۱۴۰۵ شهریور ۶, جمعه

مردم دیگه بیدار شدن. و وقتی مردم بیدار بشن، هیچ کسی در امان نیست.

 جمهوری اسلامی

جمهوری اسلامی بارها و بارها ثابت کرده

 که هر جا مردم سکوت کنند،



 اونا چند قدم جلوتر اومدن. هر جا صدایی بلند نشد، گستاختر شدن. هر جا اعتراض‌ها خاموش موند، هارتر و بی‌شرم‌تر عمل کردن. این همه بی‌حیایی، این همه چپاول، این همه کشتار و این همه تحقیر ملت،

 نتیجه مستقیم سکوت بوده است. سکوتی که به جای فریاد، به جای ایستادگی، فقط تماشا کرده و انتظار کشیده است.


اما حالا دیگه وقتش تموم شده. عوامل جمهوری اسلامی، بدون اینکه ساعات آینده دیگر مثل قبل نیست. مردم دیگه قرار نیست فقط ببینن و رد بشن. تاوان این همه گستاخی، این همه خونریزی، این همه دزدی و این همه بیشرمی، سخت و وحشتناک خواهد بود. مردم دیگر تحمل نمی‌کنند که یک مشت حرامزاده و آقازاده، با حمایت از همان سیستم فاسد، زندگی و آینده‌شان رو نابود شوند.

این مسولین حرامزاده و آقازاده‌ها که سال‌ها با خون مردم زندگی می‌کنند، با پول نفت و با رانت و فساد، دزدی، باید بدونن که خشم ملت مثل آتش زیر خاکستر نیست؛ مثل سیل پشت شکسته است. وقتی سد بشکند، هیچ‌کس جلوی دارش نیست. مردم بد بلایی سر این جماعت میارن که تا ابد یادشون بمونه سکوت مردم یعنی چی، و وقتی مردم دیگه ساکت نیستن یعنی چی.

جمهوری اسلامی فکر می‌کرد با ترس و سرکوب و زندان و گلوله می‌تونه همیشه جلو بره. اما تاریخ نشون داده که هر حکومتی که روی سکوت مردم حساب کنه، دیر یا زود با فریاد همون مردم روبه‌رو می‌شه. و این بار فریاد فقط حرف نیست تاوان است. تاوانی که سخت و وحشتناک خواهد بود.

مردم دیگه بیدار شدن. و وقتی مردم بیدار بشن، هیچ حرامزاده ای در امان نیست.


آهای جمهوری اسلامی را بدانید و متوجه شوید و شعار نیست واقعیت میدانیست.
آینده شورش میلیونی مردم ایران علیه ظلم و ستم مسولین فاسد جمهوری اسلامی را شاهد بود و چنان تاوانی داد تا سال ها کسی جرات نکند به مردم ایران خیانت کند.

تمام سرمایه های مسولین فاسد حرامزاده و آقازاده ها ‌و مراکز دزدی ویران خواهد شد سایت بانک، اپراتورهای اینترنتی، ایرانخودرو و پا، سیمکو، ویلاها و منازل و ماشین و همه و همه.

وحشت کنید این مردم بسیار خشمگین هستند که بلایی بدتر از داعش سرتان خواهند آورد.

رسوایی تازه در وزارت ورزش:

 رسوایی تازه در وزارت ورزش: تجارت میلیاردها تومانی فدراسیون‌ها در اتاق رئیس‌دفتر



اخبار و گزارش‌های دریافتی از پشت‌پرده وزارت ورزش و جوانان در دولت مسعود پزشکی، از یک پرونده کلان فساد و مهندسی سازمان‌یافته در انتخابات فدراسیون‌های ورزشی پرده برمی‌دارد. پرونده‌ای جنجالی که احمد دنیامالی، وزیر ورزش را در آستانه‌ی استیضاح در مجلس قرار داده است.
کانون اصلی این فساد به «حسین چراغی»، رئیس دفتر احمد دنیامالی بازمی‌گرداند. چراغی که پیش از این به عنوان مدیرکل اداره بنادر و دریانوردی استان گیلان فعالیت می‌کرد، به دلیل اتهامات سنگین اختلاس و دریافت رشوه‌های کلان از سمت خود برکنار شده بود. با این حال، به عنوان رئیس دفتر وزیر ورزش دوباره به مدیریت کشور بازگشت.
گزارش‌ها حاکی از آن است که چراغی با هدایت و مشاوره مستقیم دنیامالی، هیئت رئیسه فدراسیون‌های ورزشی را وارد یک بازار سیاه و تجارت پرسود کرده است. تجارتی که در آن ریاست هر فدراسیون بسته به بودجه و بودجه‌اش، ارقامی بین ۶۰ تا ۱۲۰ میلیون تومان به افراد حامی و حمایتان حزبی فروخته شده است. فاش شدن یکی از همین فدراسیون‌ها، جرقه‌ای تا پرونده مهندسی انتخابات ورزش و استیضاح وزیر کلید بخورد.
روالی چهل‌ و اندی ساله: فسادهای سیستمی و سناریوی تکراری «مسکوت‌سازی»

