۱۴۰۴ اسفند ۲۸, پنجشنبه

صلاحیت علی لاریجانی هنوز هم تایید نشده

  صلاحیت

 علی لاریجانی هنوز هم تایید نشده




 علی لاریجانی یک تکیه کلام معروف داشت که با خنده بیان می کرد: «یک مختصر عقلی برای من قائل باشید!» این جمله را وقتی می‌گفت که به او انتقادی می‌کردند بدون اینکه توضیح او را بدانند


این جمله را از او وام می‌گیرم و عرض می‌کنم اگر مختصر عقلی برایم قائل باشید می‌دانم الان وقت گفتن این حرف نیست، اما نگرانم که در این ایام پرحادثه، شهپر مرگ، فرصت گفتنش را در آینده باقی نگذارد.

صلاحیت علی لاریجانی دوبار برای انتخابات ریاست جمهوری رد شد. یکی در سال ۱۴۰۰ و دیگری در ۱۴۰۳. در اولی، گزارش غلط (اگر نگوییم دروغ) بهانه ردصلاحیت شد و در دومی همان بهانه هم منقضی شده بود. البته خود او می گفت دلیلش را «مدیر و مدبر نبودن» می‌دانند!

لاریجانی به شورای نگهبان نامه نوشت و درخواست کرد همانگونه که قانون مقرر کرده، مصداق‌های تصمیم خود را به اطلاع او برسانند که شورای محترم نگهبان که باید پایبندترین نهاد به اجرای قانون باشد هیچ اقدامی برای اجرای قانون نکرد

تا جایی که می‌دانم لاریجانی در گفت‌وگو با یکی از فقهای موثر شوای نگهبان درخواستش را تکرار کرد اما او هم به کلیات اکتفا کرده و البته به نکته‌ای اشاره کرده بود که اتفاقا از نکات قوت لاریجانی و موید خردورزی و حسن تدبیر او به شمار می‌رود.

اکنون که لاریجانی کشته شده ، چه خوب است که شورای  نگهبان به درخواست مکتوب لاریجانی در انتخابات ۱۴۰۳ پاسخ دهد و دلایل رد صلاحیت او را برای ثبت در تاریخ منتشر کند. البته اگر واقعا دلیلی که از بیان آن وجدان درد نمی گیرند وجود داشته باشد.


کیوانی، شهروند دوتابعیتی ایرانی سوئدی، اعدام شد

 قوه قضائیه ایران اعلام کرد 


کوروش کیوانی، 

شهروند دوتابعیتی ایرانی سوئدی، 

صبح امروز چهارشنبه ۲۷ اسفند پس از محکومیت در دیوان عالی کشور اعدام شده است. او تابستان امسال در جریان جنگ ۱۲ روزه به «جاسوسی برای اسرائیل» بازداشت شده بود

 رسانه‌های رسمی مدعی‌اند که اطلاعات مربوط به اماکن حساس را در اختیار اسرائیل قرار می‌دهد. با این، تابعیت سوئدی او و واکنش فوری به این اعدام، این پرونده را به یک موضوع بین‌المللی تبدیل کرده است.


پس از انتشار خبر اعدام، وزارت سوئد اعلام کرد که یک شهروند این کشور در ایران اعدام شده است

ماریا مالمر استنرگارد، وزیر امور خارجه سوئد،
 این اقدام را به‌شدت محکوم کرد و مجازات اعدام را «غیرانسانی، بی‌رحمانه و غیرقابل‌خواند» خواند. او همچنین روند رسیدگی به این حکم را غیرقابل اعتماد دانست و مسئولیت آن را متوجه ایران اعلام کرد.

سوئد اعلام کرده است که از زمان بازداشت کیوانی در ژوئن ۲۰۲۵ بارها این پرونده را با مقامات ایرانی مطرح کرده و خواستار محاکمه عادلانه و عدم اجرای حکم اعدام شده است. سوئد همراه با اتحادیه اروپا، بار دیگر مخالفت خود را با اعدام خود اعلام کرده و متهم کرده است که به نقض حقوق بشر ادامه خواهد داد.

کوروش کیوانی یکی از چندین فرد است که در ماه‌های اخیر با «جاسوسی برای اسرائیل» در ایران اعدام شده‌اند. روندی که با افزایش تنش‌های منطقه‌ای، نگرانی‌های بین‌المللی درباره دادرسی عادلانه و استفاده از مجازات اعدام را تشدید کرده است.

