گاردین: نافرمانی مدنی زنان ایران در برابر حجاب اجباری ادامه دارد
بر اساس گزارش سالانه سازمان
«درهای باز» (اوپن دورز) جمهوری اسلامی ایران در زمینه مسیحیت ستیزی در بین ۱۰ کشور نخست جهان قرار دارد.
سازمان «درهای باز» یک مؤسسه مسیحی غیردولتی است که وضعیت جفا بر مسیحیان در بیش از پنجاه کشور جهان را رصد و گزارش سالانه آن را منتشر میکند
«محبت نیوز»- گزارش سالانه سازمان جهانی مسیحی «درهای باز» (Open Doors) که روز چهارشنبه، ۲۴ دیماه منتشر شد، جمهوری اسلامی ایران را دهمین کشور «مسیحیتستیز» در جهان معرفی کردهاست. ایران در گزارش سال گذشته در رتبه نهم قرار داشت.
سازمان «درهای باز»، وضعیت «مسیحیان تحت جفا» را در ۵۰ کشور جهان بررسی کردهاست. در فهرست سالانه دیدهبان جهانی آزار مسیحیان که توسط «درهای باز» منتشر میشود، کره شمالی مانند سال گذشته در صدر جدول قرار دارد و سومالی و یمن در ردههای بعدی هستند. سودان، اریتره، سوریه، نیجریه، پاکستان و لیبی پیش از ایران در فهرست کشورهای مسیحیتستیز قرار گرفتهاند.افغانستان نیز در رتبه یازدهم جای دارد.
گزارش سالانه سازمان مسیحی «درهای باز» حاکی از افزایش چشمگیر سرکوب مسیحیان در ایران است. بر اساس این گزارش، مقامات ایرانی با هدف ریشهکن کردن آنچه تهدیدی از جانب غرب برای حکومت اسلامی خود میدانند، به طور سیستماتیک به سرکوب مسیحیان مبادرت میورزند. بیشترین فشار و آزار و اذیت متوجه نوکیشان مسیحی است. کلیساهای خانگی هماره مورد حمله قرار میگیرند و به دنبال آن دستگیری، بازجویی، فشار برای جاسوسی و خبرچینی از سایر ایمانداران و حبسهای طولانیمدت رخ میدهد. اتهام رایج علیه این افراد، «اقدام علیه امنیت ملی» است. شرایط زندان وخیم گزارش شده و مبالغ وثیقه بسیار سنگین است که خانوادهها را از نظر مالی فلج میکند. مسیحیانی که آزاد میشوند، همواره با شرایط سختتری مانند تبعید به نقاط دیگر ایران یا خودسانسوری مواجه میشوند. خصومت خانوادهها و جوامع محلی نیز از دیگر چالشهای پیش روی این افراد است. به همین دلیل، سالانه بسیاری از نوکیشان مسیحی برای فرار از آزار و اذیت، ایران را ترک میکنند.
همچنین در پی جنگ دوازده روزه میان جمهوری اسلامی و اسرائیل، حکومت آشکارا نوکیشان مسیحی را به عنوان جاسوس معرفی میکند. بلافاصله پس از آتشبس با اسرائیل، دستکم ۵۴ مسیحی در ۲۱ شهر دستگیر شدند و رسانههای دولتی این افراد را به جاسوسی متهم کردند. گزارشهای تلویزیونی نیز ارتباطی بین مسیحیان انجیلی و سرویسهای اطلاعاتی خارجی منتشر کردهاند که این روایت، کل یک جامعه دینی را به عنوان یک تهدید امنیتی معرفی میکند و بهشدت آسیبپذیری آنها را افزایش میدهد.
در بخشی از این گزارش همچنین آمدهاست که مسیحیان ارمنی و آشوری نیز که از سوی دولت به رسمیت شناخته شدهاند، با تبعیضهای گستردهای در زمینههای استخدام، قوانین ازدواج و ارث مواجه هستند. آنها از استفاده از زبان فارسی در مراسم عبادی منع شدهاند و اجازه ندارند افراد فارسیزبان را در مراسم کلیسا بپذیرند. مسیحیان خارجی نیز با نظارت و بررسیهای شدیدی روبرو هستند.
