۱۴۰۵ مرداد ۲۳, جمعه

مردم خسته شدن از دروغ و فریب

 مردم خسته شدن از دروغ و فریب




مسعود پزشکیان اومد با لبخند و شعارهای قشنگ
 و ادعای صداقت و تغییر
 عده ای گوساله هم با امید رأی دادن، فکر کردن شاید این‌بار فرق کنه. اما امروز بعد از گذشت این مدت، چی می‌بینیم؟ همون سیستم فاسد، همون دروغ‌گویی، همون بی‌کفایتی، فقط با یه چهره جدیدتر.

این دولت، دولت خودشه. تیم اقتصادی‌ش، تصمیم‌گیرهاش، سیاست‌هاش، همه‌ش زیر نظر خودشه. نمی‌تونه بگه «دست من نیست» یا «میراث قبلی‌هاست». نه آقا، این گرانی وحشتناک، این تورم کمرشکن، این بی‌نظارتی مطلق، مال دولت شماست. مال شخص شماست.

هر روز قیمت‌ها داره می‌پره. گوشت، مرغ، لبنیات، روغن، حبوبات، نان، دارو، اجاره خونه... همه چیز داره از دسترس مردم خارج می‌شه. قدرت خرید مردم له شده. خیلی‌ها دیگه نمی‌تونن حتی مایحتاج اولیه رو بخرن. گزارش‌ها می‌گن مردم از فروشگاه‌ها دزدی می‌کنن تا یه تیکه پنیر یا نون ببرن خونه. این وضعیه که زیر نظر شما پیش اومده.

و شما چی می‌گید؟ می‌گید تورم فقط ۵۰۰ هزار تومن بوده! می‌گید داریم مهار می‌کنیم! می‌گید بودجه انضباطی بستیم! می‌گید کالابرگ می‌دیم! این دیگه دروغه یا توهین آشکار به شعور ملت؟ وقتی مردم دارن زیر فشار له می‌شن، شما پشت تریبون می‌ایستید و آمار الکی می‌دید و واقعیت رو انکار می‌کنید. اسم این چیه جز دروغ‌گویی؟

فساد و رانت هم که مثل همیشه داره می‌چرخه. ارز ترجیحی حذف می‌شه، اما رانت‌خواری و ویژه خواری تموم نمی‌شه. نظارت واقعی وجود نداره. کسی پاسخگو نیست. وقتی گرانی می‌آد، یا سکوت می‌کنید یا عذرخواهی الکی می‌کنید یا مردم رو به صرفه‌جویی دعوت می‌کنید. انگار مشکل از مردمه نه از مدیریت فاسد و ناکارآمد شما.

پزشکیان، شما وعده شفافیت دادید، وعده مبارزه با فساد دادید، وعده بهبود معیشت دادید. امروز همه‌شون روی هواست. دولت شما نه تنها نتونسته تورم رو کنترل کنه، بلکه با سیاست‌های غلط، با بی‌انضباطی، با عدم نظارت، داره سفره مردم رو هر روز کوچک‌تر می‌کنه. این دیگه ناتوانی ساده نیست؛ این ترکیبی از دروغ، بی‌کفایتی و فساد سیستماتیکه که شما هم بخشی ازش شدید.

مردم دیگه فریب نمی‌خورن. دیگه به حرف‌های قشنگ و لبخندهای تلویزیونی اعتماد نمی‌کنن. نارضایتی عمیق شده. خشم داره جمع می‌شه. چون مردم می‌بینن که دروغ‌گو و فاسد بودن این سیستم، با عوض شدن رئیس‌جمهور تموم نشده. شما هم مثل بقیه، یا نمی‌تونید یا نمی‌خواید حقیقت رو بگید و عمل کنید

این وضعیت قابل تحمل نیست. مردم حق دارن عصبانی باشن. حق دارن بپرسن شما که اومدید با ادعای صداقت، چرا امروز یکی از بزرگ‌ترین دروغ‌گوها و مسئولان این وضعیت فلاکت‌بار شدید؟

