۱۴۰۵ اردیبهشت ۲۱, دوشنبه

آتش بس فعلی شکننده است

 تهران به دنبال خروج از چرخه جنگ، 

آتش‌بس و مذاکره است


مرتضی مکی، کارشناس مسائل بین‌الملل در گفتگو با ایلنا:

آتش‌بس فعلی شکننده است؛ آمریکا پس از تحولات جنگ چهل‌روزه و بسته شدن تنگه هرمز، ناچار به پذیرش آتش‌بس شده است




واشنگتن پس از آتش‌بس تلاش کرده با ابزارهای اقتصادی، سیاسی و نظامی فشارهایی را برای رسیدن به توافق ایجاد کند، اما اقداماتی مانند طرح آزادی تردد در تنگه هرمز با واکنش ایران عملاً ناکام ماند.

ایران در تلاش است تنگه هرمز با قواعد جدیدی که تهران تعیین می‌کند بازگشایی شود تا از چرخه «جنگ، آتش‌بس و مذاکره» خارج شود.

با توجه به بی‌اعتمادی به آمریکا، ایران باید تضمین جدی برای هرگونه مذاکره دریافت کند و در این میان چین می‌تواند نقش ضامن بین‌المللی را ایفا کند.

گزارش‌هایی نیز درباره احتمال توافق بر سر تعلیق غنی‌سازی در یک بازه حدود ۱۲ ساله مطرح شده است، هرچند هنوز اطلاعات دقیقی در این باره منتشر نشده است.

احتمال حمله را نمی‌توان کاملاً رد کرد، اما با توجه به تغییر شرایط منطقه‌ای و هزینه‌های جنگ، احتمال مذاکره بیشتر از وقوع جنگ است

عراقچی. کیست

 این همه سال چه کردی نماینده مذاکره 

جز بدبختی و گرونی برای مردم 




عکسی از ۲۰ سال حضور عباس عراقچی

 در مذاکرات؛ از مونیخ ۲۰۰۶ تا تهران ۲۰۲۶

یک سوم از جمعیت شهری اردبیل در سکونت‌گاه‌های غیررسمی

 مدیرکل راه و شهرسازی اردبیل

 در خصوص آمار حاشیه نشینی در این استان اعلام کرد که ۶۷ محله به مساحت ۱،۹۳۰ هکتار در سکونتگاه‌های غیررسمی واقع شده است. به گفته محبوب حیدری



یک سوم از جمعیت شهری اردبیل در سکونت‌گاه‌های غیررسمی، سکونت‌گاه‌هایی با بافت‌های تاریخی، بافت ناکارآمد و بافت ناسازگار شهری ساکن هستند


از سوی دیگر، صدیف بدری، عضو هیئت رئیسه مجلس شورای اسلامی با اشاره به ضرورت نوسازی بافت‌های فرسوده در تمام استان‌ها، گفت: حدود ۲۲ تا ۲۳ میلیون نفر از مردم در بافت‌های فرسوده و مسکن‌های ناپایدار زندگی می‌کنند که این نشان دهنده اهمیت نوسازی و بهسازی بافت فرسوده است


چه کردید با مردم ایران حکومت آخوندی

 سقوط قدرت خرید لوازم خانگی

یخچال ۲۸۰ میلیون، حقوق ۱۶ میلیون





بازار لوازم خانگی در ماه‌های اخیر، یکی از بی‌ثبات‌ترین و پرنوسان‌ترین دوره‌های خود را تجربه می‌کند.

قیمت‌ها نه‌تنها افزایش یافته‌اند، بلکه رفتارشان به بازارهای دارایی شبیه شده است؛ شبیه دلار و سکه، با تغییرات پی‌درپی و گاه ساعتی.

اگر یکی از لوازم ضروری خانه خراب شود و قابل تعمیر نباشد، یک خانوار باید چه میزان از درآمد خود را صرف جایگزینی آن کند؟

اگر یک یخچال ساده و کوچک خراب و غیرقابل استفاده شود، خانوار باید بین حدود یک تا یک‌ونیم برابر کل هزینه ماهانه خود را صرف خرید و جایگزینی آن کند.

