رشد قیمت موبایل در پنج ماه؛
از جهش ۹۰ درصدی میانردهها تا تداوم گرانی آیفون
رشد قیمت موبایل در پنج ماه؛
از جهش ۹۰ درصدی میانردهها تا تداوم گرانی آیفون
خبرگزاری آلمان
نوار مرزی پیرانشهر کجاست
و چرا هدف حمله آمریکا قرار گرفت؟
چهار دهه حکومت؛ فساد، سوءمدیریت و نقض حقوق بشر از نگاه منتقدان و پرسشهایی که همچنان باقی ماندهاند
هر حکومتی در نهایت با یک معیار سنجیده میشود؛ نه با تعداد سخنرانیها، نه با شعارها و نه با تبلیغات رسمی، بلکه با کیفیت زندگی مردم، میزان پایبندی به قانون، شفافیت در اداره کشور و احترام به حقوق شهروندان.
طی بیش از چهار دهه گذشته، جمهوری اسلامی ایران همواره با انتقادهای گستردهای از سوی بخشی از جامعه ایران، نهادهای حقوق بشری، کارشناسان اقتصادی و برخی سازمانهای بینالمللی روبهرو بوده است. این انتقادها موضوعاتی مانند فساد، سوءمدیریت، محدودیت آزادیهای مدنی، مشکلات اقتصادی، برخورد با منتقدان و نحوه اداره نهادهای عمومی را در بر میگیرد.
هدف این مقاله، بررسی همین انتقادها و پیامدهای آنها بر جامعه ایران است.
وقتی اعتماد عمومی آسیب میبیند
هیچ سرمایهای برای یک حکومت ارزشمندتر از اعتماد مردم نیست.
اعتماد، زمانی شکل میگیرد که شهروندان احساس کنند:
هرگاه این احساس تضعیف شود، فاصله میان حکومت و جامعه افزایش پیدا میکند.
فساد؛ دشمن خاموش توسعه
فساد تنها به معنای یک پرونده قضایی یا تخلف مالی نیست.
فساد، سرمایهگذاری را کاهش میدهد.
رقابت سالم را از بین میبرد.
کارآفرینی را تضعیف میکند.
و مهمتر از همه، امید مردم به عدالت را کاهش میدهد.
در سالهای گذشته، پروندههای مختلف فساد اقتصادی در ایران رسانهای شده و خود مقامهای جمهوری اسلامی نیز بارها از وجود فساد در بخشهایی از ساختار حکومتی سخن گفتهاند.
اقتصادی که زیر بار بحران خم شد
ایران یکی از بزرگترین دارندگان منابع نفت و گاز جهان است.
با این حال، بسیاری از شهروندان همچنان با مشکلاتی مانند:
دستوپنجه نرم میکنند.
اقتصاددانان دلایل مختلفی از جمله تحریمها، مشکلات ساختاری، سوءمدیریت، فساد و سیاستهای اقتصادی را در شکلگیری این وضعیت مؤثر میدانند.
آزادی بیان؛ مطالبهای که همچنان مطرح است
منتقدان جمهوری اسلامی سالهاست خواستار گسترش آزادی بیان، آزادی رسانهها، امکان فعالیت احزاب، تشکلهای صنفی و جامعه مدنی هستند.
در مقابل، مقامهای جمهوری اسلامی تأکید کردهاند که برخی محدودیتها را با ملاحظات امنیتی توجیه میکنند.
این اختلاف دیدگاه، یکی از محورهای اصلی بحث درباره وضعیت حقوق شهروندی در ایران بوده است.
حقوق بشر و نگاه جامعه جهانی
گزارشهای گزارشگران ویژه سازمان ملل و سازمانهای حقوق بشری در سالهای مختلف به موضوعاتی مانند اجرای مجازات اعدام، وضعیت برخی زندانیان، آزادی بیان، آزادی اجتماعات و حقوق اقلیتهای مذهبی پرداختهاند.