من معتقدم انسان از بدو تولد حق آزادی ذاتی داره .حق نفس کشیدن، حق حیات. این با انسان متولد میشه و هیچکس حق نداره این حق را از انسان بگیره
“I’m not afraid — I’ve been dead for 47 years.”
سناریوی فروپاشی؛ فرار، انتقال سرمایه و پایان یک نظام
در روزهای اخیر، گمانهزنیها درباره آینده ساختار قدرت در ایران افزایش یافته است. هرچند اخبار مربوط به فرار رهبران جمهوری اسلامی یا انتقال میلیاردها دلار سرمایه هنوز بهطور رسمی تأیید نشده، اما تجربه تاریخی حکومتهای در حال فروپاشی نشان میدهد که چنین روندهایی معمولاً در مراحل پایانی قدرت آغاز میشود.
نشانههای این مرحله شامل:
برای ملتی که چهار دهه شاهد غارت منابع کشور بوده، طرح این پرسش طبیعی است:
ثروتی که باید صرف آموزش، درمان و آینده مردم میشد، امروز کجاست؟
حتی اگر سناریوی فرار رهبر حکومت هنوز تحقق نیافته باشد، واقعیت فروپاشی مشروعیت نظام غیرقابل انکار است. هیچ حکومتی نمیتواند بدون رضایت مردم، تنها با سرکوب و خشونت، برای همیشه دوام بیاورد.
آنچه امروز در ایران جریان دارد، نه یک اعتراض گذرا، بلکه آغاز پایان یک نظام فرسوده است
مقاله پژوهشی در خصوص کودکان و نقض آزادی در ایران (۱۳۵۷ تا
امروز): یک بررسی تحقیقی
ایران عضو کنوانسیون حقوق کودک (CRC) است، اما تضاد میان تعهدات بینالمللی و عملکرد واقعی دستگاه قضایی و امنیتی کشور، باعث شده بسیاری از گزارشگران حقوق بشر ضمن محکوم کردن وضعیت کنونی، خواهان اصلاحات جدی شوند.
بخشی از بعد تاریخی: دهههای ۱۳۶۰–۱۳۷۰
در سالهای نخستین جمهوری اسلامی، فضای سیاسی بسیار متشنج بود و سرکوب مخالفان گسترده بود. هرچند دادههای دقیق برای همه مواردِ بازداشت کودکان سیاسی در آن دوره در دسترس عمومی نیست، اما برخی گزارشها از حضور کودکان در زندان، خانوادههایی که در زندان سیاسی بزرگ میشدند و تاثیرات روانی عمیق بر نسل جدید حکایت دارند.
همچنین، مسأله مسئولیت کیفری کودکان یکی از چالشهای قانونی جدی بود: طبق تفاسیر فقهی در برخی حوزهها، سن تکلیف (بلوغ اسلامی) برای دختران بسیار پایینتر در نظر گرفته شده است، که این باعث شده برخی نوجوانان در سنین پایینتر تحت محاکمه قرار بگیرند.
دهههای بعدی: اعدام نوجوانان، روند و آمار
یکی از شاخصترین و فاجعهبارترین ابعاد نقض آزادی کودکان در ایران، اعدام نوجوانان است. طبق گزارشهای سازمان حقوق بشر ایران:
در گزارش سالانه این نهاد آمده که «ایران طی ۲۰ سال گذشته بیشترین تعداد اعدام کودک‑مجرمان را در جهان داشته است.»
در بازهی سالهای ۱۹۹۹ تا ۲۰۲۲، گزارشها حداقل ۱۰۵ مورد اعدام کودک‑مجرم در ایران را ثبت کردهاند.
در گزارش اعدام ۲۰۲۳، سازمان حقوق بشر ایران اعلام کرده حداقل ۲ کودک‑مجرم در سال ۲۰۲۳ اعدام شدهاند.
