۱۴۰۴ اسفند ۱۲, سه‌شنبه

موج بزرگ حمله به ایران

 

طرح: موج بزرگ حمله به ایران در پیش است




ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا قصد دارد به ایران را تشدید کند. او در گفت‌وگو با شبکه سی‌ان‌ان گفت که ما حتی هنوز شروع نکردیم که به‌طور جدی ضربه‌ای بزنیم. او افزود که «موج بزرگ به‌زودی خواهد آمد».جنگ و آمریکا علیه جمهوری اسلامی روز شنبه ۹ اسفند در حالی آغاز شد که برخی از منابع رسانه‌های مربوط به حکومت ایران برای برگزاری دور بعدی انتخابات با آمریکا خبر داده بودند.

بر اساس اعلام دفتر نخست وزیری اسرائیل، عملیات نظامی جدید این کشور، «غرش شیران» نامگذاری شده است.

این اقدام در شرایطی آغاز شد که ترامپ، رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا روز جمعه ۲۷ فوریه (۸ اسفند) هنگام ترک کاخ سفید با اشاره به نارضایتی خود از روند مذاکرات با جمهوری اسلامی با بیان این که “تمایلی به حمله به ایران ندارد” گفته بود “اما ممکن است این کار لازم باشد”.

علی خام‌ای، رهبر جمهوری اسلامی در جریان این حمله کشته شد. با تایید خبر مرگ خامنه‌ای در شامگاه شنبه ۹اسفند ۱۴۰۴، بسیاری از مردم با حضور در خیابان‌های ایران و شماری از شهرهای جهان به رقص و پایکوبی پرداختند. مقام‌های حکومتی درپی کشته شدند خامنه‌ای، از تشکیل شورای موسوم به «شورای رهبری» خبر دادند.

بنا به اعلام دولت تا پایان روز یکشنبه ۱۰ اسفند، ۴۸ تن از مقام‌های عالیرتبه ایران کشته‌اند.

طبق اعلام ارتش اسرائیل در این عملیات غافلگیرکننده علاوه بر خامنه‌ای، محمد پاکپور، فرمانده کل سپاه پاسداران، علی شمخانی، دبیر شورای دفاع جمهوری اسلامی، نصیرزاده، وزیر دفاع، حسین جبل عاملیان، رئیس سازمان سپند و مسئول صنایع دفاعی و دفاعی، رضا مظفری‌نیا، مدیرکل سابق سازمان سپند، محمدعلی صالح، رئیس سازمان اطلاعات ارتش جمهوری اسلامی ایران پاسداران نیز کشته شدند.

در عملیات مشترک آمریکا و اسرائیل، همچنین مراکز حکومتی از قرارگاه ثارالله سپاه پاسداران، تأسیسات صداوسیما، ساختمان وزارت اطلاعات، پلیس امنیت اخلاقی گیشا و بسیاری از نهادهای حکومتی هدف حمله شدید هوایی قرار دارند.

جمهوری اسلامی در واکنش، به حملات مشترک اسرائیل و آمریکا، خاک اسرائیل و نیز چند کشور منطقه خلیج فارس را هدف قرار داده است.

آخرین خبرها از تحولات جنگ را از اینجا دنبال کنید: جنگ آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی ایران

نه اینجا نه آنجا

 

