۱۴۰۵ فروردین ۲۷, پنجشنبه

آیا پاکستان در جنگ ایران و آمریکا واقعا منادی صلح است

 

آیا پاکستان در جنگ ایران و آمریکا واقعا منادی صلح است؟



این روزها پاکستان به خاطر نقشی که در جنگ ایران ایفا می‌کند مورد تحسین قرار گرفته است. اما این کشور با توجه به جنگ جاری با افغانستان و سرکوب مخالفان داخلی هنوز به اقداماتی جدی برای بهبود اعتبار و جایگاه خود نیاز دارد.با وجود آن که پاکستان در مذاکرات حساس ۱۱ و ۱۲ آوریل میان آمریکا و ایران در اسلام‌آباد در رسیدن به توافق صلح موفق نبود اما از نقش فعال این کشور در میانجی‌گری در این منازعه جهانی در سطح بین‌المللی تمجید شده است.

پاکستان نه تنها از سوی هیأت اعزامی ایران در اسلام‌آباد، بلکه از سوی دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا نیز مورد تقدیر قرار گرفت.

اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله

ترامپ هم از شهباز شریف، نخست‌وزیر پاکستان و هم از عاصم منیر، فرمانده ارتش این کشور تمجید کرد. او در پیامی در شبکه‌های اجتماعی نوشت: «آ‌ن‌ها افراد بسیار فوق‌العاده‌ای هستند و همواره از من بابت نجات ۳۰ تا ۵۰ میلیون نفر در آن‌چه که می‌توانست به جنگی هولناک با هند تبدیل شود تشکر می‌کنند.»

در حال حاضر مذاکرات صلح میان ایران و ایالات متحده متوقف شده اما هنوز این احتمال وجود دارد که تا پیش از پایان مهلت آتش‌بس در ۲۲ آوریل گفت‌وگوها باز هم ازسر گرفته شود.

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

جی دی ونس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا که ریاست هیأت مذاکره‌کننده آمریکایی را بر عهده داشت یکشنبه ۱۲ آوریل در اسلام‌آباد به خبرنگاران گفت: «واقعیت ساده این است که ما باید شاهد تعهدی صریح و روشن باشیم مبنی بر این که که آن‌ها به دنبال دستیابی به سلاح هسته‌ای نخواهند رفت و همچنین در پی ابزارهایی که قادرشان می‌سازد به‌سرعت به سلاح اتمی دست پیدا کنند نخواهند بود.»

تنش‌های منطقه‌ای

برخی کارشناسان بر این نظرند که اسلام‌آباد برای آن که به عنوان یک میانجی صادق و واقعی صلح شناخته شود باید روابطش را با برخی از کشورهای همجوار، به‌ویژه افغانستان، کشوری که پاکستان می‌گوید، با آن در “جنگی آشکار” قرار دارد و همچنین هند، رقیب دیرینه‌اش که در ماه مه سال گذشته با آن وارد جنگی کوتاه اما مرگبار شد بهبود بخشد.

فاروق سلهریا، تحلیل‌گر سیاسی پاکستان به دویچه وله می‌گوید: «جالب اینجاست که در حالی که پاکستان در سطح بین‌المللی نقش یک میانجی صلح را بازی می‌کرد، چین میزبان گفت‌وگویی یک‌هفته‌ای میان کابل و اسلام‌آباد برای پایان بخشیدن به درگیری‌های جاری میان دو طرف بود.»

روابط میان طالبان حاکم در کابل با اسلام‌آباد از زمانی که این گروه اسلام‌گرا پس از خروج نیروهای بین‌المللی به رهبری آمریکا از افغانستان در سال ۲۰۲۱ دوباره قدرت گرفت رو به تیرگی گذاشته است.

از سال گذشته کابل و اسلام‌آباد در عمل وارد جنگی مستقیم شده‌اند و نیروی هوایی پاکستان آن‌چه که “پناهگاه‌های شبه‌نظامیان” می‌نامد را در درون افغانستان هدف قرار داده است.

روابط این کشور با هند نیز پس از تشدید تنش‌های نظامی در ماه مه ۲۰۲۵ بر سر حملات در پهلگام در کشمیر تحت کنترل هند، همچنان متشنج مانده است.

فاورق سلهریا معتقد است: «این وضعیت نشان می‌دهد که پاکستان نه از نظر ایدئولوژیک و نه از سر ضرورت میانجی و بانی صلح نیست. مبنای ایدئولوژیک دولت پاکستان بر دشمنی با هند استوار است.»

