۱۴۰۴ اسفند ۴, دوشنبه

آتش زدن پرچم حکومتی در دانشگاه‌های ایران

 امروز دوشنبه در دانشگاه‌های ایران پرچم جمهوری اسلامی ایران را دانشجویان به آتش کشیدند 

دستکم ۱۴ تجمع اعتراضی برگزار شد



 امروز دوشنبه ۴ اسفندماه، جمعی از دانشجویان دانشگاه‌های علم و فرهنگ، الزهرا، امیرکبیر، تهران، صنعتی شریف، خواجه نصیرالدین طوسی، فردوسی، تربیت مدرس، هنر، شهید بهشتی، صنعتی اصفهان، سجاد مشهد، موسسه فردوس مشهد و شماری از کارکنان شرکت‌های تعاونی سهام عدالت از شهرهای مختلف کشور در تهران دست به تجمعات اعتراضی زدن

🔻بیانیه انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران در محکومیت سرکوب خشونت‌آمیز اعتراضات دانشجویی

انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران در محکومیت برخوردهای خشونت‌آمیز  بیانیه‌ای صادر کرد:

انجمن اسلامی دانشجویان با شدیدترین لحن ممکن، رفتارهای سرکوبگرانه و خشونت‌آمیز نیروهای وابسته به بسیج دانشجویی را محکوم می‌کند؛ رفتارهایی که در روزهای اخیر مصداق آشکار وحشی‌گری علیه دانشجویان و تبدیل دانشگاه به صحنه اعمال خشونت سازمان‌یافته بوده است.

سال‌ها حق تشکل‌یابی مستقل و فعالیت آزاد دانشجویی سرکوب شد و صدای منتقدان با محدودیت و فشار خاموش گردید. امروز اما، با گسترش اعتراضات دانشجویی، نیروهای بسیجی واقعیت و فلسفه حضور و وجودشان در دانشگاه‌ را به عریانی نشان داده، و در نقش نیروی برخورد و سرکوب ظاهر شده‌اند.

بر اساس گزارش‌های متعدد دانشجویان، صحنه‌هایی از خشونت عریان در محیط دانشگاه رقم خورده است؛ دانشجویان مورد ضرب‌وشتم، لگدپراکنی و فحاشی هدف قرار گرفته‌اند و فضای دانشگاه عملاً به محیطی ناامن تبدیل شده است.


گزارش‌ها حکایت از ورود آمبولانس به داخل دانشگاه و انتقال دانشجویان از محوطه دانشگاه به بیرون داشته که تصویری‌ست تکان‌دهنده از سطح خشونتی که در برابر چشم همگان رخ داده و نشان می‌دهد امنیت دانشجویان تا چه اندازه به خطر افتاده است.

در این میان، حراست دانشگاه عملاً هیچ نقشی در حفظ امنیت دانشجویان ایفا نکرده و مدیریت میدانی دانشگاه به‌طور عملی در اختیار نیروهای بسیج قرار گرفته است.

آنچه امروز شاهد آن هستیم، نتیجه واگذاری مسئولیت مدیریت بحران از سوی هیات‌ رئیسه دانشگاه به یک نهاد شبه‌نظامی است؛ اقدامی که استقلال دانشگاه را زیر سئوال برده و مسئولیت مستقیم تمامی خشونت‌های رخ‌داده را متوجه مدیران دانشگاه می‌کند.

ما به صراحت اعلام می‌کنیم که وحشی‌گری و خشونت سازمان‌یافته یک تشکیلات نظامی هرگز قابل توجیه نیست و باید فوراً متوقف شود.

همچنین مسئولیت هرگونه آسیب جسمی و روانی به دانشجویان، مستقیماً بر عهده نیروهای عامل خشونت و مدیرانی است که مدیریت دانشگاه را عملاً به بسیج دانشجویی واگذار کرده‌اند.

انجمن اسلامی دانشجویان ضمن اعلام همبستگی با تمامی دانشجویان معترض، خواستار توقف فوری برخوردهای خشونت‌آمیز، پاسخ‌گویی شفاف هیئت‌رئیسه دانشگاه و بازگرداندن اداره دانشگاه به چارچوب‌های قانونی و دانشگاهی است.

دانشگاه خانه دانشجوست نه میدان قدرت نمایی اقلیت‌های تمامیت‌خواه.


مهاجرت نیروی متخصص از ایران


.: این موضوع نه‌تنها بسیاری از شاغلان کشور را فقیر و فقیرتر کرده،



 بلکه در سال‌های گذشته به مهاجرت نیروی متخصص از کشور دامن زده است.‌

گزارشی که مرکز پژوهش‌های مجلس درباره پیشران‌های مهاجرت در 25 سال اخیر منتشر کرده است، نشان می‌دهد در بازه زمانی سال‌های 1375 تا 1400 عمده مهاجرت ایرانیان در سنین جوانی و بزرگسالی و در مردان بوده و دلیل اصلی مهاجران برخورداری از رفاه مالی بیشتر و به دلایل اقتصادی و به اشتغال بوده است و زنان به تبعیت از آنها مهاجرت کرده‌اند.

