۱۴۰۵ خرداد ۱, جمعه

هوای پایتخت در سال گذشته

 🌫 کارنامه هوای پایتخت در سال گذشته؛ ۱۲۰ روز ناسالم/ سطح هوای تهران، ۶ برابر استاندارد جهانی




وحید نوروزی، دکترای مدیریت محیط‌زیست در #خبرآنلاین:
▫️بر اساس داده‌های منتشر شده در سال ۱۴۰۴، مهم‌ترین بیماری‌های آلوده در آبان تا دی ماه ثبت شده و به طور خاص در آذرماه رخ داده است.

▫️از نظر عددی، در سال ۱۴۰۴ حدود ۱۲۰ روز ناسالم برای گروه‌های حساس و حدود ۲۵ تا ۳۰ روز ناسالم برای همه گروه‌ها در تهران ثبت شده است که بیش از ۶۰ درصد از این روزها در همین بازه‌های سه‌ماهه بوده‌اند.

▫️سهم خودروهای شخصی و سواری‌ حدود ۳۵ تا ۴۰ درصد از انتشار ذرات معلق است. موتورسیکلت‌ها حدود ۱۰ تا ۱۵ درصد (عمدتاً به‌دلیل فرسودگی و کاربراتوری بودن) و وسایل نقلیه دیزلی (اتوبوس، کامیون، مینی‌بوس) حدود ۲۰ تا ۲۵ درصد از آن‌ها هستند.

▫️برای بهبود وضعیت در کوتاه‌مدت، باید بر روی سریع‌الاثر تمرکز کرد؛ از جمله محدودیت‌های تردد خودروهای آلاینده (به‌ویژه دیزلی‌های بدون فیلتر دوده)، تشدید معاینه فنی، جلوگیری از مصرف سوخت‌های انرژی در نیروگاه‌ها و تقویت حمل‌ونقل عمومی. اجرای این جدی می‌تواند درمدت ۱۰ تا ۲۰ درصد از شهر بکاهد باشد

نهایت عاقبت محمود

 🔸 نهایت عاقبت محمود





همین سرگردانی سیاسی است که امروز احمدی‌نژاد را به شخصیتی تبدیل کرده است. شخصیت‌هایی که روزی خود را پرچمدار نابودی اسرائیل معرفی می‌کنند و امروز نامش در گزارش ‎نیویورک‌تایمز به‌عنوان گزینه مطلوب اسرائیل مطرح می‌شود. این همان «عاقبت محمود» است.

▫️سرنوشتی که نشان می‌دهد سیاست‌ورزی مبتنی بر هیجان، شعار و تنش است، می‌توان در نهایت در سیاستمدار نقطه‌ای را به آن‌ها رساند که حتی مخالفان دیروز نیز او را ابزاری مناسب برای سناریوهای خود ببینند.

▫️عاقبت مردی که می‌گفت هولوکاست وجود ندارد و اسراییلی‌ها روی سخنانش پاس گل می‌دادند و در دهه‌های بعد در مقابل جنایت غزه نیز سکوت می‌کرد امروز نیز در سکوت خود، سوژه گزارش و گمانه‌زنی درباره آینده سیاسی عجیبش می‌شود.


ویزای آلمان در ایروان

 

پاسخ وزارت خارجه آلمان به دویچه‌له: برخی از پرونده‌های ویزاهای ایرانیان به ایروان


از





 منتقل شدند. ماه‌ها پس از توقف خدمات سفارت آلمان در تهران، بسیاری از دانشجویان و نیروهای متخصص ایرانی در انتظار ویزا هستند. وزارت خارجه آلمان به دویچه گفت، بخشی از پرونده‌ها در ارمنستان، کشور همسایه ایران مورد بررسی قرار خواهد گرفت. برخی از آن‌ها از دی ماه ۱۴۰۴ در صف انتظار هستند و هنوز نمی‌دانند آیا باید منتظر بمانند، به کشور ثالث بروند یا از ابتدا مسیر تازه‌ای را شروع کنند؟

در این میان، دانشجویان، متقاضیان متخصصان دوره‌های آموزشی و نیروهای ایرانی می‌گویند، ماه‌هاست میان پاسخ‌های مبهم، ایمیل‌های خودکار و عدم اطلاع‌رسانی روشن شده است. وضعیتی که برای آن‌ها فقط یک اداری اداری نیست، می‌تواند به معنای عدم پذیرش دانشگاهی، قرارداد کاری، زبان و پس‌آوری چند ساله باشد.

اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله

پاسخ وزارت خارجه آلمان به دویچه وله

دویچه‌ وله برای روشن شدن وضعیت متقاضایان، در تماس با وزارت خارجه آلمان درباره احتمال روند صدور ویزا، معرفی کشور ثالث و ارائه راه‌حل‌های موقت برای متقاضیان ایرانی پرسش‌هایی که مطرح کردند.

این وزارتخانه در پاسخ به دویچه‌ها وله اعلام کرده است که «در موارد» می‌توان درخواست ویزای شهروندان ایرانی را در نمایندگی‌های آلمان در کشور همسایه ارائه کرد.

بر اساس این پاسخ، روند بررسی برخی از افراد، به‌ویژه دانشجویان و متخصصان متخصصی که پیش از آغاز درگیری‌های تحقیقاتی خود در تهران انجام شد، در هفته‌های اخیر ثبت شده است.

به وزارت گفته آلمان، پس از بررسی تکمیلی، سفارت این کشور در ایروان، ارمنستان پایتخت می‌تواند ویزای ورود این افراد را صادر کند و شرایط واجد شرایط را درخواست کند، به‌صورت‌صورتی از سوی سفارت آلمان در تهران یا ادارات فدرال امور خارجی برای دریافت وقت تماس خواهند گرفت.

در پاسخ به وزارت امور خارجه آلمان نیز وجود دارد که هنوز در حال بررسی این است که آیا درخواست‌های اولیه سایر گروه‌های ویزایی نیز می‌تواند در سفارتخانه‌های آلمان در همسایه ایران یا خیر باشد.

به وزارت گفته خانه، در صورت اجرای این روند، از سوی شرکت تیال‌اس (TLScontact)، کارگزاری آلمان به گفته‌ی سفارت آلمان اعلام کرده است.

با این حال، هنوز هم بسیار مهمان می‌گویند، هیچ تماس یا زمان‌بندی مشخصی برای دریافت نمی‌شود و همچنان در وضعیت نامعلوم به سر می‌برد.

صف انتظار بیپایان

هر چه درخواستی در گزارش نام برده شود، از دوم فوریه در فهرست انتظار مصاحبه سفارت آلمان قرار دارد. او می‌گوید، در این مدت هیچ اطلاع روشنی درباره بازگشایی سفارت، انتخاب کشور ثالث یا ادامه روند درخواست ویزا دریافت نشده است.

بیشتر بخوانید:بلاتکلیفی درخواستان ایرانی ویزای آلمان پس از جنگ

به گفته کوثر مدارک زبان بسیاری از متقاضیان در حال منقضی شدن است و دانشگاه‌ها هم دیگر حاضر هستند ترم را برای آن‌ها به تعویق بیندازند. او میگوید در مراجعه‌های مکر به کارگزاری سفارت آلمان (TLS) در تهران، فقط یک پاسخ شنیده شده است: «صبور باشید، هیچ چیز خاصی نیست.»

او می‌گوید، تجمع‌های اعتراضی متعددی در مقابل سفارت آلمان در تهران برگزار می‌شود، اما هنوز پاسخی نگرفته است. تصاویر یکی از این تجمع‌ها نیز در اختیار دویچه‌ها قرار گرفته است.

سحر هم از ۲۴ ژانویه ۲۰۲۶ وارد صفحه نوبت دهی شد. آن زمان سه پذیرش از دانشگاه‌های آلمان برای ترم تابستان داشت و فکر می‌کرد تا آوریل حتما ویزا خواهد گرفت.