به عقیده این تحلیل‌گر سیاسی پاکستان: «تنش کنونی با کابل نیز تا حدی امتداد همین رویکرد هندمحور است. چرا که رژیم طالبان در حال نزدیک‌شدن به دهلی‌نو است و این موضوع اسلام‌آباد را خشمگین کرده است. از همین رو، در نقش پاکستان به عنوان یک میانجی صلح جهانی تناقض وجود دارد.»

واکنش‌های متفاوت به فشارهای متفاوت

اما فاطمه امان، کارشناس روابط ایران و پاکستان و پژوهشگر ارشد شورای آتلانتیک معتقد است، اگرچه که ممکن است در نگاه اول نقش پاکستان در میانجی‌گری میان آمریکا و ایران و در عین حال روابط خصمانه‌اش با کابل و دهلی‌نو تناقض‌آمیز به نظر برسد، اما در واقع این وضعیت “واکنش‌های متفاوت به فشارهای متفاوت” محسوب می‌شود.

او به دویچه‌ وله گفت: «در حالی که میانجی‌گری در تنش‌های بین آمریکا و ایران برای پاکستان فضای دیپلماتیک ایجاد می‌کند، مدیریت افغانستان بیشتر به مسئله ثبات مربوط است. این رویکرد بیانگر محدودیت‌ است و نه یک استاندارد دوگانه. پاکستان به دنبال نقش‌آفرینی منطقه‌ای است، اما با مشکلاتی مواجه است که به‌راحتی قابل حل نیستند.»

از نظر امان این وضعیت “آن‌قدرها هم که به نظر می‌رسد متناقض نیست”: «پاکستان در حال مواجهه با دو واقعیت متفاوت است. روابطش با ایران و آمریکا بیشتر با دیپلماسی و حفظ جایگاه بین‌المللی با ریسک کم مرتبط است. اما افغانستان یک دغدغه امنیتی فوری محسوب می‌شود که با شبه‌نظامی‌گری، بی‌ثباتی مرزی و فشارهای داخلی گره خورده است.»

بنابراین، این مسئله به گمان این کارشناس، “کمتر یک تناقض و بیشتر یک رویکرد دو‌سطحی” به حساب می‌‌آید: نفوذ در خارج و کنترل در داخل.

رضا رومی، تحلیلگر سیاسی، نیز با این دیدگاه موافق است. از نظر او، تعامل اسلام‌آباد با بحران آمریکا–ایران و تنش‌هایش با افغانستان در چارچوب‌های متفاوتی صورت می‌گیرد: «مورد اول دیپلماسی کم‌ریسکی است که پاکستان می‌تواند در آن نقش تسهیل‌گر ایفا کند؛ اما مورد دوم یک چالش امنیتی فوری است که از شبه‌نظامی‌گری و بی‌ثباتی مرزی ناشی می‌شود. این رویکرد در یک مورد بازتاب ضرورت و فرصت و در مورد دیگر نتیجه نزدیکی جغرافیایی و آسیب‌پذیری است.»

او در گفت‌وگو با دویچه‌ وله روشن ساخت: «آنچه به‌ظاهر یک تناقض به نظر می‌رسد، در واقع الزامات متفاوت سیاست‌گذاری است و دولت‌ها سیاست‌های خود را بر اساس جغرافیا، تهدیدها و اهرم‌های فشار تنظیم می‌کنند.»

به گفته رومی، پاکستان می‌تواند بدون خطرپذیری مستقیم در موضوع آمریکا و ایران به تلاش دیپلماتیک دست بزند، اما این کشور در رابطه با افغانستان به دلیل نگرانی‌های فعال امنیتی نیاز به رویکردی متفاوت دارد.

ناآرامی‌های داخلی

کارشناسان همچنین به حزب تحریک انصاف پاکستان (PTI) به رهبری عمران خان، نخست‌وزیر سابق این کشور و عملیات نظامی علیه شبه‌نظامیان در ایالت‌های بلوچستان و خیبر پختونخوا در شمال غربی پاکستان اشاره می‌کنند.

آن‌ها معتقدند که حل مناقشات داخلی می‌تواند تصویر حکومت پاکستان را به عنوان نهادی که گفت‌وگو را بر توسل به زور ترجیح می‌دهد پررنگ‌تر سازد.

فاروق سلهریا، تحلیل‌گر سیاسی پاکستان در این باره به دویچه وله گفته است: «صلح و آشتی در بلوچستان و خیبر پختونخوا ضروری است. برای آن که پاکستان بتواند خود را به عنوان میانجی صلح جهان معرفی کند، وجود یک دموکراسی کارآمد حیاتی است. با این همه، چنین تغییری در شرایط کنونی بسیار بعید به نظر می‌آید.»

