۱۴۰۴ بهمن ۲, پنجشنبه

نافرمانی مدنی زنان ایران

 

گاردین: نافرمانی مدنی زنان ایران در برابر حجاب اجباری ادامه دارد

 


به گزارش روزنامه گاردین، با وجود تشدید تلاش‌های حکومت ایران برای اجرای قوانین سخت‌گیرانه حجاب، شمار فزاینده‌ای از زنان، به‌ویژه در شهرهای بزرگ، به‌طور علنی از رعایت حجاب اجباری خودداری می‌کنند؛ اقدامی که به گفته بسیاری از آنان «بازگشت‌ناپذیر» است. این گزارش می‌نویسد که بیش از سه سال پس از کشته‌شدن مهسا امینی در بازداشت گشت ارشاد، فضای اجتماعی ایران دستخوش تغییری عمیق شده و زنان جوان با انتشار ویدیوهایی در شبکه‌های اجتماعی، حضور بدون حجاب خود در خیابان‌ها را به نمایش می‌گذارند. بر اساس قانون موسوم به «حجاب و عفاف» که از سال ۲۰۲۴ نهایی شده، زنان متهم به «بی‌حجابی یا پوشش نامناسب» با مجازات‌هایی چون جریمه‌های سنگین، شلاق و حبس‌های طولانی‌مدت روبه‌رو می‌شوند. با این حال، گاردین به نقل از زنانی که با آنها گفت‌وگو‌ کرده، تاکید می‌کند که حکومت به‌دلیل ترس از تکرار ناآرامی‌های گسترده سال ۱۴۰۱، از بازداشت‌های جمعی پرهیز می‌کند. به گفته یک روزنامه‌نگار ساکن تهران، حجاب به «ابزاری برای انحراف افکار عمومی» در شرایط بحران‌های اقتصادی، کم‌آبی و فشارهای سیاسی بدل شده است.این گزارش همچنین به نمونه‌هایی از نافرمانی مدنی جمعی اشاره می‌کند؛ از بی‌اعتنایی نوجوانان به تذکر پلیس گرفته تا فعالیت باشگاه‌های موتورسواری زنان، در حالی که قانوناً دریافت گواهینامه موتور برای زنان ممنوع است. گاردین می‌نویسد که این رفتارها نه‌تنها در تهران، بلکه در شهرهایی چون شیراز و مناطق کردنشین نیز مشاهده می‌شود و به باور بسیاری از زنان، نشان‌دهنده شجاعت اجتماعی است، نه عقب‌نشینی حکومت. در ادامه، این روزنامه به نقل از فعالان حقوق بشر می‌نویسد که جمهوری اسلامی توان و ظرفیت لازم برای اجرای یکدست قوانین حجاب را ندارد و فضای سیاسی و امنیتی کشور به‌گونه‌ای شکننده است که حتی یک اقدام محدود می‌تواند موج تازه‌ای از اعتراضات را به دنبال داشته باشد. به گفته یکی از این فعالان، فشارهای داخلی و بین‌المللی سبب شده حکومت با احتیاط بیشتری عمل کند؛ احتیاطی که زنان ایران آن را فرصتی برای پیش بردن تدریجی مرزهای نافرمانی مدنی می‌دانند. در ادامه گزارش گاردین آمده است که بسیاری از زنان معتقدند افکار عمومی در ایران به شکلی بنیادین تغییر کرده و بازگشت به الگوهای پیشین ممکن نیست. یک هنرمند تجسمی ساکن تهران به این روزنامه گفته است که اگرچه خطر بازداشت همچنان وجود دارد، اما راهبرد غالب «پیش بردن جمعی مرزها»ست تا حکومت نتواند تنها چند نفر را هدف قرار دهد. او تاکید می‌کند که حکومت، تضعیف‌شده از جنگ، تحریم و بحران‌های داخلی، بیش از هر زمان دیگری نگران بازتاب جهانی تصاویر خشونت علیه زنان است. شهروندان می‌گویند مهاجرت برایشان نه یک «انتخاب» که از سر «اجبار» است شهروندان می‌گویند مهاجرتگاردین همچنین به صدای زنان جوان‌تری اشاره می‌کند که نافرمانی مدنی را ادامه منطقی اعتراضات پس از کشته‌شدن مهسا امینی می‌دانند. یک زن ۲۲ ساله عضو یک باشگاه موتورسواری زنان می‌گوید اگر امروز دوباره حجاب بگذارد، احساس می‌کند «همه فداکاری‌هایی را که زنان و معترضان در سال‌های اخیر انجام داده‌اند، نادیده گرفته است». او می‌افزاید که تجربه شخصی‌اش نشان می‌دهد برخورد پلیس در ماه‌های اخیر سست‌تر شده و این خود نشانه‌ای از تغییر موازنه قدرت در فضای عمومی است. این گزارش همچنین به مناطق خارج از تهران می‌پردازد. زنان در شهرهایی مانند شیراز از فضایی «امیدبخش و پرانرژی» سخن می‌گویند و تاکید می‌کنند که انتخاب آزادانه پوشش، عامل اصلی افزایش جسارت زنان بوده است. در مقابل، در مناطق کردنشین، نگرانی‌ها ابعاد گسترده‌تری دارد. یک دانشجوی کرد به گاردین گفته است که هرچند حضور گشت ارشاد در این مناطق کمتر دیده می‌شود، اما بیم آن می‌رود که تشدید اجرای قوانین حجاب در تهران، بهانه‌ای برای بازداشت‌های گسترده‌تر با اتهامات امنیتی در مناطق قومی شود. گاردین به نقل از فعالان حقوق بشر نتیجه می‌گیرد که حکومت ایران نه‌تنها از نظر اجرایی، بلکه از نظر سیاسی نیز توان تحمیل کامل قوانین حجاب را ندارد. به باور آنان، وضعیت شکننده اقتصادی و امنیتی کشور سبب شده هر برخورد تند با زنان، بالقوه جرقه موج تازه‌ای از ناآرامی‌های اجتماعی باشد؛ وضعیتی که باعث شده نافرمانی مدنی زنان، به‌رغم فشارها، همچنان ادامه پیدا کند و به یکی از مهم‌ترین چالش‌های پیش‌روی جمهوری اسلامی تبدیل شود

