۱۴۰۵ تیر ۴, پنجشنبه

تبلیغات همجنس‌‌گرایی در بازی ایران و مصر

 بیانیه تیم ملی درباره



 احتمال تبلیغات همجنس‌گرایی در بازی مقابل مصر




🔹 فیفا به هر دو تیم شرکت‌کننده مطمئن است که هیچ‌گونه مراسم یا فعالیت‌های تبلیغاتی مرتبط با این موضوع در ورزشگاه یا به‌عنوان بخشی از برنامه‌های رسمی مسابقه برگزار می‌شود.

🔹 موضع ایران این است که هیچ‌گونه مراسم یا فعالیت‌های تبلیغاتی مرتبط با این پروژه نباید در داخل ورزشگاه یا به عنوان بخشی از فضای مسابقه برگزار شود.

🔹بازی ایران و مصر که به عنوان مسابقه «افتخار همجنسگرایان» نامگذاری شده؛ فیفا اجازه داده فردا همه با نماد و پرچم رنگین کمان بیان ورزشگاه و معلوم نیست صداوسیما چطور میخواد بازی رو پخش کن

شلاق مرا مصمم تر کرده است

مصاحبه اختصاصی با آتش شاکرمی؛ 

شلاق‌زننده شبیه  گرگ بود 



گفت‌وگوی اختصاصی با دویچه وله فارسی، آتش شاکرمی از اتاق اجرای حکم شلاق، مامور، منطق «مأمورم و معذور» و تجربه زیستی خود از یکی از خشن‌ترین اعدام‌های جمهوری اسلامی و مقاومت شهروندی در برابر آن می‌گوید». رشته های چرم به دست آمده است؛ شلاق با آن تصویر همخوانی ندارد؛ چهره زن همخوابی معمولی در یک اداره دولتی
است میزند، آن خشونت به امری عادی تبدیل می شود و قبحش را از دست می دهد. طوری که یک جلاد می‌توان به کارش به چشم یک شغل نگاه کند، نه عملی جنایتکارانه».

اینها جملات آغازین روایت آتش شاکرمی از اولین لحظه ورودش به اتاق اجرای حکم شلاق در گفت‌وگوی اختصاصی با دویچه وله فارسی‌اند.

به خواب هم نمی‌دیدم روزی با پای خودم برای شلاق بروم

در آخرین حکم ۷۴ ضربه شلاق برای پرستو احمدی و اعضای کنسرت “کاروانسرا” بار دیگر استفاده از جمهوری اسلامی از این محکومیت قرون وسطایی را، به صدر اخبار نقض حقوق بشر در ایران بازگردانده است. خبرهای این واقعیت، که در جمهوری اسلامی، شلاق نه به تاریخ موزه، به بنیادهای سیاست کیفری و نظام فقهی حکومت مستقر مرتبط است.

بیشتر بخوانید: انتقاد پرستو احمدی و هشت عضو دیگر کنسرت “کاروانسرا” به شلاق

در سالیان اخیر، فهرست بلندبالایی از نام‌ها را به این مجازات گره زده است. از رویا حشمتی و مهدی یراحی تا آتش شاکرمی و اکنون پرستو احمدی. وجه مشترک بسیاری از این پرونده‌ها نه ارتکاب جرایم خشونت‌بار، که در برابر نظمی است که جمهوری اسلامی از جامعه می‌خواهد.

در چهار دهه گذشته، شلاق نه‌تنها در پشت درهای بسته زندان و دادسرا، بلکه بارها در ملأعام نیز اجرا شده است. مجازاتی که هدف آن تنها تنبیه فرد محکوم نیست، بلکه نمایش قدرت حکومت بر بدن شهروندان و ارسال پیامی روشن به جامعه است: هیچ بخشی از وجود انسان، حتی بدن او، از قلمرو اقتدار حکومت بیرون نیست.

