۱۴۰۵ اردیبهشت ۱۸, جمعه

اینترنت به سلاح جنگی تبدیل می‌شود

 وقتی اینترنت

 به سلاح جنگی تبدیل می‌شود 



– در جهان معاصر، اینترنت دیگر صرفاً یک ابزار ارتباطی نیست، بلکه به یکی از ارکان اساسی سازمان‌یابی اجتماعی، اقتصادی و سیاسی تبدیل شده است
زیرساخت‌های حیاتی، از نظام‌های بانکی و بهداشتی گرفته تا رسانه‌ها، آموزش و حتی سازوکارهای امدادرسانی، به درجات مختلف به دسترسی پایدار به اینترنت وابسته‌اند
 با این حال، در شرایط مخاصمات مسلحانه، همین زیرساخت حیاتی به‌طور فزاینده‌ای به موضوع یا ابزار مداخله‌ی امنیتی دولت‌ها تبدیل می‌شود. یکی از برجسته‌ترین نمودهای این تحول، توسل به قطع یا محدودسازی گسترده‌ی اینترنت در زمان جنگ است؛ اقدامی که اگرچه اغلب با استناد به ضرورت‌های امنیت ملی توجیه می‌شود، 
اما از منظر حقوق بین‌الملل
 با چالش‌های جدی مواجه است

در سطح تحلیلی، مسئله‌ی قطع اینترنت در زمان جنگ را باید در نقطه‌ی تلاقی دو حوزه‌ی مهم از حقوق بین‌الملل بررسی کرد: حقوق بین‌الملل حقوق بشر و حقوق بین‌الملل بشردوستانه. هر یک از این دو نظام حقوقی، مجموعه‌ای از اصول و قواعد را ارائه می‌دهند که به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم بر مشروعیت چنین اقداماتی تاثیر می‌گذارند. فهم دقیق این مسئله مستلزم درک این نکته است که جنگ، برخلاف برخی برداشت‌های ساده‌انگارانه
به معنای تعلیق کامل حقوق نیست
 بلکه به معنای تغییر در نحوه‌ی اعمال و تفسیر آن‌هاست.

از منظر حقوق بشر، اگرچه اینترنت به‌طور صریح در اسناد کلاسیک مانند میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی ذکر نشده، اما تفسیرهای نهادهای بین‌المللی به‌ویژه در دو دهه‌ی اخیر، به‌روشنی نشان می‌دهند که حقوقی مانند آزادی بیان و دسترسی به اطلاعات، که در ماده‌ی ۱۹ این میثاق تضمین شده‌اند، در فضای آنلاین نیز به همان اندازه قابل اعمال هستند. این تحول تفسیری اهمیت بنیادینی دارد، زیرا به این معناست که اینترنت نه صرفاً یک ابزار فنی، بلکه بستری برای اعمال حقوق بنیادین تلقی می‌شود. در نتیجه، محدودسازی یا قطع آن می‌تواند تاثیراتی چندلایه بر حقوق مختلف داشته باشد؛ از جمله آزادی بیان، حق دسترسی به اطلاعات، مشارکت سیاسی و حتی در برخی شرایط
حقوقی مانند سلامت و امنیت شخصی


محاصره آمریکا بر اقتصاد ایران

 

گزارش نیویورک تایمز از فشار محاصره آمریکا بر اقتصاد ایران



هم‌زمان با بررسی پیشنهاد تازه آمریکا، فشار محاصره دریایی بر صادرات نفت ایران به اهرم اصلی واشنگتن بدل شده است. نیویورک‌تایمز می‌نویسد افت درآمد نفتی، پر شدن مخازن و اختلال در واردات، اقتصاد ایران را تحت فشار گذاشته است. یکی از اصلی‌ترین انگیزه‌های تهران برای پیشبرد گفت‌‌وگوها با آمریکا، رفع محاصره بنادر و کاهش فشار بر صنعت نفت ایران است. محاصره دریایی آمریکا علیه بنادر ایران عملا صادرات نفت را متوقف کرده، درآمدهای حیاتی کشور را کاهش داده و خطر پر شدن کامل ظرفیت ذخیره‌سازی نفت را بالا برده است؛ وضعیتی که در کنار اختلال در واردات و تشدید بحران معیشتی، فشار اقتصادی بر جمهوری اسلامی را به‌مراتب سنگین‌تر کرده است.