لاریجانی کیست چرا نامش به طراح مرگ مطرح شده

 

علی لاریجانی کیست و چرا نامش به طراح مرگ مطرح شده


جوانی مسول مرگ جوانان علی لاریجانی 
گزارش‌ها از ایران می‌گویند
 مجروحان اعتراضات حتی در تخت‌های بیمارستان هم زنده نماندند.
بنا بر شهادت کادر درمان و فعالان حقوق بشر، نیروهای امنیتی با دستور شلیک مستقیم و «تیر خلاص»، مجروحان را در مراکز درمانی هدف قرار داده‌اند؛ اقدامی که عبور کامل از همه خطوط انسانی و حقوقی است.
در این میان، نام علی لاریجانی، یکی از چهره‌های کلیدی و باسابقه نظام، بار دیگر در زنجیره تصمیم‌سازی خشونت مطرح شده است.
علی لاریجانی کیست و چرا نامش دوباره مطرح شده؟
علی لاریجانی، متولد ۱۳۳۶، از چهره‌های ریشه‌دار جمهوری اسلامی و عضو یکی از پرنفوذترین خانواده‌های سیاسی کشور است. او طی دهه‌ها در بالاترین مناصب حکومتی حضور داشته:
ریاست سازمان صدا و سیما، دبیری شورای عالی امنیت ملی و سه دوره ریاست مجلس شورای اسلامی.
این جایگاه‌ها، او را به یکی از چهره‌های مؤثر در سیاست‌گذاری امنیتی و سرکوب اعتراضات مردمی تبدیل کرده است؛ نقشی که امروز بار دیگر مورد پرسش افکار عمومی قرار گرفته است.
وقتی اعتراض، «تهدید امنیتی» تعریف می‌شود
در دوره‌های مختلف حضور لاریجانی در هسته قدرت، اعتراضات مردمی نه به‌عنوان مطالبه اجتماعی، بلکه به‌عنوان تهدید علیه نظام تعریف شد.
بنا بر گزارش‌های متعدد حقوق‌بشری، همین رویکرد باعث شد استفاده از خشونت مرگبار، شلیک مستقیم به معترضان، بازداشت‌های گسترده و سرکوب سیستماتیک به یک سیاست تثبیت‌شده تبدیل شود. منتقدان تأکید می‌کنند این خشونت‌ها حاصل تصمیم‌های میدانی نیست، بلکه نتیجه تصمیمات آگاهانه در سطوح بالای حاکمیت است؛ جایی که چهره‌هایی مانند علی لاریجانی سال‌ها حضور داشته‌اند.
بیمارستان؛ آخرین پناهگاهی که امن نماند و در موج اخیر سرکوب، گزارش‌هایی منتشر شده که حتی قواعد اولیه بشردوستانه را نقض می‌کند.
به گفته شاهدان عینی و کادر درمان، نیروهای امنیتی به بیمارستان‌ها یورش برده‌اند، مجروحان اعتراضات را شناسایی کرده و در مواردی با شلیک مستقیم یا «تیر خلاص» آن‌ها را کشته‌اند.
فعالان حقوق بشر می‌گویند:
اگر این گزارش‌ها تأیید شود، ما با جنایت علیه بشریت مواجه هستیم؛ اقدامی که نه‌تنها قوانین بین‌المللی، بلکه اصول ابتدایی پزشکی و حتی قوانین داخلی ایران را نیز نقض می‌کند.