زندگی بین دو مرز؛ نه اینجا، نه آنجا


«زندگی بین دو مرز؛ نه اینجا، نه آنجا» ؛ حس زندگی بین دو جهان ، جایی که نه کاملاً به گذشته تعلق داری نه هنوز به آینده ؛ وقتی هر روز با خاطرات خانه قدیمت و امید به فردا درگیری ، اما هیچ‌کدام کامل مال تو نیست ؛ آدم‌ها می‌گویند باید انتخاب کنی ، اما گاهی انتخابی نیست جز بودن در میانه ؛ لحظه‌هایی که در سکوت می‌نشینی و فکر می‌کنی کدام راه درست است ؛ گاهی حس می‌کنی از همه دوری ، حتی از خودت ؛ اینجا و آنجا هر دو به تو نگاه می‌کنند اما تو متعلق به هیچ‌کدام نیستی ؛ و با همه این‌ها ادامه می‌دهی ، چون می‌فهمی حتی در معلق بودن هم زندگی جریان دارد و تو می‌توانی معنا بسازی ، تکه‌های خودت را کنار هم بچینی و جایی بسازی که فقط مال توست ؛ زندگی بین دو مرز سخت است اما می‌تواند تو را عمیق‌تر و انعطاف‌پذیرتر کند ؛ تو یاد می‌گیری که ریشه‌ها را با خودت حمل کنی و پرواز کنی بدون اینکه بخواهی از هیچ‌جایی جدا شوی

جاوید خمینی


2026/02/23

جاوید خمینی

تقدیم به‌محضر  پاکِ تمام آنانی که در ماه دیدندش . . .  

عدو شود سببِ خیر، اگرخدا خواهد . . .                 

        

اگرهیتلر نبود،  آنگلا مرکل، صدر اعظم آلمان نمی‌شد . . . 

در جهان، چه‌بسا بسیار  اتفاق‌افتاده که دیوانگان  تاریخ‌ساز شده‌اند.


در طول تاریخ، زیاد داشته‌ایم. همان‌طور که  شاه ایران، نابغه‌ی سیاسی و  وطن‌پرستِ قرن بوده، خمینی هم  بزرگ‌ترین پدیده‌ی بیداری قرن شد. 

اگرچه  دیرآمد، اما  با زنگ بیداری آمد.


پیرمردی  به‌اسم خمینی، بزرگ‌ترین چراغ‌های روشن‌فکری را نه‌تنها  درایران و خاورمیانه، بلکه  در جهان، روشن‌نمود . . . 


خمینی به‌تنهایی توانست نه‌فقط تمامیت اسلام را  زیر سوال ببرد، بلکه  فاتحه‌ی  تمام ادیان را هم بخواند . . .!


وی با نهضت خود، آن‌چنان بیداری‌ای در جهان  به‌وجود‌آورد که امروزه  کم‌ترکسی را می‌توان پیدا‌نمود که دین‌گریز نشده‌باشد . . .! 

اگرچه بعیدنیست گروهک‌هایی چون داعش و طالبان دست‌نشانده‌ی امریکا و صهیونیسم جهانی باشند، اما از دل تفکرات خمینی بیرون‌آمده‌اند . . .


وی به‌تنهایی موفق‌شد تمام دست‌آوردهای اسلام ۱۴۰۰ساله را نابودکند و  رنسانسی ملی- مذهبی را  پایه‌گذاری‌نماید . . . !


بلوای ۱۳۵۷ یک‌نعمت بزرگ تاریخی برای مردم ایران بود، اگرچه با ویرانیِ مملکت ایران مواجه‌شد، اما  بنیان مذاهب را ‌ازبیخ، کند  و  یک‌تنه ترمیناتور ادیان  بود . . .

کارهای وی، به‌تنهایی، به‌ایجاد یک‌روشن‌گری تاریخی و گریز از  بن‌بست جهالتِ دینی منجرشد . . .


خمینی برای کشور ما  یک‌ضرورت تاریخیِ محض،  به‌معنای فلسفی آن، بود . . .

فلسفی، از  این‌رو که به‌توده‌ی مردم یادداد برای  هرچیزی درپی منطق و استدلال آن باشند . . .

خمینی به‌فاکتوری تبدیل‌شد که مردم را به‌تفکر و پرسش واداشت.

 

از این‌رو ترجیح‌دادند قران را فقط با صوت زیبا و فریبای عبدالباسط  گوش‌نکنند و کمی هم به‌معانی فارسی آیات بپردازند . . . 


این شد که  تازه فهمیدند  دین اسلام  بیشتر  دین قتال، جنگ، غنیمت، اسیر، جزیه، سر‌و‌ُدست بریدن، قصاص، کتک‌زدن زنان و مجوز تجاوز به‌انسان‌های مظلومی به‌نام کنیز است.