نیویورک‌تایمز روز چهارشنبه ششم مه (۱۶ اردیبهشت) در گزارشی به قلم فرناز فصیحی نوشت، پیش از آغاز محاصره، حدود ۹۸ درصد صادرات نفت ایران از تنگه هرمز عبور می‌کرد. با این حال، از زمان آغاز محاصره آمریکا، نفتکش‌های حامل نفت ایران دیگر نتوانسته‌اند از این مسیر خارج شوند.

ایران به‌طور معمول روزانه حدود ۴ میلیون بشکه نفت تولید می‌کند که نزدیک به نیمی از آن در داخل مصرف و بقیه صادر می‌شود. نفت آماده صادرات در مخازن زمینی و نفتکش‌های مستقر در خلیج فارس ذخیره می‌شود، اما حالا این ظرفیت به‌سرعت در حال پر شدن است. در گزارش آمده که اگر محاصره ادامه پیدا کند، ایران ممکن است ظرف چند هفته آینده با کمبود جدی فضای ذخیره‌سازی روبه‌رو شود.

این وضعیت تهران را ناچار کرده تولید برخی چاه‌ها را کاهش دهد. در صورت ادامه فشار، احتمال بسته شدن بعضی چاه‌های قدیمی نیز وجود دارد؛ اقدامی که بازگرداندن آنها به مدار تولید، پرهزینه و در برخی موارد حتی غیراقتصادی خواهد بود.

تلاش برای دور زدن فشار از مسیرهای جایگزین

پیش از جنگ، حدود ۷۰ درصد واردات و صادرات ایران از بنادر جنوبی انجام می‌شد. اکنون با محدود شدن این مسیر، دولت تلاش کرده از مسیرهای جایگزین استفاده کند.

ایران بخشی از کالاهای مورد نیاز خود را از راه زمینی از پاکستان و ترکیه وارد می‌کند، از مسیر دریای خزر محموله‌هایی از روسیه می‌گیرد و از خط آهنی که چین را از طریق آسیای مرکزی به ایران وصل می‌کند نیز استفاده می‌کند. با این حال، این مسیرها بیشتر برای واردات کاربرد دارند و نمی‌توانند جای صادرات نفت از خلیج فارس را بگیرند.

در عمل، این راه‌ها فقط بخشی از فشار را کم می‌کنند و نمی‌توانند جای خالی بنادر جنوبی و صادرات دریایی را پر کنند. به همین دلیل، صنعت نفت همچنان نقطه اصلی آسیب‌پذیری ایران در برابر محاصره باقی مانده است.

اقتصاد زیر فشار مضاعف

گزارش نیویورک تایمز تأکید می‌کند که جنگ، اقتصاد ایران را در شرایطی هدف قرار داده که پیش از آن هم زیر فشار تحریم، سوءمدیریت و فساد قرار داشت. سقوط بیشتر ارزش ریال، تورم ۶۰ درصدی، افزایش بیکاری و عقب افتادن پرداخت حقوق بخشی از کارکنان دولت، فقط بخشی از نشانه‌های این فشار است.

در متن گزارش آمده که دست‌کم یک میلیون شغل از بین رفته و اخراج نیرو در بخش‌های مختلف شدت گرفته است. هم‌زمان، روایت‌هایی از داخل ایران نشان می‌دهد بسیاری از خانواده‌ها ناچار شده‌اند از پس‌انداز خود استفاده کنند یا دارایی‌های شخصی‌شان را بفروشند تا بتوانند دوام بیاورند.