برای سال ۲۰۲۰ نیز، حداقل ۴ کودک‑مجرم اعدام شدهاند.
در مورد سال ۲۰۱6، گزارش این سازمان نشان میدهد که دستکم ۵ نوجوان زیر ۱۸ سال مرتکب جرم شده بودند که حکم مرگشان اجرا گردیده است.
علاوه بر این، دیدهبان حقوق بشر در گزارشی جداگانه بیان کرده است که دو کودک (۱۵ ساله) — مهدی سهرابیفر و امین صداقت — در سال ۲۰۱۹ اعدام شدند.
همچنین، در ژانویه سال ۲۰۱۸، HRW گزارش داده دستکم سه کودک‑مجرم نیز در نقاط مختلف ایران به دار آویخته شدهاند.
یکی از شناختهشدهترین موارد، دلارا درّابی است. او به دلیل جرمی که ادعا شده در سن کودکی مرتکب شده است، محکوم شد و بعدها اعدام شد، که با انتقاد گسترده بینالمللی مواجه گردید.
مکانیزم قانونی در ایران در مقولهی نوجوانان بسیار پیچیده است: طبق گزارش نهادهای حقوق بشری، «اسلامیجمهوری به فقه اسلامی رجوع میکند و سن “بلوغ” را برای برخی دختران بسیار پایین در نظر میگیرد (مثلاً ۹ سال قمری برای برخی منابع)، در حالی که در سایر حوزهها، سن ۱۸ سال به عنوان معیار “بلوغ کامل” در نظر گرفته میشود.»
این اختلاف در تعریف سن بلوغ فقهی و استفاده واقعی از آن توسط قاضیان، باعث شده بخش بزرگی از نوجوانان در معرض محاکمه مرگ قرار بگیرند.
موارد سرکوب و نقض آزادی دیگر کودکان
ادام تنها رویه نقض حقوق کودکان نیست. برخی کودکان در جریان اعتراضات یا سرکوبهای امنیتی هدف قرار گرفتهاند:
کِیان پیرفلک، پسر ۹ سالهای که در جریان اعتراضات “زن، زندگی، آزادی” (سالهای اخیر) در ایذه، بر اثر تیراندازی نیروهای امنیتی کشته شد.
همچنین هشدار داده شده که مقامات امنیتی گاهی تهدید به اعدام نوجوانان میکنند، یا آنها را تحت فشار در زندان قرار میدهند. برای مثال، سازمان حقوق بشر ایران درباره خطر اعدام یک کودک‑مجرم در زندان بهصورت جدی هشدار داده است.
در برخی گزارشها نیز دیده شده محاکمات کودکان با نقص جدّی عدالت همراه است — استفاده از اعترافات اجباری، محاکمات بدون وکیل مستقل و شواهد شکنجه از جمله موارد مطرحشده.
تحلیل حقوقی و بینالمللی
۱. نقض کنوانسیون حقوق کودک
ایران کنوانسیون حقوق کودک (CRC) را امضا کرده است، اما اجرای آن بهشکل واقعی دچار چالش است. طبق مادههای کنوانسیون، هیچ کشوری مجاز نیست اعدام را برای جرمی که در زمان ارتکاب آن فرد زیر ۱۸ سال بوده است، اعمال کند. اما روند اعدامهای کودکان در ایران نشان میدهد که این تعهدات رعایت نمیشوند.
۲. تناقض در قانون داخلی
اگرچه در سالهای اخیر تغییراتی در قانون مجازات اسلامی صورت گرفته است، اما سازوکار قانونی که طبق آن نوجوانان در جرمهای سنگین (مثل جرایم “محرّض علیه امنیت”) محاکمه میشوند، همچنان نگرانکننده است. مادههایی مثل «ماده ۹۱» قانون مجازات اسلامی امکان تمییز «بلوغ فکری» را به قاضی میدهد، اما تفسیر آن به شدت به شرایط محلی بستگی دارد و ضمانت اجرایی شفاف و یکسانی ندارد. برخی گزارشها نشان میدهند که این ماده به گونهای تفسیر شده که کاهش قابل توجهی در اعدام کودکان ایجاد نکرده است.
