کنارن کارمندان صداوسیما که در خبرنگار پوست در مقابل رئیس جمهور حاضر میشوند کار صحیحی است
اما.../ چرا تصاویر مصاحبهکنندگان با پزشکیان منتشر نشدند؟
کنارن کارمندان صداوسیما که در خبرنگار پوست در مقابل رئیس جمهور حاضر میشوند کار صحیحی است
اما.../ چرا تصاویر مصاحبهکنندگان با پزشکیان منتشر نشدند؟
حمیدرضا رجبزاده؛
و صبح امروز در سنندج، سالار رنگآمیز، یکی از افراد وابسته به سپاه که در سرکوبهای دی ماه نقش داشته، به ضرب گلوله افراد ناشناس کشته شدند. بر اساس گزارش های منتشر شده در رسانه ها و شبکه های اجتماعی،
سالار رنگآمیز، یکی از نیروهای وابسته به جمهوری اسلامی، ساعاتی پیش در مقابل منزل خود در شهر #سنندج (سنه)، هدف گلوله قرار گرفت و در پی این تیراندازی جان خود را از دست داد.
از آببازی در پارک آبوآتش
تا تجمع برای نیما تکیدو؛
این نسل هرآنچه حکومتی نیست میپسندند
الگوهای رسمی دیگر مرجع نیستند
توافق تهران و مسقط
نشانهای از تغییر قواعد بازی در خاورمیانه است
ایران نهتنها تضعیف نشد، بلکه موقعیت خود را تثبیت کرد
شهر مکه روز جمعه ۱۶ مرداد (۷ اوت) میزبان یکی از حیاتیترین رویدادهای دیپلماتیک و نظامی سالهای گذشته بود. رجب طیب اردوغان، رئیسجمهور ترکیه، شهباز شریف، نخستوزیر پاکستان و ژنرال عاصم منیر، فرمانده ارتش این کشور، برای دیداری راهبردی با محمد بن سلمان، ولیعهد و حاکمان عربستان سعودی وارد این کشور شدند. بر اساس گزارش خبرگزاری رویترز به نقل از منابع مشخص، هدف اصلی و محوریت این نشست، امضای یک توافق دفاعی
سه جانبه میان ریاض، آنکارا و اسلامآباد در مکه موسوم به پیمان مکه است. توافقی به گفته برهانالدین، رئیس مرکز ارتباطات ریاستجمهوری ترکیه،
در یک سفر کاری مهم برای هماهنگیهای امنیتی قرار گرفته و نشانههایی از تلاش سه قدرت منطقهای برای بازتعریف و خوداتکایی در همکاریهای دفاعی است.
وعده های بیسرانجام چرا مذاکرات ایران و آمریکا به بنبست رسید و مردم به آن پرداختند؟
بیش از دو دهه است که پرونده روابط ایران و آمریکا، یکی از مهمترین عوامل تأثیرگذار بر اقتصاد، سیاست و زندگی روزمره ایرانیان است.
در این سالها، بارها از «توافق نزدیک»، «پیشرفت مذاکره»، «توافق در دستیابی» یا «آخرین مرحله مذاکره» سخن گفته است. اما هر بار، امیدها جای خود را به بنبست، تشدید تنش یا توقف گفتوگوها داد.
در این، پرسشی که برای میلیونها ایرانی باقی مانده، ساده اما ساده است:
چرا قانون شکست را همیشه مردم میکنند؟
سیاستی که مستقیماً بر زندگی مردم اثر گذاشت
برای بسیاری از خانوادهها، تنها یک خبر سیاسی نیست.
نتیجه آن میتواند بر قیمت دلار، تورم سرمایهگذاری، اشتغال، مصرف، مصرف دارو، قیمت کالاهای اساسی و حتی آینده شغلی جوانان اثر بگذارد.
هر بار که افزایش یافته یا تنشها یافته است، بازار نیز با بیاعتمادی و نوسان روبهرو شده است.
اقتصاد؛ اولین قربانی بنبست سیاسی
اقتصاد، بیش از هر چیز، به ثبات نیاز دارد.
سرمایهگذاری داخلی و تصمیمگیری خارجی به فعالیتهایی میرسد که آینده قابل پیش بینی باشد.
اما سالها کشمکش سیاسی، تحریمها، نااطمینانی و تغییرات مداوم در فضای دیپلماتیک، برنامهریزی بلندمدت را برای بسیاری از فعالان اقتصادی ایجاد کرده است.
بسیاری از ارزیابیهای اقتصادی ایران علاوه بر مشکلات ساختاری داخلی، از پیامدهای خارجی طولانی شدن تنشها نیز آسیب دیده است.