به نوشته نیویورک تایمز این فشار اقتصادی می‌تواند خطر نارضایتی اجتماعی را دوباره افزایش دهد. هرچند جمهوری اسلامی در گذشته با استفاده از سرکوب شدید توانسته اعتراض‌ها را مهار کند، اما ادامه وخامت اقتصادی می‌تواند خشم عمومی را بار دیگر شعله‌ور کند

آوار گرانی بر مردم؛ جهنم معیشتی در ایران

تورم بی‌سابقه، سفره‌های کوچک‌
 بیکاری، بی‌ثباتی و آینده‌ای مبهم؛ 
اقتصاد ایران برای بخش بزرگی 
از جامعه به جنگ برای بقا تبدیل شده است




.امیر ۵۱ ساله تا دو ماه پیش در یک شرکت نرم‌افزاری برنامه‌نویس شاغل بود، حالا بیشتر ساعات روز پشت فرمان پرایدی است که با آن در اسنپ کار می‌کند. امیر می‌گوید: “با مدرک فوق‌لیسانس، روزی ده ساعت مسافربری می‌کنم تا فقط اجاره خانه در بیاید. اقتصاد ایران شبیه آسانسوری شده که با سرعت فقط به سمت پایین می‌رود.”

این تصویر در ایرانِ امروز، دیگر یک استثنا نیست؛ آمارها به‌وضوح حاکی از عقب‌نشینی تدریجی زندگی روزمره مردم از شرایط معمول معیشتی هستند. تورم مواد غذایی از ۱۱۰ درصد عبور کرده، قیمت برخی اقلام خوراکی طی چند ماه بیش از دو برابر شده و بهای گوشت قرمز در تهران از یک میلیون و چهارصد هزار تومان گذشته است. حداقل دستمزد رسمی، تنها کفاف بخشی از هزینه خوراک یک خانواده را می‌دهد و هم‌زمان سقوط ارزش ریال، موج تازه‌ای از گرانی در بازار دارو، اجاره، حمل‌ونقل و کالاهای مصرفی ایجاد کرده است.

در این شرایط امنیت روانی، ثبات اجتماعی و تصور زندگی عادی برای بخش بزرگی از جامعه در حال محو شدن است. از رانندگان تاکسی اینترنتی تا نیروهای متخصص، از کارگران تا صاحبان کسب‌وکارهای کوچک، روایتی مشترک در حال شکل‌گیری است: تلاش بیشتر، درآمد بی‌ارزش‌تر و آینده‌ای که هر روز تاریک‌تر و هراس‌آورتر به نظر می‌رسد.

بیشتر بخوانید: پس‌لرزه‌های جنگ؛ زندگی کارگران ایران در چنگال بحران معیشتی

صاحب یک کتابفروشی در تهران می‌گوید: «بیشتر رهگذرها دیگر حتی به قیمت‌ها نگاه نمی‌کنند. کتاب برای خیلی‌ها از سبد خرید حذف شده است. مردم باید خرج خوراک و اجاره را بدهند. برای ما هم اوضاع همین است. هزینه اجاره، چاپ، کاغذ و حمل‌ونقل و حتی پلاستیک‌های بسته‌بندی چند برابر شده‌اند.»

حذف تدریجی مواد غذایی از سفره‌ها

شاخص‌های منتشرشده از سوی منابع داخلی ایران نیز، نمایی نگران‌کننده از وضعیت معیشتی مردم نشان می‌دهند. روغن خوراکی نسبت به چند ماه قبل بیش از ۲۰۰ درصد گران‌تر شده، هر شانه تخم‌مرغ در برخی مناطق به حدود ششصد هزار تومان رسیده است و مرغ کیلویی بیش از سیصد و پنجاه هزار تومان فروخته می‌شود؛ در این شرایط بسیاری از کالاهای خوراکی عملاً از توان خرید بخش بزرگی از جامعه خارج شده‌اند. دامنه گرانی تنها به مواد غذایی محدود نمانده و افزایش مداوم قیمت‌ها، از بازار خودرو و مسکن تا کوچک‌ترین اقلام مصرفی را نیز دربرگرفته است.

