افشاگری وحشتناک از تراستیها/
از سال 96 تا الان به پول نقد و به ریال بازمیگردانند/
دستگاههای نظارتی و حاکمیت کوتاهی کردند و برخورد کردند/ رانت خواران بزرگ شدند.
افشاگری وحشتناک از تراستیها/
از سال 96 تا الان به پول نقد و به ریال بازمیگردانند/
دستگاههای نظارتی و حاکمیت کوتاهی کردند و برخورد کردند/ رانت خواران بزرگ شدند.
ایالات متحده، برای ازسرگیری مذاکرات با ایران را رد کرده

اسرائیل هیوم نوشت: دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، پیشنهاد استیو ویتکاف، فرستاده ویژه ایالات متحده، برای ازسرگیری مذاکرات با ایران را رد کرده و بهجای آن، رویکردی «فعال» را برگزیده است که بر فشار شدید اقتصادی و نظامی تمرکز دارد؛ از جمله پیگیری تهدید «آماده و مسلح» او. اکنون تنها پرسشهای باقیمانده این است که این رویکرد چگونه و چه زمانی اجرا خواهد شد.
.
مردم شریف آبدانان پس از هجوم به فروشگاههای سپاه، برنج موجود را به نشانههای اعتراض و اقتدار عزتنفس، در هوای پاشیدند.
در خیابانهای ایران، اعتراض جریان دارد بازار نیمهتعطیل است اصناف خستهاند کسبه زیر فشار مالیات، رکود، تورم و بیثباتی له شدهاند و پاسخ حاکمیت چیست؟ یک نشست اضطراری دیگر
وقتی مغازهدار کرکره را پایین میکشد وقتی بازاری به خیابان میآید وقتی شهر ملتهب است دیگر وقت جلسه و وعده نیست اینها نشانه بحراناند، نه درخواست مذاکره
نمایندگانی که با حداقل مشارکت و حداقل مشروعیت وارد مجلس شدهاند حالا میخواهند درباره «مطالبات مردم» تصمیم بگیرند مجلسی که نه صدای خیابان را شنیده نه درد بازار را لمس کرده چطور میخواهد نسخه نجات بنویسد؟
وزیر صمت میآید چند عدد، چند وعده، چند جمله تکراری اما مالیاتهای سنگین سر جایش است تورم سر جایش است رکود سر جایش است و بیاعتمادی عمیقتر از همیشه
مردم ایران نشست اضطراری نمیخواهند نان میخواهند ثبات میخواهند آینده میخواهند مشکل اصناف، با عکس یادگاری و بیانیه حل نمیشود
واقعیت این است خیابان از مجلس جلوتر است بازار از دولت عبور کرده و جامعه دیگر با وعده آرام نمیشود هر روز تأخیر، هر جلسه بینتیجه یعنی یک قدم نزدیکتر شدن به انفجار اجتماعی
وقتی نمایندگان، نماینده نیستند وقتی نشست، جای پاسخ را میگیرد وقتی بحران را با جلسه میپوشانند اعتراض نه متوقف میشود نه فراموش
این کشور با نشست اضطراری نجات پیدا نمیکند با تغییر اولویتها نجات پیدا میکند و تا آن روز اعتراض ادامه
در تاریخ ایران خواهند نوشت نه از شکوه و عدالت بلکه از روزگاری که مردمش زیر بار فقر خم شدند و پاسخ حاکمان به نانخواهی، باتوم بود
مردم به خیابان آمدند نه برای آشوب نه برای تخریب بلکه برای زنده ماندن برای نان برای کرامت اما فقر در این سرزمین جرم تلقی شد
نیروهای سرکوب، از دل همین جامعه در برابر مردمی ایستادند که به تنگ آمده بودند کارگر، بازنشسته، کاسب، جوان بیکار باتوم بالا رفت نه برای دفاع از قانون بلکه برای حفاظت از قدرت
در همان لحظهها مسئولان ثروتمند و اجنبیخو در قصرهای امن نشسته بودند با حقوقهای نجومی با رانت با مصونیت و دستور سرکوب صادر میشد بیآنکه صدای شکستن استخوان مردم را بشنوند
این فقط سرکوب خیابانی نیست این نمایش شکاف عمیق میان مردم و حاکمیت است جایی که حکومت دیگر نماینده ملت نیست بلکه نگهبان ثروت و قدرت خود شده است
تاریخ این روزها را دقیق ثبت خواهد کرد خواهد نوشت که چگونه فقیر را زدند و فاسد را حفظ کردند چگونه مردم را مقصر دانستند و مسئولان را مقدس
اما تاریخ فقط ثبتکننده نیست قضاوت هم میکند و هیچ حکومتی که باتوم را جای نان گذاشت در حافظه ملت با احترام باقی نمانده است این روزها میگذرد اما ننگش باقی میماند
کجای دنیا وقتی مردم زیر فشار اعتراض زیر بار فقر و زیر سایه جنگ زندگی میکنند قیمتها ناگهان چند برابر میشود؟
در کدام کشور درد مردم بهانهای میشود برای گرانفروشی و ناامنی روانی جامعه تبدیل میشود به فرصت سودجویی؟
جایی که دولت غایب است نظارت بیمعناست و بحران به حال خود رها شده بازار تبدیل میشود به میدان تاختوتاز کاسبان بحران
مردم نگران فردای خود هستند اما عدهای در همین نگرانی سود میبرند قیمتها را بالا میکشند و فشار را بیشتر میکنند
نه جنگ شروع شده نه کمبود واقعی ایجاد شده اما گرانی از راه رسیده چون در این کشور بحران همیشه بهانه است و مردم همیشه قربانی
بله این فقط ایران است جایی که در سختترین روزها بهجای حمایت از مردم بار زندگی را سنگینتر میکنند
افشاگری وحشتناک از تراستیها/ از سال 96 تا الان به پول نقد و به ریال بازمیگردانند/ دستگاههای نظارتی و حاکمیت کوتاهی کردند و برخورد کرد...