فهمیدند شهوت‌‌رانی، حتی  با دختران شیرخواره، قصه‌هایی کودکانه نبوده، بلکه واقعیت‌های غیر  قابل انکار  از  دین مبین اسلام عربی و محمدی است.


اگر  رژیم قبلی ادامه‌داشت، بسیاری از جوانان ما، هنوز  با نهایت اخلاص، منتظر  اعتکاف ماه رجب وَ نوحه‌خوانی‌های محرم  بودند؛ درحالی‌که امروز این‌مراسم مذهبی، وسیله‌ی تفریح و سرگرمی آن‌ها شده و  بیش از ۹۰ درصد مردم ایران، از  این‌مراسم و جریانات گریزان‌شده‌اند.


خمینی،  کمکی بزرگ به‌آگاهی مردم ایران و جهان کرد تا چهره‌ی عریان و  واقعی اسلام، در بهترین شکل ممکن،  بر همگان  آشکارشود . . .


خمینی، یک‌نعمت بی‌مثال  بود، که به‌مردم آموخت هر‌گنبد و‌ُ بارگاهی را قدسی نپندارند . . .


خمینی، یک‌صفحه از تاریخ ایران بود، اما کتابی قطور شد برای شناخت جهان‌بینی اسلامی، دموکراسی دینی، آزادی بیان، و هم‌چنین اقتصاد اسلامی؛ که طبق  فرمایش ایشان، مالِ خر بود . . .


او ایران  را زمانی دردست گرفت که پول ایران، یعنی  ریال، جزء پنج ارز رایج و قابل معامله در بازار جهانی  بود . . .!

حال آن‌که خودِ پهلوی، این پول را  نه‌از درون چاه، بلکه  از اقتصادی مفلوک، به‌نام  لجن‌زارِ قاجار، تحویل‌گرفته‌بود . . .!؟


تا آن‌جا که برای ایرانیان، تنها با دردست‌داشتن پاسپورت  شیروُخورشیدنشان، بدون نیاز به‌ ویزا،  سفر به‌ بسیاری کشورها (منهای چند کشور کمونیستی)، ممکن بود . . . !


 اینک، ریال اولین‌پولِ بی‌ارزش دنیا و برابر با کاغذ توالت است.


پهلوی، صنعت خوروسازی را به‌ایران آورد و یک‌خودرو خانوادگی "سیتروئن" را به‌قیمت کم‌تر از ۳ هزار تومان، در اختیار عموم مردم ‌قرارداد.


حال‌آن‌که در سال ۱۴۰۰، با گذشت  فقط چهل‌سال،  با پولی که ان‌زمان، می‌توانستی یک‌خودرو خریداری‌کنی، فقط می‌توانی یک‌لیتر بنزین  معمولی بخری . . . !


وجود خمینی، برکتی بود  برای مردم نادانی که در ماه  دیدندش و برای کسانی که شعار  "روح منی خمینی" سردادند‌، اما ‌درواقع  فاجعه‌ای بود برای بقیه، و  لکه‌ی ننگی بردامن بشریت.


خمینی، مفهوم "نه‌شرقی، نه‌غربی"، مفهوم شعار "استقلال، آزادی" بود و  درک معجونی به‌اسم "جمهوری اسلامی". 

خمینی، تفسیر رأفت اسلامی بود.

خمینی، اگرچه برای ایرانیان، و بخشی از جهان،  طنابِ دار بود، اما به‌شلاقی برای روشن‌گری تبدیل‌شد.


خمینی، برای فرزندان و نسل‌های بعدی ایران  چراغی پرفروغ روشن‌کرد، که بزرگ‌ترین اندیشمندان ایران نتوانستند همانندش باشند.


خمینی، به‌تنهایی، به‌ده‌هاهزار کتابِ نانوشته پیرامون روشن‌فکری و روشن‌بینی تبدیل‌شد.! 