او حتی به محل کارش اعلام کرده بود که از ۲۰ مارس دیگر قراردادش را تمدید نمی‌کند، زیرا در این سال در آلمان خواهد بود. اما تعطیلی سفارت باعث شد دو پذیرش دانشگاهی خود را از دست بدهند.

برای پذیرش سوم، حدود 400 یورو هزینه ثبت نام پرداخت شده است. پولی که با نرخ امروز، برایش رقم سنگینی بوده است. با این حال هنوز نمی‌دانم به همان ترم هم می‌رسد یا نه.

سحر می‌گوید، تقریباً هر روز به سفارت آلمان، وزارت خارج آلمان، وزارت آلمان آلمان، حزب سبز و رسانه‌ها ایمیل زده، اما تنها پاسخ‌هایی که کرده، پیام‌های خودکار بوده است.

تجمع مقابل سفارت آلمان در تهران

در میانه این بلاتکلیفی، گروهی از متقاضیان ویزای تحصیلی و دوره‌های کارآموزی روز پنج‌شنبه ۲۴ اردیبهشت (۱۴ ماه) مقابل سفارت آلمان در تهران تجمع کردند. تجمعی که به گفته‌ی شرکت‌کنندگان، با هدف رساندن صدای درخواستی برگزار شد که ماه‌هاست در انتظار پاسخ و تعیین تکلیف پرونده‌هایشان مانده‌اند.

تصاویر و ویدیوهای رسیده به دویچه‌ها وله نشان می‌دهد که تعدادی از مشتریان را برگزیده‌های پذیرش دانشگاه، مدارک زبان و پرینت ایمیل‌های انتظار تی‌الاس را در دست می‌دهند. آن‌ها خواستار شفافیت بیشتر، ازسرگیری روند مصاحبه‌ها و معرفی راه‌حل جایگزین جایگزین انتقال پرونده‌ها به سفارتخانه‌های آلمان در همسایه بودند.

برخی از شرکت‌کنندگان در این تجمع می‌گفتند مشکل اصلی فقط توقف روند ویزا نیست، بلکه “بی‌خبری مطلق” و عدم پاسخ روشن از سوی سفارت و وزارت خارج از آلمان است. وضعیتی که به گفته آن‌ها باعث زندگی، کار و آینده تحصیلی برای ماه‌ها در حالت تعلیق شده است.

هزینه‌هایی که هر روز سنگین‌تر می‌شود

پارسا، پذیرش پذیرش از دانشگاه دورتموند، از 28 ژانویه سال جاری میلادی منتظر وقت سفر است. او می‌گوید، پذیرشش فقط برای یک ترم معتبر بوده و اگر ثبت‌نام نمی‌کرد، آن را از دست می‌داد. به همین دلیل باید ۳۲۰ یورو برای نگه داشتن پذیرش پرداخت کند. در حالی که احتمال دارد اصلاً به کلاس‌ها نرسد.

او می‌گوید، مدرک آیلتسش منقضی شده و ماه‌هاست بیکار مانده است، کارفرمایان در ایران حاضر هستند چون با کسی همکاری کنند که ممکن است چند ماه دیگر از کشور خارج باشد.

به گفته پارسا، افزایش نرخ یورو هم از پولی را که برای هزینه سفر و شروع زندگی در آلمان کنار گذاشته بود، عملا بی‌ارزش‌تر کرده است.

این فشار مالی در روایت از تکراران تکرار می شود؛ هزینه آزمون زبان، بررسی درخواست پذیرش دانشگاه، ترجمه و تایید مدارک، رزرو خوابگاه، تمدید پذیرش، خرید ارز و در برخی موارد سفر به کشور ثالث.

رها (نام مستعار یکی دیگر از متقاضیان) می‌گوید پذیرش دانشگاهی‌اش در یکی از روزهایی صادر شد که ایران در «خاموشی دیجیتال» بود و حتی به ایمیل و سایت دانشگاه دسترسی نداشت. او ناچار شد از دوستی در خارج از کشور بخواهد وضعیت پذیرشش را بررسی کند.