چراغ سبز از بالا؟
سؤال اصلی اینجاست:
چنین اقداماتی چگونه و با چه مجوزی ممکن شده است؟
کنشگران مدنی تأکید دارند که حمله به بیمارستان‌ها و قتل مجروحان بدون دستور یا چراغ سبز سیاسی از سطوح عالی نظام امکان‌پذیر نیست.
در همین چارچوب، نام علی لاریجانی به‌عنوان یکی از چهره‌های باسابقه و تأثیرگذار نظام، در کنار دیگر مقامات ارشد، در افکار عمومی مطرح شده است.
نه به‌عنوان فردی که اسلحه به دست گرفته، بلکه به‌عنوان عضوی از زنجیره تصمیم‌سازی، مشروعیت‌بخشی و سکوت در برابر خشونت سازمان‌یافته.
سکوت مرگبار یک سیاستمدار
با وجود انتشار گسترده تصاویر، شهادت‌ها و گزارش‌ها از کشتار معترضان، شلیک به نوجوانان و حمله به مجروحان در بیمارستان‌ها، علی لاریجانی تاکنون موضعی شفاف و علنی در محکومیت این اقدامات اتخاذ نکرده است.
برای بسیاری از ناظران، این سکوت دیگر قابل توجیه نیست.
وقتی جان انسان‌ها گرفته می‌شود، سکوت سیاستمداران بلندپایه خود تبدیل به موضع می‌شود.
نام‌ها می‌مانند
آنچه امروز در ایران می‌گذرد، یک بحران گذرا نیست.
این نتیجه سال‌ها تصمیم‌سازی خشونت‌محور در بالاترین سطوح قدرت است.
شلیک به معترضان، تیر خلاص به مجروحان و تبدیل بیمارستان به میدان مرگ، اتفاقاتی نیست که از حافظه تاریخی پاک شود.
نام آمران، حامیان و ساکتان، دیر یا زود، در برابر دادخواهی مردم ثبت خواهد شد.
علی لاریجانی نیز، چه بخواهد و چه نه، بخشی از این تاریخ است

کانون دفاع از حقوق بشر در ایران 

ایران در رتبه دهم جهان در آزار و جفای مسیحیان

ایران در رتبه دهم جهان در آزار و جفای مسیحیان

بر اساس گزارش سالانه سازمان

 «درهای باز» (اوپن دورز) جمهوری اسلامی ایران در زمینه مسیحیت ستیزی در بین ۱۰ کشور نخست جهان قرار دارد. 

سازمان «درهای باز» یک مؤسسه مسیحی غیردولتی است که وضعیت جفا بر مسیحیان در بیش از پنجاه کشور جهان را رصد و گزارش سالانه آن را منتشر می‌کند

«محبت نیوز»- گزارش سالانه سازمان جهانی مسیحی «درهای باز» (Open Doors) که روز چهارشنبه، ۲۴ دی‌ماه منتشر شد، جمهوری اسلامی ایران را دهمین کشور «مسیحیت‌ستیز» در جهان معرفی کرده‌است. ایران در گزارش سال گذشته در رتبه نهم قرار داشت.