تفاهم‌ نامه ۹۰ میلیون بشکه نفت صادر کردیم اما اکنون امکان آن نیست

 در ایام تفاهم نامه ۹۰ میلیون بشکه نفت صادر می کنیم

 اما اکنون امکان آن وجود ندارد.




▫️طبق تفاهم‌های تحریم‌های بانکی برداشته شد تحریم‌های پتروشیمی‌ها هم حذف شدند و در حال گرفتن پول‌های بلوکه شده بودند که این موضوع زمان بر است و به این دور نیست.

▫️قرار بود ۳۰۰ دلار طرف مقابل سرمایه گذاری کند و حتی با طرف قطری و اماراتی هم صحبت شد که این اتفاق رخ داد. اما اگر جنگ ادامه پیدا کند این اتفاق نمی‌افتد.

▫️اگر به همت عمل نکنیم، اما نباید صفر و صدی به مذاکره داشته باشیم.

▫️مسیره بسته است؛ کالا وارد نمی‌شود و یکی از این کالاها بنزین است.

▫️صادرات و واردات 25 تا 35 درصد کاهش پیدا کرده است و بسیار کمتر شده است.

▫️اگر تحریم ادامه پیدا کند، گرانی افزایش پیدا خواهد کرد. تا پیش از این واردکنندگان اجناس را با کشتی می‌آورند و می‌آورند اما الان باید دور بزنند و گرانتر بخرند و گرانتر منتقل کنند.


آفرین دختران ایران

🏐 تیم ملی والیبال زنان ایران با 




شکست سه بر یک اندونزی

، برای نخستین بار در تاریخ

 به جمع چهار تیم برتر آسیا راه یافت


🇮🇷 ۱۹ | ۲۵ | ۲۵ | ۲۵
🇮🇩 ۲۵ | ۱۶ | ۱۲ | ۱۷

: کسانی که شعار می‌دهند نباید صلح کنیم، حتی یک روز هم در جنگ نبوده‌اند

 رهامی: کسانی که شعار می‌دهند نباید صلح کنیم، 

حتی یک روز هم در جنگ نبوده‌اند

/ مردم تا حدی می‌توانند مشکلات را تحمل کنند




▫️در کشورهای منطقه وضعیت متفاوتی ایجاد شده است. در امارات، کویت، قطر و سایر کشورهای عربی و همچون عربستان، به‌شدت به دنبال برقراری مصالحه و ترک مخاصمه هستند. آنها نمی‌خواهند جنگ ادامه داشته باشد و فردا با دردسرهای بیشتری مواجه شوند.

▫️حفظ اصل نظام، حفظ تمامیت ارضی و استقلال کشور ایجاب می‌کند که ما در بعضی موارد، ملاحظات دیگری هم داشته باشیم و فقط خودمون را نبینیم. اعضای یک خانواده با پدر و بزرگتر خانواده تا جایی و تا یک حدی همکاری می‌کنند، اما وقتی فشارها افزایش پیدا کند، حرمت‌ها شکسته می‌شود.

▫️کسانی که شعار می‌دهند ما نباید صلح کنیم، باید فکر کنند که بعضی از آنها حتی یک روز هم در جنگ نبودند و جنگ را اصلا ندیده‌اند. آنها باید ببینند کمیابی و گران شدن داروها چه فشاری به خانواده‌ها وارد می‌کند. وقتی کنار گود نشسته‌اند و شعار می‌دهند، باید شرایط مردم را هم در نظر بگیرند.