همچنین مسئله سن بلوغ فقهی (مثلاً ۹ سال قمری برای دختران در برخی تفاسیر) باعث میشود برخی کودکان زیر ۱۸ سال در واقع تحت سطحی از مسئولیت کیفری بسیار جدی قرار گیرند.
۳. فشارهای بینالمللی و پاسخهای داخلی
فعالان حقوق بشر، سازمانهای بینالمللی و نهادهای مدنی ایرانی بارها به این موضوع اعتراض کردهاند. سازمانهایی مثل Human Rights Watch، سازمان حقوق بشر ایران، و دیگران خواستار توقف اعدام کودکان و بازنگری قانونی در ایران بودهاند.
با این حال، پاسخ دولت ایران محدود بوده است و اصلاحات قانونی در بسیاری موارد سطحی و نمادین باقی ماندهاند.
تأثیرات روانی، اجتماعی و بلندمدت
نقض آزادی کودکان در قالب اعدام یا تهدید اعدام تأثیرات عمیقی به جا میگذارد:
تروما و آسیب روانی: کودکی که در محیط سیاسی سرکوب شده، ممکن است دچار ترس، اضطراب و اختلال پس از سانحه شود. خانوادههایی که فرزندانشان به اعدام محکوم یا اعدام شدهاند، با بار روانی سنگینی روبرو هستند.
بیاعتمادی به نظام قضایی: وقتی نوجوانان یا والدین آنها ببینند عدالت به معنای واقعی اعمال نمیشود، اعتماد عمومی به سیستم قضایی و دولت کاهش مییابد.
نسل آینده: سرکوب کودکان و نوجوانان میتواند مانع از رشد فرهنگی، مدنی و سیاسی آنها شود. این روند ممکن است باعث شود نسل بعدی فعالیتهای حقوق بشری را با ترس و محدودیت بیشتری تجربه کند.
پیشنهادات برای اصلاح و بهبود وضعیت
۱. تغییر قانونی جامع
باید اصلاحات جدی در قانون مجازات اسلامی صورت گیرد تا سن بلاوج مسئولیت کیفری به استاندارد بینالمللی (۱۸ سال) نزدیکتر شود و امکان اعدام نوجوانان به طور کامل لغو شود.
۲. افزایش نظارت بینالمللی
نهادهایی مثل سازمان ملل، یونیسف و گزارشگر ویژه حقوق بشر باید فشار بیشتری بر ایران وارد کنند تا به تعهدات حقوق کودکان پایبند باشد.
۳. حمایت مدنی و روانی
ایجاد برنامههای حمایتی برای کودکانی که در معرض اعدام یا محاکمه سیاسی بودهاند، شامل مشاوره روانشناختی، حقوقی و آموزشی، میتواند به کاهش پیامدهای منفی بلندمدت کمک کند.
۴. آگاهیسازی عمومی
رسانهها، شبکههای حقوق بشری مثل «شبکه آزادی» و فعالان مدنی باید به شکلی هدفمند وضعیت کودکان را برجسته کنند تا مسئله در سطح عمومی دیده شود و مطالبات اصلاحی تقویت گردد.
نتیجهگیری
نقض آزادی کودکان در ایران، به ویژه در قالب اعدام نوجوانان، یکی از تاریکترین بخشهای وضعیت حقوق بشر در این کشور است. با وجود تعهدات بینالمللی و فشار حقوق بشری، این روند هنوز ادامه دارد و آمار آن قابل توجه است. توقف این رویه نیازمند اراده قوی در داخل کشور، حمایت بینالمللی مستمر و آگاهی مدنی است. بدون اصلاحات جدی قانونی و فراهمسازی حمایت برای کودکان در معرض خطر، نسل آینده ایران همچنان با تروما، فشار و تهدید زندگی خواهد کرد.
