۱۴۰۴ دی ۱۷, چهارشنبه

افشاگری وحشتناک از تراستی‌ها

 افشاگری وحشتناک از تراستی‌ها/

 از سال 96 تا الان به پول نقد و به ریال بازمی‌گردانند/

 دستگاه‌های نظارتی و حاکمیت کوتاهی کردند و برخورد کردند/ رانت خواران بزرگ شدند.



رحیم زارع عضو کمیسیون برنامه و بودجه مجلس:

برای موضوع تراستی‌ها خیلی دیر خبردار شدند. این موضوع از سال ۹۶ وجود دارد.

تراستی‌های بانک‌ها مهم را انجام دادند.

2000 هزار تومان طلب از تراستی داشت و به دلار 3500 تومان پرداخت اما به ریال برگرداند.

دستگاههای نظارتی و حاکمیتی کردند و برخورد مهربانانه کوتاه داشتند.

همین عده ای که رانت و فساد دارند نظر مردم را نسبت به همه بدبین کردند.

این افرادی که رانت استفاده کردند و بزرگ شدند الان با هیچکس فالوده هم نمیخورند و به کسی هم پاسخگو هستند.


۱۴۰۴ دی ۱۶, سه‌شنبه

ایالات متحده، برای ازسرگیری مذاکرات با ایران را رد کرده

ایالات متحده، برای ازسرگیری مذاکرات با ایران را رد کرده 

تمرکز ترامپ روی حمله نظامی

اسرائیل هیوم: ترامپ طرح ویتکاف برای مذاکره با ایران را کنار گذاشت / این طرح با میانجیگری سعودی و عمان مطرح شده بود/ تمرکز ترامپ روی حمله نظامی

اسرائیل هیوم نوشت: دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، پیشنهاد استیو ویتکاف، فرستاده ویژه ایالات متحده، برای ازسرگیری مذاکرات با ایران را رد کرده و به‌جای آن، رویکردی «فعال» را برگزیده است که بر فشار شدید اقتصادی و نظامی تمرکز دارد؛ از جمله پیگیری تهدید «آماده و مسلح» او. اکنون تنها پرسش‌های باقی‌مانده این است که این رویکرد چگونه و چه زمانی اجرا خواهد شد.

به گزارش خبرآنلاین، در ادامه این مطلب آمده است: دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، پیشنهاد ارائه‌شده از سوی استیو ویتکاف، فرستاده ویژه آمریکا، برای ازسرگیری مذاکرات با ایران – با میانجی‌گری عربستان سعودی و عمان – را رد کرده و در عوض، یک «رویکرد فعال» را در پیش گرفته است؛ رویکردی که فشار شدید اقتصادی و نظامی را به گفت‌وگوی دوباره با حکومت فعلی تهران ترجیح می‌دهد.
 
بنا بر گزارش انتخاب؛ روزنامه اسرائیل هیوم پیش‌تر از اختلافات داخلی در دولت آمریکا پرده برداشته بود؛ اختلافی میان «طیف ویتکاف» – دیدگاهی که جرد کوشنر، مشاور ارشد و داماد ترامپ، نیز با آن همسو است و از مذاکره حمایت می‌کند – و جناحی که خواهان تداوم فشار فعال است. دو منبع دیپلماتیک که به‌طور نزدیک در جریان این موضوع هستند، به اسرائیل هیوم گفتند که یک پیشنهاد مشخص و محرمانه برای ازسرگیری مذاکرات واقعاً روی میز بوده است؛ پیشنهادی که بر پایه تغییرات در چشم‌انداز راهبردی پس از جنگ با اسرائیل شکل گرفته بود.
 
بر اساس گفته این منابع، عربستان سعودی در کنار عمان – که میزبان دور قبلی مذاکرات بود – شریک این ابتکار به شمار می‌رفت. سعودی‌ها در پی کاهش خطرات متوجه تأسیسات نفتی خود هستند؛ تهدیدی که ایران به‌صراحت آن را مطرح کرده است. این پیشنهاد، به گفته مقام‌ها، شامل فریز کردن برنامه هسته‌ای ایران و نگه‌داشتن ۴۰۰ کیلوگرم (۸۸۱ پوند) اورانیوم غنی‌شده تحت نظارت سخت‌گیرانه بین‌المللی بود.
 
با این حال، مخالفان این طرح در داخل دولت آمریکا – به رهبری مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا و پیت هگست، وزیر دفاع آمریکا – در جریان بحث‌ها استدلال‌های جدی و بازدارنده‌ای مطرح کردند. 
 