▫️انقلاب ما قرار نبود که برویم آمریکا را از بین ببریم یا اسرائیل را از بین ببریم. ما دنبال عدالت بودیم، دنبال استقرار نظام جمهوریت بودیم و دنبال آزادی بودیم. باید آن شعار سال‌های اولیه را دوباره احیا کنیم.


و خاموش‌نشدنیِ ۱۸ و ۱۹ دی

 

می‌توان از داغِ سنگین

 و خاموش‌نشدنیِ ۱۸ و ۱۹ دی

 





می‌توان از داغِ سنگین و خاموش‌نشدنیِ ۱۸ و ۱۹ دی سخن گفت و سینه از حجمِ این همه مظلومیت و آتشِ درونی پاره نشود، روزهایی که پرچمِ شرف و آزادگی با خونِ پاک‌ترین فرزندانِ این خاک برافراشته شد و تقویمِ وطن برای همیشه در سوگِ آن جان‌های شیفته رنگِ سرخ به خود گرفت و این دو روزِ غرورآفرین و در عین حال دردناک، دیگر تنها دو عددِ ساده در حافظه‌ی روزگار نیستند بلکه دو علامتِ داغ بر پیکرِ خسته‌ی ما هستند که با هیچ گذشتِ زمانی التیام نمی‌یابند و ما که امروز در غربت و دور از آغوشِ کشمکش‌های خیابان‌های ایران ایستاده‌ایم، با تمامِ وجود و با تک‌تکِ سلول‌هایمان بر این حقیقتِ تلخ و روشن آگاهیم که اگر در آن ثانیه‌های لبریز از دود و باروت بر روی خاکِ وطن بودیم، بی‌شک در همان صفوفِ مقدمِ فریاد و ایستادگی شانه به شانه‌ی برادران و خواهرانمان می‌ایستادیم و سهمِ ما نیز از این جنگِ نابرابر یا سربی سرد بر سینه در پهنه‌ی خیابان بود یا طنابِ داری که بر گردنِ آزادگان حلقه می‌زند چرا که در قاموسِ کسی که دلش برای ایران می‌تپد، راهی جز ایستادگی در برابر ظلم وجود ندارد و ستمگران به خوبی می‌دانند که اراده‌ی ملت برای رهایی، بسیار فراتر از چوبه‌های دار و لوله‌های تفنگ‌هایشان است و ما این فاصله‌ی جغرافیایی را نه با عافیت‌طلبی، بلکه با بغضی مقدس، اراده‌ای پولادین و تعهدی ابدی پر کرده‌ایم تا صدای آن چشم‌های آسیب‌دیده، پیکرهای به خاک افتاده و جوانانِ بی‌گناهی باشیم که در ۱۸ و ۱۹ دی جان دادند تا نورِ امید خاموش نشود و هرگز اجازه نخواهیم داد گردِ سردِ فراموشی بر این حماسه‌ها و خون‌های چکیده بنشیند و تا روزِ دادخواهی، رهایی و برقراریِ عدالت بر سرزمینی که حقِ زیستن و آزادگی دارد، فریادِ ما رساتر از همیشه‌ بر تارکِ تاریخ خواهد درخشید و یادِ تمامیِ پاک‌باختگانِ ۱۸ و ۱۹ دی تا ابد جاودان و زنده خواهد ماند

داستان به جای نان و آب

 


داستان به جای نان و آب!

«داستان‌های دینی می‌توانند تاب‌آوری جامعه را تقویت کنند.»

جمله‌ای زیباست؛ اما یک سؤال ساده دارد: تاب‌آوری برای چه؟ و در برابر چه چیزی؟

وقتی تورم قدرت خرید خانواده‌ها را می‌بلعد، وقتی هزینه خوراک، مسکن و درمان هر روز سهم بیشتری از درآمد مردم را می‌گیرد و وقتی فقر از یک مفهوم اقتصادی فراتر رفته و به کیفیت زندگی، آموزش، سلامت و آینده کودکان گره خورده است، صحبت از «تاب‌آوری» بدون صحبت از علت بحران، می‌تواند معنای دیگری پیدا کند: دعوت مردم به تحمل چیزی که خودشان در ایجاد آن نقشی نداشته‌اند.