سازمان «درهای باز»، وضعیت «مسیحیان تحت جفا» را در ۵۰ کشور جهان بررسی کرده‌است. در فهرست سالانه دیده‌بان جهانی آزار مسیحیان که توسط «درهای باز» منتشر می‌شود، کره شمالی مانند سال گذشته در صدر جدول قرار دارد و سومالی و یمن در رده‌های بعدی هستند. سودان، اریتره، سوریه، نیجریه، پاکستان و لیبی پیش از ایران در فهرست کشورهای مسیحیت‌ستیز قرار گرفته‌اند.افغانستان نیز در رتبه یازدهم جای دارد.

گزارش سالانه سازمان مسیحی «درهای باز» حاکی از افزایش چشمگیر سرکوب مسیحیان در ایران است. بر اساس این گزارش، مقامات ایرانی با هدف ریشه‌کن کردن آنچه تهدیدی از جانب غرب برای حکومت اسلامی خود می‌دانند، به طور سیستماتیک به سرکوب مسیحیان مبادرت می‌ورزند. بیشترین فشار و آزار و اذیت متوجه نوکیشان مسیحی است. کلیساهای خانگی هماره مورد حمله قرار می‌گیرند و به دنبال آن دستگیری، بازجویی، فشار برای جاسوسی و خبرچینی از سایر ایمانداران و حبس‌های طولانی‌مدت رخ می‌دهد. اتهام رایج علیه این افراد، «اقدام علیه امنیت ملی» است. شرایط زندان وخیم گزارش شده و مبالغ وثیقه بسیار سنگین است که خانواده‌ها را از نظر مالی فلج می‌کند. مسیحیانی که آزاد می‌شوند، همواره با شرایط سخت‌تری مانند تبعید به نقاط دیگر ایران یا خودسانسوری مواجه می‌شوند. خصومت خانواده‌ها و جوامع محلی نیز از دیگر چالش‌های پیش روی این افراد است. به همین دلیل، سالانه بسیاری از نوکیشان مسیحی برای فرار از آزار و اذیت، ایران را ترک می‌کنند.

همچنین در پی جنگ دوازده روزه میان جمهوری اسلامی و اسرائیل، حکومت آشکارا نوکیشان مسیحی را به عنوان جاسوس معرفی می‌کند. بلافاصله پس از آتش‌بس با اسرائیل، دست‌کم ۵۴ مسیحی در ۲۱ شهر دستگیر شدند و رسانه‌های دولتی این افراد را به جاسوسی متهم کردند. گزارش‌های تلویزیونی نیز ارتباطی بین مسیحیان انجیلی و سرویس‌های اطلاعاتی خارجی منتشر کرده‌اند که این روایت، کل یک جامعه دینی را به عنوان یک تهدید امنیتی معرفی می‌کند و به‌شدت آسیب‌پذیری آن‌ها را افزایش می‌دهد.

در بخشی از این گزارش همچنین آمده‌است که مسیحیان ارمنی و آشوری نیز که از سوی دولت به رسمیت شناخته شده‌اند، با تبعیض‌های گسترده‌ای در زمینه‌های استخدام، قوانین ازدواج و ارث مواجه هستند. آن‌ها از استفاده از زبان فارسی در مراسم عبادی منع شده‌اند و اجازه ندارند افراد فارسی‌زبان را در مراسم کلیسا بپذیرند. مسیحیان خارجی نیز با نظارت و بررسی‌های شدیدی روبرو هستند.

“I’m not afraid — I’ve been dead for 47 years.”

 


من معتقدم انسان از بدو تولد حق آزادی ذاتی داره .حق نفس کشیدن، حق حیات. این با انسان متولد می‌شه و هیچکس حق نداره این حق را از انسان بگیره



“I’m not afraid — I’ve been dead for 47 years.”

سناریوی فروپاشی


سناریوی فروپاشی؛ فرار،

 انتقال سرمایه و پایان یک نظام


 

سناریوی فروپاشی؛ فرار، انتقال سرمایه و پایان یک نظام

در روزهای اخیر، گمانه‌زنی‌ها درباره آینده ساختار قدرت در ایران افزایش یافته است. هرچند اخبار مربوط به فرار رهبران جمهوری اسلامی یا انتقال میلیاردها دلار سرمایه هنوز به‌طور رسمی تأیید نشده، اما تجربه تاریخی حکومت‌های در حال فروپاشی نشان می‌دهد که چنین روندهایی معمولاً در مراحل پایانی قدرت آغاز می‌شود.