کارشناسان می‌گویند یک نیروی ماهر در کشور حداقل تا ۲۵‌سالگی تحصیل می‌کند و پنج تا ۱۰ سال هم را صرف حرفه‌آموزی کرده تا تبدیل به نیروی ماهر شود. به عبارت دیگر برای جایگزینی یک نیروی ماهر حداقل 15 تا 35 سال زمان لازم است.

 قیمت دلار 47 برابر و دستمزد 15 برابر شد

قیمت دلار در روزهای اخیر با رکوردشکنی تاریخی از 160 هزار تومان عبور کرد. این موضوع در حالی رخ می‌دهد که میانگین بهای دلار در حدود یک دهه پیش در سال 1394 فقط سه‌هزارو 400 تومان بود. به عبارت دیگر بهای دلار در یک دهه حدود 47 برابر شده است. این موضوع در حالی رخ می‌دهد که حداقل حقوق کارگران در سال 1394 حدود 712‌هزارو 425 تومان بود و در سال 1404 حداقل حقوق کارگران به 10‌میلیون‌و 700 هزار تومان رسیده است. با این حساب حداقل حقوق کارگران فقط 15 برابر شده است. مقایسه سرعت رشد قیمت دلار و دستمزد کارگران به‌خوبی نشان‌دهنده عقب‌ماندگی شدید مزد در ایران از سرعت سقوط ارزش ریال است.

 حقوق خلبانان ایرانی معادل کارگران ساده عربستان

این مسئله سبب مهاجرت گسترده نیروهای متخصص در کشور شده است. در این میان بسیاری از شرکت‌های هواپیمایی از مهاجرت گسترده خلبانان به کشورهای منطقه خبر می‌دهند و می‌گویند این موضوع باعث تضعیف بیش از پیش شرکت‌های هواپیمایی ایران شده است. این در حالی است که براساس چشم‌انداز برنامه 20‌ساله توسعه، بنا بود ایران تبدیل به قطب هوانوردی منطقه شود، اما حالا در شرایطی که صنعت هوایی کشور نیاز به 500 فروند هواپیما دارد، فقط حدود 150 و بنا بر روایاتی 60 تا 70 فروند هواپیما در ایران فعال است که میانگین سنی این هواپیماها به 20 سال می‌رسد. در این شرایط سقوط ارزش ریال هم سبب شده است‌ متخصصان صنعت هوایی و خلبانان اقدام به مهاجرت به کشورهای همسایه کنند. در ایران حقوق ماهانه خلبانان ماهر ایران به حدود هزار دلار می‌رسد و در برخی ایرلاین‌ها این رقم پایین‌تر است. این در شرایطی است که نه‌تنها دریافتی خلبانان در کشورهای منطقه چند برابر خلبانان ایرانی است، بلکه در برخی کشورهای منطقه مانند عربستان سعودی حداقل حقوق کارگران با حقوق خلبانان ایرانی برابری می‌کند. گزارش‌ها نشان می‌دهد حقوق خلبانان اماراتی وابسته به میزان مهارت آنها بین پنج‌هزارو 400 تا 26 هزار دلار است. در ترکیه هم خلبانان حداقل هزارو 230 دلار دریافت می‌کنند.

 مقایسه دستمزد پزشکان ایرانی و اروپایی

به‌جز خلبانان این روزها اخبار مهاجرت گسترده پزشکان و پرستاران به گوش می‌رسد. در همین زمینه حسین کرمانپور، روابط‌عمومی وزارت بهداشت، اعلام کرد براساس «آمار نظام پزشکی» ایران از ابتدای کرونا تا سال 1401 حدود پنج هزار پزشک از این کشور مهاجرت کرده‌اند. علی جواهرفروش‌زاده، رئیس سازمان نظام پزشکی اهواز هم گفته بود مهاجرت پزشکان ایران، ازجمله اهواز به عمان، بحرین، قطر و اروپا در سال‌های اخیر رشد چشمگیری داشته است. طی یک سال گذشته روزانه برای دو تا  10 نفر از کادر درمانی اهواز گواهی مهاجرت صادر شده است. همچنین موید علویان، رئیس هیئت‌مدیره نظام پزشکی تهران گفته است مهاجرت پزشکان ایرانی در یک‌ سال هزار درصد رشد داشته است. ‌آمار کسانی که برای گرفتن تأییدیه به نظام پزشکی مراجعه کرده‌اند از 400 نفر در سال 1400 به بیش از چهارهزارو ‌200 مهاجر در سال‌ 1401 رسید. درباره مقایسه درآمد پزشکان و پرستاران هم باید گفت براساس گزارش سازمان جهانی بهداشت، متوسط درآمد سالانه یک پزشک در ایران در سال ۲۰۱۹ حدود ۱۰ هزار دلار بوده است که در مقایسه با متوسط درآمد سالانه یک پزشک در آمریکا که حدود ۲۹۴ هزار دلار، در انگلستان حدود ۱۳۶ هزار دلار، در کانادا حدود ۲۵۸ هزار دلار، در استرالیا حدود ۲۰۷ هزار دلار و در آلمان که حدود ۱۱۱ هزار دلار بوده، بسیار کمتر است. همچنین متوسط درآمد سالانه یک پرستار در ایران در سال ۲۰۱۹ حدود سه هزار دلار بوده است که در مقایسه با متوسط درآمد سالانه یک پرستار در آمریکا که حدود ۷۳ هزار دلار، در انگلستان حدود ۴۰ هزار دلار، در کانادا حدود ۵۹ هزار دلار، در استرالیا حدود ۶۵ هزار دلار و در آلمان که حدود ۴۷ هزار دلار بوده، بسیار کمتر است.