بانک جهانی نیز در گزارش‌های اخیر خود از تورم بالا، کاهش درآمد واقعی و افزایش خطر فقر در ایران سخن گفته است. در چنین شرایطی، مسئله فقط این نیست که مردم چگونه با بحران کنار بیایند؛ مسئله مهم‌تر این است که چرا باید بخش بزرگی از جامعه مدام در وضعیت بحران زندگی کند؟

داستان، نان نیست

داستان می‌تواند امید بدهد.
داستان می‌تواند همدلی ایجاد کند.
داستان می‌تواند مفاهیم اخلاقی و انسانی را به زندگی روزمره پیوند بزند.

اما داستان، نان نیست.

داستان می‌تواند انسان را به صبر دعوت کند؛ اما صبر جای دستمزد عادلانه را نمی‌گیرد.

داستان می‌تواند از قناعت بگوید؛ اما قناعت جای مسکن مناسب را نمی‌گیرد.

داستان می‌تواند از امید حرف بزند؛ اما امید به‌تنهایی هزینه درمان یک بیمار یا شهریه مدرسه یک کودک را پرداخت نمی‌کند.

و اگر قرار باشد از «تاب‌آوری» سخن بگوییم، باید مراقب باشیم این واژه به ابزاری برای عادی‌سازی فقر و محرومیت تبدیل نشود.

تاب‌آوری یا تحمل اجباری؟

یک جامعه سالم به شهروندانی نیاز دارد که در برابر بحران‌ها توان ایستادگی داشته باشند. اما تاب‌آوری واقعی زمانی معنا دارد که مردم از حداقل‌های یک زندگی شایسته برخوردار باشند.

کسی که هر ماه نگران اجاره‌خانه است، خانواده‌ای که میان خرید دارو و تأمین غذای کافی مجبور به انتخاب می‌شود، یا کارگری که با وجود اشتغال همچنان از تأمین نیازهای اولیه زندگی عاجز است، صرفاً به «روایت» بیشتری برای تحمل شرایط نیاز ندارد.

او پیش از هر چیز به امنیت اقتصادی، دستمزد مناسب، مسکن، درمان، آموزش و فرصت برابر برای یک زندگی شایسته نیاز دارد.

وظیفه فرهنگ چیست؟

فرهنگ می‌تواند نقش مهمی در جامعه داشته باشد؛ اما شاید یکی از مهم‌ترین وظایف آن، نه آموزشِ تحمل بیشتر، بلکه دیدن و روایت کردن رنج انسان‌ها باشد.

اگر داستان‌های دینی قرار است به اصلاح فرهنگ عمومی کمک کنند، چرا از عدالت، کرامت انسان، حق محرومان و مسئولیت صاحبان قدرت نیز سخن نگویند؟

چرا داستان نباید به جای اینکه فقط از «تحمل سختی» بگوید، از حق انسان برای رهایی از فقر و برخورداری از زندگی شایسته نیز حرف بزند؟

جامعه‌ای که با بحران اقتصادی روبه‌روست، به امید نیاز دارد؛ اما امید واقعی زمانی شکل می‌گیرد که همراه با حق، عدالت و امکان تغییر باشد.

مردم فقط روایت نمی‌خواهند

مردم داستان می‌خواهند، حتماً.

اما اول نان می‌خواهند.
آب می‌خواهند.
خانه می‌خواهند.
درمان می‌خواهند.
امنیت اقتصادی می‌خواهند.
و مهم‌تر از همه، می‌خواهند بتوانند آینده‌ای برای خود و فرزندانشان تصور کنند.

تاب‌آوری واقعی یعنی انسان در برابر بحران امکان ایستادن داشته باشد؛ نه اینکه آن‌قدر تحت فشار قرار بگیرد که فقط یاد بگیرد چگونه بیشتر تحمل کند.

داستان را نمی‌شود خورد؛
با روایت نمی‌شود اجاره‌خانه پرداخت کرد؛
و با توصیه به صبر، سفره مردم پر نمی‌شود.

اگر فرهنگ قرار است در کنار مردم باشد، شاید بهتر باشد به جای تقدیسِ تحمل، از کرامت انسان و حق او برای یک زندگی شایسته سخن بگوید.

چون جامعه به داستان نیاز دارد؛ اما داستان نباید جای نان و آب را بگیرد

مردم دیگه بیدار شدن. و وقتی مردم بیدار بشن، هیچ کسی در امان نیست.

  جمهوری اسلامی جمهوری اسلامی بارها و بارها ثابت کرده  که هر جا مردم سکوت کنند،  اونا چند قدم جلوتر اومدن. هر جا صدایی بلند نشد، گستاختر شدن...