۱۴۰۵ فروردین ۵, چهارشنبه

پذیرش پناهجوی در آلمان


تردید گسترده در آلمان

 نسبت به پذیرش پناهجوی بیشتر از ایران

آلمان یک جامعه بزرگ تبعیدی ایرانی دارد. هنوز مشخص نیست که آیا جنگ باعث پناهنده شدن هر چه بیشتر ایرانیان به آلمان خواهد شد یا نه. در آلمان بسیاری از مردم نسبت به پذیرش پناهندگان بیشتر با دیدی انتقادی نگاه می‌کنند.تشدید جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، بحث احتمال به راه افتادن موج جدید پناهجویی از منطقه را دوباره در آلمان داغ کرده است.

بر اساس نظرسنجی مؤسسه “فورسا” که به سفارش هفته‌نامه “اشترن” و شبکه تلویزیونی آلمانی “آرتی‌ال” انجام گرفته، ۷۳ درصد از مردم آلمان بر این باورند که کشورشان نمی‌تواند به خوبی از پس پذیرش پناهندگان بیشتر از ایران بر‌آید.

طبق این نظرسنجی، در میان هواداران احزاب محافظه‌کار دموکرات مسیحی و سوسیال مسیحی (CDU/CSU)، ۸۰ درصد چنین نظری دارند و در میان رأی‌دهندگان به حزب راست پوپولیست آلترناتیو برای آلمان (AfD) این رقم به ۹۸ درصد می‌رسد.

اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله

اما حتی در میان هواداران حزب سوسیال دموکرات (SPD) با ۶۳ درصد و نیز حتی در میان هواداران حزب چپ، تردید وجه غالب را دارد. طبق این گزارش، تنها حامیان حزب سبزها هستند که اکثراً در این زمینه مشکل بزرگی برای آلمان نمی‌بینند.

زمینه بحث درباره احتمال افزایش شمار پناهجویان از ایران، به بمباران‌های فزاینده این کشور و نیز افزایش سرکوب از سوی حکومت ایران و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی برمی‌گردد.

با این حال، بر اساس ارزیابی سازمان‌های بین‌المللی، تاکنون نشانه‌ای از فرار گسترده مردم از ایران به کشورهای دیگر دیده نشده است.

آیا موج بزرگتر مهاجرت در راه است؟

کارشناسان در این مورد که آیا واقعاً موج بزرگتر مهاجرت از ایران شکل خواهد گرفت و اینکه آیا این موج به آلمان هم خواهد رسید، اختلاف نظر دارند.

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

ایران طولانی‌ترین مرز را با عراق دارد، اما برای حرکت به سمت اروپا، مرز شمالی ایران با ترکیه از اهمیت بیشتری برخوردار است.

بر اساس داده‌های کارشناسان حوزه ادغام پناهجویان در جامعه میزبان، بزرگترین جامعه تبعیدی ایرانی در اروپا، با حدود ۳۱۹ هزار نفر، در آلمان زندگی می‌کند. از این تعداد، ۱۲۸ هزار نفر که دارای پیشینه مهاجرت از ایران هستند، تابعیت آلمانی دارند.

مؤسسه افکارسنجی “فورسا” برای این نظرسنجی که در روزهای ۱۹ و ۲۰ مارس ۲۰۲۶ انجام گرفته، از هزار آلمانی نظرسنجی کرده است.

محمدباقر قالیباف کیست

 

محمدباقر قالیباف کیست؟




محمدباقر قالیباف از چهره‌های بانفوذ سیاسی ایران به شمار می‌رود و ارتباط نزدیکی با سپاه پاسداران انقلاب اسلامی دارد. نام او همچنین با اتهام‌های فساد و سرکوب اعتراضات گره خورده است.دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، روز دوشنبه اعلام کرد گفت‌وگوهایی با ایران در جریان است و ابراز امیدواری کرد که توافقی برای پایان دادن به مناقشه ایران حاصل شود.

با این حال، وب‌سایت خبری “اکسیوس” گزارش داد که مصر، پاکستان و ترکیه روز یکشنبه ۲۲ مارس (دوم فروردین) میان آمریکا و ایران میانجی‌گری کرده و تلاش کرده‌اند تماس تلفنی میان محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی و تیم ترامپ را برای روز دوشنبه ترتیب دهند.

اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله

مقام‌های ایران این گزارش‌ها را رد کردند. محمدباقر قالیباف در گفت‌وگو با رسانه‌های ایران، خبرهای مربوط به مذاکرات با آمریکا را که به گفته او در جریان گفت‌وگوهای هسته‌ای پیش‌تر دو بار به ایران حمله کرده بود، “اخبار جعلی” خواند و گفت این گزارش‌ها با هدف تاثیرگذاری بر بازارهای مالی و نفتی و خرید زمان منتشر شده‌اند.

روزنامه “وال‌استریت ژورنال” نیز گزارش داد هزاران تفنگدار دریایی آمریکا قرار است روز جمعه ۲۷ مارس (۷ فروردین) به خاورمیانه اعزام شوند تا امنیت تنگه هرمز را دوباره برقرار کنند.

از سپاه پاسداران تا سیاست

محمدباقر قالیباف ۶۴ ساله، فرمانده پیشین سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و خلبان است. او در رشته جغرافیای سیاسی دکترا دارد و در رساله خود به رابطه میان فضا، قدرت، دولت و سیاست‌های امنیتی پرداخته است.

بیشتر بخوانید: تداوم اعتراضات و تشدید سرکوب؛ روسای سه قوه تشکیل جلسه دادند

او در جوانی در جنگ ایران و عراق (۱۳۵۹ تا ۱۳۶۷) شرکت داشت و در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به‌تدریج ارتقا یافت و فرماندهی واحدهای مختلف را بر عهده گرفت. پس از پایان جنگ، ریاست قرارگاه سازندگی خاتم‌الانبیاء را بر عهده گرفت؛ نهادی که برای بازسازی کشور زیر نظر سپاه ایجاد شد.

این قرارگاه امروز به‌عنوان بازوی اقتصادی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شناخته می‌شود و صدها شرکت زیرمجموعه و پیمانکار را در بر می‌گیرد.

علی خامنه‌ای در سال ۱۳۷۶ او را به فرماندهی نیروی هوایی سپاه منصوب کرد. محمدباقر قالیباف در کنار دیگر فرماندهان سپاه نقش مهمی در برخورد با اعتراضات دانشجویی سال ۱۳۷۸ داشت و همراه با قاسم سلیمانی نامه‌ای تهدیدآمیز به محمد خاتمی، رئیس جمهور وقت، امضا کرد که در آن به دولت هشدار داده شده بود اعتراضات را بیش از این “تحمل” نکند.

او بعدها در مصاحبه‌هایی گفت که شخصا در جریان این اعتراضات با باتوم به معترضان ضربه زده است. یک سال بعد به ریاست نیروی انتظامی ایران رسید.

محمدباقر قالیباف بارها برای انتخابات ریاست جمهوری نامزد شد. او در سال ۱۳۸۴ نامزد شد اما از محمود احمدی‌نژاد شکست خورد. پس از آن به عنوان شهردار تهران منصوب شد و از سال ۱۳۸۴ تا ۱۳۹۶ این سمت را در اختیار داشت.

بیشتر بخوانید: آینده محتمل جمهوری اسلامی؛ از نابودی کامل تا پوست‌اندازی

او در سال ۱۳۹۲ بار دیگر نامزد انتخابات ریاست جمهوری شد اما از حسن روحانی شکست خورد و در سال ۹۶ نیز پیش از برگزاری انتخابات به نفع ابراهیم رییسی کناره‌گیری کرد.

اتهام‌های فساد و حاشیه‌ها

بر اساس گزارش برخی روزنامه‌نگاران ایرانی، در دوران شهرداری محمدباقر قالیباف، املاک دولتی در مواردی با قیمتی بسیار پایین‌تر از ارزش واقعی، گاه تا ۵۰ درصد کمتر، واگذار شده‌اند. گفته می‌شود برخی از خریداران از مقام‌های دولتی و اعضای خانواده او بوده‌اند.

همچنین گزارش‌هایی منتشر شده که او مبالغ قابل توجهی از بودجه شهرداری را به بنیاد همسرش منتقل کرده است؛ بنیادی که گفته می‌شود از مادران تنها یا زنان نان‌آور خانواده حمایت می‌کند. فعالیت دقیق این بنیاد به‌طور مستقل قابل بررسی نیست.

اتهام‌های فساد علیه محمدباقر قالیباف به دلیل ارتباط نزدیک او با علی خامنه‌ای هرگز به‌طور کامل بررسی نشد و برخی روزنامه‌نگارانی که درباره این موضوع گزارش داده بودند به حبس محکوم شدند.

در سال‌های اخیر، مسائل مربوط به اعضای خانواده او نیز خبرساز شده است. از جمله تلاش پسرش اسحاق برای دریافت اقامت دائم در کانادا که از سال ۱۳۹۸ پیگیری شد و حتی به شکایت در دادگاه فدرال کانادا انجامید.