 سیل مهاجرت متخصصان نفتی

این ماجرا برای متخصصان نفتی هم تکرار می‌شود. چندی پیش آرش نجفی، عضو کمیسیون انرژی اتاق ایران، به ایلنا گفته بود در حالی که مدیران درجه یک نفتی در ایران فقط حدود هزارو 700 دلار حقوق دریافت می‌کنند، همین مدیران ارشد در معمولی‌ترین شرکت‌های دنیا پنج هزار دلار حقوق می‌گیرند. او در ادامه تأکید کرده است: «وقتی معیشت و ارزاق را مقایسه می‌کنیم با شهری مثل دوبی، یکی است؛ یعنی هزینه‌های دو کشور یکسان و درآمدها بسیار متفاوت و یک‌چهارم امارات است و همین باعث می‌شود از پرستار تا تکنسین فنی و متخصص به کشورهای حاشیه خلیج فارس و همسایه جذب شوند». همچنین ناصر عاشوری، دبیر انجمن صنفی کارفرمایی پالایش نفت، از بروز چالش در برخی پالایشگاه‌ها به دنبال مهاجرت نیروهای متخصص خبر داد و گفت: «تا پیش از این، مهندسان ما درخواست رفتن به خارج از کشور داشتند، اکنون افراد فنی و آچاربه‌دست پالایشگاه‌ها نیز درخواست کار در کشورهای خارجی را دارند؛ به‌طوری که از کشورهای همسایه دعوت‌نامه برای کارگران ماهر پالایشگاه‌ها با حقوق ۶۰۰ تا ۷۰۰ میلیون تومان در ماه ارسال می‌شود». مسئله حتی از نیروهای متخصص هم فراتر رفته است و سقوط ارزش ریال دستمزد کارگران ساده را نیز به‌شدت متأثر کرده است و زمزمه‌های تشدید مهاجرت کارگران به گوش می‌رسد.

 حقوق کارگران ایرانی فقط 66 دلار

قدرت خرید کارگران ایرانی به کمتر از یک‌سوم 10 سال گذشته رسیده است. در حال حاضر ارزش دلاری دستمزد کارگران ایرانی فقط 66 دلار در ماه است، حال آنکه دستمزد کارگران در سال‌های 1394 تا 1396 به 225 دلار در ماه می‌رسید. این در حالی است که بررسی داده‌های وزارت کار عمان نشان می‌دهد حداقل حقوق کارگران در این کشور 845 دلار در ماه است. حداقل حقوق کارگران در کویت هم حدود 245 دلار است. همچنین حقوق کارگران در امارات هم بین 490 تا 900 دلار در ماه و در عراق هم حداقل حقوق کارگران بین 355 تا 400 دلار است. در این میان عربستان سعودی ارقام قابل توجهی به‌عنوان حقوق به کارگران می‌پردازد و حداقل حقوق کارگران  بین 800 تا هزار دلار است

ثبت پنجاه روز نخست قیام ملی


گزارش جامع «زمستان سرخ»
 که پنجاه روز نخست پس از آغاز اعتراضات سراسری ایران
 (۷ دی تا ۲۶ بهمن ۱۴۰۴) را مستند می‌کند، امروز منتشر شد