در مقابل، دولت ایران بخشی از این گزارشها را رد کرده و آنها را ناعادلانه یا سیاسی دانسته است.
صرفنظر از این اختلاف نظرها، این موضوعات همچنان در کانون توجه بینالمللی قرار دارند.
جوانانی که آیندهای متفاوت میخواهند
نسل جدید ایران، بیش از هر زمان دیگری با جهان در ارتباط است.
این نسل خواهان فرصتهای شغلی بهتر، آزادیهای مدنی بیشتر، حکمرانی شفاف، اقتصاد باثبات و امکان برنامهریزی برای آینده است.
وقتی این مطالبات برآورده نشود، پیامدهایی مانند مهاجرت نخبگان، کاهش سرمایه اجتماعی و ناامیدی میتواند افزایش یابد.
خطاب به مسئولان جمهوری اسلامی
قدرت واقعی، در توانایی شنیدن صدای منتقدان است.
هیچ حکومتی با نادیده گرفتن مشکلات، آنها را حل نمیکند.
اگر فساد وجود دارد، باید با شفافیت و بدون تبعیض با آن مقابله شود.
اگر اقتصاد با بحران روبهرو است، باید سیاستهایی اتخاذ شود که نتیجه آن در زندگی مردم دیده شود.
اگر اعتماد عمومی کاهش یافته است، بازسازی آن تنها با پاسخگویی، اصلاحات و اجرای برابر قانون امکانپذیر خواهد بود.
ایران؛ ظرفیتهایی که نباید از دست برود
ایران کشوری با منابع طبیعی فراوان، نیروی انسانی توانمند و پیشینهای غنی است.
این ظرفیتها میتوانند زمینهساز توسعه، رفاه و پیشرفت باشند؛ اما تحقق این هدف، نیازمند حکمرانی کارآمد، شفافیت، پاسخگویی و احترام به حقوق همه شهروندان است.
پس از بیش از چهار دهه، پرسش اصلی بسیاری از شهروندان همچنان پابرجاست:
آیا سیاستها و تصمیمهای اتخاذشده، توانستهاند کیفیت زندگی مردم را بهبود ببخشند؟
پاسخ به این پرسش، صرفاً در آمارهای رسمی یا بیانیههای سیاسی خلاصه نمیشود؛ بلکه در زندگی روزمره مردم، در قدرت خرید خانوادهها، در اعتماد به نهادهای عمومی، در احساس امنیت حقوقی و در امید جوانان به آینده قابل مشاهده است.
تاریخ، حکومتها را نه با شعارهایشان، بلکه با عملکردشان قضاوت میکند. هر نظام سیاسی که بتواند عدالت، شفافیت، رفاه و احترام به کرامت شهروندان را تقویت کند، سرمایهای ماندگار برای کشور بر جای خواهد گذاشت؛ و هر جا که این ارزشها تضعیف شوند، نقد و مطالبه اصلاح نیز ادامه خواهد یافت
ناقوسهایی که خاموش شدند؛ چهار دهه فشار بر مسیحیان ایران و پرسشهایی که همچنان بیپاسخ ماندهاند
آزادی دین و عقیده، یکی از بنیادیترین حقوق شناختهشده در اسناد بینالمللی حقوق بشر است. این حق تنها به انتخاب یک باور محدود نمیشود؛ بلکه شامل حق عبادت، تشکیل اجتماعات مذهبی، آموزش، تغییر دین و زندگی بر اساس اعتقادات فردی نیز هست.
با این حال، طی چهار دهه گذشته، وضعیت بخشی از شهروندان مسیحی ایران، بهویژه نوکیشان مسیحی، بارها در گزارشهای سازمان ملل، گزارشگران ویژه حقوق بشر و نهادهای بینالمللی مورد توجه قرار گرفته است. این گزارشها به بازداشتها، محدودیت فعالیت کلیساهای فارسیزبان، احکام قضایی و فشار بر برخی نوکیشان اشاره کردهاند.