او زندانی شدن عمران خان را “ضددموکراتیک” نامید و افزود: «سیاست خارجی بازتاب سیاست داخلی است.»

رضا رومی نیز معتقد است که پاکستان با “محدودیت‌های ساختاری” در مواجهه با مسائل پیچیده روبه‌روست و اقدامات اسلام‌آباد “بیش از آن‌که نتیجه انتخاب باشد، حاصل محدودیت‌های محیط استراتژیک آن است

شهروندی پسر علی شمخانی را لغو شد

 دومینیکا، شهروندی پسر علی شمخانی را لغو کرد




پس از آنکه دومینیکا، شهروندی پسر علی شمخانی را لغو کرد؛ او را به پنهان کردن روابط سیاسی پدرش برای به دست آوردن «گذرنامه طلایی» متهم کرد.

این اقدام در پی تحقیقات یک سازمان غیر دولتی ایالات متحده که روزنامه‌ نگاری تحقیقی را ترویج می‌دهد، صورت گرفت.

تحقیقات «آسی‌سی‌آر‌پی» (OCCRP) نشان داد ابوالفضل شمخانی و برادرش، حسین شمخانی، غول نفتی تحریم‌شده، از نام‌های مستعار دومینیکایی برای داشتن یک مجموعه املاک و مستغلات لوکس در دبی به ارزش تقریبی ۲۹ میلیون دلار استفاده کرده‌اند.

بنا بر گزارش‌ها، دارن پینارد، وزیر کار دومینیکا در نامه‌ای به ابوالفضل شمخانی اطلاع داده است که شهروندی او که با نام مستعار «سامی هایک» اعطا شده بود «فورا لغو می‌شود».

به گفته پینارد شمخانی شهروندی خود را در سال ۲۰۲۰ از طریق «پنهان کردن یک واقعیت مادی» به دست آورده است. به طور خاص، او فاش نکرده بود که پدرش، علی شمخانی، دارای سمت مهمی در جمهوری اسلامی ایران بوده است.

این کشور در اقدام مشابهی است در سال ۲۰۲۵ تابعیت برادر ابوالفضل، حسین شمخانی، را لغو کردند.



نسبت به مصرف بدون نسخه دارو

 هشدار نسبت به مصرف بدون نسخه داروهای مسکن‌




مدیرکل دفتر نظارت و پایش مصرف فرآورده‌های سلامت:
▫️ایبوپروفن و سایر داروهای ضدالتهاب غیراستروئیدی به رغم کارایی مناسب در تسکین درد در صورت مصرف نادرست می‌توانند عوارض جدی به همراه داشته باشند.

▫️عوارض گوارشی از جمله زخم معده و خونریزی گوارشی از شایع‌ترین پیامدهای مصرف خودسرانه این گروه دارویی است.

▫️افزایش خطر سکته قلبی و مغزی نارسایی حاد کلیه و واکنش‌های آلرژیک شدید از جمله عوارضی است که در مصرف دوزهای بالا و بدون نظارت پزشک مشاهده می‌شود.

▫️سرکوب درد و پنهان شدن علائم بیماری زمینه‌ای می‌تواند منجر به تأخیر در تشخیص به‌موقع و از دست رفتن فرصت طلایی درمان شود. 

حضور زنان در یگان‌های نظامی و دفاعی

 

حضور زنان در یگان‌های نظامی و دفاعی


​در دهه‌های اخیر، نقش زنان در ساختار نظامی ایران در مواجهه با تهدیدات خارجی (از جمله آمریکا) تغییر کرده است.

  • آموزش‌های نظامی: زنان در گردان‌های کوثر و الزهرا (س) زیر نظر بسیج، آموزش‌های دفاعی و رزمی می‌بینند تا در صورت بروز جنگ احتمالی، در لایه‌های دفاع شهری و پشتیبانی فعال باشند.
  • توان پدافندی و پهپادی: در سال‌های اخیر، گزارش‌هایی از حضور زنان متخصص در صنایع دفاعی و بخش‌های هدایت پهپادی منتشر شده است که مستقیماً در تقابل‌های تکنولوژیک با نیروهای فرامنطقه‌ای نقش دارند.