دولت پزشکیان = دروغ + گرانی + بی‌نظارتی + فساد 
و مردم دیگه ساکت نمی‌مونن

فاسد ترین دولت رییس جمهور بدون شک پزشکیان هستش دروغگو و فریب کار، پزشکیان صبر کن ببین مردم چیکار کنن 

صبر کنید و تماشا کنید این مردم چه بلایی سر تک تک
 شما خواهند آورد

تمام آقازاده ها و مسولین فاسد بدون شک مجازات وحشتناک خواهند شد و رحمی نخواهد شد

 تمام مراکز فساد ویران خواهد شد

شورش گرسنگان ایران در حال شکل‌گیری می‌باشد

تاوان این همه دزدی و اختلاس و نابودی زندگی مردم پرداخت خواهید کرد

 عظیم ترین قیام مردمی  در حال شکل‌گیری می‌باشد

بنزین ۸۷ هزار و ۲۰۰ تومان فروخته شود؟

 چه مرجعی تصمیم گرفته هر لیتر بنزین ۸۷ هزار و ۲۰۰ تومان فروخته شود؟





چه مرجعی تصمیم گرفته است در استان کرمان بنزین آزاد(نرخ چهارم) به نرخ تمام شده پالایشگاهی، هر لیتر ۸۷ هزار و ۲۰۰ تومان فروخته شود؟

معاون استاندار کرمان خبر را اعلام کرده است: ولی نگفته این تصمیم را چه مرجعی و بر اساس کدام صلاحیت یا مجوز قانونی اتخاذ کرده است؟

اعراق نیست اگر گفته شود اوضاع نظم حقوقی کشور هیچگاه تا این اندازه آشفته و مختل نبوده است.

اگرچه می‌گویند این تصمیم فقط شامل پمپ‌بنزین‌های استان کرمان است. ولی به شکل کوته بینانه‌ای توجه نکرده‌اند که:

اولا افزایش قیمت بنزین در کرمان از نظر روانی روی همه کشور اثر می‌گذارد.همه در انتظار این افزایش هولناک در قیمت بنزین خواهند بود. در اقتصاد ایران هم سالهاست که شرایط روانی بسیار موثر است. پیشاپیش ممکن است این واکنش روانی اثرش را بر قیمت‌ها در تمام کشور بگذارد.

ثانیا بی‌شک سطح قیمت‌ها، از کرایه تاکسی گرفته تا قیمت نان و خوراک هر چیز دیگر تحت تاثیر قیمت چهارم بنزین به شدت بالا می‌رود. بسیاری از محصولات و تولیدات کرمان به سراسر کشور صادر می‌شود. قیمت این کالاها با قیمت تمام شده گران استان کرمان به ناگزیر در جاهای دیگر فروخته می‌شود. درنتیجه یا این کالاها قدرت رقابت با تولیدات سایر نقاط کشور را نداشته و بفروش نمی‌روند و تولید کننده کرمان باید متحمل زیانهای هنگفت شود. یا قیمت بالای آنها بهانه ای برای افزایش قیمت تولیدات سایر مناطق کشور می‌شود.

ثالثا در بحرانی‌ترین دوران اقتصادی و اجتماعی و سیاسی کشور و ادامه سایه جنگ و شاخص فلاکت ۷۵ درصدی آثار این تصمیم خیرت‌آور بر زندگی مردم چه خواهد بود؟ سایه جنگ و شاخص فلاکت ۷۵ درصدی آثار این تصمیم حیرت‌آور آیا مردم باید فدای سیاستهای غلط اندر غلط تصمیم‌گیران بی‌مسئولیتی شوند که هیچ درکی از واقعیت‌های زندگی مردم ندارند؟ اگر مردم اعتراض کنند چه اتفاقی خواهد افتاد؟ باز هم گردن موساد و سرویس‌های بیگانه و براندازن می‌اندازند؟

تمامی تصمیماتی که در دستگاه‌های حکمرانی گرفته می‌شوند بخش‌های مهمی از نظام حقوقی کشور را تشکیل می‌دهند.