این جمله ساده اما هولناک است: «هر یک افغانی در ایران معادل دو هزار و دویست و سی و دو تومان مبادله میشود.» عددها گاهی از هزاران گزارش رساترند. پول ملی، که باید نماد ثبات، اعتماد و اقتدار اقتصادی باشد، امروز به نشانهای از بیثباتی، فرسایش امید و سقوط شأن زندگی مردم بدل شده است.
وقتی واحد پول کشوری با اقتصادی کوچکتر و جنگزده، از ریال ایران پیشی میگیرد، مسئله فقط اقتصاد نیست؛ مسئله فروپاشی مدیریت، بحران اعتماد عمومی و انتقال فشار مستقیم به سفرهی مردم است. سقوط ریال، سقوط امنیت روانی و اجتماعی یک ملت است.
ارزش پول، تنها عددی در بازار ارز نیست؛ ترجمهی اعتماد مردم به ساختار حکمرانی است. هر بار که ریال سقوط میکند، بخشی از اعتماد اجتماعی فرو میریزد. پولی که دیروز ابزار مبادله بود، امروز به سند بیثباتی تبدیل شده است.
تورم مزمن، فساد ساختاری، تحریم، ناکارآمدی مدیریتی و حذف عقلانیت اقتصادی، ریال را به کالایی فرسوده بدل کردهاند؛ کالایی که دیگر توان حفظ ارزش کار و زندگی انسان را ندارد.
کاهش ارزش پول ملی، بهطور مستقیم بر قدرت خرید، امنیت غذایی، سلامت، آموزش و کرامت انسانی اثر میگذارد. این سقوط، بیش از همه بر دوش کارگران، بازنشستگان، زنان سرپرست خانوار و اقشار آسیبپذیر سنگینی میکند؛ همان گروههایی که کمترین نقش را در تصمیمسازیهای کلان داشتهاند.
فقر فقط خالی شدن جیب نیست؛ خالی شدن آینده است. وقتی پول بیارزش میشود، رؤیاها نیز کوچک میشوند، امید تحلیل میرود و جامعه به سمت فرسودگی روانی سوق داده میشود.
بر اساس ماده ۲۵ اعلامیه جهانی حقوق بشر، هر انسان حق برخورداری از سطح زندگی مناسب برای سلامت و رفاه خود و خانوادهاش را دارد. فروپاشی اقتصادی و سقوط ارزش پول، مستقیماً این حق بنیادین را نقض میکند.
در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیز، اصل ۴۳ تأمین نیازهای اساسی مردم از جمله خوراک، پوشاک، مسکن و درمان را وظیفه حکومت میداند. اما تورم افسارگسیخته و سقوط پول ملی، نشاندهنده فاصله عمیق میان تعهدات قانونی و واقعیت زیسته مردم است.
بیثباتی اقتصادی، تنها بحران مالی نیست؛ بحران اخلاقی و اجتماعی است. افزایش مهاجرت، رشد آسیبهای اجتماعی، فروپاشی طبقه متوسط و افزایش شکاف طبقاتی، پیامدهای مستقیم سقوط ارزش پول هستند.
وقتی انسان نتواند آیندهی خود را پیشبینی کند، احساس امنیت از میان میرود و جامعه وارد چرخه اضطراب دائمی میشود؛ چرخهای که خود بستر بیاعتمادی، خشونت پنهان و فروپاشی سرمایه اجتماعی است.
سقوط ریال فقط عدد نیست؛ روایت میلیونها زندگی فرسوده است. هر صفرِ حذفنشده، هر افزایش نرخ، ترجمهی فشار بر بدن و روان انسانهاست. اقتصاد، اگر از انسان جدا شود، به ابزار سرکوب خاموش تبدیل میشود.
بازگشت کرامت انسانی، بدون بازسازی اعتماد، شفافیت، عدالت اقتصادی و پاسخگویی ممکن نیست. پول سالم، نشانه جامعه سالم است؛ و جامعه سالم، بدون حقوق بشر ممکن نیست
گاردین: نافرمانی مدنی زنان ایران در برابر حجاب اجباری ادامه دارد به گزارش روزنامه گاردین، با وجود تشدید تلاشهای حکومت ایران برای اجرای ...