در دیدار هفته گذشته میان بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، و ترامپ و همچنین در جلسات بعدی، سرلشکر رومن گوفمن، دبیر نظامی نخست‌وزیر – که قرار است رئیس آینده موساد شود – یک پرونده اطلاعاتی جامع درباره فعالیت‌های رژیم ایران ارائه کرد. این پرونده شامل برنامه هسته‌ای و تلاش‌ها برای احیای آن، سامانه موشک‌های بالستیک که در حال بازسازی و گسترش است، شبکه جهانی ترور ایران – از جمله هسته‌هایی در اروپا و آمریکای جنوبی – و حمایت تهران از گروه‌های نیابتی، به‌ویژه حزب‌الله، حماس و حوثی‌ها بود.
 
هدف کلی سفر به فلوریدا این بود که نشان داده شود هرگونه توافق با ایران موقتی و مستعد نقض است و حل واقعی این مسئله نیازمند راه‌حلی اساسی است.
 
این پرونده اطلاعاتی همچنین نیات مشخص تهران و نیروهای نیابتی آن برای حمله به اهداف و منافع آمریکا، نه فقط در خاورمیانه را تشریح می‌کرد. تنها پرسش باقی‌مانده، چگونگی و زمان‌بندی است.
 
منابع دیپلماتیک می‌گویند تمام گزینه‌های واکنشی روی میز قرار دارد. هرچند عملیاتی شبیه به ربودن رئیس‌جمهور ونزوئلا، نیکلاس مادورو، ممکن است برای ایران مناسب نباشد، اما این ادبیات پیام روشنی دارد: این دولت و رئیس‌جمهوری که آن را هدایت می‌کند، توان انجام اقداماتی را دارند که دولت‌های پیشین از آن پرهیز می‌کردند.
 
به گفته یک مقام ارشد اسرائیلی، تل‌آویو و واشنگتن از مدت‌ها پیش – حتی پیش از دیدار مارالاگو – پرونده ایران را با همکاری نزدیک و تبادل اطلاعات مدیریت کرده‌اند. اکنون اما یک جدول زمانی دقیق برای نحوه برخورد با ایران وجود دارد. در موضوع هسته‌ای، پاسخ‌های احتمالی بر اساس پیشرفت تلاش‌های ایران برای بازسازی سایت‌های مختلف – از جمله تأسیسات غنی‌سازی – تعیین شده است. همین پیشرفت‌ها بود که به آغاز جنگ در ماه ژوئن انجامید؛ جنگی که با هماهنگی آمریکا صورت گرفت و ترامپ نیز با بمباران تأسیسات فردو توسط بمب‌افکن‌های B-2 در آن مشارکت داشت.
 
یکی دیگر از مسائل به همان اندازه حیاتی، سامانه موشک‌های بالستیک است. ایران تأکید ویژه‌ای بر این برنامه داشته، چرا که ثابت کرده موثرترین ابزار برای وارد کردن بیشترین آسیب به اسرائیل است. در این حوزه، دولت آمریکا به ضرورت تعیین خطوط قرمز برای ایران قانع شده است؛ از جمله در مورد ساخت کارخانه‌های تولید و مونتاژ موشک و انتقال مواد اولیه و قطعات – عمدتاً از چین.
 
ایران بازیگران خارجی و دلالان بازار ارز را مقصر بحران اقتصادی و سقوط پول ملی معرفی می‌کند، اما مشکل اصلی همچنان کاهش شدید صادرات نفت در نتیجه اجرای تحریم‌ها است. به گفته منابع دیپلماتیک، دولت آمریکا قصد دارد تحریم‌ها را گسترش دهد و مهم‌تر از آن، ممنوعیت صادرات نفت ایران را با حداکثر توان اجرا کند

اغتشاشگر یا اشتباهگر

 .

اشتباهگر؟!

او پدری است که نان



جوانی است که امید ندارد

انسان باشد که فردا

کارگری ندارد که دانشجویی عرقش بی‌ارزش شده

است که آینده‌اش گروگان گرفته

معلمی است که ضعیف است، زنگ می‌زند آخرش

بازنشسته است که سفره‌اش محو می‌شود که

یک ملت را به لبه‌اید و بعد می‌گوید اغتشاشگر؟!