هر اندازه این تصمیمات مبهم‌تر و ناسازگارتر با زندگی مردم باشد آثار مخرب‌تر بجا می‌گذارد

در همین تصمیم به نرخ چهارم بنزین
 به بهای هر لیتر ۸۷ هزار و ۲۰۰ تومان

مرجع تصمیم معلوم نیست؛

مستند قانونی تصمیم معلوم نیست؛

رابطه‌اش با قیمت کشوری بنزین معلوم نیست؛

رابطه‌اش با ضوابط مربوط به قیمت‌های کالاهای اساسی مانند نان، دارو، درمان، مواد خوراکی و ... معلوم نیست؛

دولت هم که تا الان سکوت کرده است

نظام حکمرانی که باید مولد و حافظ نظم باشد، خود بانی تشدید روزافزون اختلال نظم است و مردم هزینه سنگین و کمرشکن این اختلال نظم گسترده را باید به دوش کشند؟

اگر دولت این تصمیم استانی را بفوریت لغو نکند، خود و مردم را در معرض آثاری مهلک قرار داده است

زنان روزنامه‌نگار هم از خشونت خانگی در امان نیستند

 زنان روزنامه‌نگار هم از 

خشونت خانگی در امان نیستند




خانم ویدا ربانی، روزنامه‌نگار و فعال سیاسی با انتشار این تصاویر که نشان از خشونت علیه او توسط همسرش دارد، نوشت: درباره خشونت خانگی سکوت نکنید. این سکوت به خشونت بیشتر علیه زنان منجر می‌شود.

این تصاویر دیشب است. همسرم،  حمیدرضا امیری در دادگاه گفت: همسر من زندان بوده و نباید از زندگی مشترک حقی داشته باشد.

او با استفاده از  زندانی بودن من، تمام دارایی‌ مرا به تاراج برد. چهل روز پیش مرا از منزل خودم، منزلی که پول پیش آن را داده بودم بیرون کرد. او طلاها و ماشینم را فروخته و پول آن را برداشته است...

همسرم می‌خواست برای ازدواج از من که در زندان‌ بودم وکالت بگیرد. حتی حق طلاقی را که توافق کرده بودیم  نداده و برای آن باج‌خواهی می‌کند.

او با جعل امضا به اسم من وام گرفت و در مقابل دیگران ژست مرد متمدن را می‌گیرد. مردی که بعد از ضرب و شتم‌های متعدد، از دوست خود کمک گرفته تا شهادت بدهد که منزل تحت مالکیت حمیدرضاست و مرا از آن خانه بیرون کند.

من فعال سیاسی‌، با ابرو هستم و 
دلیلی برای خجالت و سکوت وجود ندارد

فیلم «شرایط»؛ زندگی، همجنسگرایی و عشق زيرزمينی

 

فیلم «شرایط»؛ زندگی، همجنسگرایی و عشق زيرزمينی در ايرانچاپارسال به دوست
03 شهريور 1390
نمایی از فیلم «شرایط» ساخته مریم کشاورز.
نمایی از فیلم «شرایط» ساخته مریم کشاورز

روزنامه آمریکایی «نيويورک تايمز» به مناسبت اکران عمومی فيلم ايرانی «شرایط» یا «circumstance» در شهرهای آمريکا نگاهی دارد به ماجراهای اين فيلم و در خلال گفت و گو با سارا کاظمی هنرپيشه جوان و ايفاگر شخصيت اصلی داستان، به جنبه هايی از زندگی به اصلاح ممنوعه يا زيرزمينی اين نسل در ايران می پردازد که گوشه هايی از آن در اين فيلم منعکس شده است.

داستان فيلم براساس دلدادگی دو دختر نوجوان به يکديگر در يک رابطه عاشقانه همجنسگرا و مشکلاتی است که چنين رابطه ای در فضای فعلی ايران با آن مواجه است.