این موضوع در ایران بحث‌برانگیز شد، زیرا برخی آن را با مواضع ضدغربی پدرش ناسازگار می‌دانستند. درخواست او در نهایت رد شد.

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

همچنین سفر دختر محمدباقر قالیباف و خانواده‌اش به ترکیه در سال ۱۴۰۱ واکنش‌هایی برانگیخت. انتشار تصاویری از بازگشت آنها از استانبول به تهران با خریدهای گسترده وسایل نوزاد که در رسانه‌ها به عنوان “سیسمونی” توصیف شد، انتقادهای زیادی را در پی داشت؛ آن هم در شرایطی که ایران با بحران اقتصادی و تورم بالا روبه‌رو است.

محمدباقر قالیباف به عنوان سیاستمداری با نفوذ در ساختار سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شناخته می‌شود. اینکه او برخلاف برخی دیگر از مقام‌های ایران در جریان حملات آمریکا و اسرائیل کشته نشده، گمانه‌زنی‌هایی را برانگیخته است. با این حال، اینکه او چه نقشی در تحولات آینده خواهد داشت، هنوز روشن نیست.

۱۴۰۵ فروردین ۴, سه‌شنبه

بیست و چهارمین روز جنگ

 بیست و چهارمین روز جنگ 


نجات کودک در اوار جنگ 

نجات مرد از آوار جنگ 



 در ۲۴ ساعت گذشته، خبرگزاری هرانا دست کم ۳۷۹ در قالب ۲۰۶ در ۲۰ استان کشور را ثبت کرده است. این رویدادها در ۲۴ ساعت اخیر در مجموع منجر به ۱۷۵ تلفات انسانی (شامل کشته و زخمی نظامی و غیرنظامی) شده‌اند. 55 درصد از کل عملیات صورت گرفته در شبانه روز گذشته به تهران گرفته شده است.

بر اساس اطلاعات اولین دقایق تا پایان روز ۳ فروردین ۱۴۰۵، دست‌کم ۳۶ غیرنظامی کشته و ۱۳۸ غیرنظامی زخمی شده‌اند.

داده های تجمیعی از آغاز در 9 اسفندماه تا زمان انتشار این گزارش بر اساس رویدادهای ثبت شده و در نظر گرفتن حداقلی برای ارقامی که با «بیش از» مشخص شده است:

کشته‌شدگان غیرنظامی: ۱۴۴۳ نفر
 (از جمله دست‌کم ۲۱۷ کودک)
کشته شدگان: ۱۱۶۷ نفر
کشته‌شدگان نامشخص (غیرنظامی/نظامی): ۶۵۸ نفر

شعر فریاد حقیقت در برابر دین

 

فریادِ حقیقت در برابرِ دینِ ستم

 