وطن در میان آتش و امید

 

وطن در میان آتش و امید


 

کجای این تظاهرها نشان از عشق و ایمان است؟

به هر سو می‌رود فریاد، ولیکن خانه ویران است


اگر خواهان آبادی، قدم نه در مسیر حق

که این ملک از دورو بودن، فقط در خون و خسران است


مپندار آن‌که با گفتن وطن گردد سرافرازش

که کار از تیغ شمشیر است، نه گفتار و نه عنوان است


به پا خیز از دل مردم، بخوان فریاد بیداری

که وقت خواب دیگر نیست، زمان جنگ شیطان است


شبیخون آمده از خود، نه از بیگانه‌ی غارت

که ویران گشته این ماوا، به دست جهل و طغیان است


ز خون مرد و زن جاری‌ست هنوز این جویبارانش

کدامین صلح که این خاکت در آغوش طوفان است


صدای کودک بی‌خانمان پیچیده در صحرا

چو خواب مرگ، حاصل از سکوت نسل حیران است


نفس در سینه‌ی خاک است، ولی امید می‌بالد

اگر دستی بیاید باز که پایانِ پریشان است


زمین داغ است از آتش، هوا پرگرد و بی‌رویاست

نه در دشتش شقایق هست، نه در کوهش دلیجان است


نه شیران در پی صیدند، نه بازان در پی پرواز

همه سرگرم نان خویش، که رسم این شبستان است


به هر دیوار زخمی هست، ز هر سنگی صد فریاد

که خاک از خون خورشیدان، پر از سوز پنهان است


ز مادرهای داغ‌دیده، ز کودک‌های سرگردان

صدای فتح می‌آید، اگر مردی فراخوان است


وطن، ای زخم‌خورده خاک، بگیر این دست فرزندت

که ما با خون خود دادیم جواب هر چه نادان است


قسم بر دشت و جنگل های سوخته، کوچه‌ی بی‌نام

که این خاک پر از زخم است، ولی هر ذره‌اش جان است


قسم بر چشم مادرها، که خشکید از غم فرزند

که این آواره بر دوشش، تمام رنج دوران است


تو گر تاریخ را خواندی، بدان یک چیز باقی ماند

وطن آن را که عاشق بود، نگه‌دارنده‌ی آن است

رقص بر ویرانه‌های جنگ

 رقص بر ویرانه‌ها؛

 چرا بخشی از دیاسپورا

 برای جنگ شادی می‌کند؟




از زمان آغاز حملات نظامی ایالات متحده و اسرائیل به ایران در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶، کاربران بسیاری در داخل کشور در شبکه‌های اجتماعی از روزها و شب‌هایی نوشته‌اند که با اضطراب و نگرانی می‌گذرند. برخی از صدای انفجارها، نگرانی برای امنیت خانواده‌ها و ترس کودکان نوشته‌اند. برخی دیگر از نگرانی از آینده، گسترش دامنه جنگ و روند فرسایشی آن گفته‌اند.

همزمان، نهادهای حقوق بشری از افزایش شمار قربانیان جنگ خبر داده‌اند. طبق گزارش‌های منتشر شده، صدها نفر در جریان حملات کشته شده‌اند که در میان آنها غیرنظامیان نیز دیده می‌شوند. تخریب برخی زیرساخت‌ها بر فضای اضطراب افزوده است.

اما در حالی که مردم داخل ایران در وحشت حملات هوایی مداوم به‌سر می‌برند، تصاویر و ویدئوهایی از شهرهای اروپایی و آمریکایی در شبکه‌های اجتماعی منتشر می‌شود که بخشی از دیاسپورا را در خیابان‌های شهرهای اروپایی و آمریکایی در حال برگزاری تجمعاتی همراه با رقص و آواز نشان می‌دهد.

انتقادها: چگونه از بمباران وطن خوشحال می‌شوید؟

این تضاد رفتاری، موجی از نقدهای تند را در شبکه‌های اجتماعی برانگیخته است. منتقدان در توئیتر با هشتگ‌هایی نظیر #بی‌وطن و #جنگ‌طلبی، این رفتار را "وقاحت اخلاقی" و "سادیسم سیاسی" نامیده‌اند. کاربری در ایکس (توئیتر سابق) می‌نویسد: «چطور می‌توان با دیدن موشک‌باران وطنی که ادعای رهایی‌اش را دارید، رقصید؟»

در مقابل، موافقان این شادی‌ها معتقدند که این نه جشن برای مرگ هم‌وطن، بلکه "جشن پایان یک کابوس ۴۷ ساله" و تنها راه فروپاشی ساختار سرکوب است. آن‌ها مدعی‌اند که جمهوری اسلامی پس از فجایع دی‌ماه ۱۴۰۴، تمامی راه‌های اصلاح را بسته است.