سارا کاظمی می گويد: قبل از آنکه کار در اين فيلم را شروع کند برای آخرين بار از فرانسه، محل اقامت خود به ايران رفت تا با اقوام، دوستان و کشوری که به آن عشق می ورزد خداحافظی کند. او می دانست که پس از بازی در اين فيلم ديگر نخواهد توانست به ايران باز گردد.

سارا کاظمی نقش يکی از اين دو نوجوان را به نام «شيرين» ايفا می کند.


بازيگر نقش «عاطفه» نوجوان ديگر، نيکول بوشهری است. نويسنده و کارگردان فيلم، مریم کشاورز، سينماگر ايرانی ساکن آمريکا است.

اين فيلم با بودجه ای قريب به يک ميليون دلار تهيه شده است و با توجه به محدوديت های موجود در ايران بخش اعظم آن در يکی از کشورهای خاورميانه فيلمبرداری شده است.

مريم کشاورز در مصاحبه با نيويورک تايمز می گويد: «من هميشه به خودم به عنوان مترجمی بين دو جامعه ايران و آمريکا نگاه کرده ام. در تمام مدت زندگی ام به ايران رفته و برگشته ام. با ساختن اين فيلم می خواستم جنبه هايی از زندگی امروزی ايران را برای جهان خارج بازگو کنم. يکی از اين جنبه ها حالت دوگانگی در زندگی روزمره بسياری از جوانهاست، يک دنيای زيرزمينی در جامعه ايران وجود دارد و در اين فيلم من می خواستم اين دنيا را نشان دهم.»

بخش هايی از ماجراهای اين داستان شايد با زندگی افرادی مثل مريم کشاورز و ساير ايرانيانی که بين ايران و خارج از کشور زندگی می کنند، شباهت داشته باشد. گذشته از نويسنده و کارگردان فيلم، هر سه بازيگر جوان آن نيز فرزندان خانواده های ايرانی هستند که سال ها پيش به کشورهای غربی مهاجرت کرده اند.

به نوشته نيويورک تايمز مريم کشاورز نويسنده و کارگردان فيلم «شرایط» تلاش کرده که به جز چند جمله انگليسی تمام مکالمات به زبان فارسی باشد تا به گفته وی بيشترين حد تاثيرگذاری را بر جامعه مهاجران ايرانی داشته باشد. اما برای بازيگران جوانی که در خارج بزرگ شده و به فارسی متداول در چند دهه پيش عادت دارند گفت و گو به لهجه متداول امروزی و عبارات معمول در ميان نسل جوان ايرانی کار بسيار دشواری بود.

فيلم «شرایط» در جشنواره سينمای «ساندنس» در ماه ژانويه جايزه بهترین فيلم مورد پسند تماشاگران را دريافت کرد. مريم کشاورز می گويد به هيچ عنوان قصد نداشته که يک فيلم سياسی بسازد ولی در شرايطی که حکومت می کوشد تمام جنبه های خصوصی زندگی مردم را کنترل کند حتی زندگی خصوصی نيز به نوعی سياسی می شود.

اين فيلم در بيروت ساخته شده که به گفته بازيگران آن به حد کافی حال و هوای مشابهی با ايران داشت. در عين حال تهيه کنندگان فيلم نگران بودند که گروه حزب الله از جزييات کار آنها با خبر شده و برای آنها مشکل بيافريند.

يکی از تهيه کنندگان فيلم می گويد: «در شرايط حساس و متغيری مثل لبنان ما مجبور بوديم ملاحظاتی را در نظر بگيريم. ابتدا فکر کرديم که شايد بايد در مضامين جنسی و بحث برانگيز داستان تغييراتی داد ولی در نهايت متوجه شديم که برای پرهيز از هرگونه خطر بهتر است ايرانی بودن داستان را به کل پنهان نگاه داريم. بنابر اين يک نسخه دستکاری شده از سناريو را به مقامات لبنانی ارائه داديم.»

با اين همه در مواردی توليد اين فيلم با مشکل روبرو شد. در يکی از آخرين روزهای توليد، پليس صحنه فيلمبرداری را تعطيل کرد با اين تصور که گويا يک فيلم پورنوگرافيک در حال ساخت است.

