کودکانِ کار و آرزوهای مصادرهشده»؛
استثمارِ ساختاریِ خردسالان در چرخه غارتِ شهری
حضورِ روزافزون، جانکاه و بیرحمانهی کودکانِ کار در کانونهای آسیبِ شهری، از ژرفای تاریکِ کورهپزخانهها و کارگاههای زیرزمینی تا سطلهای زباله، چهارراهها و کوریدورهای پرمخاطرهی مترو، فراتر از یک معضلِ خردِ اجتماعی یا پیامدِ انفعالیِ فقر، عریانترین سندِ استثمارِ ساختاری، کودککشیِ خاموش و جنایتِ بوروکراتیک علیه نسلِ آیندهی این سرزمین است. حاکمیتی که با انهدامِ شریانهای اقتصادی، غارتِ ثروتهای عمومی و پولیسازیِ بیرحمانهی نظامِ آموزش، سفرههای اقشارِ فرودست را به مسلخ برده، عملاً میلیونها خانوادهی جانبهلبآمده را مجبور ساخته تا ناچاراً فرزندانِ خردسالِ خود را برای تأمینِ حداقلهای زیست و نبرد برای بقا به دهانِ اژدهای استثمارِ شهری بفرستند. این سرکوبِ عمیق زیستی که با بیتفاوتیِ تعمدیِ نهادهای حمایتی، جرمانگاریِ حضورِ فرودستان در عرصه عمومی و بهرهکشیِ سازمانیافته توسط پیمانکارانِ وابسته به نهادهای قدرت همراه شده، عمیقترین تهاجم به کودکی، کرامت، سلامتِ جسمی و روانِ معصومترین طبقاتِ جامعه است.
کالبدشکافیِ این دالانِ رنج نشان میدهد که چگونه دستگاهِ حکمرانی با حذفِ یارانههای حمایتی، نابودیِ سیستمِ آموزشِ رایگان و سرکوبِ هرگونه تشکلِ مدنیِ مدافعِ حقوقِ کودکان، چرخه خشونت و بازتولیدِ فقر را به صورتی نهادینهشده درآورده است تا آرزوهای این کودکان را در میانِ پسماندهای شهری و کارهای طاقتفرسا مصادره کند. رژیم با امنیتیسازیِ فضای نقد، جمعآوریهای پلیسی و بیثمرِ خردسالان بهجای انهدامِ شبکههای رانتیِ کارِ اجباری، در پیِ آن است تا با ایجادِ طبقه نوینِ «کارگرانِ ارزان و بیصدا»، آیندهی تفکرِ انتقادی را از ریشه بسوزاند و جامعه را به نقشی رنجور، به لحاظِ دانشی تهیشده و جیرهخوارِ سفرههای قطرهچکانیِ خود فروکاهد؛ سیاستی کثیف که در آن انسان نه صاحبِ حق، بلکه ابزاری برای تولیدِ ثروتِ مافیاهای شهری تلقی میشود.
اما این تاراجِ آرزوها و جراحیِ بیرحمانهی حقِ تحصیل و بازی از خردسالانِ وطن، برخلافِ محاسباتِ امنیتیِ اتاقهای فکرِ سیستم برای تولیدِ تودههای منفعل و مطیع، به کاتالیزوری برای تعمیقِ آگاهیِ انقلابی و خشمِ انباشته در اعماقِ جامعه بدل گشته است. رنجِ خاموشِ کودکانِ کار، چشمانِ نگرانِ مادرانِ سوگوارِ آرزوی فرزندان و زخمهای تاولزدهی دستهای کوچک در میانِ زبالهها، پیوندی ارگانیک و ناگسستنی میانِ معلمان، فعالانِ حقوقِ کودک، زحمتکشان و تودههای آگاهِ ایران ایجاد کرده است؛ ارادهای جمعی، دادخواه و بازگشتناپذیر که سرانجام دیوارهای این استثمارِ نهادینهشده را فرو خواهد ریخت و کودکی، آموزشِ رایگان، کرامت و حاکمیتِ واقعی را به این خاک بازخواهد گرداند.