مامور و معذور

اولین تصویری که از اجرای حکم در ذهن آتش شاکرمی مانده، او را به یاد مقاله‌ای درباره زنان نگهبان اردوگاه آشویتس انداخته است. زندانبانی که پس از پایان جنگ جهانی دوم، در بازجویی‌ها بارها تکرار کردند فقط «وظیفه» خود را انجام دهد

او می‌گوید: «اینکه چطور می‌شود با قانونی کردن خشونت و جنایت نه تنها شر را عادی‌سازی کرد، بلکه به مجریان قانونی خشونت نیز این حس و فکر القا شود که دارند انجام وظیفه می‌کنند و مأمور و معذورند و مسئولیتش به عهده بالادستی‌هاست و صلاح مملکت است و اینهایی که شکنجه‌ می‌شوند برای جامعه خطرناکند و چه هستند و چه و چه…»

شرح آتش از سازوکاری است که چنین خشونتی را از رفتار قهری هولناک به وظایف اداری تبدیل می کند. سازوکاری که در آن، نه قاضی خود را مسئول می‌داند، نه مأمور اجرا و نه ضابط امنیتی.

این منطق، خود را در ادامه روایت آتش به روشنی نشان می‌دهد: «قاضی، برگه‌را روی میز جلوی من و کیلم گذاشت و گفت: بخوانید و امضا کنید. من مأمورم و معذور. حکم را قاضی دیگری در خرم‌آباد صادر کرده است».

او می‌افزاید: «روز قبل، برادرم در ویدیویی در اینستاگرام تهدیدشان کرده بود، اگر آتش شلاق بخورد، انتقام خواهد گرفت و قاضی به همین دلیل مضطرب بود. من یک دادخواه شناخته شده بود، فردی که تمام سال‌ها از فعالیت‌های دیگر پیوسته بودند و صدای همان او را داشتند. این حکم می‌توانست واکنش‌های مثبتی به همراه داشته باشد، به همین دلیل بود که کل خیابان‌های امنیتی بسته بودند و ده‌ها مأموریت‌های امنیتی در اطراف دادگستری بودند.

پیش از شلاق فرود بیاید

در حافظه آتش شاکرمی، سنگین‌ترین حکم اعدام، پیش از اجرای اجرا شده است. جایی که دستگاه قضایی می‌کوشد خشونت را در تشریفات اداری، امضا، برگه و آیین‌نامه پنهان کند: «حس خفگی، احساس تأسفی را احساس می‌کنم که ما در این زمان با چنین قوانینی بدوی، سروکار دارند و چرا نمی‌توانند از این قوانین و حکومت‌ها عبور کنند. فقط می‌خواستم اجرا شود و برگردم خانه‌، روزها با گربه‌ام به تخت و پتویم پناه ببرم.»

این فرسایش اما، فقط محصول روز اجرای حکم نبود؛ نتیجه ماه‌ها انتظار، بلاتکلیفی و زیستن زیر سایه اعدامی بود که پیش از آن اجرا شد، ذهن و روانان بود و بود، وضعیتی که بسیاری از کنشگران و فعالان ایرانی سال‌هاست به طور مستمر و بی‌پایان با آن درگیر هستند: روند پرونده از یک سال طول کشیده است. یک سالی که رمقم را گرفته بود.»

آتش می‌گوید: «زن شلاق‌به‌دست داشت به وکیلم می‌گفت «شلاق تعزیری آسیب جسمی ندارد و من مأمور اجرای شلاق تعزیری هستم». اصلاً مأمور اجرای شلاق حدی است که آسیب‌دیده یکی دیگر است. انگار منظورش این بود که آن مأمور طبیعتاً درشت‌جثه‌تر و پرزورتر است و اصلاً به من نمی‌آید که از پس همچین کاری بربیایم.»

در نظام کیفری جمهوری اسلامی، میان شلاق حدی و تعزیری تفاوت حقوقی وجود دارد. شلاق حدی برای برخی از جرایم مشخص است، از جمله شرب خمر، قذف و سابقه جرایم جنسی پیشبینی شده و تعداد ضربات آن در قانون تعیین شده است. اماکن تعزیری، که در سال‌های اخیر بارها علیه فعالان مدنی، هنرمندان، کارگران، روزنامه‌نگاران و دادخواهان منتشر می‌کنند، دامنه‌های شلوغی بسیار می‌ترسند و در پرونده‌هایی با موفقیت‌هایی هستند که «نشر اکاذیب»، «افترا»، «اخلال در جامعه عمومی» یا «جریحه‌دار فحشا یا عمومی» هستند.