این گزارش حدود ۱۳۵۰ صفحه‌ای، حاصل تحلیل و راستی‌آزمایی بیش از ۱۴۳,۳۳۰ گزارش از منابع اختصاصی و باز در شرایط شدیدترین محدودیت‌های ارتباطی است. هدف این اثر، ثبت «حداقل موارد قابل راستی‌آزمایی» از نقض‌های گسترده حقوق بشر در واکنش حکومت به اعتراضات سراسری است.
این گزارش نه بر مبنای برآوردهای کلی، بلکه بر پایه داده‌های چندلایه و تأییدشده تهیه شده و به‌عنوان یک سند عمومی و همچنین زیرساخت آرشیوی برای مسیرهای آتی پاسخگویی طراحی شده است.
یافته‌های کلیدی
گستره اعتراضات
۶۸۲ محل اعتراض
۲۰۳ شهر
۳۱ استان
اعتراضات دانشگاهی
۵۵ تجمع دانشجویی
۳۶ دانشگاه درگیر
تلفات (حداقل موارد قابل راستی‌آزمایی)
▫️۶,۴۸۸ معترض کشته‌شده
۲۳۶ کودک کشته‌شده (جدا از معترضان)
۷۶ غیرنظامی غیرمعترض
۲۰۷ نیروی نظامی/حکومتی
۷,۰۰۷ مجموع جان‌باختگان تأییدشده
۱۱,۷۴۴ پرونده همچنان در دست بررسی است.
 جراحات
۴,۸۸۴ نیروی نظامی/امنیتی
۲۵,۸۴۶ غیرنظامی
بازداشت‌ها
۵۳,۷۷۷ مورد بازداشت
۵۵۵ کودک و نوجوان
۱۴۷ دانشجو
اعترافات اجباری: ۳۶۹ مورد
 احضاریه‌ها: ۱۱,۰۵۳ مورد
 ؛ فهرستی که بر اساس فرآیند چندمرحله‌ای راستی‌آزمایی تهیه شده و در آن، در صورت امکان، سن، محل وقوع، شاخص‌های مستندسازی و منابع نیز .
انتشار نام‌ها با رویکرد حفاظت‌محور انجام شده و در مواردی که خطر امنیتی وجود داشته، اطلاعات در سامانه‌های امن مستندسازی حفظ شده است. این فهرست یکی از مهم‌ترین بخش‌های گزارش و ستون اصلی مستندسازی برای پاسخگویی آتی است.
این گزارش علاوه بر ثبت آماری، به تحلیل حقوقی الگوهای استفاده از نیروی مرگبار، بازداشت‌های گسترده، اعترافات اجباری و سایر نقض‌ها در چارچوب حقوق بین‌الملل حقوق بشر می‌پردازد و مستندسازی را به مسیرهای مشخص پاسخگویی پیوند می‌دهد.

۱۴۰۴ اسفند ۳, یکشنبه

تظاهرات یکشنبه در دانشگاه‌های ایران


سر دادن شعارهای 

ضدحکومتی در دانشگاه شریف و دانشگاههای دیگر

 

  

همزمان با انتشار مجموعه‌های ویدئوها و گزارش‌ها، خبرهایی از تجمعات اعتراضی دانشجویان در چند دانشگاه منتشر شده است. گزارش‌ها همچنین حاکی از درگیری با نیروهای بسیج و ایگان ویژه در چند دانشگاه ایران است

بر اساس تصاویری که روز یکشنبه ۳ اسفند (۲۲ فوریه) از دانشگاه‌های فردوسی مشهد، هنر ایران، صنعتی شریف، بهشتی، خواجه نصیر، امیرکبیر، علم و صنعت و دانشگاه تهران منتشر شده است، درگیری‌ها و شعارهای اعتراضی در این چند دانشگاه ایران ادامه دارد.

طبق گزارش‌ها، نیروهای ویژه ایگان در محوطه دانشگاه شده و با دانشجویان درگیر شده‌اند

شجاعت، غیرت و شرافت شیربچه‌های جنبش دانشجویی ایران

در دانشگاه تهران نیز تصاویری از درگیری میان دانشجویان و نیروهای بسیج منتشر شده است. بر اساس این گزارش، نیروهای بسیج پس از بروز تنش، به ساختمان دانشکده فنی وارد شده و با شکستن شیشه‌ها و سردادن شعار «حیدر حیدر» تلاش کرده‌اند و دانشجویان را متفرق کنند.

حمایت از دانشجویان معترض از شاهزاده رضا پهلوی

همزمان، گروهی از دانشجویان شعارهایی از جمله «جاویدشاه» و «این آخرین نبرده، پهلوی برمی‌گرده» سر داده‌اند.

در دانشگاه صنعتی خواجه نصیر نیز تجمع‌هایی با شعارهایی در حمایت از  رضا پهلوی  و انتقاد از جریان‌های سیاسی مخالف او از جریان‌های چپ برگزار می‌شود.

از جمله شعارهای منتشر شده در ویدئوها می‌توان به «رضا رضا پهلوی، این شعار ملی» و «داس چکش عمامه، ۵۷ تمامه» اشاره کرد.

گزارش های مشابه از دانشگاه علم و صنعت منتشر شده است که در آن  دانشجویان معترض است  شعارهایی علیه آن چه معمولاً «پنجاه و هفتی» شامل روحانیت حاکم، جریان‌های چپ و مجاهدین خلق می‌نامند، سر می‌دهند. در برخی ویدئوها، حمله نیروهای بسیج با شعار «حیدر حیدر» به دانشجویان نشان داده شده است.