شهلا دانشفر، سخنگوی کمپین برای آزادی کارگران زندانی، معتقد است تخریب زیرساخت‌ها، تعطیلی کارخانه‌ها و از بین رفتن فرصت‌های شغلی باعث شده جامعه ایران با موجی تازه از بیکاری روبه‌رو شود.

او در گفت‌وگویی درباره پیامدهای این وضعیت توضیح می دهد: «اقتصاد جمهوری اسلامی مدت‌هاست وارد مرحله فروپاشی شده و پس از ۴۸ سال غارت، فساد و سیاست‌های جنگ‌افروزانه، جنگ اخیر این بحران را عمیق‌تر کرده است. طبق آمار حکومتی تورمسالانه به بیش از پنجاه درصد رسیده است و بانک مرکزی از افزایش نزدیک به ۱۰۰ درصدی شاخص بهای “گروه اختصاصی کالا” در فروردین امسال نسبت به مدت مشابه در سال گذشته خبر می‌دهد. اما حداقل مزد کارگران برای سال جاری حدود ۱۶.۵ میلیون تومان تعیین شده است. بدین ترتیب تنها هزینه خوراکی‌های ضروری حداقل ۸۵ درصد از حداقل دستمزد یک خانوار را می‌بلعد و برای بسیاری از خانواده‌ها امکانی برای تأمین سایر نیازهای اولیه زندگی باقی نمی‌ماند. بنابراین مسئله امروز از بحران‌های معیشتی فراتر است. بحث بر سر فاجعه‌ای بزرگ‌تر یعنی گرسنگی، سونامی بیکاری و سقوط معیشتی کل جامعه است.»

بسیاری از خانواده‌ها می‌گویند “مصرف گوشت، ماهی، لبنیات و حتی میوه” را به شکل محسوسی کاهش داده‌اند. برخی کاربران شبکه‌های اجتماعی نوشته‌اند مواد غذایی مانند “ماکارونی اکنون برای بخشی از مردم به کالایی گران تبدیل شده است” و تخم‌مرغ که سال‌ها به‌عنوان جایگزین ارزان گوشت شناخته می‌شد، اکنون برای بسیاری از خانواده‌ها “کالایی لوکس” محسوب می‌شود و این نشان از افت کیفیت تغذیه، افزایش سوء‌تغذیه در کودکان و تعمیق بحران سلامت عمومی در کشور دارد.

برخی کارشناسان حوزه سلامت در ماه‌های اخیر بارها نسبت به کاهش مصرف پروتئین و لبنیات در میان خانواده‌های کم‌درآمد هشدار داده‌اند.

سقوط طبقه متوسط و ناامنی اقتصادی

روایت‌های روزمره مردم حاکی از این است که علاوه بر کارگران و فعالان فضای مجازی، بسیاری از کارمندان، فعالان حوزه دیجیتال و نیروهای متخصص یا شغلخود را از دست داده‌اند یا با وجود اشتغال، دیگر قادر به تأمین بخش مهمی از هزینه‌های زندگی نیستند. حتی مشاغلی که زمانی نماد ثبات اقتصادی محسوب می‌شدند، اکنون در تأمین هزینه‌ها ناتوان مانده‌اند. شکاف میان درآمدها و قیمت کالاها یکی از روشن‌ترین نشانه‌های این روند است.

در گزارشی درباره بازار خودرو و موبایل آمده است: “اگر یک کارمند تمام درآمد خود را پس‌انداز کند و هیچ هزینه‌ای نداشته باشد، در این شرایط ۲۲ سال زمان نیاز دارد تا بتواند یک خودرو و یک تلفن همراه بخرد.”