​۲. جنگ روایت‌ها و دیپلماسی عمومی

​بخش بزرگی از نبرد ایران و آمریکا در حوزه رسانه و سیاست می‌گذرد. زنان ایرانی در این جبهه نقشی کلیدی ایفا کرده‌اند:

  • فعالیت رسانه‌ای: خبرنگاران و مستندسازان زنی که با حضور در مناطق بحرانی (مانند خلیج فارس)، روایت‌های داخلی را در برابر روایت‌های رسانه‌های غربی بازتاب می‌دهند.
  • زنان در عرصه دیپلماسی: حضور زنان در تیم‌های مذاکره‌کننده یا به عنوان سخنگو و سفیر، بخشی از تلاش ایران برای تغییر چهره خود در برابر فشارهای سیاسی آمریکا بوده است.

​۳. مقاومت در برابر تحریم‌ها (جنگ اقتصادی)

​بسیاری از تحلیل‌گران، تحریم‌های سنگین آمریکا را «جنگ اقتصادی» می‌نامند. در این میدان، زنان به عنوان مدیران اقتصاد خانواده یا کارآفرینان، نقش «خط مقدم» را داشته‌اند:

  • مدیریت مصرف: تلاش برای حفظ ثبات خانواده در شرایط تورم ناشی از تحریم.
  • کارآفرینی بومی: گسترش مشاغل خانگی و صنایع دستی برای کاهش وابستگی به کالاهای وارداتی و مقابله با فشارهای ارزی.

​۴. چالش‌ها و نگاه‌های متفاوت

​باید به این نکته هم اشاره کرد که جامعه زنان ایران یکپارچه نیست. در حالی که بخشی از زنان بر اساس باورهای ایدئولوژیک در صف اول «مبارزه با استکبار» (شعار رسمی علیه آمریکا) قرار دارند، بخش دیگری از زنان مطالبات متفاوتی دارند و معتقدند تنش‌های بین‌المللی بر حقوق مدنی و رفاه آن‌ها تاثیر منفی گذاشته است.

نکته تاریخی: اگر منظور شما حضور زنان در جنگ ایران و عراق (که آمریکا در آن دوران از عراق حمایت می‌کرد) باشد، نقش آن‌ها بسیار گسترده‌تر بود؛ از امدادگری در خط مقدم و تک‌تیراندازی (مثل سیده مریم امجد در خرمشهر) تا پشتیبانی در پشت جبهه

«دو روز شگفت‌انگیز» جنگ ایران

 یک هیئت پاکستانی به رهبری عاصم منیر، فرمانده ارتش، برای رساندن پیام جدیدی از واشنگتن و بحث در مورد دور دوم مذاکرات وارد تهران شده است




شاخه رسانه‌ای ارتش پاکستان اعلام کرد که محسن نقوی، وزیر کشور، نیز «به عنوان بخشی از تلاش‌های میانجیگری مداوم» در پایتخت ایران بوده است

ایران تأیید کرد که پس از شکست دور اول مذاکرات با آمریکا در اسلام آباد، طرفین از طریق پاکستان به گفتگو ادامه داده‌اند.

این اظهارات دیپلماتیک در حالی مطرح می‌شود که دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، به جهان گفته است که برای «دو روز شگفت‌انگیز» آماده باشند، زیرا جنگ با ایران نزدیک به پایان است.

اصلاح طلبان ناصالح (اکبر هاشمی رفسنجانی

 

اصلاح طلبان ناصالح (اکبر هاشمی رفسنجانی)


ایران عزیز‌. ۴۵ سال است که این رژیم با دو دست چپ و راست مردم را فریب می‌دهد. یک دستش اصولگرای تندرو و سرکوبگر دست دیگرش اصلاح طلب ناصالح و ریاکار.

این‌ها نه اصلاح طلب‌اند نه ناجی. بلکه نگهبانان همان سیستم فاسد غارتگر و ضدایرانی‌اند که کشور را به خاک و خون کشیده. شعار اصلاح از درون فقط یک دروغ بزرگ بوده برای مشروعیت‌بخشی به ولایت فقیه. ادامه سرکوب و حفظ سفره‌های رانت و فساد. و اگر بخواهیم ریشه این فساد سازمان‌یافته و مافیای اقتصادی را پیدا کنیم باید مستقیم برویم سراغ پدرخوانده اصلاح طلبان. اکبر هاشمی رفسنجانی. مردی که با عنوان سردار سازندگی وارد تاریخ شد اما در عمل سردار غارتگری و معمار مافیای خانوادگی بود. بیایید مفصل و بی پروا  هر آنچه از کارنامه سیاه او و خاندانش می‌دانیم رو کنیم. چون این آدم و خانواده‌اش نماد واقعی فساد ریشه‌دار در این نظام‌اند.