در دانشگاه صنعتی شریف که در برخی از شعارها با نام پیشین «آریامهر» از آن یاد شده، دانشجویانی با شعار «آریامهر اسمشه، شریف دیگه بسشه» به تغییر نام دانشگاه اشاره کرده اند.

برافراشته شدن پرچم شیر و خورشید ایران در دانشگاه صنعتی آریامهر

دانشگاه هنر نیز شاهد تجمعی در حمایت از آنچه معترضان «انقلاب شیر و خورشید» می‌نامند، بوده است. در این تجمع شعار «توپ، تانک، مسلسل دیگر اثر ندارد» شنیده می‌شود.

درگیری میان دانشجویان و نیروهای بسیج

در دانشگاه صنعتی امیرکبیر (پلی‌تکنیک تهران) نیز ویدئوهایی از درگیری میان دانشجویان و نیروهای بسیج منتشر شده است. در این تجمع‌ها شعار "این شعار ملی؛ رضا، رضا، پهلوی" سروده شده است.

از دیگر سو، ویدئوهایی نیز از برخی از تجمعات منتشر شده که در آن شعارهای جریان‌های سیاسی بهتر از جمله شعارهایی مانند "نه سلطنت نه رهبری دموکراسی برابری" شنیده می‌شود.

مقامات رسمی واکنشی به این گزارش نشان ندادند. در سالهای اخیر دانشگاههای  ایران  بارها صحنه‌های اعتراض‌های دانشجویی بوده‌اند که در برخی موارد با اقدامات امنیتی همراه شده است.

دویچه وله به طور مستقل نمی‌تواند اصالت صداهای شنیده شده در ویدئوهایی منتشر شده را تایید کند

مردم شمع، آب معدنی و نوار چسب می‌خرند

  کنایه زیدآبادی به حامیان جنگ 

/مبارک است مردم شمع، آب معدنی و نوار چسب می‌خرن






▫️صاحبِ سوپرمارکت محله دیشب از هجوم اهالی برای خرید شمع، آب‌معدنی و نوارچسب پهن خبر می‌داد! شمع برای احتمال قطع برق، آب معدنی برای احتمال قطع آب و نوارچسب پهن برای چسباندن آنها به روی شیشه های منزل در حمل و نقل نظامی آمریکا!

▫️طبق این درک عمومی، قرار نیست با جنگ نقل و نباتی خیرات شود و کسی به راحتی از تختداری به زیر آید و دیگران به راحتی بر تخت بنشیند!

▫️قرار است آب و برق قطع شود و شیشۀ منازل بر اثر انفجار بمب‌های آمریکایی از هم بپاشد و به سر روی ساکنانش پاشیده شود! مبارکِ حامیان جنگ!

فعال کانون دفاع از حقوق بشر در ایران 

نماینده های فوتبال کثیف ایران

   استقلال از عملکرد این تیم در 

دیدار مقابل مس رفسن تیم فوتبال موفق شد.



به گزارش خبرگزاری؛ وریا غفوری پس از برتری یک بر صفر تیم فوتبال استقلال مقابل مس رفسنجان در هفته بیست‌ودوم لیگ برتر، اظهار داشت: بازی را دیدیم، سه امتیاز را بگیریم. بازی می‌توانست بهتر از این باشد، ولی در مجموع راضی‌کننده بود.

وی در مورد اینکه تیم استقلال در نیمه دوم دیدار مقابل مس رفسنجان عقب نشست، بیان کرد: مطمئن هستید که بازی ما را دیدید؟ این دیدار بازی‌هایی بود که فهرست‌های زیادی ایجاد و تیم مس موقعیت آنانی را نداشت.

سرمربی موقت تیم فوتبال استقلال درباره نشستن روی نیمکت آبی‌پوشان به‌عنوان سرمربی گفت: روی نیمکت استقلال به‌عنوان سرمربی برای کسانی که از بچگی رؤیایش در این تیم حضور داشتند، لذت بخش بود. خدا را شکر می‌کنم که در این تیم بازی کردم و بازوبند کاپیتانی را بر بازو بستم و امروز هم هر چند به‌طور موقت به‌عنوان سرپرست روی نیمکت نشستم، اتفاقی که لذت بخش بود.

در پاسخ به خاطراتی که ریکاردو ساپینتو بعد از جدایی از استقلال علیه او داشت، نشان داد: ساپینتو یکسری صحبت‌هایی انجام داد و اتفاقاتی نیز روز گذشته برای ما افتاد که باعث حواشی شد. در ابتدا باید از ساپینتو تشکر کنم که بعد از مربیگری به من انتقال داد. به شخصه از ایشان یاد گرفتم. ساپینتو اما، به غلط گفت که من بدون مدرک هستم. من کارشناس ارشد مدیریت ورزشی داشته و مدرک A آسیا را دارم و فکر کنم برای نشستن روی نیمکت کافی باشد.