دانشفر معتقد است این وضعیت تنها یک بحران اقتصادی نیست، بلکه ساختار اجتماعی ایران را نیز دستخوش تغییر کرده است. به گفته او: «این روند به قطبی‌تر شدن جامعه منجر شده و بخش بزرگی از طبقه متوسط به طبقات پایین‌تر سقوط کرده‌اند.»

این گزاره‌ها نه صرفاً هراس‌های اقتصادی، که نشانه‌های فروریختن “زندگی عادی” برای بخش بزرگی از جامعه هستند. کاهش توان خرید و ناتوانی در برنامه‌ریزی برای آینده، به بخشی از تجربه روزمره میلیون‌ها نفر در ایران تبدیل شده است. صاحب کسب‌وکاری دیگر در شبکه‌های اجتماعی در شرح وضعیت خود نوشته است: «بارها از اول شروع کردم، اما حالا دیگر رسیده‌ام به زیر صفر؛ اجاره، حقوق پرسنل، گرانی، گرانی… کارم در آستانه نابودی است. این فقط داستان من نیست.»

قربانیان فشار ارزی

افزایش نرخ ارز، فشار مضاعفی بر زندگی مردم وارد کرده است. طبق گزارش‌ها، قیمت دلار آزاد در ایران به محدوده ۱۸۰ تا ۲۰۰ هزار تومان نزدیک شده است. سقوط ارزش ریال باعث افزایش شدید قیمت کالاهای وارداتی، مواد غذایی، دارو و هزینه حمل‌ونقل شده است. در چنین شرایطی، بخش بزرگی از خانوارهایی که پیش‌تر توان مدیریت حداقلی هزینه‌های خود را داشتند، اکنون با ناامنی اقتصادی دائمی روبه‌رو هستند. در مقابل، به گفته کارشناسان، ساختار اقتصادی کشور در اختیار “گروه‌های محدودی” قرار گرفته که بخش بزرگی از منابع را کنترل می‌کنند.

دانشفر که کارگران و توده مردم را قربانیان اصلی این وضعیت می‌داند، معتقد است آنچه امروز در اقتصاد ایران دیده می‌شود فقط یک بحران مقطعی نیست، بلکه نتیجه سال‌ها فساد ساختاری، سوءمدیریت، تخریب زیرساخت‌های اقتصادی و سیاست‌های حکومت است.

او تاکید می‌کند: «باندهای حکومتی یعنی بیت رهبری، مجلس، سپاه و دولت که کل اقتصاد کشور را در دست دارند، بزرگ‌ترین کارفرمایان هستند و امروز با استفاده از فضای جنگی به تعرضات معیشتی خود به کارگران و کل جامعه شدت داده‌اند. حکومت خوشحال است که سرنگون نشده است و همه سعی او برای بقا است. از همین رو می‌کوشد تا تمام امکانات جامعه را صرف بازسازی نیروهای سرکوب و تأسیسات اتمی و موشکی و کمک به تروریست‌های نیابتی کند و برای تأمین آن به هجوم گسترده‌تر به سفره‌های مردم روی آورده است.»

اعتراض زیر فشار معیشت

در کنار بحران معیشتی، سرکوب اعتراضات نیز ادامه دارد. در همین حال، اعتراضات کارگری و صنفی در بخش‌های مختلف ادامه داشته است. کارگران صنایع نفت، معادن، کارخانه‌ها، معلمان و بازنشستگان بارها در اعتراض به دستمزدها، وضعیت معیشتی و تأخیر در پرداخت حقوق تجمع کرده‌اند.

دانشفر معتقد است وخامت شرایط اقتصادی می‌تواند زمینه‌ساز اعتراضات گسترده‌تر شود: «جامعه به شدت انفجاری است و خیزشی عمیق‌تر و ریشه‌ای‌تر که هدف آن پایان دادن به ساختارهای فاسد و مافیایی حاکم است، در چشم‌انداز نزدیکی قرار دارد.» او به اعتراضات کارگری در صنایع نفت، خودروسازی و معادن اشاره می‌کند و می‌گوید: «امروز با وجود سرکوب دیوانه‌وار حکومت، اعتراضات دارد در میان کارگران و بخش‌های مختلف جامعه سر بلند می‌کند.»

