مهدی کوچکزاده
از جهنم نمیترسیدم خود را آتش می زدم
چرا مملکت اینقدر بیآبرو شده؟
مهدی کوچکزاده
از جهنم نمیترسیدم خود را آتش می زدم
چرا مملکت اینقدر بیآبرو شده؟
استعفای پرستاران زیر فشار حقوق ۲۸ میلیونی؛
۷۰ هزار پرستار خانهنشین هستند /
مردم خدمات پرستاری مناسب نمیگیرند و میگیرند تا حد مرگ پیش میرود.
طرح فروش ۱۰ هزار دلار بانکمرکزی جنایت است
نه تنها پوتین از شهادت لاریجانی ناراحت است
که حتی ترامپ هم بابت این قضیه ناراحت است
ادعای نماینده سابق مجلس از ارسال کدهای داخلی برای
شهادت لاریجانی
نه بر پایه ترس، تهدید یا اجبار
زندگی اجباری و پنهانکاری
فردی که مجبور به ازدواج برخلاف خواست خود میشود، ممکن است ناچار شود گرایش جنسی خود را پنهان کند
در چنین شرایطی، زندگی خانوادگی میتواند به یک زندگی دوگانه تبدیل شود؛ زندگیای که در ظاهر مطابق انتظار خانواده است و زندگی خصوصیای که فرد مجبور است آن را مخفی نگه دارد
این پنهانکاری میتواند فشار روانی و اجتماعی سنگینی ایجاد کند و آزادی فرد در تصمیمگیری درباره آینده خود را محدود سازد
خشونت؛ از تهدید تا آسیب جسمی
خشونت خانوادگی میتواند شکلهای مختلفی داشته باشد
تهدید و ارعاب
توهین و تحقیر
محدود کردن رفتوآمد
کنترل ارتباطات و تلفن
محروم کردن از حمایت مالی
اخراج از خانه
خشونت فیزیکی
هیچیک از این رفتارها را نمیتوان با گرایش جنسی فرد توجیه کرد. گرایش جنسی یک انسان، مجوز خشونت علیه او نیست
تهدید به افشای گرایش جنسی
در شرایطی که آشکار شدن گرایش جنسی ممکن است پیامدهای خانوادگی، اجتماعی یا حقوقی داشته باشد، تهدید به افشای آن میتواند به ابزاری برای کنترل و باجگیری تبدیل شود
فرد ممکن است از ترس اینکه خانواده، دوستان، همکاران یا جامعه از گرایش جنسی او مطلع شوند، مجبور به سکوت شود
این وضعیت اهمیت حمایت از حریم خصوصی افراد را بیش از پیش نشان میدهد
زنان لزبین و فشار مضاعف
زنان لزبین ممکن است با ترکیبی از تبعیض جنسیتی و تبعیض مرتبط با گرایش جنسی مواجه شوند
فشار برای ازدواج، کنترل رفتوآمد، محدودیت در تصمیمگیری درباره زندگی شخصی و انتظارهای سنتی درباره نقش زن در خانواده میتواند در کنار فشار ناشی از گرایش جنسی قرار گیرد
به همین دلیل، توجه به وضعیت زنان لزبین در بحث حقوق زنان و حقوق افراد LGBTQ اهمیت ویژهای دارد
حق انتخاب همسر
اعلامیه جهانی حقوق بشر در ماده ۱۶ بر حق ازدواج و تشکیل خانواده و اهمیت رضایت آزادانه و کامل طرفین برای ازدواج تأکید میکند.