این مقاله درباره اختلاف اعتقادی میان اسلام و مسیحیت نیست؛ بلکه درباره این پرسش اساسی است که آیا همه شهروندان ایران، فارغ از دین و باورشان، از حقوق برابر برخوردارند؟
وقتی ایمان، به پرونده امنیتی تبدیل میشود
در بسیاری از کشورهای جهان، کلیسا تنها محل عبادت است؛ اما گزارشهای سالهای اخیر نشان میدهد که برخی نوکیشان مسیحی در ایران به دلیل فعالیتهای مذهبی یا شرکت در گردهماییهای خانگی با اتهامهای امنیتی روبهرو شدهاند.
منتقدان میگویند تبدیل مسائل اعتقادی به پروندههای امنیتی، نهتنها آزادی مذهب را محدود میکند، بلکه مرز میان امنیت ملی و آزادیهای اساسی شهروندان را نیز مخدوش میسازد.
کلیساهایی که یکی پس از دیگری خاموش شدند
در سالهای گذشته، فعالیت برخی کلیساهای فارسیزبان محدود یا متوقف شد و بسیاری از نوکیشان گزارش دادهاند که امکان برگزاری آزادانه مراسم مذهبی به زبان فارسی را ندارند.
گزارشگران ویژه سازمان ملل نیز بارها از محدودیت آزادی دین و عقیده و فشار بر اقلیتهای مذهبی، از جمله برخی جوامع مسیحی، ابراز نگرانی کردهاند.
آیا تغییر دین جرم است؟
بر اساس استانداردهای بینالمللی حقوق بشر، هر انسان حق دارد دین یا باور خود را انتخاب یا تغییر دهد.
اما یکی از موضوعات بحثبرانگیز در ایران، وضعیت نوکیشان مسیحی است؛ افرادی که از اسلام به مسیحیت گرویدهاند و در برخی پروندهها با محدودیت یا پیگرد قضایی روبهرو شدهاند.
این مسئله سالهاست محل بحث میان دولت ایران و نهادهای حقوق بشری است.
تأثیر این سیاستها بر جامعه
جامعهای که شهروندانش از ابراز آزادانه باورهای مذهبی خود هراس داشته باشند، با کاهش اعتماد اجتماعی روبهرو میشود.
وقتی شهروندان احساس کنند عقیدهشان میتواند بر فرصتهای شغلی، امنیت یا آینده آنان اثر بگذارد، سرمایه اجتماعی و احساس تعلق به جامعه نیز آسیب میبیند.
خطاب به حاکمان جمهوری اسلامی
اگر حکومتی به مشروعیت و ثبات خود اطمینان دارد، چرا باید از عبادت مسالمتآمیز گروهی از شهروندان بیم داشته باشد؟
ایمان، با اجبار شکل نمیگیرد و با فشار نیز از میان نمیرود.
تاریخ نشان داده است که محدود کردن آزادی عقیده، باورها را از بین نمیبرد؛ بلکه تنها شکاف میان حکومت و جامعه را عمیقتر میکند.
ایران متعلق به همه ایرانیان است
ایران، سرزمین تنوع فرهنگی و مذهبی است.
قدرت یک کشور در یکسان بودن شهروندانش نیست؛ بلکه در توانایی آن برای تضمین حقوق برابر همه آنان است.
حفاظت از آزادی مذهب، امتیازی برای یک گروه خاص نیست؛ بلکه تضمینی برای آزادی همه شهروندان است.
دفاع از حقوق شهروندان مسیحی، دفاع از یک دین خاص نیست؛ دفاع از اصل برابری در برابر قانون است.
جامعهای که حقوق اقلیتهای مذهبی را محترم بشمارد، بنیانهای محکمتری برای عدالت، اعتماد عمومی و همبستگی ملی خواهد داشت.
