یک هیئت پاکستانی به رهبری عاصم منیر، فرمانده ارتش، برای رساندن پیام جدیدی از واشنگتن و بحث در مورد دور دوم مذاکرات وارد تهران شده است
من آزاده ام
۱۴۰۵ فروردین ۲۷, پنجشنبه
«دو روز شگفتانگیز» جنگ ایران
اصلاح طلبان ناصالح (اکبر هاشمی رفسنجانی
اصلاح طلبان ناصالح (اکبر هاشمی رفسنجانی)
ایران عزیز. ۴۵ سال است که این رژیم با دو دست چپ و راست مردم را فریب میدهد. یک دستش اصولگرای تندرو و سرکوبگر دست دیگرش اصلاح طلب ناصالح و ریاکار.
هاشمی رفسنجانی متولد ۱۳۱۳ و درگذشته ۱۳۹۵. از همان روزهای اول انقلاب یکی از ستونهای اصلی و غیرقابل جایگزین نظام بود. رئیس مجلس اول. رئیس جمهور دو دوره از ۱۳۶۸ تا ۱۳۷۶. رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام. رئیس مجلس خبرگان رهبری و دهها سمت کلیدی دیگر. اما پشت همه این عناوین مقدس یک امپراتوری اقتصادی عظیم و تاریک ساخته شد که هنوز هم سایه سنگینش بر کل اقتصاد ایران افتاده. او و خانوادهاش همیشه ادعا میکردند ثروتمون بعد از انقلاب کمتر شده. هاشمی خودش بارها تکرار میکرد که قبل از انقلاب ۲۰۰ تا ۳۰۰ قطعه زمین در قم داشته و حالا فقط ۲۰ قطعه مانده. اما مردم و رسانههای مستقل و گزارشهای بینالمللی این حرفها را مسخره میدانستند. مجله فوربز در سال ۲۰۰۳ ثروت شخصی او را بیش از یک میلیارد دلار تخمین زد. رقمی نجومی برای آن دوران در ایران. شایعات اما خیلی بالاتر میرفتند. برخی منابع و گزارشهای افشاگرانه میگفتند ثروت واقعی خانواده رفسنجانی به میلیاردها دلار رسیده. آنها صاحب املاک لوکس در برج خلیفه دبی. هتلهای گرانقیمت. شرکتهای صوری متعدد. بنیادهای عظیم و نفوذ کامل در بخش نفت. پتروشیمی. انبوهسازی و حتی دانشگاه آزاد اسلامی بودند که ارزشش را بین ۲۰ تا ۲۵ میلیارد دلار تخمین زدهاند و عملاً به یک ماشین پولشویی خانوادگی تبدیل شده بود.
هاشمی با شعار سازندگی بعد از جنگ تحمیلی آمد. خصوصیسازیهای صوری. گرفتن وامهای خارجی کلان. افزایش بیرویه نرخ ارز و سدسازیهای عظیم و بیحساب. اما نتیجه واقعیاش چه بود. تورم نجومی که هنوز هم مردم از آن رنج میبرند. شکاف طبقاتی وحشتناک و ایجاد شبکههای مافیایی طایفهای که تا امروز ادامه دارد. منتقدان و گزارشهای اقتصادی داخلی و خارجی میگویند سیاستهای او دقیقاً بذر همان فساد ساختاری را کاشت که امروز همه جای اقتصاد ایران را گرفته. طبق محاسبات شفافیت بینالملل و برخی گزارشهای داخلی. فساد اقتصادی در دولت او روزانه حدود ۲۳۹ هزار دلار بوده. رقمی که پایه بسیاری از غارتهای بعدی شد و هنوز هم ادامه دارد. سدسازیهای بیرویهاش هم فاجعه زیستمحیطی عظیمی به بار آورد. دریاچه ارومیه خشک شد. رودخانهها مردند. اما برای هاشمی مهم نبود. مهم فقط حفظ قدرت و پر کردن جیب خودش و اطرافیان بود. شایعات میگفتند حتی اعلام اولیهاش درباره ۱۰ میلیارد دلار ذخیره ارزی بعد از انقلاب هم بخشی از یک بازی بزرگ بوده تا مردم فکر کنند رژیم ثروتمند است. در حالی که بعداً گزارشها نشان داد ذخایر واقعی خیلی بیشتر بوده و بخش عظیمی از آن ناپدید شده و به جیب مافیای خانوادگی و بنیادها رفته.
مافیای خانوادگی. فرزندان و غارت اموال عمومی.
اینجا داستان واقعاً کثیف و شرمآور میشود. خانواده هاشمی به مافیای اقتصادی و حتی اختاپوس معروف شد. لقبی که برخی اصولگرایان مثل حمید رسایی به آنها دادند و خانواده هم شکایت کردند اما هیچوقت نتوانستند تکذیب کنند.