مريم کشاورز نويسنده و کارگردان فيلم «شرایط» در پايان مصاحبه با نيويورک تايمز می گويد:

«تجربه ساختن اين فيلم مثل زندگی بسياری از خانواده ها در شرايطی نظير ايران است که می کوشند برای زندگی خصوصی خود يک حريم امن و مطمئن بسازند. در فيلم من نيز اين موضوع محوری است. اين فيلم نوعی ارزش گذاری به عشق است، عشقی که در عين حال تراژدی است.
چون هر نوع عشق و هر تجسمی از عشق همواره مورد حمله قرار می گيرد و در نهايت مجبور به سازش می شود.»

نظریه خوک چیست

 وضعیت و وضعیت این روزهای ملت ایران و تغییر قیمت های بنی

کیست؟



نظریه خوک به طور خلاصه این است
حکومتی ستمگر دستور داد شهروندی را بدون هیچ دلیلی مانع و در سلولی انفرادی به مساحت بسیار کوچکی زندانی کنند.
شهروند عصبانی شد و مدام در سلول قدم می زد و درب را با لگد می‌کوبید و فریاد می‌زد: «من بی‌گناهم، چرا مرا و زندانی کرده‌اید؟

و چون جسارت کرد و بلند فریاد میزد ومی گفت:
«من بی‌گناهم» و سر و صدا می‌کرد،
مدتی بعد دستور او را به سلولی به مساحت کوچکتری منتقل کردند.
او دوباره شروع به فریاد زدن کرد... اینبار فریادها یش تغییر کرده بود
این بار نگفت «من بی‌گناهم». بلکه گفت: «ظلم است که مرا در سلولی کوچک زندانی کنید که حتی نمی توانم دراز بکشم .
فریادهای دوباره شهروند، زندانبانش را آذر داد.
پس از مدتی زندانبان دستور داد 9 زندانی دیگر را هم به همان سلول منتقل می کنند.
شرایط بسیار بد بود، حالا دیگر حتی قادر نبودند، روی زمین بنشینند.
و چون شرایط برای زندانیان غیرقابل تحمل شده بود، آن ده نفر زندانی مجددا با سرو صدا و فریاد اما کمی آرامتر، اعتراض را انجام داد. و می گفت:
«این شرایط غیرقابل قبول است! ، ده نفر در یک سلول بسیار کوچک، عادلانه نیست.
چگونه ده نفر را در چنین سلولی جای داده اند؟
اینطوری خفه می‌شویم و می‌میریم.
لطفاً به حال ما فکر کنید، نیمی از ما را به سلول دیگری منتقل کنید.»

اما زندانبان که از سر و صدایشان بسیار عصبانی شده بود، دستور داد تا خوک را به سلول های آنها بیندازند و
 بگذار اینشان زندگی کند!

آن بیچاره‌ها دیوانه‌وار فریاد زدند و گفتند:
«چطور با این حیوان کثیف در یک سلول زندگی کنیم؟
ظاهرش مشمئزکننده است و بوی فضولاتش که همه جا را می‌کند، ما را می‌کشد.
فقط همین خوک را از سلول ما بیرون می آوریم.»

پس از مدتی حاکم به زندانبان دستور داد خوک را بیرون بیاورند و سلول را برای آنها تمیز کنند..
حالا دیگر از زندانیان نه فریادی، نه سروصدایی و نه اعتراضی شنیده نمی شود.

چند روز بعد، حاکم به دیدن آنها رفت و از حالشان پرسید.
گفتند:
«الحمدلله، همه مشکلات حل شده است!»
این مهم بود که مهم ترین،، فقط به دنبال برداشتن خوک از زندان تقلیل یافتن و مسائلی که باید حذف شوند، و
  مسایل قبل از آن  ،
و مسائل قبل از آن... حتی من و شما، خواننده این مطلب  و این 

خلاصه «نظریه‌ی خوک»  این زندگی سخت و تلخ ماست است. این مشکلات خلقی می‌سازند تا مشکلات اصلی را فراموش کنیم.  سپس با مهارت کامل، نظریه خوک و حواس‌پرتی را به کار می‌گیرند..!!! و ما را از فریادهای اصلی و خواسته های بر حق ما را دور می کنند.

