعی، سارا حاتمی، پژمان جمشیدی، مجید واشقانی، فلامک جنیدی، پرویز پرستویی، علیرام نورایی، ستاره اسکندری، نیوشا ضیغمی، مهران رجبی، بهاره افشاری، آشا محرابی، گرشا رضایی، فریده سپاه‌منصور، سید جواد هاشمی، مریم سعادت، زهرا داودنژاد، جهانگیر الماسی، علی زندوکیلی، میثم ابراهیمی، پردیس احمدیه، جواد عزتی، محمدحسین مهدویان، محمدرضا شفاه، نرگس محمدی، ملیکا زارعی، مهران غفوریان و بسیاری دیگر از بازیگران، خوانندگان و چهره‌های هنری که با پست، استوری، حضور در هلال احمر، تجمع یا رجزخوانی، از رژیم دفاع کردند.

این لیست کامل نیست.از این پاچه‌خوارها زیادن که برای حفظ موقعیت‌شان، جون و آبروی خود را به بیت رهبری فروخته‌اند.

 برای نمونه مجید واشقانی: توجیه‌گر شکست با رجز موشکی

مجید واشقانی در مناظره و مصاحبه‌های متعدد با رسانه‌های حکومتی، پرتاب موشک‌های رژیم را «سوپاپ اطمینان مردم» نامید و گفت اگر مردم این موشک‌ها را نمی‌دیدند، «روز سوم در خیابان‌ها بودند». او با افتخار اعلام کرد که دوست دارد وقتی می‌گوید ایرانی است، بشنود «آهان، همان کشوری که می‌زد!» نه اینکه بگویند آخی، همان‌هایی که فقط خوردند! 

این حرف‌ها در شرایطی زده شد که حمله دشمن، ناتوانی کامل رژیم در دفاع از آسمان کشور، غارت بیت‌المال طی دهه‌ها و ماجراجویی‌های خارجی را آشکار کرد. واشقانی به جای دیدن ریشه فساد و بی‌کفایتی، تلاش کرد شکست را به «حیثیت ملی» تبدیل کند و جنگ را نه با حکومت، بلکه با «خود مردم» بداند. این توجیه دقیقاً خط تبلیغاتی صدا و سیماست که مردم را شریک جرم ناکارآمدی رژیم می‌کند.

فلامک جنیدی: نفرین ابدی از امن لندن

فلامک جنیدی، بازیگر سریال‌های مهران مدیری که سال‌هاست در لندن زندگی امن دارد، پستی پر از نفرت منتشر کرد: «نفرین و ننگ و شرم تا لحظه مرگتان و تا ابد با شماست که طالب حمله نظامی به ایران بودید. و شرم بر من که از شما ترسیدم و توانستید خفه‌ام کنید.» او حتی در تجمع حامیان «ایران» در لندن شرکت کرد و پلاکاردی با تصویر مصدق در دست گرفت.

این ژست ملی‌گرایانه، در حقیقت سوءاستفاده از نمادهای تاریخی برای legitimizing همان نظامی است که مصدق را سرنگون کرد. جنیدی به جای محکومیت سرکوب، فساد بیت و غارت نفت، صدای مردم داخل را که زیر جنگ و فشار دوچندان له شده‌اند، هدف قرار داد. از لندن نفرین می‌فرستد، اما یک کلمه در مورد شرم چهل و اندی سال جنایت، اعدام و حجاب اجباری نمی‌گوید.

از کجا آب می‌خورند؟ پاچه‌خاری سیستماتیک برای حضور در جامعه هنری

حالا که این هنربندها در جامعه هنری اینقدر حضور پررنگ دارند و هنوز مجوز فیلم، سریال، کنسرت و تبلیغات می‌گیرند، باید پرسید منبع آب‌خوردنشان دقیقاً کجاست؟ پاسخ روشن است: پاچه‌خاری از رژیم و بیت رهبری.

بسیاری از این چهره‌ها سال‌ها با رانت مستقیم یا غیرمستقیم وزارت ارشاد، سازمان صدا و سیما و نهادهای وابسته به بیت، نان خورده‌اند. مجوز کنسرت، پخش فیلم در شبکه‌های حکومتی، نقش در سریال‌های تلویزیونی، تبلیغات دولتی، سفرهای خارجی با حمایت نهادها و حتی خانه و امکانات لوکس، همه از جیب بیت‌المال و نفت دزدیده‌شده مردم تأمین می‌شود. در ازای این رانت‌ها، در بزنگاه‌های حساس مثل جنگ اخیر، باید سینه چاک دهند و ذلت رژیم را با ژست «وطن‌پرستی» بپوشانند.