او در ۲۶ ژانویه وارد صف ویزای تحصیلی شد، اما می‌گوید از ۱۵ ژانویه به بعد مصاحبه‌ها معلق شده بود. به گفته او، از زمان آن زمان سفارت آلمان هیچ زمان‌بندی مشخصی برای ازسرگیری مصاحبه‌ها اعلام نشده است.

رها چهار زبان آلمانی خوانده و می‌گوید، هزینه و زمان زیادی برای این مسیر گذاشته شده است. اما حالا می‌ترسد پذیرشش دوباره از دست دادن و مدرک زبانش هم منقضی شود.

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

او می‌گوید، برخی متقاضیان برای گرفتن اقامت شش‌ماهه به ارمنستان یا ترکیه رفته‌اند تا شاید از سفارت آلمان در آن کشور تصمیم بگیرند، اما او توانایی مالی چنین کاری را ندارد.

به گفته او، همین بن‌بست باعث ایجاد حس «رهش‌شدگی» در میان قبولان ایرانی شدیدتر شود. مخصوصاً وقتی می‌بینند برخی از کشورهای اروپایی برای سرزمین ایرانی مسیرهای اعلام شده در ثالث ارائه کرده‌اند، اما درباره آلمان هنوز تصمیم روشن نشده است.

دوره‌های آموزشی و قراردادهایی که از دست می‌روند

این وضعیت فقط دانشجویان را تحت تاثیر قرار نمی دهد. سمانه تزوم، دریافت دوره کارآموزی در آلمان نیز به دویچه وله فارسی می‌گوید، حدود دو سال از زندگی و انرژی خود را برای مسیر مهاجرت از طریق آموزش حرفه‌ای قانونی کرده است.

او برای شرکت در آزمون زبان به ترکیه سفر کرده و با هزینه های سنگین سفر، اقامت و امتحان، موفق می شود. پس از آن مدارکش را آماده و معتبر کرده و امیدوار است در سپتامبر وارد آلمان شود.

سمانه می‌گوید، ابتدا کارفرمایی برای دوره کارآموزی مورد نظرش پیدا کرده بود، اما با تعطیلی سفر از جنگ، آن فرصت را از دست داد. بعد از آن دوباره از ابتدا درخواست فرستاده و کارفرمای را در رشته مربی مهدکودک در ایالت بادن وورتمبرگ پیدا کند.

او اکنون پیش‌تاییدیه، قرارداد دوره کارآموزی و مدارک لازم را دارد، اما می‌گوید مدرک زبانش رو به پایان است و اگر روند ویزا روشن شود، دوباره برای آزمون به ترکیه برود و دوباره سنگینی بپردازد.

سمانه همچنین می‌گوید، یک اتاق در آلمان اجاره داده می‌شود که باید از هزینه آن پرداخت شود، در حالی که هنوز وارد آلمان نشده و یورویی ندارد.

او می‌گوید اینترنت در ایران هم فشار مضاعفی ایجاد کرده است. درخواستان برای پیگیری اخبار سفارت و ارتباط با ارتباط، ناچار شده‌اند هزینه‌های زیادی برای دسترسی به اینترنت بپردازند.

در وب‌سایت سفارت آلمان در تهران همچنان از محدود بودن خدمات و امکان ارائه خدمات عادی کنسولی و ویزا سخن گفته می‌شود.

در پایان، موضوع این درخواستان تنها مهاجرت نیست. بسیاری از آن‌ها می‌گویند، سال‌ها زبان خوانده‌اند، پول جمع کرده‌اند، پذیرش گرفته‌اند، کارفرما پیدا کرده‌اند و مسیر قانونی را انتخاب کرده‌اند.

علیرغم پاسخ جدید وزارت خارجه آلمان، بسیاری از آنها را می‌گویند، هنوز هیچ زمان مشخصی برای پرونده‌هایشان اعلام نشده و همچنان نمی‌دانند منتظر بمانند یا مسیر دیگری را انتخاب کنند.