وی ادامه داد: من هیچ وقت بدون تجربه کافی چشم به نیمکتی نداشتم، آنهم نیمکت یک تیم بزرگ. کسی که بخواهد این چشم داشته باشد، باید دیوانه باشد. فکر کنم ساپینتو عصبانی بود که این حرفها را زد. در بین دو نیمه دیدار با الحسین اردن نکاتی را به ساپینتو گفتم که آنها نپذیرفتند و برخورد کردند که شخصیت من را قبول نمی‌کند. ساپینتو آدمی خنثی می‌خواست. من جایگاه مربیگری را می‌دانم و می‌خواستم نکاتی را بگویم، ولی ساپینتو کمک ایرانی می‌خواست که حتی حرف نزند. من این موضوع را برنتابیدم و برای اینکه جو تیم به‌هم نریزد، حرفی نزدم.

سرمربی موقت تیم فوتبال استقلال را به یاد آورد: از همین جا اعلام می‌کنم حداقل در این برهه نماینده دیگری در استقلال ندارم. فکر کنم ساپینتو الان خوشحال می‌شود، چون فکر می‌کنم دنبال چنین جایگاهی هستم. بازوبند این تیم قیمت ندارد و این بازوبند را گذاشتم و رفتم. حضور در تیم ملی قیمت ندارد، ولی گذاشتم و رفتم. من هیچ وقت به خاطر مادیات هیچ کاری نمیکنم.

غفوری با اشاره به اظهاراتی که برخی‌ها در تریبون‌های خارج از کشور در برابر او مطرح کرده‌اند، گفت: این روزها دو نفر از آدم‌هایی که یک روز در این مملکت بودند، اما امروز کت و شلوار پوشیده شده‌اند، حقوق پوندی می‌گیرند، به من حمله می‌کنند و می‌گویند خونشور و بی‌شرف شده‌ام! واقعاً وقاحت و بی شرمی تا چه حد؟! زندگی من روی هواست. شاید اینجا جایش نباشد بگویم که دو کافه شخصی من بسته شده است. مردم بدانند چه شیادهایی امروز باید درباره من صحبت کنند. زندگی من روی هواست و بالغ بر ۱۵ میلیارد تومان بابت بسته شدن کافه‌هایم، ضرر کردم.

وی افزود: خط تلفنم بسته است و حکم دادگاه دارم. به حدی فشار روی من است که الان شرمم می‌آید اسمش را بگویم. به خاطر ندارم این دوستانی زمانی که در ایران بودند، یک کلمه حرف زده باشند. جز مجیزگویی یکسری افراد برای اینکه تیم بگیرند، کاری از آنها به خاطر ندارم یا تریبون به آنها بدهند. اینها دایه‌تر از مهربان‌تر از مادر شده‌اند. شما دیگر حداقل درباره من حرف نزنید. من خون‌شور نیستم و همیشه در صف مردم بوده‌ام. شما کاسب خون هستید و شرم بر شما باد!

انتخابات شوراهای شهر و روستا و رد صلاحیت و کثافتی به نام زاکانی

 در همین روزهایی که تیغ انتقادات نسبت به به

 عملکرد کثافتی به نام علیرضا زاکانی





 در شهرداری تهران تیزتر از قبل است، زمزمه های سیاسی می گویند یاران او در هیأت نظارت انتخابات تهران زمینه ردصلاحیت مخالفان او را فراهم کرده اند.

خبرآنلاین؛  انتخابات شوراهای شهر روستاهای  روال باید هم زمان با انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۴ و می‌شد، اما زودهنگام انتخابات ریاست جمهوری از درگذشت ابراهیم رئیسی در سال گذشته، زمان‌بندی شوراها را تغییر داد. در واقع، نمایندگان مجلس به تصویب قانون انتخابات رفتند و موعد انتخابات را یک سال به تعویق انداختند. تصمیمی که نتیجه مستقیم آن، تمدید یک‌ساله حضور  علیرضا زاکانی کثیف در شهرداری تهران  بود.

این در حالی است که زاکانی بی کفایت در مدیریت شهری از ابتدا محل بحث بود و مخالفانش بر تناسب تجربه او با محل اداره پایتخت در منطقه است. طی این چند سال، صحن شورای شهر بارها شاهد مناقشه میان او و مهمانش بود و حتی چند بار نیز مورد بحث استیضاحش قرار گرفت. با این، تعویق انتخابات شوراها فرصت ادامه حضور را برای او حال ارائه؛ فرصتی که با تغییرات جدید و اصلاح قانون از میان رفت. در نهایت، به دلیل عدم هماهنگی مدرک تحصیلی با حوزه مدیریت شهری، شانس حضور مجدد در ساختمان خیابان بهشت ​​را از دست داد.