هاشمی رفسنجانی متولد ۱۳۱۳ و درگذشته ۱۳۹۵. از همان روزهای اول انقلاب یکی از ستون‌های اصلی و غیرقابل جایگزین نظام بود. رئیس مجلس اول. رئیس جمهور دو دوره از ۱۳۶۸ تا ۱۳۷۶. رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام. رئیس مجلس خبرگان رهبری و ده‌ها سمت کلیدی دیگر. اما پشت همه این عناوین مقدس یک امپراتوری اقتصادی عظیم و تاریک ساخته شد که هنوز هم سایه سنگینش بر کل اقتصاد ایران افتاده. او و خانواده‌اش همیشه ادعا می‌کردند ثروتمون بعد از انقلاب کمتر شده. هاشمی خودش بارها تکرار می‌کرد که قبل از انقلاب ۲۰۰ تا ۳۰۰ قطعه زمین در قم داشته و حالا فقط ۲۰ قطعه مانده. اما مردم و رسانه‌های مستقل و گزارش‌های بین‌المللی این حرف‌ها را مسخره می‌دانستند. مجله فوربز در سال ۲۰۰۳ ثروت شخصی او را بیش از یک میلیارد دلار تخمین زد. رقمی نجومی برای آن دوران در ایران. شایعات اما خیلی بالاتر می‌رفتند. برخی منابع و گزارش‌های افشاگرانه می‌گفتند ثروت واقعی خانواده رفسنجانی به میلیاردها دلار رسیده. آن‌ها صاحب املاک لوکس در برج خلیفه دبی. هتل‌های گران‌قیمت. شرکت‌های صوری متعدد. بنیادهای عظیم و نفوذ کامل در بخش نفت. پتروشیمی. انبوه‌سازی و حتی دانشگاه آزاد اسلامی بودند که ارزشش را بین ۲۰ تا ۲۵ میلیارد دلار تخمین زده‌اند و عملاً به یک ماشین پولشویی خانوادگی تبدیل شده بود. 

هاشمی با شعار سازندگی بعد از جنگ تحمیلی آمد. خصوصی‌سازی‌های صوری. گرفتن وام‌های خارجی کلان. افزایش بی‌رویه نرخ ارز و سدسازی‌های عظیم و بی‌حساب. اما نتیجه واقعی‌اش چه بود. تورم نجومی که هنوز هم مردم از آن رنج می‌برند. شکاف طبقاتی وحشتناک و ایجاد شبکه‌های مافیایی طایفه‌ای که تا امروز ادامه دارد. منتقدان و گزارش‌های اقتصادی داخلی و خارجی می‌گویند سیاست‌های او دقیقاً بذر همان فساد ساختاری را کاشت که امروز همه جای اقتصاد ایران را گرفته. طبق محاسبات شفافیت بین‌الملل و برخی گزارش‌های داخلی. فساد اقتصادی در دولت او روزانه حدود ۲۳۹ هزار دلار بوده. رقمی که پایه بسیاری از غارت‌های بعدی شد و هنوز هم ادامه دارد. سدسازی‌های بی‌رویه‌اش هم فاجعه زیست‌محیطی عظیمی به بار آورد. دریاچه ارومیه خشک شد. رودخانه‌ها مردند. اما برای هاشمی مهم نبود. مهم فقط حفظ قدرت و پر کردن جیب خودش و اطرافیان بود. شایعات می‌گفتند حتی اعلام اولیه‌اش درباره ۱۰ میلیارد دلار ذخیره ارزی بعد از انقلاب هم بخشی از یک بازی بزرگ بوده تا مردم فکر کنند رژیم ثروتمند است. در حالی که بعداً گزارش‌ها نشان داد ذخایر واقعی خیلی بیشتر بوده و بخش عظیمی از آن ناپدید شده و به جیب مافیای خانوادگی و بنیادها رفته.

مافیای خانوادگی. فرزندان و غارت اموال عمومی.  

اینجا داستان واقعاً کثیف و شرم‌آور می‌شود. خانواده هاشمی به مافیای اقتصادی و حتی اختاپوس معروف شد. لقبی که برخی اصولگرایان مثل حمید رسایی به آن‌ها دادند و خانواده هم شکایت کردند اما هیچ‌وقت نتوانستند تکذیب کنند.  