ازدواجی که در نتیجه تهدید، اجبار یا فشار شدید خانوادگی شکل بگیرد، با اصل رضایت آزادانه سازگار نیست
حق امنیت و کرامت انسانی
اعلامیه جهانی حقوق بشر در ماده ۱ بر برابری انسانها در کرامت و حقوق تأکید دارد و ماده ۳ حق زندگی، آزادی و امنیت شخصی را به رسمیت میشناسد
بنابراین، یک فرد همجنسگرا نیز مانند هر انسان دیگری حق دارد در برابر خشونت، تهدید و رفتار تحقیرآمیز مورد حمایت قرار گیرد
سکوت، به معنای نبود خشونت نیست
یکی از مشکلات مهم در بررسی خشونت علیه افراد همجنسگرا، پنهان ماندن بسیاری از موارد است
ترس از آشکار شدن گرایش جنسی، ترس از خانواده، نگرانی درباره پیامدهای اجتماعی و حقوقی و نبود فضای امن برای گزارش خشونت میتواند باعث شود بسیاری از قربانیان سکوت کنند
بنابراین نبود آمار کامل را نباید به معنای نبود مسئله دانست
خانواده میتواند محل حمایت باشد
خانواده میتواند نقش مهمی در حمایت از فرد همجنسگرا داشته باشد. پذیرش، گفتوگو، احترام به حریم خصوصی و خودداری از خشونت میتواند به فرد کمک کند
تا احساس امنیت و کرامت داشته باشد
پذیرش یک انسان به معنای آن نیست که همه اعضای خانواده باید درباره همه موضوعات شخصی او دیدگاه یکسانی داشته باشند؛ بلکه به معنای احترام به کرامت و امنیت اوست
هیچ انسانی نباید به دلیل گرایش جنسی خود مورد خشونت، تهدید، تحقیر یا اجبار قرار گیرد
هیچ زنی نباید برای پنهان کردن گرایش جنسی خود مجبور به ازدواج شود و هیچ فردی نباید برای تغییر چیزی که بخشی از هویت و زندگی شخصی اوست، با خشونت و تهدید مواجه شود
حقوق بشر از یک اصل ساده دفاع میکند: انسان حق دارد با کرامت و امنیت زندگی کند و انتخابهای اساسی زندگی او نباید با زور و خشونت تعیین شود
ازدواج بدون رضایت، انتخاب نیست
خشونت، تربیت نیست
و گرایش جنسی، مجوز آزار یک انسان نیست
گاهی فکر می کنم در سرزمین من،
زن بودن فقط یک تولد نیست؛
یک مبارزه است. دختری که به دنیا میآید،
پیش از آنکه خودش را بشناسد،
برای بدنش قانون نوشتهاند.
برای لباسش، برای صدایش، برای خندیدن، برای راه رفتنش و حتی برای اینکه تا کجا، میتواند خودش باشد.
به زن گفته زیبا باش، اما نه آنقدر که دیده شوی؛ بلند بخند، اما نه آنقدر که شنیده شوی؛ عاشق باش، اما انتخاب نکن؛ مادر باش، همسر باش، اما کمتر از «خودت» حرف بزن.
زنانگی را چیزی دانستند که باید پنهان شود. آنچه باید پوشانده شود، بدنی که باید کنترل شود، صدایی که باید پایین بیاید و رؤیاهایی که باید پیش از بزرگشدن، آرامآرام دفن شوند. اما من فکر می کنم زنانگی گناه نیست. زن بودن نه ضعیف است، نه شرم و نه چیزی که باید برایش عذرخواهی کرد. زنانگی یعنی حق انتخاب کردن؛ حقِ دوست داشتن یا نداشتن، حقِ مادر شدن یا نشدن، حقِ پوشیدن یا نپوشیدن، حقِ کار کردن، خندیدن، سفر کردن، رقصیدن، آواز خواندن و ساده تر از همه، حقِ این که یک زن، صاحبِ خودش باشد.
چه چیزی ترسناک تر از زنی است که دیگر از خودش خجالت نمی کشد؟ زنی که گوشت را فقط مو میبیند، بدنش را فقط بدن، صدایش را فقط صدا و زندگیاش را چیزی نمیداند که دیگران باید تصمیم بگیرند. شاید سالها تلاش کردهاند و زنانگی را پشت دیوارها، پشت روسریها، پشت ترسها و پشت کلمهای «نباید» پنهان کنند. اما زنانگی نور است؛ اگر پنجره را ببندی، از شکاف دیگری میکند.
من زنی را میکنم که روزی مقابل آینه میستد و برای اولین بار از خودش اجازه نمیگیرد که خودش باشد. و آن روز، هیچ دیواری فرو نمیریزد؛ فقط یک زن دیگر خودش را زندانی نمیکند. شاید آزادی از همینجا شروع شود: از لحظهای که زن بداند بدنش متعلق به خودش است، صدایش متعلق به خودش است و زندگیاش دیگر چیزی نیست که دیگران برای او تعریف کنند.
من نمیخواهم زنانگیام را پنهان کنم. میخواهم آن را زندگی کنم با تمام لطافتش، با تمام خشمش، با تمام زخمهایش و با تمام قدرتی که سالها به من گفتهاند نباید داشته باشم.
نفوذ تا سطح عالی رژیم
مهدی کوچکزاده از جهنم نمیترسیدم خود را آتش می زدم چرا مملکت اینقدر بیآبرو شده؟ ▫️غیر از رفقایشان، دلالها و دزدها چه کسانی هستند که م...