ردصلاحیت 4 مخالف اصلی زاکانی؟

در چند روز گذشته، ستاد انتخابات شهرستان تهران با ارسال پیامک به داوطلبان، نتایج بررسی صلاحیت‌ها را اعلام کردند تا از فیلترهای لازم برای ورود به شورای شهر هفتم عبور کنند. اما در میان ردصلاحیت شدن برخی اصلاح طلبان و اصولگرایان معتدل که قابل پیش بینی بود، نام چند عضو شورای شهر تهران در میان ردصلاحیت‌شدگان دیده می‌شد. ‌هایی که طی ماه‌های گذشته مو انتقادی نسبت به عملکرد مدیریت شهریع کرده بودند و همین موضوع باعث اعتراضاتی در صحنعلنی شورا هم شد. علی‌اصغر قائمی، ناصر امانی، جعفر تشکری هاشمی و مهدی اقراریان اعضای ردصلاحیت شده‌اند. چهره هایی که در چهار سال گذشته، در مقاطع مختلف، به عملکرد شهرداری تهران انتقاد کرده بودند.

ردصلاح 4 چهره اصلی مخالف علیرضا زاکانی بی کفایت شده تا در همین روزهایی که تیغ انتقادات نسبت به عملکرد او در شهرداری تهران تیزتر است، زممه های سیاسی می گویند یاران او در هیأت نظارت بر انتخابات تهران زمینه ردصلاحیت مخالفان او را فراهم کرده اند. سنده نجفی، عضو شورای شهر، تهران پیش از اعلام نتایج احراز صلاحیت ها در صحن علی نسبت به ترکیبی از نظارت های بر هیأت هشدار داده و تشخیص داده که بود. «حضور هم‌زمان محافظ حزبی در هیأت‌های نظارت، حتی اگر منع مخفی نباشد، می‌تواند قانونمند باشد که تعارض ایجاد کند و اصل بیطرفی رادوش کند. هیأت نظارت باید نه‌تنها مستقل باشد، بلکه مستقل دیده شود.»

در واقع، انتقاد نجفی به حضور مالک شریعتی، نماینده تهران از چهره های نزدیک به علیرضا زاکانی در هیأت نظارت استان انتخابات تهران بود و پس از ردصلاحیت های مخالفان اصلی شهردار تهران، تعبیرهایی درباره مهندسی شدن انتخابات به راه افتاده است. چنانچه به تعبیر منتقدان ردصلاحیت‌ها، حتی اگر هیچ مداخله ای از سوی چهره های نزدیک به زاکانی صورت نگرفته باشد؛ همین هم‌پوشانی‌های سیاسی می‌تواند ذهنیت مهندسی شدن ردصلاحیت ها و حتی انتقام گیری شهردار تهران از مخالفانش را تقویت کند.

گرچه زاکانی در میان همه گمانه زنی های سیاسی، رایزنی برای ردصلاحیت منتقدانش را رد کرد و در پاسخ به پرسشی در این خصوص گفت: «هرکس هرچه می‌گوید، خداوند حاضر و ناظر است و باید در پیشگاه خدا پاسخ بدهد؛ به‌ویژه که اکنون ماه مبارک رمضان است. بنده در این موضوع نه با کسی صحبت کردم، نه این موضوع را دنبال کردم و نه برایم ارزش داشت که دنبال کنم. من وقت خودم را برای خودم برای خدمت به مردم گذاشته‌ام و فکر می‌کنم که خدمت به مردم، پاسخ معتبر خود را در پیشگاه خداوند خواهد گرفت.» اما با این حال، این پاسخ منتقدان به ترکیب هیأت نظارت را قانع نکرد.

آنچنان که مهدی اقراریان، از چهره‌های ردصلاحیت شده در یادداشتی در روزنامه شرق نوشت: «حذف چهره‌هایی که به‌عنوان منتقدان عملکرد شهردار تهران شناخته می‌شوند، آن‌هم در شرایطی که برخی اعضای هیئت‌های نظارت دارای وابستگی‌ها و منافع حزبی و جناحی هستند، پرسش‌های درخور تأملی را پیش‌روی افکار عمومی قرار داده است. پرسش‌هایی که صرفا با استناد به روندهای شکلی و اداری پاسخ داده نمی‌شوند.» به بیان دیگر، اقراریان موضوع ردصلاحیت منتقدان را فراتر از چند نام دانست و تاکید کرد که؛ «این پیام ناخواسته به جامعه منتقل می‌شود که میدان سیاست، بیش از آنکه عرصه رقابت برنامه‌ها باشد، به میدان تسویه‌حساب‌های جناحی نزدیک شده است.»