با این حال، برای محکومیتی که در اتاق اجرای حکم اعدام، این تمایز حقوقی الزاماً تجربه‌ای متفاوت خلق نمی‌کند؛ هر دو، بدن را موضوع جرم قرار می‌دهند. وضعیتی که آتش آن را چنین وصف می‌کند: «و من در درون یک کابوس سوررئال بودم و مثل نوار صدا کُند و کشدار شده بود و نوار را خورده و جویده بود و صداها گنگ و نامفهوم بودند.»

او توضیح می‌دهد: «برگه‌ای را امضا کردم و همراه مأمور اجرا به اتاق کناری که در داخل اتاق قاضی رفتیم. به وکیل اجازه ورود ندادند. به مأمور نگاه کردم که از کمد کنار دیوار چیزی بیرون می‌آورد. یک قرآن بود. با صدایی آرام گفت: رو به دیوار بایستید، دست‌هایتان را بالا بیاورید و به دیوار بچسبانید.»

در روایت شاکرمی، تناقضی آزاردهنده بارها تکرار می شود؛ آرامش ظاهری صحنه، در برابر خشونتی که قرار است چند لحظه بعد اجرا شود. نه فریادی در کار است و نه هیاهویی؛ تنها دستورهایی کوتاه و مؤدبانه که قرار است اجرای مجازاتی بدنی را به بخشی از روال‌های معمول یک اداره تبدیل کنند.

آتش اما در آن لحظه، احساسی سرتا پا متفاوت، اما در چیزی مشترک با مامور حاضر در صحنه دارد: «انگار بختک رویم افتاده بود و فقط می‌خواستم بیدار شوم، نگاهم به چشم‌هایش افتاد. او هم مضطرب بود. گفت: چیز خاصی نیست، فقط می‌دهیم که اجرا می‌شود.»

شاکرمی می‌گوید: «برای اجرای حکم معرفی می‌کردم، دیگری را انتخاب نکردم. من یا باید شلاق می خوردم، با پای خودم و چه با چه زور دستگیری؛ یا از کشور میرفتم. من نمی‌ستم حتی لحظه‌ای به فرار فکر کنم. همه چیز من، معنی من اینجاست.»

حکومت داخل بدن

«پشت به مأمور و رو به دیوار دیوارم، کف دست‌هایم را به دیوار چسباندم و شروع کرد و می‌شمرد: یک…دوسه… گفت: بشم که باشی درست بزنم.»

اما آنچه ذهن آتش را به خود ساخته بود، میزان درد یا تعداد ضربات نبود: «از قبل به آن فکر کرده بودم. نه به اینکه مثلاً چقدر درد دارد؛ به این که چرا حکم شلاق و نه مثلاً زندانی است؟ به من هم حکم زندان بدهند، اما چرا شلاق؟»

این پرسشی است که سال‌هاست از سوی فعالان حقوق بشر مطرح می‌شود. اگر هدف، بازدارندگی یا اجرای عدالت است، چرا همیشه به مجازاتی متوسل می‌شود که مستقیماً بدن انسان را هدف قرار دهد؟

آتش پاسخ می‌دهد: «چون تحقیر و خرد کردن در خود دارد که زندان آن را به آن شکل نمی‌دهد، مهم‌ترین دلیلش این است که می‌خواهد این پیام را به مخاطب و کل جامعه بگوید و بگوید ما را برای تمام زندگی شما مسلط کنید. اختیار بدن‌های شما، حرمت و کرامت انسانی شما و سلامت شما هستید و می‌توانید با چنین تنبیهی تحقیر کنید و آنقدر شما را قبول کنید تا رام شوید و اگر بخواهید دیگر تحقیر نشوید باید سرسپرده و ساکت باشید.»

شلاق، به تعبیر بسیار از حقوقدانان، بدن را به صحنه نمایش اقتدار حکومت تبدیل می‌کند. نمایشی که مخاطب آن تنها فرد محکوم نیست، بلکه کل جامعه است.