مردم، نه تصمیمگیران، بیشترین هزینه را پرداخت میکنند
وقتی ارزش پول ملی کاهش پیدا میکند…
وقتی قیمت دارو افزایش مییابد…
وقتی تولیدکننده با مشکل تولید مواد اولیه روبهرو میشود…
وقتی جوانان آیندههای مبهم پیش روی خود میبینند…
این مردم هستند که بار اصلی بحران را به دوش می کشند.
در مقابل، انتظار عمومی آن است که تصمیمات کلان سیاست خارجی، در نهایت به بهبود کیفیت زندگی منجر می شود.
اعتماد عمومی؛ سرمایههایی که بهآسانی بازنمیگردند
سالها انتشار اخبار ضدونقیض درباره مذاکرات، امید و نامیدیهای پیاپی ایجاد کرده است.
هر بار که خبر پیشرفت میشود، بخشی از جامعه امیدوار میشود.
هر بار که امیدواری میشود، این امید جای خود را به بیاعتمادی میدهد.
اعتماد عمومی، سرمایهای است که از دادن آن به آسانی انجام میشود.
آیا بنبست دوستداشتنی بود؟
درباره علت شکست یا توقف، دیدگاههای متفاوت وجود دارد.
برخی، تحریمها و فشارهای خارجی را عامل اصلی میدانند.
دیگر، بر اختلافات و امنیت میان دو کشور سیاسی میشوند.
گروهی میتواند مجموعهای را از عوامل داخلی و خارجی ایجاد کند که توافق پایداری شکل نگیرد.
آنچه روشن است، این است که ادامه این وضعیت، مسائل اقتصادی و اجتماعی قابل توجه بر زندگی مردم است.
خطاب به تصمیم گیران جمهوری اسلامی
سیاست خارجی، موفق است که نتیجه آن در زندگی مردم دیده شود.
اگر مردم هر روز با تورم بیشتر، کاهش خرید، بیکاری و نااطمینانی روبهرو باشند، طبیعی است که درباره کارآمدی سیاستهای کلان کشور میشود.
گفتوگو، دیپلماسی و تلاش برای کاهش تنش، در بسیاری از نظامهای سیاسی، ابزارهایی برای عملکرد ملی و بهبود شرایط اقتصادی تلقی میشوند.
مردم انتظار دارند هر تصمیمی، با شاخصه عمومی سنجیده شود. نه صرفاً موفقیت در مسابقات سیاسی.
ایران؛ کشوری با ظرفیتهای بزرگ
ایران از نظر منابع طبیعی، موقعیت جغرافیایی، انسانی و ساختارهای صنعتی، نیروی آن را دارد که یکی از اقتصادهای اثرگذار منطقه باشد.
اما این توانایی، پایداری، پیش بینی پذیری، سرمایه اقتصادی و سرمایه گذار است.
بدون این عناصر، پایدار با چالشهای جدی روبهرو خواهد بود.
شاید مهمترین درس سالهای گذشته این باشد که هیچ سیاست خارجی را نمیتوان از زندگی مردم ارزیابی کرد.
موفقیت واقعی، تنها در امضای یک توافق یا شکست آن خلاصه نمیشود. اما در این است که آیا نتیجهها، سفره مردم را بزرگتر کرده، فرصتهای شغلی را افزایش داده و امید به آینده را تقویت کرده است یا نه.
تاریخ، دولتها را نه بر اساس تعداد بیانیهها یا سخنرانیها، بلکه بر مبنایی که بر زندگی مردم خود گذاشتهاند، قضاوت کنند.
و شاید امروز، بیش از هر زمان دیگری، مردم ایران در انتظار سیاست باشند که به جای بحران، فرصت ایجاد کند. به جای افزایش نااطمینانی، امید بیافریند. و به جای تداوم بنبست، راهی برای آیندهای باثباتتر بگشاید.
آزار جنسی یکی از پیچیدهترین و پنهانترین اشکال خشونت است که در همه جوامع، صرفنظر از سطح توسعه، فرهنگ یا نظام سیاسی، وجود داشته است.
یکی از دلایل دشوار بودن مقابله با آزار جنسی، نابرابری قدرت میان آزارگر و قربانی است. در بسیاری از پروندهها، فرد متهم دارای جایگاه اجتماعی، شهرت، ثروت یا نفوذ سیاسی بوده و قربانی از ترس از دست دادن شغل، اعتبار یا امنیت خود سکوت کرده است. به همین دلیل، بسیاری از پروندهها سالها یا حتی دههها پس از وقوع حادثه مطرح شدهاند.