مردم ایران با آن‌اعتقادات مذهبی، تا اختلاس‌ها و کاپیتولاسیون آخوندی و  رانت‌های اسلامی را به‌چشم نمی‌دیدند؛ باورکردن این معجون‌های اسلامی برایشان سخت‌بود.

باورپذیری خمینی، گرهی کور بود، که به‌دست خودش بازشد.

 من، خوش‌حالم، زیرا چه‌بخواهیم و‌ چه‌نخواهیم، فرزندان ما در چندسال آینده، دنیایی بدون تفکرات خمینی‌ایسم و اسلامی  تجربه‌خواهندنمود.


 نمى‌شود درحالي‌كه در صحرای کربلا سرگردانيم، خواستار مدرنيته باشيم.!


ما، بین تفكر سنتى و  مدرنیته، گرفتاريم . . .!

در زمان محمدرضاشاه، 

تمام دخترهایى كه موهای خود را مدل "گوگوشی" می‌زدند، یک‌مرتبه سال ۵۷ طرف‌دار "فاطمه‌ی زهرا" شدند.!


چقدر پدر و مادرها دخترانشان را دعوا‌می‌کردند که: "ذلیل مرده! اون‌قدر دامن کوتاه نپوش! من تو محل آبرو دارم"، و  کسی گوش‌نمی‌کرد.! 


از روزی که رضاشاه، به‌زور از سر زن ایرانی، چادر برداشت؛ ۴۰ سال گذشته بود. دیگر مدل کیف‌وُکفش وَ موو‌ُدامن وَ لباس ماکسی، از ایران بود که به‌اروپا صادرمی‌شد.! 

چه‌قدرتی لچک وُ چادر را دوباره سرِ زنِ ایرانی کرد؛ کسی نفهمید.! 

اما یک‌چیز مشخص‌بود: در زمان شاه، دختر ایرانی مینی‌ژوپ‌پوش بود، اما  تفکرش در زیر چادر پنهان.!

موی پسر ایرانی، "بیتلی"  بود، اما مغز او  در انتظار قیمه‌ی امام‌حسین و سینه‌زنی عاشورا بود.!

نه رضاشاه این.مردم را شناخته‌بود، نه پسر سویسی‌اش، محمدرضاشاه . . .! 


تفکر مردم ایران، طی ۱۴۰۰ سال گذشته، هیچ‌تغییری نکرده‌بود.!

 پسره  دکترای فیزیک اتمی از دانشگاه هاوارد آمریکا گرفته‌بود، اما  برای ازدواج  استخاره‌می‌کرد . . .!


 دختره فارغ‌التحصیل دانشگاه کمبریج انگلیس بود، اما براى خواسته‌هاش سفره‌ی ابوالفضل به‌پا‌می‌کرد . . .!


باید بپذیریم که تا سال‌های بسیار، هنوز گرفتار خواهیم‌بود. نه گرفتارِ دامن یا چادر، بلکه گرفتارِ جهل وُ خرافات . . .!

رژیم هم تغییرکند، تا این‌تفکرات جاهلانه و خرافات ۱۴۰۰ ساله و امام‌پرستی، در مردم عوض‌نشود؛ راه به‌جایی نخواهیم‌برد.!


این‌، تضادِ بین تفکر سنتی و مدرنیته است، که جامعه را نابودمی‌کند . . .!


متاسفانه هنوز اقشار بسیاری در ایران نتوانسته‌اند چهره‌ی واقعی و مصیبت‌بار اسلام (که به‌زیباترین‌شکل به‌وسیله‌ی حکومت اسلامی ارائه‌شده) را ببینند و درک‌کنند.


ما ایرانیان، هنوز وضع خودمان با خودمان، مشخص‌نیست.!

مایی که مغز وُ اندیشه‌مان اسلامى است، اما به‌دنبال دمکراسی و آزادی‌های اروپایی هستیم . .‌ . !


