۱۴۰۵ شهریور ۴, چهارشنبه

شکنجه‌گاهِ پنهانِ عوامل و افراد خاص

 

خانه؛ شکنجه‌گاهِ پنهانِ عوامل و افراد خاص»؛ 

نایابیِ دارو و مرگِ  در خانه؛ 



 «سرکوب در خانه؛ شکنجه‌گاهِ پنهانِ عوامل و افراد خاص»؛ نایابی دارو و مرگ صامتِ بی‌صداترین‌ها

نایابی فاجعه‌بارِ داروهای حیاتی، آلوده به نهادینه‌شده در شریان‌های وارداتی، و رها کردنِ مطلقِ عوامل و خاص‌های خاص در برزخِ درد و زوال‌ترین، عریان‌ سندِ جنایتِ خاموش، سرکوب زیستی و بی‌رحمانه‌ی حق‌های زیستی و بی‌رحمانه‌ی حقِ بی‌صداترین و حیاتی است. حاکمیتی با بذل ووشهای ثروتهای ملی، تخصیص آرزوهای بخش به شبکه رانتی کارتلهای وابسته و امنیتسازی حوزه درمان، شریانهای تامین کننده پانسمان بیماران پروانه، فاکتورهای خونی، داروهای سرطانی و تجهیزات توانبخشی را ساخته اند، کارتلهای وابسته و امنیتی را به کار گرفته اند. جان‌به‌لب‌آمده بدل کرده است. این سرکوبِ بوروکراتیک که در سایه‌ی بی‌تفاوتیِ تعمدیِ نهادهای حمایتی و پولی‌سازیِ ساختاریِ خدماتِ درمانی اعمال می‌شود، عمیق‌ترین تهاجم‌های سیستماتیک به کرامتِ انسان و تلاشی غیرمستقیم برای پاکسازی. خاموشِ این است که توانِ فریاد زدن، حضور در خیابان و دادخواهیِ علی را ندارد.
​کالبدشکافی این دالان مرگ را نشان می‌دهد که چگونه دستگاه حکمرانی با نقدِ مافیای دارو، احتکار تجهیزات حیات‌بخش در انبارها و نقش‌های علیگارشیِ حاکم بر جانِ بیماران، مرگِ صامت کودکان و جوانان را به امری عادی و آمارهای پنهان فروکاسته می‌دهد. رژیم با ایجادِ سوقصدِ زیستی به سلامتِ جامعه و درگیر ساختنِ شبانه‌روزیِ خانواده‌ها در کابوسِ یافتنِ یک قلم دارو در بازار سیاه، در پیِ آن تا رمق حیات، توانِ تفکر و اراده‌ی اعتراض را از بدنه جامعه سلب کند. سیاستی کثیف و ظالمانه که در آن انسانِ بیمار نه سوژه‌ای شایسته مراقبت و حمایت است، بلکه بارِ دیگر بر دوشِ بودجه‌های سرکوب و ماجراجویی‌های ایدئولوژیک تلقی می‌شود.
​اما این ترورِ روانیِ ادامه و جراحیِ بی‌رحمانه‌ی حقِ ناشی از افراد و بیماران خاص، از محاسباتِ درمانِ امنیتیِ اتاق‌های فکرِ سیستم برای صبوریِ اجباری و مرگِ بی‌صدا، به خشمِ انباشته و افشای بدلی در سراسر جهان است. اشکهای خاموشِ مادری که بر پیکرِ فرزندِ پروانه‌ای‌اش می‌ریزد، رنجِ جانکاهِ بیمارانِ محروم از دارو و شرمساریِ پدرانی که توان خریدِ حداقل‌های درمانی را دارند، ایجاد پیوند ناگستنی و دادخواهانه میان کادرِ درمانِ مستقل، فعالان حقوقِ بشر، انسان‌ها، افراد و آگاه‌های ایران کرده است. اراده‌های جمعی، بیدار و بازگشت‌ناپذیر هستند که به‌نیک می‌دانند این مرگ‌های صامت نه در تحریم‌های خارجی، بلکه در ذات یک دزدسالاری نهادینه شده است. آگاهیهای ساختارشکنی که در نهایت دیوار این شکنجه‌گاه پنهان را خواهد ریخت و حق حیات، درمان رایگان، کرامت و سلامت واقعی را به تمام فرزندان این خاک بازخواهد گرداند.