برای یک یخچال ساید بای ساید، هزینه می‌تواند معادل ۴ تا بیش از ۶ ماه کل سبد معیشت خانوار باشد.

حتی خرابی یک وسیله نسبتاً ساده نیز می‌تواند تعادل مالی یک خانواده را برهم بزند.

بسیاری از خانوارها به‌جای خرید، به تعمیر روی می‌آورند، اما این مسیر نیز چندان هموار نیست.

هزینه تعمیر لوازم خانگی کوچک از حدود ۲ تا ۵ میلیون تومان آغاز می‌شود و در مواردی مثل یخچال و ماشین لباسشویی تا ۳۰ میلیون و بسیار بالاتر هم می‌رود.

خانوارها وارد یک محاسبه پیچیده می‌شوند؛ آیا تعمیر وسیله‌ای قدیمی، با هزینه‌ای چند میلیونی و بدون تضمین دوام، منطقی‌تر است یا خرید یک کالای جدید با قیمتی چند ده میلیونی؟

خرید قسطی و چکی، به‌ویژه برای طبقه متوسط به یک راهکار رایج تبدیل شده است.

کارگری با حقوق حدود ۱۶ میلیون تومان، چگونه می‌تواند کالایی مانند یک یخچال ۴۰ تا ۶۰ میلیونی تهیه کند؟

بازار لوازم خانگی دیگر صرفاً بازاری برای خرید نیست؛ به صحنه‌ای از تصمیم‌های دشوار اقتصادی تبدیل شده است

٤ ميليارد دلار خسارت قطعی اینترنت

 نتيجه ٦٠ روز قطعي اينترنت 

بيش از ٤ ميليارد دلار خسارت به اقتصاد ایران است





مسدود کردن دسترسی ایرانیان به اینترنت جهانی نه‌تنها زیان‌های اقتصادی نجومی برای اقتصاد ملی دارد، بلکه اقدامی به‌شدت مغایر با حفظ انسجام ملی و در تضاد آشکار با امنیت ملی است. 

به عقیده وزیر ارتباطات، خسارت روزانه به هسته اقتصاد دیجیتال حدود ۵۰۰ میلیارد تومان برآورد شده که عمدتاً به اپراتورها و بخش شبکه‌ای مربوط است. 

خسارت روزانه به اقتصاد کلان نیز حدود ۵ هزار میلیارد تومان برآورد می‌شود که لایه‌های دوم و سوم اقتصاد دیجیتال را شامل می‌شود. 

در ۶۰ روز قطعی اینترنت، اقتصاد ایران حدود ۳۰۰ هزار میلیارد تومان زیان دیده است. 

برآوردها نشان می‌دهد خسارت مستقیم روزانه قطعی اینترنت حدود ۳۰ تا ۴۰ میلیون دلار و خسارت غیرمستقیم آن حدود ۷۰ تا ۸۰ میلیون دلار در روز است. 

در نتیجه طی ۶۰ روز، حداقل یک میلیارد و ۸۰۰ میلیون دلار خسارت مستقیم و با احتساب خسارت‌های غیرمستقیم بیش از ۴ میلیارد دلار زیان به اقتصاد ایران وارد شده است. 

حدود ۱۰ میلیون نفر عمدتاً از اقشار متوسط و پایین جامعه مستقیماً درگیر فعالیت‌های وابسته به اینترنت هستند و محدودیت دسترسی به اینترنت شغل و معیشت آنها را در معرض تهدید قرار می‌دهد. 

در چنین شرایطی مسدود کردن اینترنت جهانی برای میلیون‌ها ایرانی که موقعیت شغلی‌شان متزلزل شده، موجب خشم و نارضایتی خواهد شد. 

در وضعیتی که نظام سیاسی بیشترین نیاز را به پشتیبانی مردم دارد، سیاستی در پیش گرفته می‌شود که نارضایتی گسترده ایجاد می‌کند. 

اگر مسدودکنندگان اینترنت جهانی دلایل متقنی برای سیاست خود دارند، چرا این دلایل علناً در رسانه‌های رسمی به بحث عمومی گذاشته نمی‌شود تا افکار عمومی اقناع شود؟ 

تحمیل اینترانت و پیش کشیدن اینترنت طبقاتی چیزی جز تضییع حقوق طبیعی اولیه ایرانیان برای دسترسی آزاد به اطلاعات نیست. 