نمى‌شود درحالي‌كه در صحرای کربلا سرگردانيم، خواستار مدرنيته باشيم .! نه اصلاً نمى‌شود؛

این‌مشکل ۱۴۰۰ ساله‌ی ماست . . .! ■

دیکتاتوری

 

پایان دیکتاتوری

 


سال‌هاست یک واقعیت ساده نادیده گرفته می‌شود:

قدرتی که همه چیز را در اختیار دارد، نمی‌تواند از مسئولیت فرار کند.

علی خامنه‌ای بیش از سه دهه در رأس ساختاری ایستاده که تصمیم‌های امنیتی، نظامی و سیاسی کشور بدون عبور از آن ممکن نبوده است. در این سال‌ها، اعتراضات مردمی با سرکوب پاسخ داده شده، منتقدان بازداشت شده‌اند، رسانه‌ها محدود شده‌اند و خانواده‌های بسیاری داغدار شده‌اند.

این‌ها حادثه‌های پراکنده نیستند.

این‌ها پیامد مستقیم تمرکز قدرتی هستند که نظارت‌پذیر نیست.

وقتی رهبر یک نظام بر بالاترین سطوح تصمیم‌گیری امنیتی و سیاسی تسلط دارد، مسئولیت نیز در همان سطح تعریف می‌شود. نمی‌توان از مزایای قدرت مطلق بهره برد، اما پیامدهای آن را نپذیرفت.

مسئله امروز، اختلاف سلیقه سیاسی نیست.

مسئله، پاسخ‌گویی در برابر تصمیم‌هایی است که به محدود شدن آزادی‌ها و آسیب به جان و کرامت شهروندان منجر شده است.

اصل بنیادین حقوق بشر روشن است:

هیچ فردی فراتر از قانون نیست.

هیچ مقام سیاسی مصون ابدی ندارد.

پایان جمهوری اسلامی، پایان یک ساختار غیرپاسخ‌گو است.

پایان مصونیت قدرت.

پایان حاکمیت فردی بر سرنوشت میلیون‌ها انسان.

اگر عدالت قرار است معنایی داشته باشد،

اگر خون‌های ریخته‌شده قرار است نادیده گرفته نشوند،

اگر اعتماد عمومی قرار است بازسازی شود،

راهی جز پاسخ‌گویی در دادگاه‌های مستقل و علنی وجود ندارد.

این خشم، خشم ویرانگر نیست؛

خشمِ مطالبه عدالت است.

خشمِ مردمی است که دیگر سکوت را فضیلت نمی‌دانند.

تنها راه کنونی نجات ایران حذف جمهوری اسلامی ایران و دستگیری خامنه ای است 

تا دو ساعت بعد از دفن


سرزمین شور و خون

 ای خاکِ ما، ای سرزمین شور و خون

تو را می‌ستایم که در دل طوفان‌ها،

باز هم قامتت راست است،

و حتی وقتی تاریکی بر کوچه‌ها سایه انداخته،

دل‌های ما روشن است.





هر فریاد، هر قدم، هر مقاومت کوچک،

قطره‌ای از دریای بی‌پایان امید است،

و هر شکستی، درسی است برای پیروزی‌های فردا.

ما از خاکت می‌گذریم، از درد و غم،

با دست‌های خسته اما پر از امید،

تا دوباره خورشید بر دشت‌هایت بتابد.


حماسه، نه فقط در جنگ،

که در ایستادن، در صبر،

در نخواستن سکوت و در طلبیدن آزادی است.

ای ایران، ای جان و سرزمین من،

هر خون، هر فریاد، نشانهٔ زنده بودن توست


امید، همان نوری است که حتی وقتی همه چیز تاریک است،

دل را روشن نگه می‌دارد.

امید یعنی باور داشتن به فردایی بهتر،

حتی وقتی امروز پر از شکست و درد است.


امید یعنی توان دوباره برخاستن،

وقتی زمین خورده‌ای،

و ادامه دادن وقتی هیچ راهی نمی‌بینی.

امید، بالی است که تو را به پرواز درمی‌آورد،

حتی اگر هنوز به آسمان نرسیده‌ای.