۱۴۰۵ اردیبهشت ۳۰, چهارشنبه

اعدام فوری خواهر و برادر

 خطر اعدام فوری خواهر و برادر 

زینب_موسوی و حسن_موسوی



​زینب موسوی و برادرش، حسن موسوی، که در جریان اعتراضات سراسری دی‌ماه بازداشت شده بودند، اکنون در زندان وکیل‌آباد #مشهد با اتهام سنگین محاربه روبرو شده و به اعدام محکوم شده‌اند.
این خواهر و برادر معترض در بیدادگاهی فرمایشی و بدون دسترسی به دادرسی عادلانه به مرگ محکوم شده‌اند و جانشان در خطر فوری اجرای حکم قرار دارد.
خانواده موسوی در وضعیت روحی به‌شدت بحرانی و دلهره‌آوری به سر می‌برند و زیر سایه این احکام ظالمانه، چشم‌انتظار یاری و همصدایی افکار عمومی هستند.
سکوت در برابر این جنایت، دست دستگاه سرکوب را برای گرفتن جان این دو جوان بازتر می‌کند؛ نام زینب و حسن را فریاد بزنیم و اجازه ندهیم در بی‌خبری به مسلخ بروند

 

شهروندانِ نامرئی: معلولیت در مسلخِ سیاست و فراموشی



در جغرافیایِ سیاسیِ قدرت، معلولیت اغلب نه به عنوانِ یک تفاوتِ انسانی، بلکه به مثابه‌یِ یک «هزینه‌یِ اضافی» نگریسته می‌شود و این دقیقاً نقطه‌یِ آغازِ بی‌عدالتی علیه کسانی است که بدونِ هیچ گناهی، از حقوقِ بنیادینِ شهروندی محروم شده‌اند. از نگاهِ سیاسی، وقتی ساختارِ حکمرانی تنها بر مبنایِ «کارآمدیِ اقتصادیِ صرف» و «توانمندیِ جسمانی» تعریف شود، افرادی که دارایِ محدودیت‌هایِ حرکتی یا ذهنی هستند، عملاً از چرخه‌یِ حیاتِ اجتماعی حذف می‌شوند و به حاشیه رانده می‌شوند. این حذفِ سیستماتیک، محصولِ نگاهی است که در آن بودجه‌هایِ رفاهی و متناسب‌سازیِ فضاهایِ شهری، در اولویت‌هایِ آخرِ سیاست‌گذاران قرار می‌گیرد و منافعِ گروه‌هایِ خاص و پروژه‌هایِ تبلیغاتی، بر حقِ تردد و اشتغالِ معلولان ارجحیت می‌یابد.
در حقیقت، معلولیت در ایران به یک «تبعیدِ خانگی» تبدیل شده است؛ چرا که نبودِ زیرساخت‌هایِ شهریِ استاندارد و قوانینِ حمایتیِ اجرایی، این قشرِ بیگناه را در بن‌بستِ انزوا گرفتار کرده است. از منظرِ حقوقِ سیاسی، محرومیتِ معلولان از فرصت‌هایِ برابر، نقضِ آشکارِ میثاق‌هایِ انسانی است که دولت‌ها موظف به رعایتِ آن‌ها هستند، اما در عمل، این مطالباتِ برحق زیرِ سایه‌یِ بحران‌هایِ خودساخته‌یِ سیاسی گم می‌شوند. حاکمیتی که نتواند کرامتِ انسانیِ ضعیف‌ترین اعضایِ خود را حفظ کند، دچارِ یک زوالِ اخلاقی در هسته‌یِ قدرتِ خویش است؛ جایی که حقوقِ معلولان نه به عنوانِ یک «حقِ مسلم»، بلکه به عنوانِ یک «صدقه‌یِ دولتی» نگریسته می‌شود و این تغییرِ جایگاهِ حق به ترحم، بزرگ‌ترین جنایتِ سیاسی علیه انسانیت است.