مهدی هاشمی رفسنجانی. پسر سوم. معروف‌ترین و بدنام‌ترین پرونده فسادش مربوط به دریافت رشوه‌های کلان از شرکت‌های نفتی اروپایی برای قراردادهای پارس جنوبی است. شرکت نروژی Statoil بیش از ۱۵ میلیون دلار رشوه از طریق شرکت صوری Horton Investments که مستقیماً کنترل‌شده توسط مهدی بود پرداخت کرد. دادگاه‌های نروژ و فرانسه این پرونده را کامل بررسی کردند. شرکت فرانسوی Total هم درگیر بود و در سال ۲۰۱۸ دادگاه پاریس Total را به خاطر فساد مقام عمومی خارجی محکوم کرد. در ایران خود مهدی به ۱۰ یا ۱۵ سال زندان برای اختلاس. ارتشا و جرایم امنیتی محکوم شد. هرچند بعداً با حکم مشروط آزاد شد. شایعات اما خیلی بدتر و گسترده‌تر بودند. می‌گفتند او شریک مستقیم هتل‌های لوکس دبی مثل هتل ۲۰۰ و ویلاهای ساحل جمیره بوده. ثروتش افسانه‌ای است و حلقه اصلی همه رانت‌های نفتی و پتروشیمی در دهه‌های ۷۰ و ۸۰ بوده.  

محسن هاشمی رفسنجانی. پسر ارشد. که رئیس شورای شهر تهران شد و مترو ساخت. اما شایعات و گزارش‌ها از کنترل شرکت‌ها و بنیادهای عظیم داخل و خارج کشور حرف می‌زنند. املاک و سرمایه‌گذاری‌های میلیاردی او در دبی و ایران. حتی گفته می‌شد هلدینگ‌ها و بنیادهای مرتبط با خانواده صدها میلیون تا میلیاردها دلار سرمایه دارند و عملاً اقتصاد را به جیب خودشان می‌ریزند.  

یاسر هاشمی رفسنجانی. پسر کوچک. املاک لوکس در دبی و معاملات ملکی عظیم در تهران. شایعات ثروت او را صدها میلیون دلار تخمین می‌زدند و برخی منابع ادعا می‌کردند او هم در شبکه رانت‌های خارجی دست داشته.  

فائزه هاشمی. دخترش که گاهی با ظاهر منتقد جلوه می‌کرد. اما خانواده‌اش از همه رانت‌های سیاسی و اقتصادی بهره می‌برد. شایعات حتی به ثروت افسانه‌ای همسر هاشمی. عفت مرعشی. هم کشیده می‌شد. برخی ویدیوها و گزارش‌های افشاگرانه ادعا می‌کردند املاک و دارایی‌های عظیمی در اختیار خانواده است که از بیت‌المال و رانت‌های دولتی تأمین شده.

هاشمی با نفوذ عمیق در بنیادها مثل بنیاد مستضعفان. شرکت‌های صوری متعدد و شبکه‌های فامیلی گسترده. اقتصاد کشور را به جیب خودش و اطرافیانش سرازیر کرد. حتی بعد از مرگش در ۱۳۹۵. اصلاح طلبان از او به عنوان عقل معاش و پدر اصلاحات یاد می‌کردند و خاتمی و روحانی بر سر قبرش اشک تمساح می‌ریختند. در حالی که مردم عادی از تورم وحشتناک. فقر گسترده و غارت بی‌رحمانه ناله می‌کردند. شایعات مرگ او هم بسیار زیاد بود. برخی می‌گفتند مرگ طبیعی نبوده و حتی به روحانی یا رقبای داخلی نسبت می‌دادند. اما هیچ‌وقت هیچ‌کدام ثابت نشد و فقط به عنوان یک شایعه تاریک در تاریخ این رژیم ماند.

نقش سیاسی تاریک. از ادامه جنگ تا قتل‌های زنجیره‌ای.  

هاشمی نه تنها اقتصاد را غارت کرد. بلکه در سیاست هم دستش به خون و دروغ آلوده بود. در دهه ۶۰. در تصمیمات کلیدی جنگ تحمیلی نقش مستقیم داشت. حتی بعد از فتح خرمشهر. ادامه جنگ را ترویج می‌داد و هزاران جوان ایرانی را به کام مرگ فرستاد. در دوران ریاست جمهوری‌اش. قتل‌های زنجیره‌ای روشنفکران و مخالفان مثل داریوش فروهر. پروانه اسکندر. مجید شریف و ده‌ها نفر دیگر رخ داد. هرچند مستقیماً متهم نشد. اما جو امنیتی سنگین و عدم برخورد جدی با قاتلان دقیقاً در زمان او حاکم بود. شایعات می‌گفتند وزارت اطلاعات تحت نفوذ مستقیم او یا اطرافیانش بوده و قتل‌ها برای ساکت کردن هر صدای انتقادی انجام شده. بعداً هم در ماجرای میکونوس. ترور مخالفان در آلمان. نام هاشمی به عنوان یکی از متهمان اصلی مطرح شد و دادگاه آلمان حکم غیابی صادر کرد.  