مهدی هاشمی رفسنجانی. پسر سوم. معروفترین و بدنامترین پرونده فسادش مربوط به دریافت رشوههای کلان از شرکتهای نفتی اروپایی برای قراردادهای پارس جنوبی است. شرکت نروژی Statoil بیش از ۱۵ میلیون دلار رشوه از طریق شرکت صوری Horton Investments که مستقیماً کنترلشده توسط مهدی بود پرداخت کرد. دادگاههای نروژ و فرانسه این پرونده را کامل بررسی کردند. شرکت فرانسوی Total هم درگیر بود و در سال ۲۰۱۸ دادگاه پاریس Total را به خاطر فساد مقام عمومی خارجی محکوم کرد. در ایران خود مهدی به ۱۰ یا ۱۵ سال زندان برای اختلاس. ارتشا و جرایم امنیتی محکوم شد. هرچند بعداً با حکم مشروط آزاد شد. شایعات اما خیلی بدتر و گستردهتر بودند. میگفتند او شریک مستقیم هتلهای لوکس دبی مثل هتل ۲۰۰ و ویلاهای ساحل جمیره بوده. ثروتش افسانهای است و حلقه اصلی همه رانتهای نفتی و پتروشیمی در دهههای ۷۰ و ۸۰ بوده.
محسن هاشمی رفسنجانی. پسر ارشد. که رئیس شورای شهر تهران شد و مترو ساخت. اما شایعات و گزارشها از کنترل شرکتها و بنیادهای عظیم داخل و خارج کشور حرف میزنند. املاک و سرمایهگذاریهای میلیاردی او در دبی و ایران. حتی گفته میشد هلدینگها و بنیادهای مرتبط با خانواده صدها میلیون تا میلیاردها دلار سرمایه دارند و عملاً اقتصاد را به جیب خودشان میریزند.
یاسر هاشمی رفسنجانی. پسر کوچک. املاک لوکس در دبی و معاملات ملکی عظیم در تهران. شایعات ثروت او را صدها میلیون دلار تخمین میزدند و برخی منابع ادعا میکردند او هم در شبکه رانتهای خارجی دست داشته.
فائزه هاشمی. دخترش که گاهی با ظاهر منتقد جلوه میکرد. اما خانوادهاش از همه رانتهای سیاسی و اقتصادی بهره میبرد. شایعات حتی به ثروت افسانهای همسر هاشمی. عفت مرعشی. هم کشیده میشد. برخی ویدیوها و گزارشهای افشاگرانه ادعا میکردند املاک و داراییهای عظیمی در اختیار خانواده است که از بیتالمال و رانتهای دولتی تأمین شده.
هاشمی با نفوذ عمیق در بنیادها مثل بنیاد مستضعفان. شرکتهای صوری متعدد و شبکههای فامیلی گسترده. اقتصاد کشور را به جیب خودش و اطرافیانش سرازیر کرد. حتی بعد از مرگش در ۱۳۹۵. اصلاح طلبان از او به عنوان عقل معاش و پدر اصلاحات یاد میکردند و خاتمی و روحانی بر سر قبرش اشک تمساح میریختند. در حالی که مردم عادی از تورم وحشتناک. فقر گسترده و غارت بیرحمانه ناله میکردند. شایعات مرگ او هم بسیار زیاد بود. برخی میگفتند مرگ طبیعی نبوده و حتی به روحانی یا رقبای داخلی نسبت میدادند. اما هیچوقت هیچکدام ثابت نشد و فقط به عنوان یک شایعه تاریک در تاریخ این رژیم ماند.
نقش سیاسی تاریک. از ادامه جنگ تا قتلهای زنجیرهای.
هاشمی نه تنها اقتصاد را غارت کرد. بلکه در سیاست هم دستش به خون و دروغ آلوده بود. در دهه ۶۰. در تصمیمات کلیدی جنگ تحمیلی نقش مستقیم داشت. حتی بعد از فتح خرمشهر. ادامه جنگ را ترویج میداد و هزاران جوان ایرانی را به کام مرگ فرستاد. در دوران ریاست جمهوریاش. قتلهای زنجیرهای روشنفکران و مخالفان مثل داریوش فروهر. پروانه اسکندر. مجید شریف و دهها نفر دیگر رخ داد. هرچند مستقیماً متهم نشد. اما جو امنیتی سنگین و عدم برخورد جدی با قاتلان دقیقاً در زمان او حاکم بود. شایعات میگفتند وزارت اطلاعات تحت نفوذ مستقیم او یا اطرافیانش بوده و قتلها برای ساکت کردن هر صدای انتقادی انجام شده. بعداً هم در ماجرای میکونوس. ترور مخالفان در آلمان. نام هاشمی به عنوان یکی از متهمان اصلی مطرح شد و دادگاه آلمان حکم غیابی صادر کرد.