آینده ایران زمانی روشنتر خواهد بود که هیچ شهروندی، صرفاً به دلیل باور دینی خود، احساس نکند از حقوقی کمتر از دیگران برخوردار است
کرامت انسانی و صلح، مسئولیتی است که همه ما در برابر نسلهای آینده بر عهده داریم.
در روزهایی که اخبار جنگ و درگیری، رسانهها را پر کرده است، نباید فراموش کرد که مهمترین روایت، روایت انسانهاست. هر انفجار تنها یک رویداد نظامی نیست؛ بلکه ممکن است پایان رؤیاهای یک خانواده، آغاز آوارگی کودکی یا داغ همیشگی مادری باشد.
جنگ، پیش از آنکه مرزها را تغییر دهد، زندگی انسانها را تغییر میدهد. امنیت از میان میرود، امید کمرنگ میشود و ترس جای آرامش را میگیرد. آثار این رنجها سالها پس از پایان درگیری نیز در زندگی بازماندگان باقی میماند.
ماده ۳ اعلامیه جهانی حقوق بشر، حق زندگی، آزادی و امنیت شخصی را برای همه انسانها به رسمیت شناخته است. همچنین اصل ۲۲ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران بر مصون بودن جان، حیثیت و حقوق افراد تأکید دارد. این اصول یادآور میشوند که کرامت انسان، حتی در دشوارترین شرایط، باید مورد احترام قرار گیرد.
شاید تاریخ، جنگها را با نام فرماندهان و تجهیزات نظامی به خاطر بسپارد؛ اما حافظه مردم، چهره کسانی را به یاد خواهد آورد که عزیزانشان را از دست دادند، خانههایشان ویران شد و زندگیشان برای همیشه تغییر کرد
ویدئوها و روایتهایی که طی روزهای گذشته در شبکههای اجتماعی منتشر شده و از سوی رسانههای بینالمللی و سازمانهای حقوق بشری راستیآزمایی شدهاند، نشان میدهد نیروهای مسلح به سوی جمعیت آتش گشودهاند و دست به اقداماتی زدهاند که به گفته ناظران، از سرکوبهای پیشین نیز خشنتر بوده است. در خصوص تعداد واقعی کشتهها، اتفاق نظری وجود ندارد و از هزار تا بیش از ۱۰ هزار نفر در گزارشهای مختلف یاد میشود.
در گزارشی که این هفته منتشر شد و تصاویر ثبتشده در ۱۶ شهر از ۹ استان ایران را تحلیل کرده، سازمان عفو بینالملل اعلام کرده است که «معترضان غیرمسلح بارها از ناحیه سر و قفسه سینه هدف نیروهای امنیتی قرار گرفتهاند؛ نیروهایی که در خیابانها و روی پشتبامها، از جمله پشتبام ساختمانهای مسکونی، مساجد و پاسگاههای پلیس مستقر بودهاند.»
این نهاد حقوق بشری مستقر در بریتانیا اعلام کرده است: «رهبر جمهوری اسلامی و نیروهای امنیتی بدترین سرکوب تاریخ را به راه انداختهاند.»
عفو بینالملل از سه بازوی اصلی مسلح که حکومت به رهبری علی خامنهای برای سرکوب اعتراضات به کار گرفته نام میبرد:
۱. نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران که با نام اختصاری «ناجا» شناخته میشود و شامل نیروهای لباسشخصی و یگانهای ویژهای مانند گشت موسوم به «ارشاد» است؛ واحدی که از جمله وظایف آن نظارت و اعمال اجبار در زمینه حجاب اسلامی زنان است. این نیرو بخشی از ساختار نظامی کشور محسوب میشود، خط مقدم امنیت عمومی را تشکیل میدهد و بنا بر برآورد اندیشکده آمریکایی «موسسه مطالعه جنگ»، بین ۲۰۰ تا ۳۰۰ هزار نیرو در اختیار دارد.