بحران سلامت و مهاجرت اجباری نیروهای متخصص

برخی تحلیلگران معتقدند ادامه این روند می‌تواند پیامدهایی فراتر از بحران اقتصادی داشته باشد؛ از رشد حاشیه‌نشینی گرفته تا بحران‌های سلامت روان. در بسیاری از شهرها، فشار اقتصادی به حدی رسیده که خانواده‌ها ناچار به حذف بخش مهمی از هزینه‌های درمان، آموزش و تغذیه شده‌اند.

بانک مرکزی ایران در گزارش‌های رسمی خود از ادامه روند صعودی شاخص بهای کالاها و خدمات مصرفی خبر داده است. در بسیاری از خانواده‌ها، حذف هزینه‌های درمان و آموزش به واقعیتی روزمره تبدیل شده است. برخی خانواده‌ها مراجعه به پزشک را به تعویق می‌اندازند، خرید داروهای غیرفوری را حذف می‌کنند یا کلاس‌های آموزشی فرزندان خود را کنار می‌گذارند.

برخی داروخانه‌ها نیز از کاهش توان مردم برای خرید داروهای تجویزی خبر می‌دهند و می‌گویند “بسیاری از بیماران نسخه‌های خود را ناقص تهیه می‌کنند یا خرید دارو را به تعویق می‌اندازند. ” پزشکان و فعالان حوزه سلامت هشدار داده‌اند که تداوم این وضعیت می‌تواند در سال‌های آینده پیامدهای گسترده‌ای برای سلامت عمومی جامعه به همراه داشته باشد.

به موازات این معضلات، موج مهاجرت نیروهای متخصص از کشور همچنان رو به افزایش است. بسیاری از متخصصان حوزه فناوری، پزشکی، مهندسی و دانشگاهی می‌گویند کاهش چشم‌انداز اقتصادی، نبود امنیت شغلی و بی‌ثباتی اجتماعی از دلایل اصلی تصمیم آن‌ها برای ترک کشور بوده است. از سوی دیگر، برخی خانواده‌ها نیز به دلیل هزینه سنگین اجاره و زندگی در کلان‌شهرها، ناچار به مهاجرت به شهرهای کوچک‌تر یا حاشیه شهرها شده‌اند.

تورم؛ مالیات نانوشته ساختار سیاسی

در حالی که تورم همچنان صعودی است ارزش ریال کاهش پیدا می‌کند، هزینه‌های زندگی افزایش می‌یابد و بخش بزرگی از جامعه زیر فشار معیشتی قرار دارد، پرسش اصلی برای بسیاری از مردم این است که آیا بدون تغییرات گسترده اقتصادی و سیاسی، راهی برای خروج از این بحران وجود دارد؟

دانشفر پاسخ روشنی به این پرسش می‌دهد: «راه‌حل اقتصادی برای حل بحران معیشتی بدون تغییرات بنیادی سیاسی، در نظامی که اساسش بر رانت‌خواری، فساد، چپاول و سرکوب بنا شده، بی‌معناست. بحران اقتصادی جمهوری اسلامی فقط یک بحران اقتصادی نیست؛ بحرانی سیاسی و ساختاری است که ریشه در بنیان‌های همین نظام دارد.»

او معتقد است اقتصاد ایران امروز دیگر صرفاً با رکود یا تورم مواجه نیست، بلکه بخش بزرگی از جامعه با نوعی فرسایش دائمی معیشت و بی‌ثباتی اجتماعی روبه‌روست.