و شاید…

امید، تنها چیزی است که هیچ کس نمی‌تواند از تو بگیرد،

چرا که در دل تو زنده است،

بی‌نهایت و نامرئی،

اما همیشه حاضر

جنایت جنگ علیه کودکان

  روایت دست‌اول از امدادگری که در صحنه فاجعه مدرسه میناب حضور داشت/۸۰ تا ۹۰ کودک

 با سوختگی شدید و قطع عضو همچنان در بیمارستان هستند


 



کبری آجی حیدری‌نیا، نجاتگر هلال‌احمر شهرستان میناب:
▫️روز حادثه که به مدرسه رفتم به من گفتند بیا و پیکرها را شناسایی کن؛ متاسفانه سری روی پیکر معلم‌ها نبود و هیچ لباسی روی بدنشان نبود که من شناسایی کنم؛ معلم‌های مدرسه همه از دوستانم بودند و شب قبلش همدیگر را دیده بودیم و همه معلم‌ها که حدود ۱۰ نفری می‌شدند در انفجار مدرسه شهید شدند.

▫️فقط یکی از معلم‌های کلاس ششم مدرسه زنده مانده است. متاسفانه هنوز پیکر یکی از معلم‌ها پیدا نشده است؛ زیر آوار هم که نبود؛ ۳ تا از معلم‌ها سرشان قطع شده بود و سرها یک جا و جسدها جای دیگر است و هنوز مشخص نیست که پیکر این معلم مفقودی که اصالتا لر است، چه شده است.

▫️وضعیت دانش‌آموزان هم دردناک‌تر از وضعیت معلم‌ها بود؛ نه سر داشتند، نه پا داشتند، تمام بدنشان سوخته بود، هیچ لباسی به تنشان باقی نمانده بود.

▫️تا چشم کار می‌کرد بچه‌هایی بودند که دست نداشتند؛ پا نداشتند؛ مو نداشتند؛ صورت نداشتند؛ یا سوخته بودند و یا دست و پا و سرشان از پیکر کوچکشان جدا شده بود و این صحنه‌ها هم خیلی برایم خیلی وحشتناک و دردناک بود. به سرعت با دیگر امدادگران خانم دست و پاهای قطع شده دانش‌آموزان و تکه‌های کنده شده از موی سرشان و تکه‌های بدنشان را جمع کردیم و در کیسه پلاستیکی گذاشتیم؛ گفتم زود اینکار را انجام بدهیم تا مادر و پدر بچه‌ها آن صحنه‌های زجرآور و وحشتناک را نبینند و پیش از آمدنشان از محوطه خارج کردیم. خیلی دردناک بود؛ خیلی؛ پیکر برخی بچه‌ها از کمر قطع شده بود و مابقی آن نبود؛ بچه‌هایی را دیدم که دست و پا می‌زدند؛ بچه‌های را دیدم که زنده بود اما دست و پایش قطع شده بود و نمی‌توانست حرکت کند و تمام این صحنه‌ها برایم وحشتناک بود.

▫️با یکی از معلم‌های کلاس ششمی که هم خودش و هم شاگردانش زنده ماندند صحبت کردم گفت من تمام بچه‌ها را خارج کردم فقط یک نفر از بچه‌ها نیست؛ آنطور که به من گفتند بمب، اول به طبقه پایین مدرسه اصابت کرده است و مدیر به سرعت بچه‌ها را از کلاس درس خارج کرده و به نمازخانه می‌برد.

▫️همزمان با جابجایی بچه‌ها از کلاس‌ها به نمازخانه با خانواده‌ها هم تماس می‌گیرند که بیایید و بچه‌هایتان را ببرید اما در اثر انفجار دوم به نمازخانه تمام بچه‌ها، خود مدیر و معلم‌هایشان به شهادت رسیدند.

موج بزرگ حمله به ایران

  طرح: موج بزرگ حمله به ایران در پیش است ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا قصد دارد به ایران را تشدید کند. او در گفت‌وگو با شبکه سی‌ان‌ان گفت که ما ح...