نشانه‌های این مرحله شامل:


  • خروج سرمایه‌های کلان از کشور
  • افزایش محافظت امنیتی از مقامات عالی
  • جابه‌جایی خانواده‌های وابستگان حکومتی
  • انتقال دارایی‌ها به کشورهای هم‌پیمان سیاسی


برای ملتی که چهار دهه شاهد غارت منابع کشور بوده، طرح این پرسش طبیعی است:

ثروتی که باید صرف آموزش، درمان و آینده مردم می‌شد، امروز کجاست؟

حتی اگر سناریوی فرار رهبر حکومت هنوز تحقق نیافته باشد، واقعیت فروپاشی مشروعیت نظام غیرقابل انکار است. هیچ حکومتی نمی‌تواند بدون رضایت مردم، تنها با سرکوب و خشونت، برای همیشه دوام بیاورد.

آنچه امروز در ایران جریان دارد، نه یک اعتراض گذرا، بلکه آغاز پایان یک نظام فرسوده است

خصوص کودکان و نقض آزادی

 مقاله پژوهشی در خصوص کودکان و نقض آزادی در ایران (۱۳۵۷ تا 

امروز): یک بررسی تحقیقی




کودکان و نوجوانان بخشی از  از جامعه‌اند که معمولا کم‌قدرت‌تر از بزرگسالان در سیاست و ساختار قدرت دیده می‌شوند، اما در بسیاری از کشورها، از جمله ایران، تأثیر نقض حقوقشان می‌تواند بسیار عمیق و بلندمدت باشد. «آزادی» برای کودکان به معنای داشتن حق زندگی، منع شکنجه، بازداشت عادلانه، محاکمه عادلانه، تحصیل، و آزادی بیان است. بررسی وضعیت این حقوق از زمان انقلاب اسلامی (۱۳۵۷) تاکنون نشان‌دهنده الگوهای نگران‌کننده‌ای از نقض حقوق بشری کودکان است، به‌خصوص در مواردی چون اعدام نوجوانان، بازداشت سیاسی، و سرکوب در جریان اعتراضات.


ایران عضو کنوانسیون حقوق کودک (CRC) است، اما تضاد میان تعهدات بین‌المللی و عملکرد واقعی دستگاه قضایی و امنیتی کشور، باعث شده بسیاری از گزارشگران حقوق بشر ضمن محکوم کردن وضعیت کنونی، خواهان اصلاحات جدی شوند.

بخشی از بعد تاریخی: دهه‌های ۱۳۶۰–۱۳۷۰

در سال‌های نخستین جمهوری اسلامی، فضای سیاسی بسیار متشنج بود و سرکوب مخالفان گسترده بود. هرچند داده‌های دقیق برای همه مواردِ بازداشت کودکان سیاسی در آن دوره در دسترس عمومی نیست، اما برخی گزارش‌ها از حضور کودکان در زندان، خانواده‌هایی که در زندان سیاسی بزرگ می‌شدند و تاثیرات روانی عمیق بر نسل جدید حکایت دارند.

همچنین، مسأله مسئولیت کیفری کودکان یکی از چالش‌های قانونی جدی بود: طبق تفاسیر فقهی در برخی حوزه‌ها، سن تکلیف (بلوغ اسلامی) برای دختران بسیار پایین‌تر در نظر گرفته شده است، که این باعث شده برخی نوجوانان در سنین پایین‌تر تحت محاکمه قرار بگیرند.

دهه‌های بعدی: اعدام نوجوانان، روند و آمار

یکی از شاخص‌ترین و فاجعه‌بارترین ابعاد نقض آزادی کودکان در ایران، اعدام نوجوانان است. طبق گزارش‌های سازمان حقوق بشر ایران:

در گزارش سالانه این نهاد آمده که «ایران طی ۲۰ سال گذشته بیشترین تعداد اعدام کودک‌‑مجرمان را در جهان داشته است.» 

در بازه‌ی سال‌های ۱۹۹۹ تا ۲۰۲۲، گزارش‌ها حداقل ۱۰۵ مورد اعدام کودک‌‑مجرم در ایران را ثبت کرده‌اند. 

در گزارش اعدام ۲۰۲۳، سازمان حقوق بشر ایران اعلام کرده حداقل ۲ کودک‌‑مجرم در سال ۲۰۲۳ اعدام شده‌اند. 

برای سال ۲۰۲۰ نیز، حداقل ۴ کودک‌‑مجرم اعدام شده‌اند. 