کانون دفاع از حقوق بشر در ایران 

شکوه مردم آبدانان در اعتراضات

 مردم شریف آبدانان پس از هجوم به فروشگاه‌های سپاه، برنج موجود را به نشانه‌های اعتراض و اقتدار عزت‌نفس، در هوای پاشیدند.



هر جای جهان به این تصاویری که می‌فهمند این تصاویر را در یک «خبر» نمی‌گنجد. این یک سندِ تمدنی است.


این صحنه را باید با صدای تاریخ و تمدن خواند، نه با زبان خبر.
مردمی که در نهایت تنگدستی ایستاده اند، در شهری که فقر را با گوشت و استخوان لمس می کنند، «حتی یک مشت برنج با خود نبردند».

وقتی از شکوه تاریخ و تمدن ایران حرف میزنیم از چه حرف میزنیم. از مردمی که می‌توانند بردند، ما انتخاب کردیم برندارند.
و این «انتخاب» یکی از زیباترین لحظه‌های عظمت این تمدن است.

واقعا برای جهان سوال است که چرا چنین نکردند؟
دنیا بداند این مردم، پیش از آن‌که گرسنه باشند، وارد شوند.
وارثِ تمدنی که نان را می‌شناسد،
اما شرف را بهتر.

آنچه مردم را به خلق چنین لحظاتی باشکوهی می‌کشاند، وصل می‌شود به حافظه‌ای که این تمدن باشکوه است.
لحظه‌ای که حرمت لگدمال می‌شود، آنجا، واکنش دیگر اقتصادی نیست؛
تمدی ا.

دنیا می‌داند این مردم در چه معیشت تنگی روزگار می‌گذرانند. سوال می‌کند چرا چیزی را که نمی‌توان برد، نمی‌برد؟
چون این ملت باشکوه، اینجا در این صحنه در حال «اعتراض اخلاقی» به غارتِ شأن انسان است.

این مردم یگانه می‌دانند اگر دست به نان ببرند، روایت اعتراض عوض می‌شود.
از قیامِ کرامت، به شورشِ گرسنگی.
و آن‌ها نخواستند تاریخ، صدایشان را اشتباه بشنوید.
آن چه در هوای پاشیده شد،
برنج نیست، دانه‌های سپید یک بیانیه که بی‌کلمه در تاریخ نوشته شده، بسیار سنگین‌تر از هر شعاری است:

اینجاست که ملت ایران،دوباره عظمت خود را به تاریخ یادآوری می‌کند:
ما ممکن است تهی دست استفاده کنیم،
اما هرگز تهی‌قدر نمی‌شویم.
در تاریخ ایران کم‌نبوده لحظه‌هایی که مردم از نان عبور می‌کنند تا آن را نجات دهند.
و آنچه در این شهر رخ داد، از جنس همان لحظه است. ادامه‌ی آن حافظه‌ی کهن نجیب و باشکوه.
حافظه مردمی که در قحطی هم،
حرمت دست خود را نگاه کرده است.

این شکوهِ ملت ایران است؛
ملتی که در آخر خط هم می‌رسد،
راست قامت می‌ایستد،نه خمیده.
«زهرا عبدی»

نشست اضطراری، پاسخ اضطراری مردم نیست

 

نشست اضطراری، پاسخ اضطراری مردم نیست

در خیابان‌های ایران، اعتراض جریان دارد بازار نیمه‌تعطیل است اصناف خسته‌اند کسبه زیر فشار مالیات، رکود، تورم و بی‌ثباتی له شده‌اند و پاسخ حاکمیت چیست؟ یک نشست اضطراری دیگر

اعتراض واقعی، نه جلسه نمایشی

وقتی مغازه‌دار کرکره را پایین می‌کشد وقتی بازاری به خیابان می‌آید وقتی شهر ملتهب است دیگر وقت جلسه و وعده نیست این‌ها نشانه بحران‌اند، نه درخواست مذاکره

نمایندگان چهار درصدی

نمایندگانی که با حداقل مشارکت و حداقل مشروعیت وارد مجلس شده‌اند حالا می‌خواهند درباره «مطالبات مردم» تصمیم بگیرند مجلسی که نه صدای خیابان را شنیده نه درد بازار را لمس کرده چطور می‌خواهد نسخه نجات بنویسد؟

وزیر می‌آید، بحران می‌ماند

وزیر صمت می‌آید چند عدد، چند وعده، چند جمله تکراری اما مالیات‌های سنگین سر جایش است تورم سر جایش است رکود سر جایش است و بی‌اعتمادی عمیق‌تر از همیشه