اوشاید خودش را مستقیما اصلاح طلب نمی نامید اما همیشه خودش را عملگرا و میانهرو نشان میداد. اما در عمل. نظام ولایت فقیه را با تمام قدرت حفظ کرد. سرکوب را مدیریت کرد و فقط وقتی منافع خودش و خانوادهاش به خطر افتاد. کمی اصلاح طلب شد. مثل حمایت از جنبش سبز ۸۸. شایعات زیادی هم درباره نقش پنهان او در قدرتگیری خامنهای یا اختلافات عمیق اما پوشیده با او وجود داشت. از افشاگریهای پنهان درباره ثروت فرزندان خامنهای گرفته تا فشارهای متقابل و بازیهای پشتپرده قدرت.
هاشمی رفسنجانی نشان داد اصلاح از درون یعنی غارت از درون. مافیای خانوادگیاش. تورم سازندگیاش. رشوههای نفتی فرزندانش. ثروت افسانهایشان. املاک دبی. هتلها. بنیادها. دانشگاه آزاد و حتی شایعات بیپایان درباره قتلها. مرگ مشکوک و شبکههای رانت بینالمللی. همه سند زنده و محکم است بر این ادعا که شما هیچوقت برای مردم نیامدید. فقط برای حفظ قدرت. پر کردن جیبهایتان و ادامه استبداد ولایت فقیه
هنربند های خائن
هنربند های خائن
در روزهای حمله مستقیم آمریکا و اسرائیل به ایران، وقتی بمبها روی زیرساختها ریخت، مردم عادی زیر آوار ماندند، اقتصاد بیشتر فروپاشید و سران رژیم به سوراخ موش پناه بردند، عدهای از چهرههای هنری که سالها از امکانات نظام ارتزاق کردهاند، علناً سینه چاک دادند برای ولایت فقیه،
مریلا زارعی، سارا حاتمی، پژمان جمشیدی، مجید واشقانی، فلامک جنیدی، پرویز پرستویی، علیرام نورایی، ستاره اسکندری، نیوشا ضیغمی، مهران رجبی، بهاره افشاری، آشا محرابی، گرشا رضایی، فریده سپاهمنصور، سید جواد هاشمی، مریم سعادت، زهرا داودنژاد، جهانگیر الماسی، علی زندوکیلی، میثم ابراهیمی، پردیس احمدیه، جواد عزتی، محمدحسین مهدویان، محمدرضا شفاه، نرگس محمدی، ملیکا زارعی، مهران غفوریان و بسیاری دیگر از بازیگران، خوانندگان و چهرههای هنری که با پست، استوری، حضور در هلال احمر، تجمع یا رجزخوانی، از رژیم دفاع کردند.
این لیست کامل نیست.از این پاچهخوارها زیادن که برای حفظ موقعیتشان، جون و آبروی خود را به بیت رهبری فروختهاند.
برای نمونه مجید واشقانی: توجیهگر شکست با رجز موشکی
مجید واشقانی در مناظره و مصاحبههای متعدد با رسانههای حکومتی، پرتاب موشکهای رژیم را «سوپاپ اطمینان مردم» نامید و گفت اگر مردم این موشکها را نمیدیدند، «روز سوم در خیابانها بودند». او با افتخار اعلام کرد که دوست دارد وقتی میگوید ایرانی است، بشنود «آهان، همان کشوری که میزد!» نه اینکه بگویند آخی، همانهایی که فقط خوردند!
این حرفها در شرایطی زده شد که حمله دشمن، ناتوانی کامل رژیم در دفاع از آسمان کشور، غارت بیتالمال طی دههها و ماجراجوییهای خارجی را آشکار کرد. واشقانی به جای دیدن ریشه فساد و بیکفایتی، تلاش کرد شکست را به «حیثیت ملی» تبدیل کند و جنگ را نه با حکومت، بلکه با «خود مردم» بداند. این توجیه دقیقاً خط تبلیغاتی صدا و سیماست که مردم را شریک جرم ناکارآمدی رژیم میکند.
فلامک جنیدی: نفرین ابدی از امن لندن
فلامک جنیدی، بازیگر سریالهای مهران مدیری که سالهاست در لندن زندگی امن دارد، پستی پر از نفرت منتشر کرد: «نفرین و ننگ و شرم تا لحظه مرگتان و تا ابد با شماست که طالب حمله نظامی به ایران بودید. و شرم بر من که از شما ترسیدم و توانستید خفهام کنید.» او حتی در تجمع حامیان «ایران» در لندن شرکت کرد و پلاکاردی با تصویر مصدق در دست گرفت.