۲. بسیج، شبهنظامی داوطلبی که پس از انقلاب ۱۳۵۷ ایجاد شد و در ابتدا برای جذب نیرو جهت جنگ با عراق به کار میرفت. بسیج اکنون یک نیروی شبهنظامی با صدها هزار عضو است که برای تامین امنیت عمومی و سرکوب مخالفان بسیج میشود.
۳. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی؛ نهادی حکومتی با ابعاد نظامی و غیرنظامی که عملا یک ارتش موازی به شمار میرود و در خارج از مرزهای ایران نیز فعالیت دارد. سپاه مستقیما به رهبر جمهوری اسلامی پاسخ میدهد و پس از کشته شدن حسین سلامی در جنگ خردادماه گذشته با اسرائیل، محمد پاکپور فرماندهی آن را بر عهده دارد.
نیروی قدس، شاخه برونمرزی سپاه که در دوران فرماندهی قاسم سلیمانی قدرت زیادی به دست آورد و او در سال ۲۰۲۰ در حمله آمریکا کشته شد، مسئول هماهنگی فعالیتهای خارجی سپاه است؛ از جمله ارتباط و تامین مالی حزبالله لبنان، حوثیهای یمن و گروههای شبهنظامی وابسته در دیگر کشورهای خاورمیانه
سپاه پاسداران از سوی ایالات متحده در فهرست سازمانهای تروریستی قرار گرفته و پارلمان اروپا نیز خواستار قرار گرفتن آن در فهرست مشابهی در اتحادیه اروپا شده است.
بر اساس گزارش سازمان دیدهبان حقوق بشر، این نیروها علیه معترضان از «تفنگ، مسلسل، سلاحهای ساچمهای و ضربوشتم» استفاده کردهاند؛ اقداماتی که از ابتدای سال جاری تاکنون در دهها مورد مستند شده و به کشته و زخمی شدن شهروندان غیرمسلح انجامیده است.
این همان نیروهایی هستند که سرکوب اعتراضات جنبش «زن، زندگی، آزادی» را نیز پس از کشته شدن مهسا امینی در سال ۲۰۲۲ بر عهده داشتند.
در گزارشی که سال ۲۰۲۵ از سوی کمیسیون حقیقتیاب شورای حقوق بشر سازمان ملل ارائه شد، آمده است: «ایران طی دو سال گذشته از به رسمیت شناختن مطالبات مربوط به برابری و عدالت به طور شایسته خودداری کرده است و جرمانگاری، نظارت و سرکوب مستمر معترضان، خانوادههای قربانیان و بازماندگان، بهویژه زنان و دختران، عمیقا نگرانکننده است.»
اما از زمان اعتراضات ۱۸ تیر ماه سال ۱۳۷۸، تا همین امروز، همواره از نقش نیروهای مزدور خارجی در سرکوب اعتراضات مردمی در ایران یاد شده است.
در جریان اتفاقات ۱۸ تیر که با سرکوب خونین دانشجویان و معترضان همراه بود، گزارشهایی در خصوص نقش گروهی از حزبالله لبنان در سرکوب خشونتآمیز معترضان منتشر شده بود. بعد از آن در جریان جنبش سبز و سال ۸۸، گزارشهای متعددی در خصوص نقش داشتن مزدوران این گروه لبنانی در حمله به معترضان به نتیجه انتخابات آن سال منتشر شد.
با گسترش فعالیتهای فرامرزی سپاه پاسداران و به ویژه نیروی قدس آن، نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی در منطقه، بیش از قبل گسترش یافتند. به همان ترتیب، در جریان اعتراضات ادوار بعدی، نقش و حضور این گروهها در سرکوب ایرانیان نیز بیش از قبل شد
رشد قیمت موبایل در پنج ماه؛ از جهش ۹۰ درصدی میانردهها تا تداوم گرانی آیفون ▫️محصولات سامسونگ همچنان در بازار افزایش قیمت دارند، دستگاه...