۱۴۰۵ مرداد ۲۲, پنجشنبه

فروش مو در ایران

  وقتی نوبت فروش مو می‌رسد؛

اقتصاد به تار




گزارش فرارو نشان می دهد بازار 
خریدوفروش موی طبیعی در ایران
 فقط به صنعت زیبایی و اکستنشن محدود نیست. بلکه برای برخی، فروش مو به راهی برای هزینه های زندگی تبدیل می شود.

به نوشته فرارو، افزایش هزینه‌های زندگی باعث می‌شود برخی افراد برای اجاره خانه، شهریه دانشگاه، هزینه درمان یا سایر مخارج زندگی شخصی خود را بفروشند. تا جایی که مو به یک دارایی نقد تبدیل می شود.

قیمت مو به عواملی مانند طول، حجم، سلامت، طبیعی بودن و نداشتن رنگ یا دکلره دارد. مواد سالم و بلند (بیش از ۶۰ سانتی‌متر) گاهی تا ۳۰ میلیون تومان ارزش‌گذاری می‌شوند، در حالی که رنگ‌های رنگ‌شده ممکن است با قیمت‌هایی در حدود ۲ میلیون تومان خریداری شوند.

این بازار اما خالی از سوء استفاده نیست. فرارو از زنی روایت می‌کند که ابتدا برای پرداختش ۱۸ میلیون تومان پیشنهاد کرد، اما پس از کوتاه شدن مو، خریدار با بهانه وجود موخوره، مبلغ پرداختی را به ۵ میلیون تومان کاهش داد.

واسطه‌ها نیز در این نقش پررنگی دارند و برای معرفی فروشنده و خریدار، حدود ۲ میلیون تومان حق دلالی دریافت می‌کنند.

به نوشته فرارو، افزایش آگهی‌های فروش مو را نمی‌توانم نشانه‌های رونق بازار زیبایی دانسته باشم. بلکه بازتابی از فشارهای اقتصادی است که برخی از خانواده‌ها را وادار کرده‌اند و حتی بخشی از ظاهر و دارای شخصیت خود را برای هزینه‌های زندگی بفروشند.

صدای ماندگار موسیقی ایران خاموش شد

  صدای ماندگار موسیقی

 ایران خاموش شد. 

ایرج خواجه‌امیری درگذشت




حسین خواجه‌امیری( با نام هنری ایرج)، از برجسته‌ترین خوانندگان موسیقی ایران، بنابر اعلام خانه موسیقی ایران، امروز چهارشنبه ۲۱ مرداد در ۹۴ سال گذشته.

ایرج، متولد ۱۱ دی ۱۳۱۱ در خالدآباد نطنز، از شاخص‌ترین خوانندگان موسیقی دستگاه ایران بود که فعالیت هنری خود را از دهه ۱۳۳۰ آغاز کرد.

بخش مهمی از فعالیت های هنری ایرج در برنامه ماندگار «گل‌ها» در رادیو ایران رقم خورد.

او همچنین در سال‌های پیش از انقلاب، به‌عنوان خواننده در شماره فیلم‌های سینمایی ایران حضور داشت.

از جمله آثار شناخته شده این هنرمند می‌توانم به «گلریزان»، «افسونساز»، «شمع شب افروز»، «زمزمه چوپان» و «محو تماشا» اشاره کرد. آثاری که در کنار صدها آواز و اجرای او در برنامه «گل‌ها»، در حافظه شنیداری دوستداران موسیقی ایرانی جایگاه ویژه‌ای دارند.

مردم خسته شدن از دروغ و فریب

  مردم خسته شدن از دروغ و فریب مسعود پزشکیان اومد با لبخند و شعارهای قشنگ  و ادعای صداقت و تغییر  عده ای گوساله هم با امید رأی دادن، فکر کرد...