آزادی بیان؛ صدایی میان محدودیت و قدرت»

 

 «آزادی بیان؛


 نام: «آزادی بیان؛ صدایی میان محدودیت و قدرت»

آزادی بیان در هر جامعه‌ای، یکی از مهم‌ترین شاخص‌های توسعه سیاسی و اجتماعی به شمار می‌رود؛ مفهومی که فراتر از حق صحبت کردن، به معنای امکان اندیشیدن، نقد کردن و مشارکت آزادانه در فضای عمومی است. در ایران، آزادی بیان همواره موضوعی حساس و چندلایه بوده که در تقاطع میان سیاست، امنیت، فرهنگ و قدرت قرار گرفته است. از یک‌سو، قانون و گفتمان رسمی در برخی موارد بر حق آگاهی و بیان تأکید می‌کنند، اما از سوی دیگر، محدودیت‌ها و خطوط قرمز گسترده باعث شده‌اند که این آزادی در عمل با چالش‌های جدی روبه‌رو باشد. همین تضاد، آزادی بیان را از یک حق طبیعی به موضوعی سیاسی و مناقشه‌برانگیز تبدیل کرده است. در ساختار سیاسی ایران، نگاه به آزادی بیان اغلب تحت تأثیر ملاحظات امنیتی قرار دارد. بسیاری از نهادهای تصمیم‌گیر، کنترل جریان اطلاعات و مدیریت فضای عمومی را بخشی از حفظ ثبات سیاسی می‌دانند. در چنین شرایطی، نقدهای تند، رسانه‌های مستقل یا بیان دیدگاه‌هایی که با روایت رسمی تفاوت دارند، ممکن است نه به‌عنوان بخشی از گفت‌وگوی اجتماعی، بلکه به‌عنوان تهدید تلقی شوند. این رویکرد باعث شده است که مرز میان انتقاد و تقابل، در بسیاری از موارد مبهم باشد و افراد برای بیان نظرات خود با نوعی احتیاط دائمی مواجه شوند. یکی از مهم‌ترین پیامدهای محدودیت آزادی بیان، شکل‌گیری خودسانسوری در جامعه است. زمانی که افراد احساس کنند بیان آزادانه دیدگاه‌هایشان می‌تواند پیامدهای اجتماعی، شغلی یا حتی قضایی داشته باشد، به‌تدریج ترجیح می‌دهند سکوت کنند یا سخنان خود را تعدیل نمایند. این سکوت اجباری، نه تنها جریان طبیعی