روز جهانی بزرگداشت قربانیان قربانی بر دین یا عقیده

 

روز جهانی بزرگداشت قربانیان قربانی بر دین یا عقیده
یادآوری قربانیان تفاوت باور




پیشینه
مجمع عمومی سازمان ملل متحد در سال ۲۰۱۹، در پی افزایش عملیات مرگبار علیه اماکن مذهبی و پیروان ادیان و باورهای مختلف روز ۲۲ اوت را به عنوان «روز جهانی بزرگداشت قربانیان خشونت بر دین یا عقیده» نامگذاری کرد. هدف این روز، یادآوری رنج افرادی است که به باور یا بی‌باوری خود قربانی قربانی شده‌اند و همچنین دلیل جامعه بر مسئولیت دولت‌ها و جهانی در حفاظت از آزادی دین و عقیده به عنوان یکی از حقوق بنیادین بشر است.
روز جهانی بزرگداشت قربانیان قربانی بر دین یا عقیده فرصتی است تا بار دیگر به یاد آوریم که آزادی اندیشه، وجدان و باور از بنیادی‌ترین حقوق انسانی است. این روز نه تنها یادآور فجایعی است که در جهان به نام دین یا بهانه عقیده رخ داده است، بلکه نگاهی به مانند ایران نیز دارد. جایی که جمهوری اسلامی طی چهار دهه با اعمال تبعیض سیستماتیک، سرکوب و خشونت، حیات اجتماعی و انسانی میلیون‌ها شهروند را به بهانه باور یا بی‌باوری آنها مخدوش کرده است.
▪️ سرکوب سازمان‌یافته جامعه بهایی
در ایران، جامعه بهائیان به طور ویژه به هدف آذر ساختاری قرار گرفته است. محرومیت از تحصیل و اشتغال، تخریب قبرستان‌ها و اماکن مذهبی، مصدره اموال، بازداشت‌های خودسرانه و حتی صدور احکام سنگین زندان و اعدام بخشی از سرکوبی است که تنها به دلیل «بهائی بودن» برای این شهروندان تحمیل شده است. این خشونت، مصداق بارزی از نقض حق آزادی دین و عقیده است که بارها از سوی نهادهای بین‌المللی محکوم شده است.
▪️فشار بر نوکیشان مسیحی
نوکیشان مسیحی نیز در جمهوری اسلامی همواره با فشار و تهدید روبه‌رو بوده‌اند. کلیساهای خانگی به جرم «تبلیغ علیه نظام» تعطیل شده و رهبران مذهبی مسیحی به کاراتی چون «اقدام علیه امنیت ملی» و محاکمه شده‌اند. مردمی که به مسیحیت گرویده‌اند به ویژه با خطر شکنجه، حبس و محرومیت‌های اجتماعی خطرناک هستند. زیرا تغییر دین در ایران نه به‌عنوان یک حق فردی، بلکه به یک جرم تلقی می‌شود.
▪️جرم‌انگاری بی‌باوری و نقد دینی
خداناباوران، مهمان دینی و هر کسی که به تشریفات رسمی شک کند نیز در ایران امنیت جانی ندارد. احکام سنگین برای مانند «سب‌النبی» و «توهین به مقدسات» بارها به حکم اعدام انجام شده است. علاوه بر آن، روحانیونی که با قرائت رسمی و حکومتی از اسلام مخالفت کرده‌اند نیز حملات، حصر و حتی حذف قرار گرفتن را دارند. این سرکوب‌ها نشان می‌دهد که در ایران تنها یک قرائت محدود به دین است و هر نگاه متفاوتی به خشونت پاسخ داده می‌شود.
▪️مسئولیت اخلاقی جهانی:
روز جهانی قربانیان قربانی قربانی بر دین یا عقیده ما را به مسئولیتی اخلاقی فرا می‌خواند: دفاع از همه کسانی که در ایران به دلیل متفاوت بودن، مورد تبعیض و سرکوب قرار گرفته‌اند. چه بهائی باشند، چه نوکیش مسیحی، چه روحانی، چه خداناباور یا پیرو هر عقیده دیگری. یاد این روز نه تنها تجلیل از قربانیان است، بلکه تکرار این حقیقت است که هیچ حکومتی حق دین ندارد و باور را ابزاری برای سلطه و خشونت قرار می دهد.

ایران گرسنه؛ موج ثروت در کشوری ثروتمند


ایران گرسنه؛ موج ثروت در کشوری ثروتمند

 