مشکل مردم، فوری‌تر از نشست‌هاست

مردم ایران نشست اضطراری نمی‌خواهند نان می‌خواهند ثبات می‌خواهند آینده می‌خواهند مشکل اصناف، با عکس یادگاری و بیانیه حل نمی‌شود

خیابان جلوتر از مجلس حرکت می‌کند

واقعیت این است خیابان از مجلس جلوتر است بازار از دولت عبور کرده و جامعه دیگر با وعده آرام نمی‌شود هر روز تأخیر، هر جلسه بی‌نتیجه یعنی یک قدم نزدیک‌تر شدن به انفجار اجتماعی

نتیجه روشن است

وقتی نمایندگان، نماینده نیستند وقتی نشست، جای پاسخ را می‌گیرد وقتی بحران را با جلسه می‌پوشانند اعتراض نه متوقف می‌شود نه فراموش

این کشور با نشست اضطراری نجات پیدا نمی‌کند با تغییر اولویت‌ها نجات پیدا می‌کند و تا آن روز اعتراض ادامه

تاریخ این روزها را چگونه مینویسد

 

تاریخ این روزها را چگونه خواهند نوشت

در تاریخ ایران خواهند نوشت نه از شکوه و عدالت بلکه از روزگاری که مردمش زیر بار فقر خم شدند و پاسخ حاکمان به نان‌خواهی، باتوم بود

وقتی فقر جرم شد

مردم به خیابان آمدند نه برای آشوب نه برای تخریب بلکه برای زنده ماندن برای نان برای کرامت اما فقر در این سرزمین جرم تلقی شد

سرکوب به‌جای پاسخ

نیروهای سرکوب، از دل همین جامعه در برابر مردمی ایستادند که به تنگ آمده بودند کارگر، بازنشسته، کاسب، جوان بیکار باتوم بالا رفت نه برای دفاع از قانون بلکه برای حفاظت از قدرت

قصرها امن، مردم بی‌پناه

در همان لحظه‌ها مسئولان ثروتمند و اجنبی‌خو در قصرهای امن نشسته بودند با حقوق‌های نجومی با رانت با مصونیت و دستور سرکوب صادر می‌شد بی‌آنکه صدای شکستن استخوان مردم را بشنوند

شکاف عمیق حاکم و ملت

این فقط سرکوب خیابانی نیست این نمایش شکاف عمیق میان مردم و حاکمیت است جایی که حکومت دیگر نماینده ملت نیست بلکه نگهبان ثروت و قدرت خود شده است

قضاوت تاریخ

تاریخ این روزها را دقیق ثبت خواهد کرد خواهد نوشت که چگونه فقیر را زدند و فاسد را حفظ کردند چگونه مردم را مقصر دانستند و مسئولان را مقدس

پایان این روایت

اما تاریخ فقط ثبت‌کننده نیست قضاوت هم می‌کند و هیچ حکومتی که باتوم را جای نان گذاشت در حافظه ملت با احترام باقی نمانده است این روزها می‌گذرد اما ننگش باقی می‌ماند

فرصت بحران سودجویی مشود

 

وقتی بحران،

 فرصت سودجویی می‌شود

کجای دنیا وقتی مردم زیر فشار اعتراض زیر بار فقر و زیر سایه جنگ زندگی می‌کنند قیمت‌ها ناگهان چند برابر می‌شود؟

در کدام کشور درد مردم بهانه‌ای می‌شود برای گران‌فروشی و ناامنی روانی جامعه تبدیل می‌شود به فرصت سودجویی؟

جایی که دولت غایب است نظارت بی‌معناست و بحران به حال خود رها شده بازار تبدیل می‌شود به میدان تاخت‌وتاز کاسبان بحران

مردم نگران فردای خود هستند اما عده‌ای در همین نگرانی سود می‌برند قیمت‌ها را بالا می‌کشند و فشار را بیشتر می‌کنند

نه جنگ شروع شده نه کمبود واقعی ایجاد شده اما گرانی از راه رسیده چون در این کشور بحران همیشه بهانه است و مردم همیشه قربانی

بله این فقط ایران است جایی که در سخت‌ترین روزها به‌جای حمایت از مردم بار زندگی را سنگین‌تر می‌کنند

افشاگری وحشتناک از تراستی‌ها

  افشاگری وحشتناک از تراستی‌ها/  از سال 96 تا الان به پول نقد و به ریال بازمی‌گردانند/  دستگاه‌های نظارتی و حاکمیت کوتاهی کردند و برخورد کرد...