چرا با مردمی که در نهایت همه هزینه‌های ملی را می‌پردازند، طوری رفتار می‌شود که گویی نامحرمند؟ 

آیا چنین رفتاری موجب تقویت پایگاه مردمی حکومت می‌شود یا تیشه به ریشه آن می‌زند؟

۲۰ هزار استاد دانشگاه در انتظار دسترسی به اینترنت

بیژن رنجبر، رئیس دانشگاه آزاد، اعلام کرد که برای بهبود دسترسی به اینترنت در واحدهای دانشگاهی، مجوزهای آی‌پی برای ۲۴۵۰ واحد دانشگاهی دریافت شده است تا استادان و دانشجویان بتوانند در داخل دانشگاه به اینترنت متصل شوند.

او در مصاحبه با خبرگزاری ایسنا همچنین گفت که درخواست تأمین اینترنت برای حدود ۲۰ هزار عضو هیئت علمی ارائه شده و دانشگاه در انتظار تأیید نهایی این موضوع است.

به گفته رنجبر، این اقدامات "با هدف تقویت زیرساخت‌های ارتباطی و تسهیل دسترسی به منابع دیجیتال برای اعضای هیئت علمی و دانشجویان انجام می‌شود و امید است که رضایت کاربران در دانشگاه افزایش یابد".

۱۴۰۵ اردیبهشت ۲۰, یکشنبه

-سربازی، سنتی دیرپا در حکومت جمهوری اسلامی

 کودک-سربازی، سنتی دیرپا در حکومت جمهوری اسلامی/

 



کودکان از جمله نخستین قربانیان جنگ‌اند؛ چه خود در جنگ حاضر باشند و چه بر اثر تهاجمی از سوی #جنگ کشته شوند؛ چه خود مسلح باشند و به سویی شلیک کنند و چه در جنگ حاضر نباشند و در کشاکش آن کشته یا زخمی شوند. حتی شاهد فاجعه‌ی جنگ بودن نیز برای کودکان کافی است تا در تمام عمر، آن‌چه دیده‌اند را با خود حمل کنند و اثراتش را بر جان و تن خویش ببینند. زمانی، اما نه چندان دور، جنگ‌ها سن‌وسال نمی‌شناختند. هرکه توان حمل اسلحه‌ای داشت و می‌توانست شمشیری بکشد و تیر و کمانی در دست بگیرد، باید در جنگ حاضر می‌شد تا از قوم و قبیله و شهر و دیار خود در برابر تهاجم بیگانه دفاع کند. این روند در عصر جنگ‌ها با سلاح‌های گرم نیز ادامه یافت و مدت زمان زیادی طول کشید تا سال‌ها پس از جنگ جهانی دوم، این روال تغییر کند. در ابتدا و در کنوانسیون ژنو در سال ۱۹۴۹، مقرر شد که از کودکان و دیگر غیرنظامیان در جنگ حمایت شود. حدود سه دهه بعد، در ۱۹۷۷ و در پروتکل الحاقی به کنوانسیون ژنو، توصیه شد که افراد زیر ۱۵ سال در جنگ مشارکت داده نشوند. سرانجام، در ۱۹۸۹ و در کنوانسیون حقوق کودک، کشورها موظف شدند کودکان زیر ۱۵ سال را در جنگ به کار نگیرند؛ سنی که در سال ۲۰۰۰ و در پروتکل اختیاری مربوط به مشارکت کودکان در مخاصمات مسلحانه، به ۱۸ سال افزایش یافت. قرار شد در جهان متمدن، شهروندان زیر ۱۸ سال، یعنی کودکان، در مخاصمات و درگیری‌های نظامی #وارد نشوند. قرار شد که کودکان، جنگجویان میدان رزم نباشند.

اما در واقعیت، این کودکان عموماً در دو حالت به جنگ‌ها کشیده می‌شوند. یک حالت، تخلفی آشکار و نقض حقوق این کودکان از سوی حاکمیت‌هاست و حالت دیگر، اجبار ناشی از شرایط؛ وضعیتی که، با وجود وقوع آن، البته به‌هیچ‌وجه قابل پذیرش یا توجیه نیست.