ایران گرسنه؛ موج ثروت در کشوری ثروتمند

یکی از تلخ‌ترین تناقض‌های ایران امروز این کشوری است که دارای منابع عظیم انرژی و ثروت طبیعی است، با کمبود و فشار معیشتی روبه‌رو شده است. فقر دیگر فقط مشکل گروهی محدود نیست. افزایش قیمت مواد غذایی و کاهش قدرت خرید، زندگی بخش بزرگی از جامعه را تحت فشار قرار داده است. رویترز در اوت 2026 گزارش داد که تورم سالانه ایران در ژوئیه به حدود 66 درصد رسیده است، قیمت مصرف‌کننده‌های نسبت به سال قبل از 87.9 درصد افزایش و میزان مواد غذایی به 188 درصد رسیده است. پشت این اعداد، زندگی واقعی انسانها قرار دارد. یعنی خانواده‌ای که قبلاً می‌توانست گوشت بخرد، حالا آن را از سبد غذایی خود حذف می‌کند. یعنی پدر و مادری که باید از کیفیت غذای فرزندشان کم کنند. یعنی بازنشسته‌ای که حقوقش تا پایان ماه دوم نمی‌آورد. یعنی کارگری که حقوقش را افزایش می دهد از حساب بانکی، توسط تورم بیاثر شده است. زمانی ضعیف می‌شود که از یک وضعیت عادی به شیوه زندگی تبدیل شود. وقتی کودک در خانواده‌های فقیر به دنیا می‌آید و از همان ابتدا فرصت‌های آموزشی و تغذیه‌ای کمتر دارد، از یک نسل به نسل دیگر منتقل می‌شود. این دیگر فقط یک موضوع اقتصادی نیست؛ یک بحران انسانی است. جمهوری اسلامی سال‌ها خود را حکومت «مستضعفان» معرفی کرده است، اما امروز باید پاسخ دهد چرا در کشور با این حجم از منابع، مردم برای خرید نیازهای اولیه زندگی تحت فشار قرار گرفته‌اند. چرا کارخانه‌ها تعطیل هستند یا کوچک می‌شوند؟ چرا بیکاری و ناامنی شغلی افزایش پیدا کرده است؟ مردم برای حفظ قدرت خرید خود را چرا باید به بازار ارز و طلا پناه ببرند؟ چرا بین درآمد و هزینه زندگی هر روز بیشتر می شود؟ حکومت معمولاً در برابر چنین پرسش‌هایی به دشمن خارجی اشاره می‌کند. اما حتی اگر همه تحریم‌ها فردا لغو شوند، مشکلات اقتصاد ایران خودبه‌خود ناپدید نخواهند شد. فساد، عدم شفافیت، انحصار، سیاست‌های اقتصادی ناکارآمد و اولویت‌های سیاسی و امنیتی باقی خواهند ماند. موضوع امروز فقط این نیست که مردم فقیر شده اند. مشکل این است که مردم احساس می‌کنند هیچ چشم‌انداز روشنی برای بهتر شدن شرایط ندارند. این نامیدی شاید از خود بد خطرناک تر باشد. انسانی که فقیر است اما امید دارد، برای آینده تلاش می کند. انسانی که فقیر است و هیچ آینده‌ای نمی‌بیند، خشمگین می‌شود. به همین دلیل بحران اقتصادی می‌تواند به بحران سیاسی تبدیل شود. حکومت نمی‌تواند از یک طرف سفره مردم را کوچک کند و از طرف دیگر انتظار داشته باشد جامعه برای همیشه سکوت کند. نمی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎ نمی‌توان از کارگر خواست تورم را تحمل کند، از بازنشسته خواست فقر را تحمل کند و از جوان خواست آینده‌اش را قربانی کند، در حالی که ساختار قدرت حاضر نیست مسئولیت سیاست‌های خود را بپذیرد. ایران امروز بیش از هر چیز به سیاستی نیاز دارد که انسان و زندگی او را در مرکز قرار دهد، نه قدرت و بقای حکومت.

اخلال‌گران بازار ارز و طلا. عجب دنیایی است

 

قیمت دلار

، یورو

 و سایر ارزها

 سوم شهریورماه ۱۴۰۵



 آغاز فاز جدید برخورد با اخلال‌گران بازار ارز و طلا/
چهار صدور بیست  شخص پرخطر شناسایی می‌شوند


۷۰ شخص حقیقی و حقوقی که با سفته بازی در بازارهای موازی ارز و طلا، گردش مالی مشکوک بالغ بر ۱۳۰ همت را فقط ظرف مدت یک ماه به ثبت رسانده بودند، به عنوان اشخاص مظنون به معاملات مشکوک به پولشویی شناسایی و مشمول تدابیر بازدارنده و محدودیت‌های پولی و مالی شدند

دامنه این عملیات اطلاعاتی - مالی به محدودسازی فعالیت اقتصادی محدود نشده است و ۴۲۵ شخص حقیقی و حقوقی دیگر نیز به عنوان «اشخاص پرخطر» در فهرست نظارت ویژه  قرار گرفته‌اند.

کلیه فعالیت‌ها، تراکنش‌ها و جریان‌های نقدی این افراد به‌عنوان معاملات با ریسک بالا و بالقوه مشکوک تلقی شده و تحت رصد و حسابرسی تکمیلی قرار گیرد.

ترامپ درباره ایران

  ترامپ درباره ایران : 

فکر نمیکنم مجتبی خامنه‌ای مرده باش



به‌شدت مجروح، سمت چپ بدنش، دست و پا و تقریباً همه این قسمت‌ها به‌شدت آسیب دیده‌اند.