به باور برخی از مردم، تورم اکنون به نوعی”مالیات جنگ” تبدیل شده که بیشترین فشار آن بر فقیرترین لایه‌های جامعه وارد می‌شود. بسیاری از مردم دیگر نه به خرید خانه فکر می‌کنند، نه به پس‌انداز و نه حتی به ارتقای کیفیت زندگی؛ بلکه تمرکز اصلی آن‌ها بر زنده ماندن و رسیدن به ماه بعدی است.

برخی اقتصاددانان هشدار می‌دهند ادامه روند کنونی می‌تواند آثار بلندمدتی بر ساختار اجتماعی ایران بگذارد. کاهش قدرت خرید، گسترش فقر و فرسایش طبقه متوسط معمولاً فقط به بحران اقتصادی محدود نمی‌شود، بلکه اعتماد اجتماعی، احساس امنیت و امید به آینده را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد.

برای بخش بزرگی از جامعه، بحران اقتصادی کنونی دیگر یک دوره موقت یا نوسان قابل‌تحمل تلقی نمی‌شود، بلکه به وضعیتی فرسایشی تبدیل شده که چشم‌انداز آینده را تاریک کرده است. وضعیتی که گاه به “باتلاقی” تشبیه می‌شود که در آن نیروی کار، هرچه بیشتر دست‌وپا می‌زند بیشتر فرو می‌رود

تالاب میقان اراک در آتش سوخت

 

سیصد و شصت هکتار از نیزارهای تالاب میقان

 اراک در آتش سوخت

رئیس حفاظت و احیای تالاب‌های اداره‌کل حفاظت محیط زیست استان مرکزی گفت: ۳۶۰ هکتار از نیزارهای تالاب میقان اراک در آتش‌سوزی ۲ روز گذشته سوخت. 

محمودرضا فراهانی گفت: خسارت برآورده شده اولیه این آتش‌سوزی ۱۵ میلیارد ریال اعلام شده که ممکن است افزایش یابد.

وی بیان کرد: ساعت ۱۴ روز سه‌شنبه ۱۵ اردیبهشت ماه جاری این منطقه دچار حریق شد که بلافاصله عوامل امدادی و مدیریت بحران استان مرکزی در منطقه حاضر شدند و آتش پس از ۱۵ ساعت مهار شد.

رئیس حفاظت و احیای تالاب‌های اداره‌کل حفاظت محیط زیست استان مرکزی ادامه داد: علت وقوع این حادثه در دست بررسی است و متعاقبا اعلام خواهد شد.

تالاب میقان اراک ۲۵ هزار هکتار وسعت دارد و زیستگاه ۱۴۰ گونه پرنده است و سالانه ۵۳ گونه پرنده مهاجر وارد این تالاب می‌شوند که از مهم‌ترین آن‌ها می‌توان به درنای خاکستری، چنگر، خوتکا، اردک نوک‌پهن، فلامینگو، غاز خاکستری، هوبره، تنجه، حواصیل و اردک سرسبز اشاره کرد

کیسه‌های نایلونی رایگان

 

خداحافظی با کیسه‌های نایلونی

 رایگان در فروشگاه‌ها

 قیمت‌گذاری کیسه‌های پلاستیکی کلید خورد 

بنا بر تصمیمات جدید اتاق اصناف تهران و در راستای مدیریت منابع ملی و حفاظت از محیط‌زیست، دوران عرضه رایگان کیسه‌های پلاستیکی در واحد‌های صنفی و فروشگاه‌های زنجیره‌ای به پایان می‌رسد

طبق اعلام حمیدرضا رستگار، رئیس اتاق اصناف تهران، هزینه کیسه‌های نایلونی به‌صورت سیستمی و مجزا در فاکتور خرید درج خواهد شد. هدف از این کار، حذف رقابت ناصحیح فروشگاه‌ها در جذب مشتری از طریق عرضه نایلون رایگان است.