در مورد سال ۲۰۱6، گزارش این سازمان نشان می‌دهد که دست‌کم ۵ نوجوان زیر ۱۸ سال مرتکب جرم شده بودند که حکم مرگشان اجرا گردیده است. 

علاوه بر این، دیده‌بان حقوق بشر در گزارشی جداگانه بیان کرده است که دو کودک (۱۵ ساله) — مهدی سهرابی‌فر و امین صداقت — در سال ۲۰۱۹ اعدام شدند. 

همچنین، در ژانویه سال ۲۰۱۸، HRW گزارش داده دست‌کم سه کودک‌‑مجرم نیز در نقاط مختلف ایران به دار آویخته شده‌اند. 

یکی از شناخته‌شده‌ترین موارد، دلارا درّابی است. او به دلیل جرمی که ادعا شده در سن کودکی مرتکب شده است، محکوم شد و بعدها اعدام شد، که با انتقاد گسترده بین‌المللی مواجه گردید. 

مکانیزم قانونی در ایران در مقوله‌ی نوجوانان بسیار پیچیده است: طبق گزارش نهادهای حقوق بشری، «اسلامی‌جمهوری به فقه اسلامی رجوع می‌کند و سن “بلوغ” را برای برخی دختران بسیار پایین در نظر می‌گیرد (مثلاً ۹ سال قمری برای برخی منابع)، در حالی که در سایر حوزه‌ها، سن ۱۸ سال به عنوان معیار “بلوغ کامل” در نظر گرفته می‌شود.» 

این اختلاف در تعریف سن بلوغ فقهی و استفاده واقعی از آن توسط قاضیان، باعث شده بخش بزرگی از نوجوانان در معرض محاکمه مرگ قرار بگیرند.

موارد سرکوب و نقض آزادی دیگر کودکان

ادام تنها رویه نقض حقوق کودکان نیست. برخی کودکان در جریان اعتراضات یا سرکوب‌های امنیتی هدف قرار گرفته‌اند:

کِیان پیرفلک، پسر ۹ ساله‌ای که در جریان اعتراضات “زن، زندگی، آزادی” (سال‌های اخیر) در ایذه، بر اثر تیراندازی نیروهای امنیتی کشته شد. 

همچنین هشدار داده شده که مقامات امنیتی گاهی تهدید به اعدام نوجوانان می‌کنند، یا آن‌ها را تحت فشار در زندان قرار می‌دهند. برای مثال، سازمان حقوق بشر ایران درباره خطر اعدام یک کودک‌‑مجرم در زندان به‌صورت جدی هشدار داده است. 

در برخی گزارش‌ها نیز دیده شده محاکمات کودکان با نقص جدّی عدالت همراه است — استفاده از اعترافات اجباری، محاکمات بدون وکیل مستقل و شواهد شکنجه از جمله موارد مطرح‌شده.

تحلیل حقوقی و بین‌المللی

۱. نقض کنوانسیون حقوق کودک

ایران کنوانسیون حقوق کودک (CRC) را امضا کرده است، اما اجرای آن به‌شکل واقعی دچار چالش است. طبق ماده‌های کنوانسیون، هیچ کشوری مجاز نیست اعدام را برای جرمی که در زمان ارتکاب آن فرد زیر ۱۸ سال بوده است، اعمال کند. اما روند اعدام‌های کودکان در ایران نشان می‌دهد که این تعهدات رعایت نمی‌شوند.

۲. تناقض در قانون داخلی

اگرچه در سال‌های اخیر تغییراتی در قانون مجازات اسلامی صورت گرفته است، اما سازوکار قانونی که طبق آن نوجوانان در جرم‌های سنگین (مثل جرایم “محرّض علیه امنیت”) محاکمه می‌شوند، همچنان نگران‌کننده است. ماده‌هایی مثل «ماده ۹۱» قانون مجازات اسلامی امکان تمییز «بلوغ فکری» را به قاضی می‌دهد، اما تفسیر آن به شدت به شرایط محلی بستگی دارد و ضمانت اجرایی شفاف و یکسانی ندارد. برخی گزارش‌ها نشان می‌دهند که این ماده به گونه‌ای تفسیر شده که کاهش قابل توجهی در اعدام کودکان ایجاد نکرده است. 

همچنین مسئله سن بلوغ فقهی (مثلاً ۹ سال قمری برای دختران در برخی تفاسیر) باعث می‌شود برخی کودکان زیر ۱۸ سال در واقع تحت سطحی از مسئولیت کیفری بسیار جدی قرار گیرند.