اوشاید خودش را  مستقیما اصلاح طلب نمی نامید اما همیشه خودش را عمل‌گرا و میانه‌رو نشان می‌داد. اما در عمل. نظام ولایت فقیه را با تمام قدرت حفظ کرد. سرکوب را مدیریت کرد و فقط وقتی منافع خودش و خانواده‌اش به خطر افتاد. کمی اصلاح طلب شد. مثل حمایت از جنبش سبز ۸۸. شایعات زیادی هم درباره نقش پنهان او در قدرت‌گیری خامنه‌ای یا اختلافات عمیق اما پوشیده با او وجود داشت. از افشاگری‌های پنهان درباره ثروت فرزندان خامنه‌ای گرفته تا فشارهای متقابل و بازی‌های پشت‌پرده قدرت.

هاشمی رفسنجانی نشان داد اصلاح از درون یعنی غارت از درون. مافیای خانوادگی‌اش. تورم سازندگی‌اش. رشوه‌های نفتی فرزندانش. ثروت افسانه‌ای‌شان. املاک دبی. هتل‌ها. بنیادها. دانشگاه آزاد و حتی شایعات بی‌پایان درباره قتل‌ها. مرگ مشکوک و شبکه‌های رانت بین‌المللی. همه سند زنده و محکم است بر این ادعا که شما هیچ‌وقت برای مردم نیامدید. فقط برای حفظ قدرت. پر کردن جیب‌هایتان و ادامه استبداد ولایت فقیه

هنربند های خائن

 

هنربند های خائن


در روزهای حمله مستقیم آمریکا و اسرائیل به ایران، وقتی بمب‌ها روی زیرساخت‌ها ریخت، مردم عادی زیر آوار ماندند، اقتصاد بیشتر فروپاشید و سران رژیم به سوراخ موش پناه بردند، عده‌ای از چهره‌های هنری که سال‌ها از امکانات نظام ارتزاق کرده‌اند، علناً سینه چاک دادند برای ولایت فقیه،

سپاه و مدافعان. این افراد نه هنرمند واقعی، بلکه هنربندهای خائنی هستند که با ژست وطن‌پرستی، ذلت و ناتوانی رژیم را پوشاندند.

مریلا زارعی، سارا حاتمی، پژمان جمشیدی، مجید واشقانی، فلامک جنیدی، پرویز پرستویی، علیرام نورایی، ستاره اسکندری، نیوشا ضیغمی، مهران رجبی، بهاره افشاری، آشا محرابی، گرشا رضایی، فریده سپاه‌منصور، سید جواد هاشمی، مریم سعادت، زهرا داودنژاد، جهانگیر الماسی، علی زندوکیلی، میثم ابراهیمی، پردیس احمدیه، جواد عزتی، محمدحسین مهدویان، محمدرضا شفاه، نرگس محمدی، ملیکا زارعی، مهران غفوریان و بسیاری دیگر از بازیگران، خوانندگان و چهره‌های هنری که با پست، استوری، حضور در هلال احمر، تجمع یا رجزخوانی، از رژیم دفاع کردند.

این لیست کامل نیست.از این پاچه‌خوارها زیادن که برای حفظ موقعیت‌شان، جون و آبروی خود را به بیت رهبری فروخته‌اند.

 برای نمونه مجید واشقانی: توجیه‌گر شکست با رجز موشکی

مجید واشقانی در مناظره و مصاحبه‌های متعدد با رسانه‌های حکومتی، پرتاب موشک‌های رژیم را «سوپاپ اطمینان مردم» نامید و گفت اگر مردم این موشک‌ها را نمی‌دیدند، «روز سوم در خیابان‌ها بودند». او با افتخار اعلام کرد که دوست دارد وقتی می‌گوید ایرانی است، بشنود «آهان، همان کشوری که می‌زد!» نه اینکه بگویند آخی، همان‌هایی که فقط خوردند! 