ایران در دوران پس از جنگ جهانی دوم، تا آغاز جنگ ایران و عراق، جنگی جدی و علنی را در حافظه‌ی خود ندارد. از درگیری‌های مرزی تا تنش‌های جدی در مسئله‌ی اروندرود یا به‌قول عراقی‌ها شط‌العرب که در ایران رخ داد، تا سپتامبر ۱۹۸۰، یعنی آخرین روز شهریور ۱۳۵۹، ایران شاهد جنگی تمام‌عیار نبود. در پایان شهریور ۱۳۵۹، با حمله‌ی عراق، وضعیتی خاص در مرزها، به‌ویژه مرزهای جنوبی کشور، شکل گرفت. در طول هشت سال جنگ ایران و عراق، پدیده‌ی کودک-سرباز در ایران رخ داد. کودکانی که تعریف کرده‌اند: «اولین بار که شهید دیدم روی میدان مین بود؛ یک‌دفعه یک پوتین دیدم و نصف پا که آن‌جا بود. خیلی وحشتناک بود.» (۱) کودکانی که در مقام نیروی نظامی و در لباس نیروی بسیجی به جنگ ایران و عراق آورده شدند، پدیده‌ای قابل‌توجه بودند. بسیاری در این جنگ جان باختند، بسیاری جانباز شدند و بخشی نیز به اسارت درآمدند. شرایطی حاکم بود که دولت فراخوان‌های گسترده‌ای برای اعزام نیرو صادر می‌کرد و جوانان بسیاری با کم‌ترین تجهیزات و آموزش راهی جبهه‌ها می‌شدند. در این میان، کودکان و نوجوانانی نیز بودند که پیش از رسیدن به سن قانونی و برخلاف تمام قوانین و پیمان‌های بین‌المللی پذیرفته‌شده تا آن زمان، در جبهه‌های جنگ حاضر می‌شدند؛ واقعیتی تلخ و بی‌رحم که در تمام سال‌های جنگ ادامه داشت. ایران در سال ۱۳۷۳، با شرط مطابقت با مقررات اسلامی، به پیمان‌نامه‌ی حقوق کودک پیوست. هم‌چنین در سال ۱۳۵۹ (۱۹۸۰)، هنوز سن تعریف‌شده برای کودک-سرباز به ۱۸ سال نرسیده بود. (۶) با این حال، حضور این کودکان در این جنگ همواره محل پرسش بوده و هست
 پرسش اصلی در این میان این است
 چرا؟ چه رخ داد؟


چاره‌ای نداریم جز اینکه تنگه هرمز را به نحوی باز کرده

 عضو اتاق ایران: چاره‌ای نداریم جز اینکه تنگه هرمز را به نحوی باز کرده و تجارت را روان کنیم



داود رنگی، نایب رییس کمیسیون مدیریت واردات اتاق بازرگانی در خصوص اهمیت تنگه هرمز هشدار داد
اگر ارزش این تنگه برای ما اکنون ۱۰۰ باشد، تا دو ماه دیگر به ۸۰ و تا یک سال دیگر به ۲۰ یا ۳۰ می‌رسد؛ زیرا کشورهای حاشیه برای تجارت و صادرات نفت خود مسیرهای دیگری را انتخاب می‌کنند

وی افزود: تنگه هرمز فقط برای ما می‌تواند ارزش داشته باشد و بستن آن به این معنی است که با دست خودمان تجارت خود را در آن منطقه می‌بندیم و خسارت بزرگی به کشور وارد می‌کنیم

در نهایت، مرزهای زمینی در کوتاه‌مدت نمی‌توانند تأمین‌کننده واقعی نیازها باشند
تأکید کرد ما چاره‌ای نداریم جز اینکه تنگه هرمز را به نحوی باز کرده و تجارت را روان کنیم

آتش بس فعلی شکننده است

  تهران به دنبال خروج از چرخه جنگ،  آتش‌بس و مذاکره است مرتضی مکی، کارشناس مسائل بین‌الملل در گفتگو با ایلنا: آتش‌بس فعلی شکننده است؛ آمریکا...