اگر کسی جرأت کند صدای مردم شود یا در اعتراضات سکوت نکند، سریع مجوزها قطع می‌شود، فیلم‌ها توقیف، کنسرت‌ها لغو و حتی پرونده قضایی تشکیل می‌شود. اما این هنربندها چون خوب پاچه‌خاری کرده‌اند، هنوز در جشنواره‌ها، صفحه تلویزیون و اینستاگرام‌شان فعالند. حضور پررنگ‌شان در جامعه هنری امروز، نه نشانه talent یا محبوبیت واقعی، بلکه نشانه وابستگی عمیق به سیستم فاسد است. آن‌ها می‌دانند بدون حمایت ولایت فقیه، جایی در این بازار رانت‌زده ندارند. برای همین در روزهای سخت، به جای کنار مردم ایستادن، به دفاع از همان نظامی برمی‌خیزند که ایران را به مرز فروپاشی کشانده.

این پاچه‌خاری، خیانت آشکار به ملت است. مردم ایران دیگر فریب این ژست‌ها را نمی‌خورند. هنرمند واقعی کسی است که در سخت‌ترین لحظات، حقیقت را فریاد بزند، نه اینکه برای حفظ رانت و مجوز، ذلت نظام را با کلمات قشنگ بپوشاند.

ای کاش می دانستند مردم فراموش نخواهند

نکته مهم بر علیه زندانیان و بازداشت‌شدگان

 

 نکته های  مهم درباره اطلاع‌رسانی درباره اتهامات علیه زندانیان و بازداشت‌شدگان


 ن
کته مهم درباره اطلاع‌رسانی درباره اتهامات علیه زندانیان و
 بازداشت‌شدگان

در شرایطی که فضای اطلاع‌رسانی محدود و امنیتی است، دقت در انتشار اخبار مربوط به اتهامات انتسابی اهمیت ویژه‌ای دارد. انتشار نادرست یا اغراق‌آمیز اتهامات نه‌تنها کمکی به بازداشتی نمی‌کند، بلکه می‌تواند وضعیت او را وخیم‌تر کند:

اتهامات را فقط بر اساس منابع معتبر و قابل اتکا منتشر کنید و از بازنشر شایعات یا اطلاعات تاییدنشده خودداری کنید.
 از اعلام اتهامات سنگین مانند «محاربه» یا «افساد فی‌الارض» بدون وجود منبع معتبر پرهیز کنید، زیرا این عناوین می‌توانند تبعات جدی حقوقی برای بازداشتی داشته باشند.

در صورت نبود اطلاعات دقیق، به‌جای حدس یا گمانه‌زنی، صراحتا به نامشخص بودن اتهام اشاره کنید تا از ایجاد روایت‌های نادرست جلوگیری شود.

توجه داشته باشید که بزرگ‌نمایی یا نسبت دادن اتهامات غیرواقعی می‌تواند در روند پرونده تاثیر منفی بگذارد و حتی به‌عنوان مستند علیه فرد استفاده شود.

در هماهنگی با خانواده یا وکیل، تلاش کنید اطلاعات دقیق و به‌روز درباره وضعیت پرونده منتشر شود تا اطلاع‌رسانی هم موثر باشد و هم به حقوق بازداشتی آسیب نرساند

کودکان ایرانی پیاده‌نظام و قربانیان ماشین جنگی و ایدئولوژی

 

کودکان؛ پیاده‌نظام و

 قربانیان ماشین جنگی و ایدئولوژی



کودکان؛ پیاده‌نظام و قربانیان ماشین جنگی و ایدئولوژی هستند که متاسفانه این قربانیان بدست خانوادت خود به این ایدئولوژی ناخواسته وارد شدند.
اعلام رسمی معاون فرهنگی سپاه تهران مبنی بر جذب کودکان ۱۲ ساله در «گشت‌های اطلاعاتی-عملیاتی» و «تورهای ایست‌وبازرسی» تحت طرحی موسوم به «برای ایران»، پرده‌برداری مجدد از استراتژی هولناکی است که در آن، کودک نه یک موجود انسانی نیازمند حمایت، بلکه ابزاری ارزان برای بقای ایدئولوژی محسوب می‌شود.