این حرف‌ها در شرایطی زده شد که حمله دشمن، ناتوانی کامل رژیم در دفاع از آسمان کشور، غارت بیت‌المال طی دهه‌ها و ماجراجویی‌های خارجی را آشکار کرد. واشقانی به جای دیدن ریشه فساد و بی‌کفایتی، تلاش کرد شکست را به «حیثیت ملی» تبدیل کند و جنگ را نه با حکومت، بلکه با «خود مردم» بداند. این توجیه دقیقاً خط تبلیغاتی صدا و سیماست که مردم را شریک جرم ناکارآمدی رژیم می‌کند.

فلامک جنیدی: نفرین ابدی از امن لندن

فلامک جنیدی، بازیگر سریال‌های مهران مدیری که سال‌هاست در لندن زندگی امن دارد، پستی پر از نفرت منتشر کرد: «نفرین و ننگ و شرم تا لحظه مرگتان و تا ابد با شماست که طالب حمله نظامی به ایران بودید. و شرم بر من که از شما ترسیدم و توانستید خفه‌ام کنید.» او حتی در تجمع حامیان «ایران» در لندن شرکت کرد و پلاکاردی با تصویر مصدق در دست گرفت.

این ژست ملی‌گرایانه، در حقیقت سوءاستفاده از نمادهای تاریخی برای legitimizing همان نظامی است که مصدق را سرنگون کرد. جنیدی به جای محکومیت سرکوب، فساد بیت و غارت نفت، صدای مردم داخل را که زیر جنگ و فشار دوچندان له شده‌اند، هدف قرار داد. از لندن نفرین می‌فرستد، اما یک کلمه در مورد شرم چهل و اندی سال جنایت، اعدام و حجاب اجباری نمی‌گوید.

از کجا آب می‌خورند؟ پاچه‌خاری سیستماتیک برای حضور در جامعه هنری

حالا که این هنربندها در جامعه هنری اینقدر حضور پررنگ دارند و هنوز مجوز فیلم، سریال، کنسرت و تبلیغات می‌گیرند، باید پرسید منبع آب‌خوردنشان دقیقاً کجاست؟ پاسخ روشن است: پاچه‌خاری از رژیم و بیت رهبری.

بسیاری از این چهره‌ها سال‌ها با رانت مستقیم یا غیرمستقیم وزارت ارشاد، سازمان صدا و سیما و نهادهای وابسته به بیت، نان خورده‌اند. مجوز کنسرت، پخش فیلم در شبکه‌های حکومتی، نقش در سریال‌های تلویزیونی، تبلیغات دولتی، سفرهای خارجی با حمایت نهادها و حتی خانه و امکانات لوکس، همه از جیب بیت‌المال و نفت دزدیده‌شده مردم تأمین می‌شود. در ازای این رانت‌ها، در بزنگاه‌های حساس مثل جنگ اخیر، باید سینه چاک دهند و ذلت رژیم را با ژست «وطن‌پرستی» بپوشانند.

اگر کسی جرأت کند صدای مردم شود یا در اعتراضات سکوت نکند، سریع مجوزها قطع می‌شود، فیلم‌ها توقیف، کنسرت‌ها لغو و حتی پرونده قضایی تشکیل می‌شود. اما این هنربندها چون خوب پاچه‌خاری کرده‌اند، هنوز در جشنواره‌ها، صفحه تلویزیون و اینستاگرام‌شان فعالند. حضور پررنگ‌شان در جامعه هنری امروز، نه نشانه talent یا محبوبیت واقعی، بلکه نشانه وابستگی عمیق به سیستم فاسد است. آن‌ها می‌دانند بدون حمایت ولایت فقیه، جایی در این بازار رانت‌زده ندارند. برای همین در روزهای سخت، به جای کنار مردم ایستادن، به دفاع از همان نظامی برمی‌خیزند که ایران را به مرز فروپاشی کشانده.

این پاچه‌خاری، خیانت آشکار به ملت است. مردم ایران دیگر فریب این ژست‌ها را نمی‌خورند. هنرمند واقعی کسی است که در سخت‌ترین لحظات، حقیقت را فریاد بزند، نه اینکه برای حفظ رانت و مجوز، ذلت نظام را با کلمات قشنگ بپوشاند.

ای کاش می دانستند مردم فراموش نخواهند

آیا پاکستان در جنگ ایران و آمریکا واقعا منادی صلح است

  آیا پاکستان در جنگ ایران و آمریکا واقعا منادی صلح است؟ این روزها پاکستان به خاطر نقشی که در جنگ ایران ایفا می‌کند مورد تحسین قرار گرفته اس...