ولی فکر نمیکنم مرده باشه. اگر هم مرده باشه، خیلی خوب دارن نقش بازی میکنن

چون مدام میگن دارن میرن باهاش ​​صحبت کنن و نتیجه نهایی رو ازش بگیرن. 
 مقامات ایران رو نمیشه آدم‌های خیلی شرافتمند دونست 

 

شرافتمندی دونست، اینو بهتون میگم

به‌زودی پیروزی بزرگی در ایران داشت.

ما واقعاً از همون ابتدا ایران رو کاملاً تحت سلطه و کنترل خودمون داشتیم.

مامین ‌ها رو جمع کردیم، ولی تنگه هرمز همچنان بازه و رفت وآمد توش در جریانه.

هرگاه ممکن است پهپاد یا موشکی هم شلیک شود، ولی در کل تنگه عادی کار می‌کند.

نفت زیادی هم از تنگه عبور می‌کنه؛ دیروز ۱۰ میلیون بشکه نفت جابه‌جا شد



۱۴۰۵ شهریور ۳, سه‌شنبه

نامه به پدری که از او دورم

 

نامه به پدری که از او دورم



پدر عزیزم سلام


شرمنده ام که در کنار تو نیستم

 تا حضوراً احساس خود را بکنم میخواهم از تو تشکر کنم بابت تمام چیزهایی که از تو آموخته ام، تو به من آموختی مرد بودن با نَر بودن فرق دارد،

 تو بین تمام نرهای وحشی زمانه نشانه ی مردانگی برای من بودی و هستی

الان که چند سالی ست وارد زمینه ی کسب و کار شده ام می فهمم چقدر نان حلال در آوردن سخت است چه برسد به یک نفر بخواهد چند نفر دیگر را نان دهد. 

هیچ وقت تو را پشت سرم ندیدم و احساس نکردم پشت سرم ایستاده ای، زیرا همیشه در کنارم بودی و هستی. دلم میخواهد به اندازه ای یک شبانه روز خواندن از خوبی هایت بنویسم.

پدر تو فقط برایم پدر نبودی و نیستی 

، تو بهترین رفیق من هستی ، 

چیزی که در جامعه ی امروزی به ندرت می بینم و چگونه پدران دوستانم هرگز با آنها رفاقت نکردند و این نعمتی ست که تو به من هدیه داده ای و چه مسافرت ها، خاطرات و سختی های دو نفره ای که من با تو تجربه کرده ام و همیشه یادم بماند.

هرگز یادم نمی رود آن زمان که مبتدی بودن در زمینه نگارش و تو چنان به من امید دادی

 هرگز یادم نمی رود که وقتی گلایه می کردم که چرا یک برای نوشتن شعر به ذهنم موضوع نمی رسد یا چرا نمی توانم یک بیت تازه بنویسم و ​​گره بخورم، لبخندی می زدی و می گفتی.

 «تمام اشعار را فردوسی و حافظ و سعدی نوشته اند.» و همین برایم کافی بود تا بیشتر جستجو کنم.

لژیونرها بیشتر مشغول توپ‌بازی و خوشگذرانی هستند تا فوتبال حرفه‌ای

 بازگشت طارمی

 از اروپا و پیوستن دوباره به فوتبال آسیا یک فوتبال بیشر:

 افت حرفه ای ایران




خبر مهدی بازگشت طارمی به فوتبال آسیا
 و مشخصاً امارات، نه فقط یک خبر ساده که مهر بر روی عقبگرد فوتبال ایران از سطح اول فوتبال جهان است.

 مهرهای خطری است بر نابودی فوتبال ایران، فوتبالی که سقف آرزوش از بوندس‌لیگا، لالیگا و لیگ برتر تا حد امارات پایین آمده است. کلاهتان را بیندازید بالا آقایان مسئول.


مهدی طارمی آخرین لژیونر فوتبال ایران در اروپا بود.

 شبکه هنوز هم لژیونر داریم که دلالی حاکم بر فوتبال هر حرکتی را با بزرگ‌نمایی رسانه‌های می‌کند.

اما همه میدانیم که این مثال است

 لژیونرها بیشتر توپ‌بازی و خوشگذرانی 

را در فوتبال حرفه‌ای می‌کنند! 

بازیکنانی که فقط برای بازی کردن جیب دلال‌ها بازی می‌کنند و کوچک‌تر ثمری برای فوتبال ایران ندارند.

شکنجه‌گاهِ پنهانِ عوامل و افراد خاص

  خانه؛ شکنجه‌گاهِ پنهانِ عوامل و افراد خاص»؛  نایابیِ دارو و مرگِ  در خانه؛    «سرکوب در خانه؛ شکنجه‌گاهِ پنهانِ عوامل و افراد خاص»؛ نایابی...