تا سالها، جامعه بیشتر از قربانی سؤال میپرسید تا از متهم؛ اینکه چرا زودتر شکایت نکرده، چرا سکوت کرده یا چرا در آن موقعیت حضور داشته است. اما از اواخر دهه ۲۰۱۰، این نگاه بهتدریج تغییر کرد. جنبش جهانی «#MeToo» که در سال ۲۰۱۷ به شکلی گسترده مطرح شد، میلیونها زن و مرد را در سراسر جهان تشویق کرد تجربههای خود از آزار و سوءرفتار جنسی را بیان کنند. این جنبش باعث شد پروندههای قدیمی دوباره بررسی شوند و بسیاری از افراد بانفوذ که سالها از پاسخگویی گریخته بودند، با تحقیقات رسانهای یا قضایی روبهرو شوند.
یکی از مشهورترین پروندههای تاریخ، مربوط به تهیهکننده هالیوود، هاروی واینستین است. دهها زن، از جمله بازیگران شناختهشده، او را به آزار یا تجاوز جنسی متهم کردند. انتشار این روایتها نقطه آغاز موج گسترده #MeToo بود. واینستین در چند پرونده کیفری محکوم شد، هرچند برخی احکام بعداً در مراحل تجدیدنظر دستخوش تغییر شدند و پروندههای دیگری نیز علیه او همچنان جریان داشت. صرفنظر از جزئیات حقوقی، این پرونده نگاه جهان را نسبت به سوءاستفاده از قدرت در صنعت سینما تغییر داد.
پرونده دیگر، مربوط به بیل کازبی، بازیگر و کمدین مشهور آمریکایی است. سالها شایعات و روایتهایی درباره رفتار او وجود داشت، اما پس از آنکه زنان متعددی روایتهای مشابهی را مطرح کردند، پرونده وارد مرحله قضایی شد. کازبی ابتدا محکوم و زندانی شد، اما بعداً به دلیل ایرادهای حقوقی در روند رسیدگی، حکم او نقض شد و آزاد شد. آزادی او به معنای اثبات بیگناهی نبود، بلکه نتیجه یک تصمیم حقوقی درباره روند دادرسی بود.
آر. کلی، خواننده مشهور آمریکایی، نیز سالها با اتهامهای مختلف روبهرو بود. در نهایت، دادگاه او را در چند پرونده از جمله سوءاستفاده جنسی و جرایم مرتبط مجرم شناخت و به حبس طولانیمدت محکوم کرد. این پرونده نشان داد که شهرت و محبوبیت لزوماً مانع رسیدگی قضایی نمیشود.
نام جفری اپستین نیز از مشهورترین پروندههای دهه اخیر است. او سرمایهداری بانفوذ بود که به قاچاق و سوءاستفاده جنسی از دختران نوجوان متهم شد. اپستین پیش از پایان محاکمه در زندان جان باخت، اما پرونده او به دلیل ارتباطش با افراد بانفوذ سیاسی، اقتصادی و فرهنگی، همچنان موضوع تحقیقات و گزارشهای رسانهای است. همکار نزدیک او، گیسلین مکسول، نیز در دادگاه فدرال آمریکا محکوم شد.
این پروندهها نشان دادند که آزار جنسی تنها به یک کشور یا صنعت خاص محدود نیست. در سینما، موسیقی، ورزش، دانشگاه، رسانه، سیاست و حتی نهادهای مذهبی، نمونههایی از سوءاستفاده از قدرت برای آزار جنسی گزارش شده است. با این حال، همه پروندهها نتیجه یکسانی نداشتهاند. در برخی موارد، دادگاه حکم محکومیت صادر کرده، در برخی افراد تبرئه شدهاند و در برخی دیگر نیز به دلیل نبود شواهد کافی یا موانع قانونی، پرونده به نتیجه قطعی نرسیده است. از همین رو، در بررسی چنین موضوعاتی باید میان «ادعا»، «شکایت»، «تحقیقات» و «محکومیت» تفاوت قائل شد.
در ایران نیز موضوع آزار جنسی سالها کمتر در فضای عمومی مطرح میشد. عوامل فرهنگی، ترس از قضاوت اجتماعی، دشواری اثبات جرم و نگرانی از پیامدهای شخصی باعث میشد بسیاری از قربانیان سکوت کنند. با گسترش شبکههای اجتماعی، بهویژه از سال ۱۳۹۹، موجی از روایتهای شخصی درباره آزار و سوءرفتار جنسی منتشر شد که از آن با عنوان «#MeToo فارسی» یاد میشود.
در این دوره، روایتهایی درباره برخی چهرههای شناختهشده در حوزههای سینما، تئاتر، ادبیات، رسانه و دانشگاه منتشر شد. برخی متهمان این ادعاها را رد کردند، برخی سکوت کردند و در برخی موارد نیز رسیدگیهای حقوقی یا انضباطی انجام شد. با این حال، بسیاری از این پروندهها هرگز به صدور حکم قطعی نرسیدند.
کنارن کارمندان صداوسیما که در خبرنگار پوست در مقابل رئیس جمهور حاضر میشوند کار صحیحی است اما.../ چرا تصاویر مصاحبهکنندگان با پزشکیان م...