و درد، دیگر نمی‌ترساند

آتش شاکرمی اما معتقد است این ابزار سرکوب، دست‌کم در بخشی از جامعه، کارکرد گذشته خود را از دست داده است: «من هر بار خبر شلاق کسی را می‌شنوم، می‌دانم آن حکم را برای شکستن آن آدم داده است و همینطور این پیام را برای جامعه دارد که جواب سرکشی نه مدارا که توحش است. گرچه ممکن است و محتمل است که تعداد زیادی اثر کند و آنها را ساکت کند، اما هر کسی که شلاق می‌خورد، صدایش نه تنها خاموش نمی‌شود که رساتر از قبل به کارش ادامه دهد.»

به باور او، تنها شلاق نیست؛ اما هیمنه سازوکار سرکوب که در طول سال‌ها برای کنترل جامعه به کار گرفته می‌شود، فرو ریخته است: «اینها در چشم جامعه بی‌معنا شده‌اند که عملاً جواب عکس می‌دهند. در برابر هر سرکوب، عصیانی شکل جدید می‌گیرد و مرزهای کشور توسط افراد بعدی جابه‌جا می‌شوند و حکومت ناچار است روش‌هایش را تغییر دهد.»

شاکرمی می‌گوید به همین دلیل تصمیم گرفته شده است که تجربه خود را با جزئیات روایت کند: «چون می‌دانستم این بیانگر می‌تواند تأثیری بر جامعه مدنی بگذارد که برآیند، رشد کند و از یک تابوی دیگر عبور کند.»

«شلاق مرا مصمم تر کرده است»

شاکرمی معتقد است که تجربه شلاق را می‌کند، نه او را به سکوت می‌کشد و نه از ادامه مسیر می‌گیرد. چرا که سکوت و عصیان هر دو بهای سنگینی دارند و هرکدام به شکلی آسیب می‌زنند.»

شاکرمی در نهایت، تجربه خود را نه به انتقام، بلکه به دفاع از خشونت‌پرهیزی پیوند می‌زند؛ می‌دانم چقدر سخت است که خشونت می‌بینی، میل به تلافی نمی‌شود. و قواعدی جدید در روند دادخواهی پذیرفته شده و اجرا می شوند و من به این امیدوارم

و این، برآیند تجربه زیسته آتش شاکرمی از خشونت است: در برابر مجازات‌گران خشونت‌پرستی که زرادخانه‌های سرکوب را از دادگاه‌های انقلاب وکیفری تا اتاق‌ها و سلول‌های اجرای احکام ادارات می‌کنند، خشونت‌پرهیزی نه یک انتخاب اخلاقی، که مخالفت‌ها در برابر رفتارهای خشونت آمیز هستند.

بازداشت «یوسف داودی» ابر بدهکار ۹ همتی

دزدان حکومتی ایران 

 بازداشت «یوسف داودی» ابر بدهکار ۹ همتی




سهامدار و مدیرعامل اسبق پتروشیمی مسجدسلیمان، بازداشت شد.

وی به موجب حکم قطعی دادگاه به پرداخت ۳۰۰ میلیون یوان (۷ هزار میلیارد تومان) به صندوق بازنشستگی کشوری محکوم و باید مبلغ کلان ۷ همت به این صندوق پرداخت نماید.

یوسف داودی در پرونده‌ای جدید به تبانی با امین جوادی، مدیرعامل معزول مؤسسه مالی و اعتباری ملل، و برداشت حدود ۱۸۰۰ میلیارد تومان از دارایی‌های این مؤسسه متهم شده است.

مجموع بدهی‌های منتسب به وی به حدود ۹ هزار میلیارد تومان می‌رسد و تا زمان پرداخت این مبلغ در بازداشت خواهد ماند. این  پرونده، آزمونی مهم برای قوه قضائیه در مقابله با اعمال نفوذ حامیان این ابر بدهکار خواهد بود./

۱۴۰۵ تیر ۳, چهارشنبه

چرا مردان زودتر از زنان می‌میرند

 

چرا مردان زودتر از زنان می‌میرند؟/ پشت پرده یک بحران خاموش می‌شود

جمع‌آوری‌های مردان بیش از زنان در خطر مرگ زودرس قرار می‌گیرند و برای بهبود این وضعیت، علاوه بر اصلاح سبک زندگی، باید خدمات سلامت، محیط کار و برنامه‌های حمایتی برای نیازهای مردان بازطراحی شوند.