۳. فشارهای بین‌المللی و پاسخ‌های داخلی

فعالان حقوق بشر، سازمان‌های بین‌المللی و نهادهای مدنی ایرانی بارها به این موضوع اعتراض کرده‌اند. سازمان‌هایی مثل Human Rights Watch، سازمان حقوق بشر ایران، و دیگران خواستار توقف اعدام کودکان و بازنگری قانونی در ایران بوده‌اند. 

با این حال، پاسخ دولت ایران محدود بوده است و اصلاحات قانونی در بسیاری موارد سطحی و نمادین باقی مانده‌اند.

تأثیرات روانی، اجتماعی و بلندمدت

نقض آزادی کودکان در قالب اعدام یا تهدید اعدام تأثیرات عمیقی به جا می‌گذارد:

تروما و آسیب روانی: کودکی که در محیط سیاسی سرکوب شده، ممکن است دچار ترس، اضطراب و اختلال پس از سانحه شود. خانواده‌هایی که فرزندانشان به اعدام محکوم یا اعدام شده‌اند، با بار روانی سنگینی روبرو هستند.

بی‌اعتمادی به نظام قضایی: وقتی نوجوانان یا والدین آن‌ها ببینند عدالت به معنای واقعی اعمال نمی‌شود، اعتماد عمومی به سیستم قضایی و دولت کاهش می‌یابد.

نسل آینده: سرکوب کودکان و نوجوانان می‌تواند مانع از رشد فرهنگی، مدنی و سیاسی آن‌ها شود. این روند ممکن است باعث شود نسل بعدی فعالیت‌های حقوق بشری را با ترس و محدودیت بیشتری تجربه کند.

پیشنهادات برای اصلاح و بهبود وضعیت

۱. تغییر قانونی جامع

باید اصلاحات جدی در قانون مجازات اسلامی صورت گیرد تا سن بلاوج مسئولیت کیفری به استاندارد بین‌المللی (۱۸ سال) نزدیک‌تر شود و امکان اعدام نوجوانان به طور کامل لغو شود.

۲. افزایش نظارت بین‌المللی

نهادهایی مثل سازمان ملل، یونیسف و گزارشگر ویژه حقوق بشر باید فشار بیشتری بر ایران وارد کنند تا به تعهدات حقوق کودکان پایبند باشد.

۳. حمایت مدنی و روانی

ایجاد برنامه‌های حمایتی برای کودکانی که در معرض اعدام یا محاکمه سیاسی بوده‌اند، شامل مشاوره روانشناختی، حقوقی و آموزشی، می‌تواند به کاهش پیامدهای منفی بلندمدت کمک کند.

۴. آگاهی‌سازی عمومی

رسانه‌ها، شبکه‌های حقوق بشری مثل «شبکه آزادی» و فعالان مدنی باید به شکلی هدفمند وضعیت کودکان را برجسته کنند تا مسئله در سطح عمومی دیده شود و مطالبات اصلاحی تقویت گردد.

نتیجه‌گیری

نقض آزادی کودکان در ایران، به ویژه در قالب اعدام نوجوانان، یکی از تاریک‌ترین بخش‌های وضعیت حقوق بشر در این کشور است. با وجود تعهدات بین‌المللی و فشار حقوق بشری، این روند هنوز ادامه دارد و آمار آن قابل توجه است. توقف این رویه نیازمند اراده قوی در داخل کشور، حمایت بین‌المللی مستمر و آگاهی مدنی است. بدون اصلاحات جدی قانونی و فراهم‌سازی حمایت برای کودکان در معرض خطر، نسل آینده ایران همچنان با تروما، فشار و تهدید زندگی خواهد کرد.

سقوط ریال؛ وقتی پول ملی به سند فروپاشی تبدیل

 

سقوط ریال؛ وقتی پول ملی به سند فروپاشی تبدیل می‌شود



این جمله ساده اما هولناک است: «هر یک افغانی در ایران معادل دو هزار و دویست و سی و دو تومان مبادله می‌شود.» عددها گاهی از هزاران گزارش رساترند. پول ملی، که باید نماد ثبات، اعتماد و اقتدار اقتصادی باشد، امروز به نشانه‌ای از بی‌ثباتی، فرسایش امید و سقوط شأن زندگی مردم بدل شده است.