تکرار تاریخ؛ از معبر مین تا گشت‌های امنیتی

این نخستین بار نیست که جمهوری اسلامی از کودکان به عنوان «نیروی مصرفی» استفاده می‌کند. سابقه استفاده از دانش‌آموزان در جنگ با عراق، اعزام آن‌ها به خطوط مقدم به عنوان نیروهای «خط‌شکن» و حتی استفاده از آن‌ها برای پاکسازی میادین مین، لکه‌ای پاک‌نشدنی بر کارنامه نظامی‌گری این نظام است. کودکانی که با وعده «کلید بهشت»، عملا به عنوان سپر انسانی در جبهه‌ها قربانی شدند، امروز جای خود را به نوجوانان ۱۲ ساله‌ای داده‌اند که قرار است در خیابان‌ها مقابل شهروندان قرار بگیرند.

سرکوب در خانه، آتش‌افروزی در منطقه

جمهوری اسلامی در حالی از کودکان در یگان‌های بسیج برای سرکوب اعتراضات داخلی استفاده می‌کند که همزمان، تعداد زیادی از کودکان را در جریان اعتراضات مردمی به ضرب گلوله نیروهای امنیتی کشته است. پارادوکس تلخ اینجاست که این نظام، از یک سو در آتش جنگ‌های منطقه‌ای می‌دمد و با استفاده از گروه‌های نیابتی و ایجاد گروه‌های پوششی، کودکان را در معرض حملات مرگبار قرار می‌دهد و از سوی دیگر، برای کودکان قربانی جنگی که خود به راه‌انداخته همچون «مدرسه میناب» اشک تمساح می‌ریزد.

کشتار زیر سایه پروپاگاندا

فاجعه مدرسه میناب با بیش از ۱۰۰ کشته، نتیجه مستقیم جنگی است که ایدئولوژی ولایت محور و جمهوری اسلامی در آتش آن می‌دمد. 
و حالا جمهوری اسلامی با مسلح کردن کودکان و وارد کردن آن‌ها به ساختارهای عملیاتی، عملا تعاریف بین‌المللی «غیرنظامی» را مخدوش کرده و طبق کنوانسیون‌های حقوق کودک و پروتکل‌های ژنو، مرتکب جنایت جنگی می‌شود.

نتیجه: نظامی که کودکان را مسلح می‌کند، آن‌ها را به خیابان برای سرکوب می‌فرستد و از مدارس به عنوان سنگر استفاده می‌کند، بزرگترین ناقض حقوق بشر و دشمن شماره یک امنیت کودکان است. جنگ، به خودی خود پدیده‌ای شوم است، اما شوم‌تر از آن، حکومتی است که آگاهانه کودکان را به مسلخ ایدئولوژی می‌برد تا از جنازه‌های آنان، ابزاری برای مظلوم‌نمایی و بقای قدرت بسازد

۱۴۰۵ فروردین ۲۵, سه‌شنبه

حرف های جدید بعد از مذاکرات اسلام آباد

 


 ادعای جی‌دی ونس: ترامپ به ایران می‌گوید که اگر متعهد شوید که سلاح هسته‌ای را نداشته باشید، ما اقتصاد ایران را می‌بینید.



رئیس جمهور آمریکا:
▫️ترامپ خواهان توافق با ایران نیست، بلکه به دنبال یک توافق جامع است که به طور کامل درگیری پایان دهد.

▫بی‌اعتمادی زیادی بین واشنگتن و تهران وجود دارد و نمی‌توان شبه بر آن غلبه کرد.

▫️در مذاکرات پیشرفت چشمگیری داشته‌ایم و آتش‌بس برای هفتمین روز متوالی وجود داشته است.

▫️سیاست واضح و بدون ابهام است: ما هرگز به ایران اجازه نخواهیم داد که سلاح هسته‌ای داشته باشد.

▫️ترامپ پیشنهاد می‌دهد که ایران را به یک کشور مرفه از نظر اقتصادی تبدیل کند اگر متعهد به پایان دادن به جاه‌طلبی‌های هسته‌ای خود شود.