مدیریت بحران منابع پتروشیمی

این تصمیم علاوه بر جنبه‌های زیست‌محیطی، به دلیل کمبود مواد اولیه ناشی از خسارات وارده به زیرساخت‌های پتروشیمی کشور (در پی اقدامات خصمانه اخیر) اتخاذ شده است تا از هدررفت منابع ارزشمند ملی جلوگیری شود.

الزام همگانی برای تمامی مراکز اقتصادی

دستورالعمل اجرایی این طرح پس از مشورت با روسای اتحادیه‌های صنفی، به زودی به «مرکز اصناف» اعلام و برای تمامی فروشگاه‌ها، اپلیکیشن‌های خرید و مراکزی که فعالیت اقتصادی دارند، لازم‌الاجرا خواهد بود.

حرکت به سمت فرهنگ‌سازی ملی:

رئیس اتاق اصناف تأکید کرده است که اصناف با نگاه مسئولیت اجتماعی و بدون چشم‌داشت انتفاعی، پیشگام این حرکت ملی خواهند بود تا فرهنگ استفاده از کیسه‌های چندبار مصرف جایگزین شود.

‌انتظار می‌رود با ابلاغ رسمی این دستورالعمل، شاهد کاهش چشمگیر مصرف محصولات پلاستیکی و هدایت منابع به سمت بازسازی زیرساخت‌های آسیب‌دیده صنعت نفت و گاز باشیم.

۱۴۰۵ اردیبهشت ۱۷, پنجشنبه

در آینده این بچه چه چیزی رو می‌بینید

 یک کاروان خودرویی متفاوت؛ کاروان نمادین و خاطره‌انگیز اعزام به جبهه در همدان



.....در همدان پسر بچه های معصوم

................ را برای مثال به جبهه

 شستشوی مغزی و جسمی می‌دهند 



در آینده این بچه چه چیزی رو می‌بینید 



چقدر حکومت ارزش دارد 



در صدر اسلام هم چنین چیزی نبود 

سازمان حمایت از کودکان کجاست و چه می‌کند 

مدافع حقوق بشر در ایران 



نقش حقوق بشر در حمایت از مهاجران و پناهجویان

 

نقش حقوق بشر در حمایت از مهاجران و پناهجویان



یکی از مهمترین نقش‌های حقوق بشر، تضمین حق زندگی امن و کرامت انسانی برای پناهجویان است. این افراد باید بدون ترس از بازگشت اجباری به کشور ناامن، درخواست پناهندگی بدهند و از حمایت قانونی حمایت کنند. اصل عدم بازگرداندن (Non-refoulement) یکی از پایه‌های مهم حقوق بین‌الملل در این زمینه است.


همچنین حقوق بشر بر دسترسی به برابر مهاجران و پناهجویان به خدمات اساسی مانند آموزش، درمان، سرپناه و حمایت اجتماعی دارد. این نقش مهمی در حفظ سلامت جسمی و روانی افراد و کمک به شروع زندگی جدید در کشور میزبان خدمات دارند.


از سوی دیگر، دولت‌ها و سازمان‌های بین‌المللی دارای امکاناتی هستند که مهاجران و پناهجویان را به‌تدریج در جامعه جدید ادغام می‌کنند. این ادغام شامل زبان، دسترسی به بازار کار و پذیرش اجتماعی است که به کاهش تبعیض و افزایش همبستگی اجتماعی کمک می کند.


در نتیجه، می‌توان گفت حقوق اساسی نقش اساسی در حمایت از مهاجران و پناهجویان دارد و نه تنها از آسیب‌پذیری افراد می‌کند، بلکه به ایجاد جوامع عادلانه‌تر، امن‌تر و انسانی‌تر کمک می‌کند.

اینترنت به سلاح جنگی تبدیل می‌شود

 وقتی اینترنت  به سلاح جنگی تبدیل می‌شود  – در جهان معاصر، اینترنت دیگر صرفاً یک ابزار ارتباطی نیست، بلکه به یکی از ارکان اساسی سازمان‌یابی ...