چو ناراست آید سخن سوی جان

حقیقت نیاید به چشمِ روان


نه کس این زندگی بهر چیست

نه گیتیِ بی انتها ملک کیست


ندیده جهان را نه هر باخِرد

به راهش ز عمرِ گرانش نهد


چو مقصود زیستن را ز خویش

بیابی بُوَد به ز هر دین و کیش


که از دین و مذهب نیاید فروغ

بجز ظلم و نیرنگ و جنگ و دروغ


شما ای که در راه مذهب چنین

سنانِ ستم تیز کرده ز کین


مگر دینتان دین رحمت نبود

کتاب خداتان ز حکمت نبود


دروغِ بزرگ است اسلامتان

ریا هست و تزویر ایمانتان


کدامین امام و خلیفه به چهر

به غیر از مسلمان نشاندن مهر


که اینان به خود هم چنان دشمن اند

مسلمان ِ هم کیش ِ خود هم کُشند


به دل شد شرر کینه ی مسلمین

که کشتند گلهای ایران زمین


عبا پوشِ آهِرمنِ دیو خو

که از آدمیت نبردست بو


از این سیلِ خونین مصون نباشد

به دامنش این سیل خون را بگیر


تو ای مست قدرت تو ای اجنبی

که گم کرده راهی میانِ شبی


به بیراهه باشد هزاران بلا

نخواندی آیا قصه کربلا


نه ستم کی ستم بینَدی

بُوَد کربلا خود سزای بدی


تو را ای ستمگر چه اندیشه بود

که گمراهیت این چنین پیشه بود


یکی نیست در مذهبت

ز نسل کنونی تا به پیغمبرت


که اندر خمِ شهوت و جنگ و خون

همه ننگ نام و همه در جنون


ببین عاقبت اهلِ ایران زمین

کمر بسته بهر تو و کار دین


که پیچند تومار دینت چنان

که نامی نماند ز قرآن تان


همه باز گشته اند بر اصل خویش

نیاکان و دین و همی نسل خویش


مشو دلخوش از آن غم دیده ایم

به فرجامِ ضحاک خندیده ایم


به راهِ وطن جان فشاندن رواست

که نامش نکو تر ز نامِ خداست


چه گوهر کلامی ست زان پاکزاد

چو ایران تن من مباد


این شعر رو یه عنوان و یک هشتک بگو میخام تو وبسایتم بنویسمش

ایران پس از حکومت اسلامی





ایران پس از جمهوری اسلامی: چالش‌ها و فرصت‌های استقرار نظام بر حقوق بشر

 یک بررسی پژوهشی درباره ساختارهای سیاسی، حقوقی و اجتماعی در دوره گذر

چکیده

تحولات سیاسی در دوره‌های طولانی حکومت اقتدارگرا را تجربه کرده است، معمولاً با چالش‌های نهادی، اجتماعی و اقتصادی همراه است. یکی از مهم‌ترین مسائل در شرایطی، ایجاد نظام نظامی است که اصول حقوق بشر، حاکمیت قانون و مشارکت سیاسی را تضمین می‌کند. در ایران نیز در مورد آینده ساختار ساختاری و امکان شکل‌گیری نظامی مبتنی بر حقوق بشر در سال‌های سیاسی بعدی در مورد پژوهشگران علوم، حقوق‌دانان و فعالان مدنی قرار گرفته است. این مقاله با طرح‌های پژوهشی به بررسی چالش‌ها و فرصت‌های احتمالی در مسیر استقرار مبتنی بر حقوق بشر در ایران می‌پردازد و تجربه دیگری را برای بررسی قرار می‌دهند 

استقرارهای مبتنی بر حقوق بشر نظام یکی از مهمترین اهداف جنبش‌های دموکراسی‌خواه در جهان بوده است. این نظام‌ها بر اصولی مانند حاکمیت قانون، تفکیک قوا، آزادی‌های مدنی و مشارکت سیاسی مردم استوار هستند. با این، انتقال از یک نظام اقتدارگرا به چنین ساختاری فرآیندی پیچیده و چندبعدی است که نیازمند اصلاحات حال در حوزه‌های حقوقی و اجتماعی است.

پژوهش‌های مربوط به سیاسی نشان می‌دهد که موفقیت در ایجاد نظام‌های دموکراتیک به عوامل متعدد وابسته است. از جمله وجود نهادهای مدنی فعال، فرهنگ سیاسی مشارکتی، اقتصاد پایدار و حقوقی شفاف است. در این موارد، بررسی شرایط و ظرفیت‌های ایران برای ایجاد ساختاری بر حقوق بشر ویژه‌ای دارد.

اصول نظام بر حقوق بشر

یک نظام سیاسی بر حقوق بشر معمولاً دارای ویژگیهای زیر است:

در چنین نظامی، قانون برای همه افراد از هیچ دولت دولتی الزام‌آور است و فرد یا نهادی فراتر از قانون قرار نمی‌گیرد. استقلال قوه قضائیه یکی از مهم‌ترین عناصر حاکمیت قانون می‌شود.

تفکیک میان قوه مجریه، مقننه و قضائیه باعث جلوگیری از بیش از حد قدرت می‌شود. این اصل یکی از پایه های اساسی نظام های دموکراتیک است.

آزادی

بیان، آزادی تجمع، آزادی رسانه‌ها و حق مشارکت سیاسی از مهمتر حقوق آزادی‌هایی هستند که در اسناد بین‌الملل بشری مورد استفاده قرار گرفته‌اند.

برابری در برابر قانون

همه مردم بدون توجه به جنسیت، قومیت، مذهب یا گرایش سیاسی از حقوق برابر باید باشند.

تجربه دیگری در استقرار نظام های حقوق بشری

یزن

سپاه و امپراطوری


سپاه پاسداران؛ از نظامی تا امپراتوری قدرت در ایران
سپاه پاسداران در ابتدا به عنوان نیرویی برای دفاع از انقلاب شکل گرفت اما در طول دهه های گذشته به یکی از قدرتمندترین بازیگران سیاسی اقتصادی و امنیتی ایران تبدیل شد به نهادی که امروز در کشور بسیاری از تصمیمات کلان نقش تعیین کننده دارند.