تبادل اندیشه را مختل می‌کند، بلکه به کاهش اعتماد عمومی و تضعیف فضای گفت‌وگو نیز منجر می‌شود. جامعه‌ای که در آن افراد نتوانند آزادانه درباره مشکلات سخن بگویند، در واقع امکان اصلاح و پیشرفت را نیز از دست می‌دهد. از منظر سیاسی، آزادی بیان نقش مهمی در ایجاد تعادل میان قدرت و جامعه دارد. رسانه‌های مستقل، نویسندگان، روزنامه‌نگاران و فعالان اجتماعی می‌توانند با طرح پرسش‌ها و نقد عملکرد نهادها، به افزایش شفافیت و پاسخگویی کمک کنند. اما زمانی که این فضا محدود شود، نظارت عمومی بر قدرت نیز کاهش می‌یابد و زمینه برای گسترش بی‌اعتمادی و نارضایتی فراهم می‌شود. در چنین وضعیتی، فاصله میان مردم و حاکمیت عمیق‌تر شده و گفت‌وگوی سازنده جای خود را به سکوت یا تقابل می‌دهد. اینترنت و شبکه‌های اجتماعی نیز در سال‌های اخیر، آزادی بیان در ایران را وارد مرحله‌ای تازه کرده‌اند. این فضاها امکان دسترسی گسترده‌تر به اطلاعات و بیان دیدگاه‌ها را فراهم کرده‌اند، اما همزمان با محدودیت‌ها، فیلترینگ و کنترل بیشتری نیز مواجه شده‌اند. این تقابل نشان می‌دهد که مسئله آزادی بیان در ایران، دیگر تنها به رسانه‌های سنتی محدود نیست، بلکه به بخش مهمی از زندگی دیجیتال و ارتباطات روزمره مردم گره خورده است. در نهایت، آزادی بیان را نمی‌توان صرفاً یک مطالبه سیاسی یا فرهنگی دانست؛ این حق، بخشی اساسی از کرامت انسانی و پیش‌شرط توسعه پایدار است. جامعه‌ای که در آن نقد، پرسش و تبادل آزاد اندیشه وجود داشته باشد، توانایی بیشتری برای حل بحران‌ها و اصلاح اشتباهات خواهد داشت. آینده آزادی بیان در ایران، بیش از هر چیز، به نوع نگاه حاکمیت به جامعه و میزان پذیرش تنوع دیدگاه‌ها بستگی دارد. تا زمانی که بیان آزادانه به‌عنوان تهدید دیده شود، این حق همچنان در مرز میان سکوت و محدودیت باقی خواهد ماند؛ اما اگر آزادی بیان به‌عنوان فرصتی برای رشد و اصلاح پذیرفته شود، می‌تواند به یکی از مهم‌ترین عوامل تقویت اعتماد و پویایی اجتماعی تبدیل گردد

 

تشدید فضای سرکوب و تهدیدهای قضایی با صدور کیفرخواست برای بیش از ۲۰۰ نفر

 

سخنگوی قوه‌قضائیه رژیم اعلام کرد که برای بیش از ۲۰۰ نفر با عنوان «مزدوران دشمن» کیفرخواست صادر شده و روند رسیدگی قضایی به پرونده‌های آنان در جریان است.


به گزارش رسانه‌های حکومتی، جهانگیر، سخنگوی قوه‌قضائیه حکومتی، با اشاره به سیاست‌های سخت‌گیرانه در حوزه امنیتی تأکید کرد که هرگونه اقدام در جهت «به خطر انداختن امنیت ملی» با مجازات‌های سنگینی از جمله اعدام و توقیف اموال همراه خواهد بود.


وی در ادامه با گسترش دامنه مصادیق جرائم امنیتی افزود: افرادی که اقدام به عکس‌برداری یا فیلم‌برداری از برخی نقاط کرده و این اطلاعات را در اختیار آنچه «دشمن» خوانده می‌شود قرار دهند، مشمول قانون تشدید مجازات جاسوسی خواهند شد. به گفته او، این اقدامات به‌منزله «همکاری اطلاعاتی با دشمن» تلقی شده و می‌تواند حکم اعدام و مصادره کلیه اموال را در پی داشته باشد.

این اظهارات در شرایطی مطرح می‌شود که نهادهای حقوق بشری و جریان‌های مخالف، بارها نسبت به استفاده گسترده از عناوین امنیتی برای برخورد با فعالان و شهروندان هشدار داده‌اند. به‌ویژه، تعریف موسع از «جاسوسی» و تعمیم آن به فعالیت‌هایی مانند ثبت و انتشار تصاویر، نگرانی‌هایی را درباره محدودیت بیشتر جریان آزاد اطلاعات ایجاد کرده است.

کارشناسان این مواضع را نشانه‌ای از تشدید فضای امنیتی و تلاش برای کنترل اطلاع‌رسانی در جامعه ارزیابی می‌کنند؛ رویکردی که همزمان با افزایش نارضایتی‌های اجتماعی و گسترش فعالیت‌های اعتراضی، شدت بیشتری یافته است.


هوای پایتخت در سال گذشته

  🌫 کارنامه هوای پایتخت در سال گذشته؛ ۱۲۰ روز ناسالم/ سطح هوای تهران، ۶ برابر استاندارد جهانی وحید نوروزی، دکترای مدیریت محیط‌زیست در #خبرآ...