موج واکنش‌ها به‌ویژه پس از انتشار خبر کشته شدن علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، در جریان حملات نظامی شدت گرفت. ساعاتی پس از انتشار این خبر، ویدیوها و تصاویر متعددی در شبکه‌های اجتماعی منتشر شد که در آنها برخی از مخالفان حکومت ایران در خارج از کشور با شادی، رقص و شعار دادن به این خبر واکنش نشان می‌دادند.

این تضاد واکنش‌ها، بار دیگر شکاف عمیق در تجربه‌ها و نگاه‌های بخش‌های مختلف جامعه ایرانی را آشکار کرده است؛ شکافی که اکنون در سایه جنگ و خشونت، بیش از هر زمان دیگری در شبکه‌های اجتماعی دیده می‌شود.


بسیاری از کاربران در نقد این رفتار نوشته‌اند که هیچ اختلاف سیاسی‌ای نمی‌تواند شادی از جنگ را توجیه کند: «جنگ یعنی مرگ غیرنظامیان. هیچ آزادی‌ای از دل موشک و بمب به دست نمی‌آید.» و این که «حتی اگر مخالف جمهوری اسلامی باشیم، شادی از جنگ یعنی نادیده گرفتن جان انسان‌ها.»

موافقان: این جنگ با مردم ایران نیست

در مقابل، برخی کاربران شبکه‌های اجتماعی از این شادی‌ها دفاع کرده‌اند. یکی از این موافقان رقص و شادی به دویچه‌ وله فارسی می‌‌گوید: «چرا شادی نکنم؟ الان وقت شادی کردن است و بعدا برای کشته‌شدگان گریه خواهم کرد.» او اینطور استدلال می‌کند که جمهوری اسلامی در شب‌های سرکوب معترضان دی‌ماه بیش از هزاران نفر را کشت ولی کشته‌شدگان جنگ اسرائيل و آمریکا هنوز یک‌دهم این میزان هم نیستند.

برخی نیز در شبکه‌های اجتماعی نوشته‌اند که این جنگ با مردم ایران نیست، با جمهوری اسلامی است: «چهل سال است که مردم ایران قربانی این حکومت هستند. اگر این جنگ باعث سقوط جمهوری اسلامی شود، برای بسیاری یک فرصت تاریخی است.»

برخی نیز نوشته‌اند که پس از سال‌ها سرکوب اعتراضات و بسته بودن راه‌های تغییر سیاسی، بخشی از مخالفان حکومت امید خود را به تغییر از درون از دست داده‌اند

دلنوشته من .... وطن یعنی بند ناف

 وطن، یعنی آن‌جایی که بند نافِ 

روحمان را به خاکش گره زده‌اند. 

ایران برای ما فقط یک نقشه روی کاغذ نیست؛

 تپش قلبی است که در هر گوشه‌اش،

 از شکوه تخت‌جمشید تا سکوت کویر و خروش خزر، طنین‌انداز است.


وطن یعنی همان عطر نان گرم صبحگاهی،

 لهجه‌های شیرین مادری و ریشه‌هایی که هر چقدر هم طوفان ببیند، در عمق این خاکِ کهن استوارتر می‌شود. 

ما در هوای این سرزمین نفس کشیده‌ایم، با تاریخش بزرگ شده‌ایم و بغض‌ها و لبخندهایمان را در کوچه‌پس‌کوچه‌هایش جا گذاشته‌ایم. ایران، خانه‌ای است که دیوارهایش از اصالت و سقفش از امیدساخته شده؛ جایی که هر جای دنیا هم باشیم، نبضمان برای آن می‌زند

انسان؛ نه عدد، نه پرونده در جهان امروز


انسان؛ نه عدد، نه پرونده



در جهان امروز،
 گاهی انسان‌ها به جای آنکه با نام، داستان و زندگی‌شان دیده شوند، به یک شماره، یک آمار یا یک پرونده تبدیل می‌شوند. در گزارش‌ها، در سیستم‌های اداری و حتی در خبرها، انسان‌ها اغلب به عددهایی تبدیل می‌شوند که پشت آن‌ها رنج‌ها، امیدها و سرنوشت‌های واقعی پنهان مانده است. اما حقیقت این است که هیچ انسانی فقط یک عدد نیست و هیچ زندگی‌ای را نمی‌توان در چند خط یک پرونده خلاصه کرد.