به گزارش خبرآنلاین، آمارها نشان می‌دهند مردان در مقایسه با زنان از امید به زندگی کمتر می‌بینند، بیشتر در معرض بیماری‌های مزمن قرار دارند و احتمال مرگ زودرس در آنها به شکل قابل توجهی بالاتر است.

به گفته متخصصان، رفتارهای پرخطر و سبک زندگی ناسالم در این وضعیت نقش دارند، اما در بحران‌های سلامت مردان بسیار تأثیرگذار و پیچیده‌تر از آن است که تنها به افراد محدود انتخاب می‌شود.

همچنین مردان نزدیک به ۶۰ درصد بیشتر از زنان پیش از ۷۵ سال جان خود را از دست می‌دهند. بیماری‌های سرطان، سرطان ریه، بیماری‌های بیماران و حوادث از مهم‌ترین عوامل این مرگ‌های زودرس می‌شوند.

بررسی‌ها همه‌گیری‌ها نیز مانند این شکاف را کرد. در جریان این بحران، شمار مردانی را از دست دادند که بیشتر از زنان بود. موضوعاتی که به گفته متخصصان، توجه به سیاست‌گذاران را به خود جلب کردند

سلامت مردان؛ موضوع های فراتر از سبک زندگی

متخصصان حوزه سلامت می‌کنند که نباید نامناسب سلامت مردان را تنها نتیجه رفتارهای فردی دانست. به گفته آنها، عوامل زیستی نیز در این زمینه نقش دارند.

برخی از تحقیقات نشان می‌دهند سیستم ایمنی مردان در مقابله با برخی بیماری‌ها و تأثیرات ضعیف‌تری نسبت به زنان دارند. با این حال، بررسی عوامل اجتماعی و فرهنگی بسیار پررنگ‌تری بر وضعیت سلامت مردان دارند.

یکی از مهمترین این عوامل، پایین بودن سطح «سواد سلامت» در میان مردان است. بسیاری از مردان کمتر درباره وضعیت جسمی و روانی خود صحبت می‌کنند، نشانه‌های بیماری را جدی نمی‌گیرند و در زمان مناسب برای دریافت خدمات درمانی اقدام نمی‌کنند.

به همین دلیل، تعداد قابل توجهی از مردان سال‌ها بدون مراجعه به پزشک یا انجام معاینات دوره‌های زندگی می‌شوند. در حالی که زنان به دلیل دریافت خدمات مهم مراقبت‌های باروری، غربالگری‌ها و سایر خدمات درمانی، ارتباط تنظیم‌تری با نظام سلامت دارند.

فشارهای فرهنگی و کلیشه های مردانگی

تحقیقات بر این باورند که کلیشه‌های رایج درباره «مرد بودن» نیز مانعی مهم در مسیر بهبود سلامت مردان است.

در بسیاری از مردم از مردان انتظار می‌رود که مشکلات خود را پنهان می‌کنند، در برابر مشکلاتی که می‌گویند، کمتر درباره احساسات یا نگرانی‌هایشان صحبت می‌کنند. این نگرش باعث می‌شود خیلی از بیماری‌های جسمی و روانی خود را نادیده بگیرد یا برای دریافت کمک دیر اقدام کند.

به گفته متخصصان، همین الگوهای رفتاری در بسیاری از موارد مانع مراجعه به پزشک، انجام آزمایش‌های غربالگری یا استفاده از خدمات سلامت روان می‌شود.

فقر و محرومیت؛ عامل بحران سلامت مردان

یکی از مهم‌ترین عوامل تأثیرگذار بر سلامت مردان، نابرابری‌های اقتصادی و اجتماعی است.