وقتی واحد پول کشوری با اقتصادی کوچک‌تر و جنگ‌زده، از ریال ایران پیشی می‌گیرد، مسئله فقط اقتصاد نیست؛ مسئله فروپاشی مدیریت، بحران اعتماد عمومی و انتقال فشار مستقیم به سفره‌ی مردم است. سقوط ریال، سقوط امنیت روانی و اجتماعی یک ملت است.

پول؛ حافظه‌ی اعتماد جمعی

ارزش پول، تنها عددی در بازار ارز نیست؛ ترجمه‌ی اعتماد مردم به ساختار حکمرانی است. هر بار که ریال سقوط می‌کند، بخشی از اعتماد اجتماعی فرو می‌ریزد. پولی که دیروز ابزار مبادله بود، امروز به سند بی‌ثباتی تبدیل شده است.

تورم مزمن، فساد ساختاری، تحریم، ناکارآمدی مدیریتی و حذف عقلانیت اقتصادی، ریال را به کالایی فرسوده بدل کرده‌اند؛ کالایی که دیگر توان حفظ ارزش کار و زندگی انسان را ندارد.

سقوط ارزش پول؛ انتقال مستقیم رنج به مردم

کاهش ارزش پول ملی، به‌طور مستقیم بر قدرت خرید، امنیت غذایی، سلامت، آموزش و کرامت انسانی اثر می‌گذارد. این سقوط، بیش از همه بر دوش کارگران، بازنشستگان، زنان سرپرست خانوار و اقشار آسیب‌پذیر سنگینی می‌کند؛ همان گروه‌هایی که کمترین نقش را در تصمیم‌سازی‌های کلان داشته‌اند.

فقر فقط خالی شدن جیب نیست؛ خالی شدن آینده است. وقتی پول بی‌ارزش می‌شود، رؤیاها نیز کوچک می‌شوند، امید تحلیل می‌رود و جامعه به سمت فرسودگی روانی سوق داده می‌شود.

تحلیل حقوقی؛ اقتصاد و کرامت انسان

بر اساس ماده ۲۵ اعلامیه جهانی حقوق بشر، هر انسان حق برخورداری از سطح زندگی مناسب برای سلامت و رفاه خود و خانواده‌اش را دارد. فروپاشی اقتصادی و سقوط ارزش پول، مستقیماً این حق بنیادین را نقض می‌کند.

در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیز، اصل ۴۳ تأمین نیازهای اساسی مردم از جمله خوراک، پوشاک، مسکن و درمان را وظیفه حکومت می‌داند. اما تورم افسارگسیخته و سقوط پول ملی، نشان‌دهنده فاصله عمیق میان تعهدات قانونی و واقعیت زیسته مردم است.

پولِ بی‌ارزش، جامعه‌ی بی‌امنیت

بی‌ثباتی اقتصادی، تنها بحران مالی نیست؛ بحران اخلاقی و اجتماعی است. افزایش مهاجرت، رشد آسیب‌های اجتماعی، فروپاشی طبقه متوسط و افزایش شکاف طبقاتی، پیامدهای مستقیم سقوط ارزش پول هستند.

وقتی انسان نتواند آینده‌ی خود را پیش‌بینی کند، احساس امنیت از میان می‌رود و جامعه وارد چرخه اضطراب دائمی می‌شود؛ چرخه‌ای که خود بستر بی‌اعتمادی، خشونت پنهان و فروپاشی سرمایه اجتماعی است.

اقتصاد، مسئله‌ای انسانی است

سقوط ریال فقط عدد نیست؛ روایت میلیون‌ها زندگی فرسوده است. هر صفرِ حذف‌نشده، هر افزایش نرخ، ترجمه‌ی فشار بر بدن و روان انسان‌هاست. اقتصاد، اگر از انسان جدا شود، به ابزار سرکوب خاموش تبدیل می‌شود.

بازگشت کرامت انسانی، بدون بازسازی اعتماد، شفافیت، عدالت اقتصادی و پاسخگویی ممکن نیست. پول سالم، نشانه جامعه سالم است؛ و جامعه سالم، بدون حقوق بشر ممکن نیست

نافرمانی مدنی زنان ایران

  گاردین: نافرمانی مدنی زنان ایران در برابر حجاب اجباری ادامه دارد   به گزارش روزنامه گاردین، با وجود تشدید تلاش‌های حکومت ایران برای اجرای ...