هر انسان دنیایی از تجربه، احساس و آرزو در درون خود دارد. پشت هر نام، داستانی از تلاش، شکست، امید و مقاومت وجود دارد؛ داستانی که اگر شنیده شود، می‌تواند نگاه ما را به جهان تغییر دهد. وقتی انسان‌ها به عدد تبدیل می‌شوند، دردشان ساده‌تر نادیده گرفته می‌شود و بی‌عدالتی راحت‌تر ادامه پیدا می‌کند.



حقوق بشر دقیقاً از همین نقطه آغاز می‌شود؛ از یادآوری این حقیقت ساده اما عمیق که هر انسان دارای کرامت و ارزش ذاتی است. هیچ قدرتی، هیچ قانون ناعادلانه‌ای و هیچ سیستمی نباید بتواند انسان را به یک پرونده بی‌روح تبدیل کند.



انسان بودن یعنی داشتن حق دیده شدن، شنیده شدن و زندگی کردن با کرامت. شاید جهان گاهی انسان‌ها را در میان آمارها گم کند، اما حقیقت همچنان باقی می‌ماند: انسان، نه عدد است و نه پرونده؛ انسان یک زندگی است، یک صدا است و یک داستان 

۱۴۰۴ اسفند ۲۷, چهارشنبه

تمسخر کشته‌شدگان از طرف حکومت

 رژیم کارمای تاریخی و پایان بی‌رحمی دانشی عدالت


همه رژیم تلاش می‌کند با تمسخر کشته‌شدگان و بازی با خون آنها را پنهان کند اما جامعه ایران فراموشکار نیست و خشم جمعی هرگز خاموش نمی‌شود. همان‌طور که کارما کاری کرده بود که جنازه‌ای خمینی سال‌ها در خانه باقی بماند، حالا برای جنازه‌ای تیکه‌تیکه خامنه‌ای هم یخچال‌ها را آماده می‌کند، یادآوری‌هایی که می‌دهند هیچ جنایتی بی‌جواب نخواهند ماند.


تمسخر کشته شدگان؛ حکومت آینه بی‌رحمی

مجری تلویزیونی که با خنده کشته‌شدگان دی‌ماه را مسخره کرد، تنها یک فرد نبود اما نماد نگاه نظام به جان و عزت مردم بود، حکومتی که مرگ و خون را ابزار سرگرمی و قدرت خود می‌داند، این رفتار نه تنها خانواده‌ها را دوباره داغدار کرد، بلکه وجدان عمومی را جریحه‌دار ساخت.


کارما عدالت دیر یا زود اجرا خواهد شد

گذشته تاریخی هیچ جنایتی بی‌جواب نمی‌ماند و تاریخ و مردم را نشان می‌دهد، عدالت را به شیوه‌ای که خود اجرا می‌کند، یادآوری می‌کند که جنازه‌ی خمینی در یخچال و آماده شدن یخچال برای خامنه‌های نمادی است از این که ظلم و جنایت همیشه با عکس‌العمل طبیعی جامعه و کارما روبه‌رو خواهد شد.


حافظه جمعی سد فراموشی تحمیلی

همان طور که خانواده‌ها و جامعه قربانیان را در ذهن خود ثبت کرده‌اند، هیچ تهدید، تحریف یا تلاشی حکومتی نمی‌تواند این حافظه جمعی را از بین ببرد، این حافظه است که مسیر عدالت و تغییر را تضمین می‌کند و نشان می‌دهد مردم ایران از یاد نمی‌برند و هرگز تسلیم ظلم نمی‌کنند.


امید به ایران آزاد و انسانی

ایران پس از این رژیم روزی آزاد، زیبا و انسانی خواهد بود، روزی که احترام به کشته‌شدگان و عزت‌خانواده‌های داغدار هنجار اصلی باشد و قربانیان، جامعه مقاومت و شجاع مردم باقی بماند، امروز مردم با عشق و آگاهی خود نشان می‌دهند که هیچ بی‌عدالتی و وقاحت حکومتی نمی‌تواند انسانی را انجام دهد و عدالت را نابود کند.



صلاحیت علی لاریجانی هنوز هم تایید نشده

   صلاحیت  علی لاریجانی هنوز هم تایید نشده  علی لاریجانی یک تکیه کلام معروف داشت که با خنده بیان می کرد: «یک مختصر عقلی برای من قائل باشید!»...