این ژست ملیگرایانه، در حقیقت سوءاستفاده از نمادهای تاریخی برای legitimizing همان نظامی است که مصدق را سرنگون کرد. جنیدی به جای محکومیت سرکوب، فساد بیت و غارت نفت، صدای مردم داخل را که زیر جنگ و فشار دوچندان له شدهاند، هدف قرار داد. از لندن نفرین میفرستد، اما یک کلمه در مورد شرم چهل و اندی سال جنایت، اعدام و حجاب اجباری نمیگوید.
از کجا آب میخورند؟ پاچهخاری سیستماتیک برای حضور در جامعه هنری
حالا که این هنربندها در جامعه هنری اینقدر حضور پررنگ دارند و هنوز مجوز فیلم، سریال، کنسرت و تبلیغات میگیرند، باید پرسید منبع آبخوردنشان دقیقاً کجاست؟ پاسخ روشن است: پاچهخاری از رژیم و بیت رهبری.
بسیاری از این چهرهها سالها با رانت مستقیم یا غیرمستقیم وزارت ارشاد، سازمان صدا و سیما و نهادهای وابسته به بیت، نان خوردهاند. مجوز کنسرت، پخش فیلم در شبکههای حکومتی، نقش در سریالهای تلویزیونی، تبلیغات دولتی، سفرهای خارجی با حمایت نهادها و حتی خانه و امکانات لوکس، همه از جیب بیتالمال و نفت دزدیدهشده مردم تأمین میشود. در ازای این رانتها، در بزنگاههای حساس مثل جنگ اخیر، باید سینه چاک دهند و ذلت رژیم را با ژست «وطنپرستی» بپوشانند.
اگر کسی جرأت کند صدای مردم شود یا در اعتراضات سکوت نکند، سریع مجوزها قطع میشود، فیلمها توقیف، کنسرتها لغو و حتی پرونده قضایی تشکیل میشود. اما این هنربندها چون خوب پاچهخاری کردهاند، هنوز در جشنوارهها، صفحه تلویزیون و اینستاگرامشان فعالند. حضور پررنگشان در جامعه هنری امروز، نه نشانه talent یا محبوبیت واقعی، بلکه نشانه وابستگی عمیق به سیستم فاسد است. آنها میدانند بدون حمایت ولایت فقیه، جایی در این بازار رانتزده ندارند. برای همین در روزهای سخت، به جای کنار مردم ایستادن، به دفاع از همان نظامی برمیخیزند که ایران را به مرز فروپاشی کشانده.
این پاچهخاری، خیانت آشکار به ملت است. مردم ایران دیگر فریب این ژستها را نمیخورند. هنرمند واقعی کسی است که در سختترین لحظات، حقیقت را فریاد بزند، نه اینکه برای حفظ رانت و مجوز، ذلت نظام را با کلمات قشنگ بپوشاند.
ای کاش می دانستند مردم فراموش نخواهند
نکته مهم بر علیه زندانیان و بازداشتشدگان
نکته های مهم درباره اطلاعرسانی درباره اتهامات علیه زندانیان و بازداشتشدگان
کودکان ایرانی پیادهنظام و قربانیان ماشین جنگی و ایدئولوژی
کودکان؛ پیادهنظام و
قربانیان ماشین جنگی و ایدئولوژی
۱۴۰۵ فروردین ۲۵, سهشنبه
حرف های جدید بعد از مذاکرات اسلام آباد
ادعای جیدی ونس: ترامپ به ایران میگوید که اگر متعهد شوید که سلاح هستهای را نداشته باشید، ما اقتصاد ایران را میبینید.
ترامپ گفته جنگ تمام شده است
مجری فاکسنیوز: دشمن گفت جنگ با ایران تمام شده است
تنها ۲۴ درصد بر این باورند که هزینهها و فواید جنگ در ایران با هم تناسب داشته و این نبرد ارزشش را داشته است. ۲۲ درصد نیز در اینباره مطمئن نبودند.
3 درصد باقی مانده احتمالاً مربوط به کسانی است
«دو روز شگفتانگیز» جنگ ایران
یک هیئت پاکستانی به رهبری عاصم منیر، فرمانده ارتش، برای رساندن پیام جدیدی از واشنگتن و بحث در مورد دور دوم مذاکرات وارد تهران شده است شاخه...
-
آقای نایب رئیس مجلس! مردم کاسه چه کنم چه کنم در دست دارند، شما نگران حقوقت هستی؟/ چه گلی بر سر ما زدهاید که طلب حقوق بیشتر میکنید؟ نایب...
-
ارتش دفاعی اسراییل نوشته مجتبی خامنه ای در کما بوده و ایا حالا مرده یکی از دوستان ریزشی که در سپاه ولی امر بود به من گفت که تا هفته پیش...