آمارها نشان می‌دهد امید به زندگی مردان در فقیرترین مناطق بریتانیا حدود ۱۰ سال کمتر از مردان ساکن در مناطق ثروتمند است. همچنین احتمال مرگ زودرس در مردان ساکن مناطق محروم بیشتر از سایر گروه‌هاست.

این تفاوت به‌ویژه در میان کارگران کار یدی، کارکنان بخش تولید، صنایع و ساختمان‌سازی بیشتر دیده می‌شود. بسیاری از این افراد به دلیل شرایط کاری، نگرانی از دست دادن شغل یا محدودیت‌های زمانی، کمتر از معاینه پزشکی یا بررسی وضعیت خود اقدام می‌کنند.

پیشنهاد می‌شود امکان استفاده از مریم با حقوق برای انجام معاینات پزشکی ارائه و خدمات سلامت بیش از گذشته در محیط‌های کاری و صنعتی در محیط‌های کاری و صنعتی در موقعیت‌های خاص قرار گیرد.

مردان قربانیان اصلی مرگ‌های زودرس

بررسی‌ها در بریتانیا نشان می‌دهد که مردان بیشتر از زنان سیگار می‌کشند، الکل مصرف می‌کنند، مواد مخدر مصرف می‌کنند و با موادی مانند فشار خون و کلسترول بالا هستند. پیامد این وضعیت آن است که امید به زندگی مردان به طور متوسط ​​چهار سال کمتر از زنان است.

سلامت روان؛ حلقه مفقوده سلامت مردان

یکی از نگران‌کننده‌ترین جنبه‌های وضعیت سلامت مردان، آمار بالای خودکشی در این گروه است.

بر اساس داده‌های موجود، حدود سه‌چهارم که دست خودکشی می‌زنند مردند. با این حال، تعداد افراد مراجعه کننده به خدمات مشاوره و رواندرمانی بسیار کمتر از زنان است.

متخصصان می‌گویند از این مشکل در نحوه شناسایی و درمان مشکلات روانی بازمی‌گردند. افسردگی و بیمار در مردان لزوماً به همان شکلی که در زنان بروز می‌کند ظاهر نمی‌شود. مردان ممکن است مشکلات روانی خود را از طریق رفتارهای پرخاشگرانه، مصرف الکل، انزوا یا دوری از دیگران نشان دهند. نشانه هایی که گاهی کمتر مورد توجه قرار می گیرند.

همچنین فشارهای اقتصادی، شغلی و مشکلات خانوادگی از مهم‌ترین عوامل تأثیرگذار بر سلامت روان مردان و افزایش خطر خودکشی در میان آنها می‌شود.

نیاز به خدمات با مردان

برنامه‌های مهم می‌سازند به سلامت خود بی‌توجهی مردان، اما برای کمک به سلامت باید از روش‌های مناسب با ویژگی‌ها و نیازهای آنها استفاده شود.

برنامه‌هایی که برای فعالیت‌های عملی، ورزش، فعالیت‌های اجتماعی و هدف‌گذاری‌های ویژه‌ای برای جلب مشارکت مردان موفق‌تر بوده‌اند. به همین دلیل در سال‌های طرح‌های مختلف برای تقویت سلامت جسمی و روانی مردان در بریتانیا اجرا می‌شود.

متخصصان معتقدند راه‌اندازی ملی سلامت مردان می‌توانند بیشتر به این موضوع توجه کنند و برنامه‌های حمایتی، مراکز تخصصی و سیاست‌های هدفمند برای کاهش بیماری‌ها و مرگ‌های زودرس را ایجاد کنند.

زنگ خطری که باید جدی گرفته شود

بررسی‌ها در نهایت می‌سازند سلامت مردان نه‌تنها تنها یک چالش مهم اجتماعی و اقتصادی است. آنها توصیه می‌کنند مردان با انجام فعالیت‌های بدنی منظم، کنترل، شرکت در غربالگری‌ها و معاینات پزشکی، بیشتر به سلامت روان توجه کنید و به‌موقع به پزشک مراجعه کنید، نقش فعال‌تری در حفظ سلامت خود داشته باشید.

به باور متخصصان، مرگ‌های زودرس در میان مردان تنها از طریق مشارکت اجتماعی افراد، حمایت اجتماعی و ساختارهای اصلاح نظام سلامت امکان پذیر خواهد بود.