واکنش های به ردصلاحیت شدگان انتخابات شوراها

اما فارغ از نقش زاکانی و اطرافیانش در ردصلاحیت شدن مخالفانشان، یکی از موضوعاتی که از روز گذشته مورد توجه رسانه‌ها و سیاسیون قرار گرفته مسئله میزان مشارکت در انتخابات است. مشارکتی که حتی در انتخابات های مهمی چون مجلس دوازدهم و حتی ریاست جمهوری هم با کاهش قابل توجهی همراه بوده است. در واقع، درپی حوادث دی ماه، برخی سیاسیون با تاکید بیشتر روی میزان مشارکت مردم در انتخابات نسبت به این ردصلاحیت ها هشدار دادند و این اقدام را گامی برای یکدست سازی شورای شهر هفتم نامیدند. 

موضوعی که روزنامه شرق با اشاره به آن تاکید کرد: «ناظران معتقدند این نوع ردصلاحیت‌ها در شرایطی رخ می‌دهد که بخشی از جامعه با ناامیدی سیاسی مواجه است و پیش‌بینی‌هایی درباره سردی فضای انتخابات مطرح می‌شود؛ وضعیتی که به گفته برخی اعضای شورا، می‌تواند بر میزان مشارکت و شور انتخاباتی تأثیر بگذارد. از همین رو تأکید می‌شود جمع‌بندی سریع، شفاف و مستدل درباره روند بررسی صلاحیت‌ها، برای جلوگیری از شکل‌گیری ذهنیت «مهندسی انتخابات» ضروری است.»

روزنامه اصوای فرهیختگان هم با هشدار صریح نوشت: « حذف این گروه‌ها و یک گروه‌های سیاسی حاضر،  منفی در میزان مشارکت در انتخابات شورای شهر خواهد بود و علاوه بر آن براین شائبه ایجاد می‌کند که پای برخوردها و سلیقه‌های سیاسی و پای تلاشی برای یکدست‌سازی در میان است. اگر این باور هم در میان عموم جامعه تقویت شود به خودی خود به نهاد آسیب وارد می کند.» به تعبیر این روزنامه «اگر اعلام شد ردصلاحیت‌ها ثابت بماند، عملاً انتخابات شورای شهر چیزی فراتر از یکدستی خواهد بود.» 

به بیان دیگر، انتخابات شورای شهر هفتم با تغییر زمانبندی و ردصلاحیت چند چهره، بازتابهای سیاسی ایجاد کرده و پرسشهایی درباره شفافیت و بیطرفی هیأتهای نظارت به دنبال دارد. در واقع با بیرون راندن خطرن زاکانی گویا جریانی در تلاش است تا اجازه آخرین شام زاکانی در شهرداری را ندهند و سلطه او بر شهرداری پایتخت ادامه دهد. هر چند که با توجه به قانون بعدی درباره انتصاب شهرداران بعید بنظر می‌رسد زاکانی حتی با دوپینگ رد صلاحیت تمام تعیینانش هم راه به جایی ببرد. اکنون اما ورود شورای عالی امنیت ملی به پرونده ردصلاحیت‌ها می‌تواند به‌طور موقت به کار بپردازد برای اصلاح قانون و ایجاد مسیر مشارکت داوطلبان در آستانه انتخابات شورای هفتم باشد.


ردصلاحیت اصلاح‌طلبان و اصولگرایان معتدل در انتخابات شوراها یعنی اینکه آیا می‌توانیم هیچ مشکلی در میدان نخواهند داشت فقط مختص شورای نگهبان است   : بررسی صلاحیت‌ها در این حوزه، بر مدیریت هیئت‌های اجرایی و نظارت محلی بود و نه شورای نگهبان. همین تفاوت نهادی باعث می‌شود که شوراها به محلی برای بروز چهره‌های مستقل، محلی و حتی تشخیص بدل می‌شوند. فضایی که گاه به سکوی ورودی جدید به سیاست ملی تبدیل می‌شد.

▫️اکنون اما ردصلاحیت‌های خطرناک، این مفهوم را تقویت می‌کند که نوعی «الگوی نظارت سختگیرانه» یا به زبان ساده‌تر «نظارت استصوابی» به این انتخابات نیز سرایت کرده، الگویی که در افکار عمومی با مفهوم نظارت استصوابی پیوند خورده است.

▫️اگرچه به لحاظ حقوقی، مرجع بررسی صلاحیت‌ها در جلسات متعدد متفاوت از شورای نگهبان است، اما در، نتیجه‌ای مشابه حاصل می‌شود: حذف نیروهایی که عملاً انجام می‌شوند، مهم بوده یا در سال‌های طولانی فاصله‌های متفاوتی از مواضع رسمی گرفته‌شده‌اند.


آتش زدن پرچم حکومتی در دانشگاه‌های ایران

 امروز دوشنبه در دانشگاه‌های ایران پرچم جمهوری اسلامی ایران را دانشجویان به آتش کشیدند  دستکم ۱۴ تجمع اعتراضی برگزار شد  امروز دوشنبه ۴ اسفن...