بیژن عبدالکریمی شما چند «من» هستید...
آقای عبدالکریمی میفرمایند
«من در زمینه دیپلماسی...» واقعا شما چه کاره حسنِ این مملکتید که با این اعتماد به نفس میفرمایید «من در زمینه دیپلماسی...»، این درست که سالهاست به یُمنِ همّت دوستان شما آدم حسابیهای این سرزمین یا خاموشی گزیدهاند و یا به مهاجرت اجباری رفتهاند و یا دق کردهاند و یا گوششان را پیچاندهاند و یا... اما مملکت آنقدرها هم خالی از آدمیزاد نشده که شما از راه نرسیده برای خودتان چنان جایگاهی قائل شوید که بشوید متر و معیارِ منافعِ ملی این مملکت و از موضعی خدایگونه بفرمایید: «به بچههای میدان بسیار بیشتر اعتماد دارم...»
خب که چه؟
توهّم هم حد و اندازهای دارد. حالا سران مملکت چهکار باید بکنند؟ میخواهید شما را که عاری از غرب و غربزدگی هستید به جای قالیباف بفرستند
برای مذاکره با آمریکا؟
خوب شد دو تا اصطلاح میدان و دیپلماسی در این سالها یاد گرفتید. الان مثلا قالیباف مرد میدان نیست و دیپلمات است؟ آنهم از نوع غربزده و غربگرا؟ و آنوقت چون تویی به او اعتماد نداری؟ خب، نداری که نداری
بابا جمع کنید این بساطِ انقلابیبازی قلابیتان را. طرف همه جوانیاش را در میدان جنگ سپری کرده. هشت سال. تازه اگر درگیریهای آن دوسال اول انقلاب را هم
ضمیمهاش کنیم میشود ده سال
در سالهای اخیر هم به گفته سردارانِ سرآمدِ میدان، این قالیباف بود که باعثِ گسترش صنایع موشکی کشور شد. اینکه در تمامی این سالها در مبارزه با آمریکا در منطقه کجای داستان بود بماند. از نقش او در میدانِ جنگ دوازده روزه و چهل روزه
هم بعدها سخن خواهند گفت
حالا شما و رفقای آغلپندارتان معیار مقاومت و ایستادگی و قالیباف شدهاست مظهر وادادگی و سازشکاری؟ شماها شدهاید نماد هویت دینی و ملی و انقلابی و قالیباف شدهاست مظهر غربزدگی و غربگرایی؟
خجالت هم خوب چیزی است که ظاهرا شما با آن از اساس بیگانهاید. از قالیباف هزارجور عیب و ایراد میتوان گرفت که اهل انصاف بارها و بارها گرفتهاند و میگیرند. هنوز هم برخی از آن انتقادات به جای خود باقی است.
این اوضاع جنگی را هم که از سر بگذرانیم باز هم با ایشان حرفها داریم اما مدعی تفکر و فلسفه اگر نتواند در شرایط بحرانی الاهم فیالاهم کند، چه فایده ای برای مملکت دارد. اصلا حیف هوایی که آلوده و نانی که حرام میکند.
کدام حرملهای به شما آموختهاست مدام در بحرانیترین بزنگاههای تاریخی به دوقطبی انقلابی و غیرانقلابی دامن بزنید تا مملکت را به آشوب بکشید؟
خدا را شکر تعدادِ کسانی که شما را جدی بگیرند قابل توجه نیستند اما آمد و ناقصعقلی تحتِ تأثیر همین ترّهات زد و بلایی سر یکی از همین مردانِ دیپلماسیِ به قول شما غربزده آورد، آنوقت همین «منِ» عبدالکریمی زهره آن را دارد مسئولیتِ این غلطکاری را به عهده بگیرد؟
جمع کنید، جمع کنید این سیاهبازیها را وگرنه مجبور میشوم با زبانی با شما سخن بگویم که در خور شأن و منزلت شماست. واقعا دیگر دارید بدجوری حوصله سر بر میشوید