▫️ما به تلاش برای ادامه دادن به داد و به دستیابی به یک بازی بزرگ با ایران ادامه خواهم داد زیرا این برای کشور ما و جهان مفید خواهد بود.

▫️جلسات ما با ایران تاریخی و بی‌سابقه در ۴۹ سال گذشته بوده است.

▫️ما می‌دانیم که میراثی از بی‌اعتمادی با تهران وجود دارد، اما ما با حسن نیت و به دستور رئیس جمهور در حال حاضر هستیم.


ترامپ گفته جنگ تمام شده است

 مجری فاکس‌نیوز: دشمن گفت جنگ با ایران تمام شده است




ماریا بارتیرومو، روزنامه‌نگار و مجری فاکس‌نیوز روز سه‌شنبه گفت که رئیس‌جمهوری آمریکا در گفتگو با او، گفته است که جنگ با ایران تمام شده است.
خانم بارتیرومو در ویدیویی که در شبکه‌های اجتماعی منتشر کرد، گفت: «یک گفتگوی عالی با رئيس‌جمهوری داشتم. او حرف‌های زیادی درباره اقتصاد، جنگ با ایران و ناتو زد. یک نکته به شما بگویم من به رئیسجمهوری گفتم که شما درباره جنگ از فعل استفاده کنید. آیا 
خانم بارتیرومو در ویدیویی که در شبکه‌های اجتماعی منتشر کرد، گفت: «یک گفتگوی عالی با رئيس‌جمهوری داشتم. او حرف‌های زیادی درباره اقتصاد، جنگ با ایران و ناتو زد. یک نکته به شما بگویم من به رئیسجمهوری گفتم که شما درباره جنگ از فعل استفاده کنید. آیا این جنگ تمام شده است؟ او گفت : تمام شده است.»


نیویورک‌تایمز:
 ۵۱ درصد از آمریکایی‌ها معتقدند جنگ با ایران به هزینه‌هایش نمی‌ارزید.

تنها ۲۴ درصد بر این باورند که هزینه‌ها و فواید جنگ در ایران با هم تناسب داشته و این نبرد ارزشش را داشته است. ۲۲ درصد نیز در اینباره مطمئن نبودند.
3 درصد باقی مانده احتمالاً مربوط به کسانی است 
که پاسخ نمی دهند یا در دسته بندی های خرد دیگر قرار می گیرند.

اینترنت پرو در ایران روش جدید اخاذی در مخابرات ایران از مردم


ابزار جدید اخاذی در مخابرات ایران از مردم 

 ارائه اینترنت پرو به فعالان اقتصادی آغاز شد، کسب و کارها

 اینترنتی در فاز بعدی



بر اساس اعلام عضو اتاق بازرگانی ایران، ارائه اینترنت برای فعالان اقتصادی کشور از امروز آغاز شده است.

به گزارش دیجیاتو، «علی شریعتی» در پستی در شبکه اجتماعی ایکس با اعلام این خبر نوشت:

«در فاز اول لیست ۹۱ هزار فعال اقتصادی دارای کارت بازرگانی احصا شده و از امروز پیامک با سرشماره «اینترنت پرو» دریافت می‌کند. پس از احراز هویت و خرید بسته، دسترسی فعال می‌گردند.»

او همچنین اعلام کرد که فاز دوم اجرای طرح اینترنت پرو برای کسب و کارهای اینترنتی اختصاصی دارد و این کسب و کارها با تصویب کمیسیون فاوا اتاق بازرگانی و اتحادیه که سیستم صنفی رایانه‌های کشور را به این اینترنت پرو می‌دهد خواهد شد.

این عضو اتاق بازرگانی در این پست ضمن بیان اینکه «اینترنت آزاد حق همه مردم ایران است»، گفت که «در شرایط جنگی به دلیل ملاحظات امنیتی باید این شرایط موقت را قبول کرد.»

با این همه باید توجه داشت که ارائه پروپوزال اینترنتی برای کسب و کارها که در واقع نوعی از اینترنت طبقاتی است، آغاز می شود که بیش از 45 روز از اینترنت گذشته بود

اصلاح طلبان ناصالح (اکبر هاشمی رفسنجانی

  اصلاح طلبان ناصالح (اکبر هاشمی رفسنجانی) ایران عزیز‌. ۴۵ سال است که این رژیم با دو دست چپ و راست مردم را فریب می‌دهد. یک دستش اصولگرای تند...