گسترش قدرت فراتر از حوزه نظامی
سپاه پاسداران در سال‌های گذشته نفوذ خود را از حوزه‌های نظامی سیاسی اقتصادی و امنیتی گسترش می‌دهد که فرماندهان سپاه در دولت مجلس و نهادهای تصمیم‌گیری نشان می‌دهند این نهاد به یکی از بازیگران اصلی قدرت در ایران تبدیل می‌شود.

امپراتوری اقتصادی
شرکت‌ها و مجموعه‌های وابسته به سپاه در پروژه‌های بزرگ اقتصادی از نفت و گاز گرفته شده تا ساخت‌وساز و زیرساخت‌های کشور نقش مهمی را برعهده دارند، می‌گویند چنین تأثیراتی بر شکل‌گیری اقتصادی غیررقابتی و انحصاری است.

سیاسی
حضور نیروی ارتش در سیاست باعث ایجاد مرز میان نهاد و ساختار حکومتی کمرنگ می‌شود که بسیاری از تحلیلگران یکی از نگاه‌های اصلی در مسیر اصلاحات سیاسی در ایران می‌شود.

طنز تلخ تاریخ ایران

 

رهبری مجتبی خامنه‌ای طنزی تلخ در حکومتی مثل جمهوری


«جمهوری یا شرکت خانوادگی؟»
در تاریخ سیاست، گاهی اتفاقاتی رخ می‌دهد که حتی نویسندگان طنز هم از تصورش جا می‌مانند.
یکی از این نمونه‌ها، ماجرای رسیدن به مجتبی خامنه‌ای در ایران است. کشوری که نام نظامش «جمهوری» است اما انتقال قدرت در آن بیشتر شبیه به کلمه یک مغازه خانواده به پسر صاحب مغازه به نظر می‌رسد.
سال‌ها به مردم گفته‌اند که نظام سیاسی ایران بر پایه رأی مردم و «مردم‌سالاری دینی» بنا شده است.
اما وقتی به بالاترین مقام قدرت رسید، داستان درباره حال و هوای قدیمی را پیدا کرد؛ جایی که مهم‌ترین کیفیت برای رسیدن به قدرت، نه رأی مردم، نه کارنامه مدیریتی و نه حتی محبوبیت اجتماعی، بلکه نسبت به علی خامنه‌ای بود.
در هر کشوری اگر کسی بخواهد به بالاترین مقام برسد، معمولاً باید در سیاست، مدیریت یا حتی در رقابت‌های انتخاباتی شناخته شود.
اما در این داستان، گویی مهم‌ترین رزومه این است که «پسر رهبر قبلی» باشی.
اگر این روند ادامه پیدا کند، شاید لازم باشد قانون اساسی را هم کمی اصلاح کنند و کنار کلمه «جمهوری» یک توضیح کوچک اضافه کنند: «با قابلیت انتقال ارثی».
جالب‌تر از این است که در سال‌های گذشته هر بار صحبت از جانشینی می‌شد، با جدیت می‌گفتند چنین چیزی «شایعه» است.
اما در نهایت همان شایعه‌ای که بارها تکذیب شد، تبدیل به واقعیت شد و انگار در سیاست ایران، تکذیب‌ها گاهی فقط مرحله‌ای از اعلام خبر هستند.
حالا که مجتبی خامنه‌ای به عنوان رهبر معرفی شده، از مردم با طنزی تلخ می‌پرسند: اگر قرار بود قدرت به شکل خانواده منتقل شود، چرا این همه سال درباره «جمهوری» صحبت شد؟ شاید ساده تر بود از همان ابتدا می گویند: «ما یک سلطنت بدون تاج داریم.»
در نهایت، تاریخ احتمالاً این دوره را به شکل توصیفی عجیب خواهد کرد: کشوری که نامش جمهوری بود، اما تغییر قدرت در آن بیشتر شبیه یک سریال خانواده خانواده بود. سریالی که در آن نقش اصلی نه با رأی مردم، بلکه با نسبت مشترک می‌کند.
و شاید بزرگ‌ترین طنز ماجرا همین باشد:
در قرن بیستویکم، هنوز هم در حدود جاها، مهم ترین مسیر رسیدن به همان مسیر قدیمی است. تولد در خانواده درست.

پذیرش پناهجوی در آلمان

تردید گسترده در آلمان  نسبت به پذیرش پناهجوی بیشتر از ایران     آلمان یک جامعه بزرگ تبعیدی ایرانی دارد. هنوز مشخص نیست که آیا جنگ باعث پناهن...