 هر نوزادی چند قوطی شیرخشک سهمیه دارد؟




🔹بر اساس اعلام سازمان غذا و دارو، جدیدترین سهمیه تقسیم شیرخشک به کودکان به این صورت است:

🔸کودکان صفر تا ۶ ماه
⤴️۱۰ قوطی یارانه‌ای و ۴ قوطی غیریارانه‌ای

🔸کودکان ۶ ماه تا یکسال
⤴️۸ قوطی یارانه‌ای و ۴ قوطی غیریارانه‌ای

🔸کودکان یکسال تا دوسال
⤴️۴ قوطی یارانه‌ای و ۴ قوطی غیریارانه‌ای

🔹همچنین به‌منظور مدیریت توزیع، در هر مراجعه به ۲ قوطی شیرخشک به تحویل داده می‌شود.
@فارسنا -پیوند

معترضید، استعفا دهید!

  اگر معترضید، استعفا دهید!


چند نماینده متوهم ‎پایداریچی گفته‌اند قصد دارند در اعتراض به تعطیلی مجلس،در برابر پارلمان تحصن کنند




این خیمه‌شب‌بازی مضحک بوی فتنه می‌دهد

وجودش را  ندارید  وگرنه در اعتراض به تعطیلی‌مجلس استعفا می‌دادید و حالی‌تان می‌شد نبودن‌تان چه برکاتی دارد



مجلس ایران

 یکشنبه در بهارستان چه خبر است





​بی تفاوتی جامعه در برابر تعطیلی چند ماهه مجلس شورای اسلامی، نشانه‌ای از پدیده ای ژرف تر به نام «بی‌حسی یا فرسایش سیاسی ملی» است.

​هنگامی که یک نهاد قانونگذاری به دلیل ساختارهای درون‌حاکمیتی (مانند نامه‌های نهادهای بالادستی مثل شعام) توانایی حفظ استقلال و تداوم فعالیت خود را نداشته باشد، و از سوی دیگر، خروجی آن در بهبود وضعیت زیست مردم ملموس نباشد، جامعه پیوند ارگانیک خود را با آن قطع می‌کند. اقدام گروهی از نمایندگان برای تشکیل جلسه در خیابان، روز یک شنبه ۷ تیرماه، هرچند تلاشی برای بازپس‌گیری هویت مجلس و جلب حمایت عمومی است، ولی در غیاب یک «بدنه اجتماعی پیگیر و امیدوار ملی»، احتمالا به یک کنش نمادین و کم‌اثر تبدیل خواهد شد.

این بی‌تفاوتی نه از سر خشنودی، بلکه ناشی از ناامیدی تحلیلی جامعه نسبت به کارکرد نهادهای انتخابی در ساختار فعلی مدیریت کشور است. به گمانم ریشه های این بی حسی و بی‌تفاوتی ملی نسبت به تعطیلی مجلس در لایه های زیر جستحو پذیر است:

۱- سایه سنگین مشکلات معیشتی و بحران های اقتصادی. در فضای کنونی ایران، مسائل کلان سیاسی یا باز و بسته بودن نهادهای قانونی، در درجات پایین اولویت ملت است؛

۲- طی سال های اخیر، نتیجه شکلگیری شوراها و‌ نهادهای مختلف موازی با مجلس در کار سیاستگذاری و حتی قانونگذاری، نقش و جایگاه مجلس دچار افت ملی شده است؛
۳- کاهش،مشارکت در انتخابات اخیر و ریزش سرمایه اجتماعی، پیوند واقعی مردم-مجلس(نمایندگان) را سست کرده است.
کوتاه آن که برای مردم در مقیاس ملی، باز و بسته بودن مجلس چندان تفاوتی ندارد.


تبلیغات همجنس‌‌گرایی در بازی ایران و مصر

  بیانیه تیم ملی درباره  احتمال تبلیغات همجنس‌گرایی در بازی مقابل مصر 🔹 فیفا به هر دو تیم شرکت‌کننده مطمئن است که هیچ‌گونه مراسم یا فعالیت...